کتاب همونطور که از اسمش معلومه درباره ی وضعیت روانی فردی که به سمت جرم و جنایت میره صحبت میکنه و دیدگاهای مختلفی رو بررسی میکنه که تعدادیشون وابسته به خصوصیات فیزیولوژیک و فردی مجرم هستن، تعدادیشون به محیط کوچیک خانواده و مدرسه و کلا محیط های اجتماعی که بیشترین نزدیکی رو داشته باهاش اون فرد ربط دارن و قسمتیش هم مربوط به تاثیر واحد بزرگ تر اجتماعی مثل وضعیت اجتماعی اون شهر یا کشور در اون سالای خاص هستش.
نتیجه ای که من از مطالعه گرفتم این بود که ریشه ی بیشترین جنایات برمیگرده به تربیت خانوادگی و رفتار پدر و مادر با فرزندشون که اونم به نوبه خودش تحت تاثیر مستقیم جامعه ی زمانشون میتونه باشه. و ژنتیک فقط گرایش و استعداد ایجاد میکنه ولی نمیشه خیلی روش مانور داد چون بهرحال ذاتیه. البته مستندی اخیرا میدیدم که خلاف این حرف رو میگفت و با ام آر آی گرفتن از مغز قاتلای سریالی نشون میداد چطوری ماهیتش کاملا با افراد سالم فرق داره و خیلی تاثیر داره در جرمشون . منظورم از این حرف اینه که بدونید اطلاعات کتاب اصلا به روز نیست و تالیف سال 1376 بوده و ویرایش زیادی هم در تجدید چاپ هاش نداشته. فقط میشه به مسائل بنیادی که مطرح میکنه اطمینان کرد.
منبع کاملی نبود و بیشتر شبیه یه جزوه خوب برای امتحان میموند که خیلی سرسری و کلی موارد رو توضیح داده با این حال به خوندنش می ارزید.
روانشناسی جنایی شاخهای از دانش روانشناسی است که به عوامل روانی مربوط به جرم و بزهکاری میپردازد. روانشناسی جنایی علم مطالعه شخصیت بزهکاران و نیز روشهای بازاجتماعی شدن آنان و بررسی نقش محیط (به معنای عام) بر رفتار مجرمانه است. به بیان جامعتر میتوان اینگونه بیان کرد که علم مطالعهٔ شخصیت تبهکار و شناخت دلایل و انگیزههای تبهکاری است که این دلایل و انگیزهها به شیوههای جامعهپذیری، اجتماعی شدن، تجربههای دوران کودکی و محیط زندگی و همچنین نقش ژنتیک و اختلالات روان شناختی در ایجاد شخصیت فرد تبهکار در هنگام اعمال جرم اشاره میکند. کار روانشناسان جنایی معمولاً یافتن روشهایی برای پیشگیری از جنایت دوبارهٔ مجرمین باسابقه یا جنایتکاران دارای اختلال روان است. از وظایف دیگر این گونه روانشناسان، تهیه کردن پروندههای روانشناختی برای بزهکاران باسابقه و پرسابقه و بررسی دلایل روحی و روانی این جنایتها است