دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 205 صفحه تشکیل شده است و از یک مثنوی بلند و به اصطلاح عرفانی و همچنین رباعیات و چندی قصاید و غزلیات و قطعات تشکیل شده است که <فخرالدین مبارک شاه مرورودی> شاعرِ سدهٔ ششم هجری، این اشعار را سروده است در زیر به انتخاب ابیاتی را برایتان نوشته... سپس چکیده ای به زبانِ ساده نیز از مثنوی بلندِ <رحیق التحقیق> را برای شما ادب دوستان، مینویسم ------------------------------------------- بر ظرفِ لبت که غایتِ کامِ دلست خالِ تو دل آشوب و دلارامِ دلست من خالِ ترا دانه همی دانستم کِی دانستم که دانه خود دامِ دلست ***************** در عشقِ تو شادی از برِ ما بگذشت مهتابِ سلامت از درِ ما بگذشت وآن سیلِ بلا که کوه را پست کند درپایِ غمِ تو از سرِ ما بگذشت ***************** دلدار سرِ ناز و جلالت دارد کی پرسد ازین دل که چه حالت دارد؟ بگذار ای دل، وقتِ سخن گفتن نیست کاکنون طبعش زِ ما ملالت دارد ***************** یک بوسه طمع کردم از تُنگِ شکر گفتا برِ ما بوسه نبخشند، بخر گفتم به بها چه بایدت، زر یا سر؟ گفت از سرِ سر فراگذر، یعنی زر ***************** چون نیست امید کز تو مرهم سازیم وز وصل تو روزگار خرّم سازیم تو رو پسِ کارِ خویش، من دانم و غم دیریست که باهمیم و با هم سازیم ***************** گفتم: دل و جانم ارچه مسکن داری عیبی داری که دوست، دشمن داری؟ در من نگریست، اشکِ لعلم چو بدید گفت: این همه لعل باری، از من داری -------------------------------------------- چکیده ای از مثنوی بلندِ "رحیق التحقیق" به زبانِ گویا **** سالکی رویِ کاغذ را دید که به حِبر (جوهر) سیاه گشته است... گفت ای کاغذ روی تو سفید بود! چرا رویت را سیاه کردی؟ ..... کاغذ تقصیر را بر گردنِ حِبر (جوهر) انداخت... حِبر هم تقصیر را بر گردنِ قلم انداخت که در حبره (جوهر دان) فرو رفته است.... قلم تقصیر را بر گردنِ دست انداخت... دست تقصیر را بر گردنِ قدرت انداخت... قدرت تقصیر را بر گردن اراده انداخت... اراده تقصیر را بر گردنِ عقل و دل و علم انداخت از اینجا به بعد، سالک به سراغِ موهومات و خزعبلاتی همچون قلمِ الهی میرود... قلمِ الهی او را به سراغِ دستِ الهی فرستاده و دستِ الهی او را به سویِ قدرتِ الهی میفرستد....... سپس سالکِ موهوم گرا، متوجه میشود که دست و خرد انسان و دانش انسانی و ارادهٔ انسانی همگی پشم هستند و ناچیز که تأثیری بر رویدادها نخواهند داشت و همه چیز از پیش با خواست و ارادهٔ الهی نقش بسته و انجام میگیرد و سپس این خزعبلات و موهومات همچون مناجات نامه ای در مثنوی ادامه میابد که نوشتنِ این مثنوی برای شما خردگرایان هیچ فایده ای نخواهد داشت، بنابراین داستانِ آن را به زبان روان و ساده نوشتم --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو در جهتِ آشنایی با این کتاب، مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>