Jump to ratings and reviews
Rate this book

کارد زدن به گوجه فرنگی

Rate this book
هر سال در فصلش می خواهم مرابهای مختلفی درست کنم. می خواهم ترشی هایی را که بلد هستم درست کنم. غذاهایی که دارند از یاد می روند را بپزم. تابستان سبزی های مختلف را در خانه خشک می کنم. میوه خشک می کنم. با این که روز به روز توانم برای انجام کارها کمتر می شود اما نیرو و حسی مرا به سوی درست کردن آن ها سوق می دهد. گاه از این که خود را برای انجام این کارها به تعب می اندازم، حیرت می کنم. ماحصل این دلمشغولی ها را اغلب به این و آن می بخشم.
این کتاب یک کتاب آشپزی دیگر نیست. سرتقی من در انجام این کارها فقط و فقط برای به یاد آوردن چیزهایی است که ما را با کودکی هایمان پیوند می دهد و تنها این نیست بلکه زنده نگه داشتن حلاوت و خاطره عزیزانی است که آن ها را برای ما درست می کردند.

190 pages, Paperback

Published January 1, 2015

6 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (5%)
4 stars
4 (20%)
3 stars
4 (20%)
2 stars
5 (25%)
1 star
6 (30%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Hosna.
478 reviews18 followers
October 14, 2025
اگر نویسنده این اندازه از دست زنانی که خانه‌دار نیستند خشمگین نبود کتاب بهتری می‌شد. هر متنی خودآگاه و ناخودآگاهی دارد. خودآگاه این کتاب ستایش سنت و مردسالاری بود و ناخودآگاهش بازنمایی دهشتناک زندگی زنان بیچاره‌ی ایرانی در یوغ پدرسالاری سنتی. زنانی زندانی خانه که اجازه‌ی رفتن به بقالی و دست از پا خطا کردن و کاری خلاف گفته‌ی مرد خانه کردن را نداشتند.
Profile Image for Mahnaz hashemi.
8 reviews
May 20, 2020
خاطره‌بازی‌های آشپزخونه مامان وقتی که خبری از این همه امکانات نبوده حقیقتا شیرین و لذتبخشه و فکر میکنم دستورای قنادی نسبتا خوبی هم داره.
Profile Image for Samane.
364 reviews59 followers
September 2, 2025
عمه کوچکم هر سال عید که به خانه ما می‌آمد وقتی میز با سلیقه مامان و شیرینی‌های پر رنگ هفت‌سین مرتبش را با چراغ هفت که تا روز سیزده باید روشن می‌ماند و رنگ و لعاب و خوشمزه و متنوع می‌دید، خون خونش را می‌خورد و با حرصی تمام می‌گفت: «چه فرق دارد شیرینی بیرون یا خانه، هر دو یک مزه می‌دهد. این را زن‌ها برای خودشان در آورده‌اند سرشان گرم شود. این کارها مال زن‌های بیکار است.» بعد دستش را جلوی دهانش می‌گرفت و خنده‌ای تمسخرآمیز سر می‌داد و در پی خنده می‌گفت: «من بیکار نیستم وقتم را بابت گرد و دراز کردن خمیر تلف کنم.» اگرچه تا من بزرگ شدم هرگز نفهمیدم کار دیگر عمه چه بود. غذاهایش بسیار بدمزه و بی‌کیفیت بود و مهمانی هم نمیداد و از مهمان بیزار بود. فقط به فکر خودش بود و کاری جز زخم زبان زدن و دشمنی با عروسها، خصوصاً مادرم نداشت. حالا که بزرگ شدم، می‌بینم چطور می‌شود که دو خواهر یکی با آمدنش عید و شیرینی و شادی را به ارمغان آورد و دیگری حسادت، حتی به خواهرش را
Profile Image for Violet.
65 reviews
February 16, 2024
نگاهی نوستالژیک از دریچه غذا و رسم و رسومات، به دنیایی که شاید دیگه برای خیلی از ماها تکرار شدنی نباشه
زمانی که زندگی ها و دغدغه هاش از جنس دیگه ای بود
اگرچه یادآوری این دوران رو دوست داشتم، اما از لحاظ ادبی و همینطور ویراستاری کتاب مشکلات زیادی داره و به نظر می رسه خیلی سردستی و بدون هیچ برنامه ریزی نوشته شده و بدون هیچ گونه بازخوانی و ویرایشی چاپ شده
Profile Image for Sana.
112 reviews2 followers
March 2, 2025
از لحاظ نوشتاری و ویراست می‌شد بهش ایراد گرفت ولی نقش مهمی که در حفظ میراث ناملموس داره و اون حس ناب خوبی که داره موقع خوندنش بهت دست می‌داد جبرانش می‌کرد.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.