آذردخت بهرامی متولد۱۳۴۵ از شاگردای هوشنگ گلشیری بوده. مجموعهی شبهای چهارشنبه شامل هشت قصهست که درون مایه اکثر کارها مسائل جنسی، شک و خیانته. بهرامی اما با چیره دستی و استفاده از تکنیک درست، قصههای خیلی خوب و خوندنیای از دل این مضامین تکراری ارائه میده.
تمام کتاب یک طرف, داستان آخرش یک طرف. داستان قله یکی از بهترین داستان کوتاه هایی است که دراین چندساله خوانده ام.یک داستان اروتیک در فضایی سمبلیک بدون استفاده از پورنوگرافی.. هرچه بخوانی بیشتر کشفش می کنی. لایه لایه لایه و عمیق..
با "شب های چهارشنبه"، نه، نمی شود بگویم با "صفیه" به زمانی رفتم که نبودم با "گربه لیدا..." دلم برای "زن بودن" سوخت با "کالُمه" به وجد آمدم با "بی دلیل" توی دلم داد زدم با "جمع کل" اشک ریختم با "بی قرار" _ این را نمی دانم با "قله" به خودم رسیدم این آخری را زندگی کرده بودم قله شعر بود و نفس نفس می زد قله هم آغوشی بود و عشق بازی
يه مجموعه داستان تكان دهنده در مورد زن و زنانگى. هر داستان با داستان بعدى از منظر ادبى كلى تفاوت داره ، جورى كه آدم فكر ميكنه حتى نويسنده هر داستان فردى جداگانه اس.
جزو ضعیفترین مجموعه داستانهایی بود که خوندم فقط داستان شبهای چهارشنبهش رو دوست داشتم شاید 8 سال پیش این داستانهای مبهم با این طرز بیان برنده جایزههای مختلف میشدن ولی چیزی که من میبینم الان هیچ حرفی برای گفتن نداره
می روم چون عاشقش هستم . چون می خواهم بداند که عاشقی مثل من پیدا نمی کند . شما فعلا برایش تازگی دارید ،ولی نمی توانید مثل من باشید . چون همه ی لحظه های بغل کردن ، بوییدن و عشق ورزیدنش را پر کرده ام . شما نمی توانید جور تازه ای بغلش کنید . به او ثابت کرده ام هیچ کس نمی تواند به پای شیفتگی من برسد . مطمئن باشید خودتان را هم بکشید ، هیچ جور نمی توانید او را بغل کنید که من صد بار بغل نکرده باشم . شرط می بندم نمی توانید وقتی نشسته و روزنامه می خواند ،آهسته از بالای سرش خم شویدو ببوسیدش و بلافاصله کله معلق بزنید و بنشینید توی بغلش و روزنامه ی له شده اش را به کناری پرت کنید و لبخند نشسته بر لبش را با بوسه ای طولانی ، بر لبتان بدوزید . شما حتی نمی توانید به او بگویید دوستت دارم چون به هر لحن و هر لهجه و هر زبانی که بگویید ،به یاد من می افتد . شما خیلی زودتر از من برایش کهنه می شوید بلکه بدتر از آن ترحم انگیز خواهید شد
کتاب لاغر خانم بهرامی را دوست داشتم. داستان ها در فاصله سالهای هفتاد تا هفتاد و پنج نوشته شده اما گویا تا اولین چاپش ده سالی زمان برده. جالب اینکه سانسور زیادی در کتاب نمی بینیم گویا وزارت ارشاد آن موقع خیلی سختگیر نبوده شاید هن از دستشان در رفته اما به نظرم فضای نشر از الان آزادتر عمل می کرده. چاپ اول سال هشتاد است و با قیمتی که الان به خواب و رویا می ماند. ۱۳۰۰ تومان! به هرجهت نمی شد گفت کتاب خارق العاده ای است و در حافظه ام ثبت خواهد شد اما چند نکته اش جذاب بود حداقل برای من! - روایت ها همگی زنانه اند و به پریشان حالی و سردرگمی زن جامعه پس از انقلاب توجه دارد.
- سبک نوشتن جملات روزنامه ای است . کوتاه و موجز. کاملا مشخص است که نویسنده روزنامه نگار است.
- زاویه دید داستان ها جذاب است و پرشی که در راویت ایجاد می کند داستان را از حالت خطی در می آورد. - شیوه روایت داستان با نوعی پیچیدگی بیان می شود از آن پیچیدگی ها که فکر و ذهن خواننده را درگیر می کند. دست نویسنده، راوی و شخصیت ها تا لحظات پایانی داستان ها رو نمی شود. - خواننده به معنای واقعی با داستان کوتاه طرف است. یعنی بدون حاشیه، بدون زیاده گویی و با تمام المان هایی که یک داستان کوتاه می تواند داشته باشد.
و اما.... پرداخت شخصیت ها می توانست بهتر باشد، می توانستند بیشتر صیقل یابند. عنوان برخی از داستان ها می توانست بهتر انتخاب شود و داستان را جذاب تر کند. دوست دارم کتاب های دیگری هم از این نویسنده بخوانم.
از آنجایی که امسال با خودم قرار گذاشتم تا جایی که ممکن است کتابهای خوانده نشده کتابخانه خانه را مطالعه کنم، این کتاب را که هدیه یکی از دوستانم به مناسبت تولدم در سال ۸۷ بود را انتخاب کردم و خواندم.
کتاب شامل هشت داستان کوتاه بود که من از سه داستان آن بیشتر از بقیه خوشم آمد: "گربه لیدا، نانوایی، تیر چراغ برق"، "جمع کل" و "شبهای چهارشنبه".
کل داستانهای کتاب حول محور زنان و به ویژه زنان عاشق میچرخید. یک سری ظرافتها و جزئیات مربوط به زنان توی داستانها بیان شده بود که در کمتر کتابی خوانده بودم و لذت بردم.
چند تا از داستانها را وقتی تمام میشد باید برمیگشتم و دو صفحه اولش را دوباره میخواندم، چون داستانها طوری شروع شده بود که دقیقاً مثل اینکه یک فیلم را از وسطش ببینی.
مجموعه ٨ داستان كوتاه كه در آنها، راويان، فضاي پيچيده، وغمناك عاطفي زندگي شان را به تصوير مي كشند ( شب هاي چهارشنبه: نامه زني به معشوقه هاي شوهرش؛ صفيه: سياره، خدمتكاري كه روابط عاطفي مبهم بين خود و صاحبخانه متأهل اش را توصيف مي كند؛ گربه ي ليدا، نانوايي، تيرچراغ برق، داستان زني كه متوجه روابط بين شوهرش و زن مجرد صاحبخانه شان مي شود ولي اهميت نمي دهد، و غيره). از نظر ادبي عالي بود. صحنه سازي و توصيفات دقيق بهرامي، احساسات دروني راويان، و فضاي بيروني داستان رو به شكل شفافي به خواننده انتقال مي دهد.
به شخصه علاقه زیادی به داستان های کوتاه ندارم ولی این کتاب٫ کتاب زیبایی بود شخصیت ها خاص بودن... داستان های «قله-شب های چهارشنبه-جمع کل» واقعا عالـــی بودن!! البته یکی دوتا از داستان ها رو کلا نفهمیدم... :دی نویسنده یه جورایی گنگ و جالب می نویسه کاش می شد سه و نیم ستاره بدم!!!