این کتاب نگاهی متفاوت به زندگی و آثار مهم نیچه دارد و در آن نویسنده با اشاره به اسطورههای یونان باستان و گوشههایی از زندگی این فیلسوف بزرگ قرن نوزدهم اروپا و به ویژه موضوعات روانکاوانه، میکوشد تفسیری جدید از زندگی او را در اختیار خوانندگان قرار دهد.
دربارۀ کتاب «این است نیچه» نوشتۀ گونتر شولته، ترجمۀ سعید فیروزآبادی
بیتردید این کتاب ضعیفترین کتاب دربارۀ اندیشه نیچه است که تا کنون بدان برخوردهام. به طور کلی محتوای کتاب و مقصود نویسنده ناروشن و گنگ است و با وجود اینکه تقریبا نیمی از کتاب را خواندم، به واقع هیچ چیزی از آن نفهمیدم! نویسنده گاه و بیگاه بخشهایی از نوشتههای نیچه و به ویژه نامههای او را نقل کرده و به باور خودش از آنها نتایجی گرفته است. نتایجی که در بیشتر موارد اساسا نامفهوم و ناروشن است و گهگاه نیز که قابل فهم است به کلی نامربوط و پرت به نظر میرسد (یا دستِ کم من اینگونه احساس کردم). تا بدانجا که من فهمیدم، تمام تلاش نویسنده این است که با بررسی رویدادهای شخصی زندگی نیچه و روابط او با دیگران و به ویژه نامههای او نشان دهد که نیچه دچار مشکلات جنسی بوده و تمام اندیشه و فلسفۀ او نیز از همین مشکلاتِ جنسی او و به ویژه گرایشات همجنسخواهانه او و مشکلات روانی او ریشه گرفته است! نویسنده در مقدمه می نویسد:ا
آیا میشود پی برد که نخستین تماس تأثیرگذار جنسی او [نیچه] با چه کسی بوده است؟ آیا این تماس مطابق میل خودش بوده یا به اجبار انجام شده است؟ آیا سوءاستفادۀ جنسی یا اغفال بوده است؟ آیا فراموشی این دوره و سکوت آشکار در آن باره به همین دلیل نیست؟ شاید کسانی که مشتاق فلسفۀ نیچه بودهاند، از این مقدمه سرخورده شوند و بگویند: «آیا نمیتوان بدون توجه به مسائل جنسی به این فلسفه پی برد؟». پاسخ این ایت که بنابر نظر خود نیچه چنین کاری ناممکن است. ولی نه او، بلکه ما ناگزیریم به این موضوع توجه کنیم
از این رو چنین مینماید که در این کتاب هدف نویسنده این است که با بررسی زندگی شخصی نیچه و مسائل جنسی و مشکلات روانی او به تحلیل اندیشههای نیچه بپردازد و احتمالا تحلیلی روانکاوانه از ایدههای نیچه به دست دهد و سرمنشا این ایدهها را در مسائل و مشکلات جنسی زندگیِ نیچه بجوید!ا
البته به باور من تحلیل روانکاوانۀ یک فیلسوف و رهگیری ریشههای اندیشه او در مسائل شخصی یا روانی او به خودی خود کار اشتباهی نیست و چه بسا که بسیار روشنگر، آموزنده و جذاب هم باشد. چرا که اساسا اندیشه و فلسفۀ یک فیلسوف را نمیتوان از خودِ او و زندگی او جدا کرد. البته باید توجه داشته باشیم که از این «تحلیل روانکاوانه» نتایج نادرست نگیریم! برای نمونه گیرم که در تحلیل روانکاوانۀ یک فیلسوف به این نتیجه رسیدیم که فلان ایدۀ او ناشی از چنان مشکل روانی او بوده است! اکنون آیا این امردلیلی بر نادرستیِ آن ایده و بیارزش بودنِ آن است؟ هرگز! چرا که تحلیل روانکاوانۀ ما در بهترین حالت صرفا چگونگی رسیدنِ آن فیلسوف به فلان ایده و علل شکلگیری آن ایده در اندیشه فیلسوف را توضیح میدهد! همین و بس! و از این رو نه میتواند سنجهای برای درستی یا نادرستی آن ایده باشد و نه سنجهای برای ارزشمندی یا بیارزش بودنِ آن.ا
