Jump to ratings and reviews
Rate this book

اتوبوس نامه

Rate this book
آدمهای دنيا دو دسته اند: يكی آنهايی كه هر روز از پارك سوار آزادی رد می شوند ، يكی آنهايی كه رد نمی شوند.
تا به حال بوق يك اتوبوس آبی شهرك انديشه آزادی يا سر آسياب آزادی را از نزديك شنيده ای؟ نه چون تا به حال نخواسته ای از بين دو تا اتوبوسی كه در يك صف طويل ايستاده اند و راننده هايی دارند كه همه گرمشان است و خسته اند رد شوی .تا به حال پانزده ، شانزده تا انسان ِ نمی دانم شريف يا غير شريف كه روی لباسهايشان عكس داريوش و لئوناردو و دكاپريو است و شلوارهای كلی جيب دارشان را با كمربندهای قرمز دور كمرهايشان بسته اند در جهت مخالف تو درست در لاين حركت تو راه رفته اند

ebook

First published January 1, 2008

11 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (50%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
4 (50%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Sara Alaee.
208 reviews201 followers
February 23, 2015
بگذریم از این که چقدر با خوندن این کتاب یاد مترو سواری های اعصاب خردکن و از این ور به اون ور رفتنای زجرآور خودم با همه جور وسیله نقلیه ی بی در و پیکر موجود و داغون دیگه افتادم و این که احتمالا اگه قرار بود مسابقه ای چیزی برگزار شه من جزو برنده ها بودم چون عدد مسافتی که تا حالا طی کردم از چند بار دور زدن دور کره ی زمین خودمون بیشتر شده (جایزه م یه دور سواری مجانی دیگه!) ... خلاصه این کتاب جالب بود؛ داستان اتوبوس یا اتوبوسنامه. خیلی آشنا!

"
الان که دارم اينها رو می نويسم توی اتوبوسم. توی يك اتوبوس نسبتا خلوت. يعنی قسمت عقب اتوبوس خلوت است، اصلا نوشتن اين جمله لزومي نداشت ولی نوشتمش . . . خوب آدم گاهی يك اشتباهاتی می کنه ديگه.
معمولا آدم در يك زمانهايی اشتباه می کنه. به نظر من اشتباه چيزی نيست که بشود در يك زمانی که متعلق به آن است عوضش کرد . يعنی در واقع آن زمان خاص اصلا خود زاينده اشتباه است. يعنی کاريش نمی شود بكنی. مثلا در لحظه ای که من آن جمله غير لازم را نوشتم (غیر لازم نه به معنای متعدی، به معنای فقط غير لازم) هيچ جمله مهم و جالبی نمی شد بنويسی . يعنی زمان آن جمله مزخرف (یعنی قسمت عقب اتوبوس خلوت است) را با خودش آورده. آن لحظه شايد هر چيز ديگری برايم می آورد اشتباه بود. می دانيد شايد من هم متعدی باشم (متعدی به معنای غير لازم) که يك زمانی اشتباهی من را با خودش آورده توی اين اتوبوس. من معذرت می خواهم از همه اهالی اتوبوس و خودم را لايق نشستن روی اين صندلی نمی دانم .
"
Profile Image for Sara.g.
21 reviews24 followers
August 25, 2010
تعاس ٣:١٥ . يكی توی اتوبوس از من پرسيد: ببخشيد خانوم ساعتتون چنده؟ من
بهش گفتم ساعت ٣:٢٠ دقيقه، بعد ساعت ٣:٢٠ دقيقه يكی از من پرسيد عذر می خوام
ساعت چنده؟ گفتم ٣:١٥ دقيقه. الان ساعت ٣:٢٥ دقيقه است و من خوشحالم آه
توانستم ادامه زندگی دو نفر را ٥ دقيقه به عقب و جلو ببرم، آاش ديگر هيچ وقت به
ساعت نگاه نكنند آنوقت تمام زندگيشان را با من تنظيم آرده اند

جالبترين قسمت كتاب براي من
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.