اما گذشته از این، به باور من در این کتاب خاص، نویسنده حتی در این مسیر، یعنی در تحلیل روانیِ نیچه نیز کاملا ناموفق بوده است و در این مسیر بسیار گنگ و نامشخص و نامفهوم حرکت کرده است! به گونهای که اساسا نه خط کلی حرکت نویسنده روشن است و نه چند و چون استدلالها و نتیجهگیریهای او. از محتوای کتاب که بگذریم، ترجمه کتاب هم به شدت گنگ و نامفهوم است و بخش عمدهای از جملهها و عبارتهای کتاب به معنای دقیق کلمه بیمعنا و بیسروته هستند! حال اینکه این ایرادات ناشی از ضعف مترجم بوده یا متن اصلی، من نمیدانم! اما این را میدانم که این کتاب ضعیفترین کتاب دربارۀ اندیشه نیچه است که تا کنون بدان برخوردهام و ازا ین رو آن را نیمهتمام رها خواهم کرد و حساب نویسنده و مترجم را به کرامالکاتبین حوالت خواهم داد. تمام
علارغم متن نامفهوم و بسیار از همگسیخته کتاب، یادداشتهای مفصلی از کتاب برداشتم که امیدوارم بعدها بیشتر درموردشان بخوانم. از آنجا که هدف نویسنده تحلیل آثار نیچه بوده طبیعیست که از اول تا آخر با رفرنسهای بیشماری روبه رو باشیم اما بشخصه بیشتر سعی نگارنده را در تحلیل روانی نیچه دیدم که گاه به نتیجهگیری های عجیب غریبی رسیده بود. در نهایت هم به هیچ وجه مشخص نبود دلیل نویسنده برای این نتایج چیست.
از نمایشگاه اخیر خریدمش. نمیدانم چطور شد که فکر کردم معرفی خوبی برای نیچه خواهد بود. شاید تصویر جلدش که خوبست هم موثر بود. فقط نمیدانم چرا این ریویو های گودریدز را نخواندم و خریدم. ریویو ها میگویند کتاب به غایت مزخرف است. خیلی با خودم کلنجار رفتم که کتاب را چه کنم؟ شورم برای خواندن مطالبی از نیچه را چه کنم؟ آخرش گفتم که میگویند"اموزنده خوب کسی است که از مطلب بد هم یاد بگیرد" این را گفتم و کتاب را شروع کردم ولی نمی شود آقا واقعا بد است انگار طرف خواسته نیچه را بزند، گفته کتابی بنویسم و با کلماتی نا مفهوم به او فحش دهم و تخریبش کنم. واقعا چته جناب نویسنده؟ کتاب رسما یک نفرت پراکنی خالص است. پرت و پلا. غیر قابل فهم. خدا ان سایتی که منابع مناسب برای غور در نیچه را خیر ندهد. و نیز گران بودن کتابهای دیگر را ! یاد این افتادم که می گویند، در ابتدای خوانش هر متفکری، هر سنتی، هر ... ابتدا تیغ نقد خود را غلاف کنید، حرف طرف را بفهمید، و سپس نقدش کنید، خواستید قبول کنید یا نکنید. اما این کتاب از ابتدا سبیل نیچه را گرفته و از این طرف به آن طرف می کوبد (کاری که جری با تام کرد)
آه، شاید بسراغ کتاب یاسپرس رفتم بعد تعطیلات، اگر کسی تا اینجای متنم رسیده و نیچه یاسپرس را خوانده لطفا بگوید ایا تفسیری است قابل اتکا و ارزش خواندن دارد؟