لوکاس که حسابی رفته بود تو نخ دستگاه، حواسش به حرف فروشنده نبود. بالاخره گفت: «ما باید اون پولو حتما امشب پیدا کنیم. دستگاه از تو، نشون دادن جایی که باید بگردیم با من. هرچی پیدا کردیم نصف نصف.»
در مجموعه گنجنامه، داستانهایی از ویلیام فاکنر (۱۸۹۸-۱۹۶۲) گرد آمده که دربارهی گنج و گنجیابی است، همچنین پیوستهایی به قلم احمد اخوت که در شناخت ابعادی تازه از جهان داستانی فاکنر راهگشاست. داستانهای گنج نمکی از نظر مضمونی دو سویه دارند: سویهی اولشان همان موضوع گنج قلابی است، اینکه اصلا دنبال چه میگردیم، گنج کجا بود! سویهی دوم ریشه در این رباعی خیام دارد: آن قصر که جمشید در اوجام گرفت….
William Cuthbert Faulkner was an American writer. He is best known for his novels and short stories set in the fictional Yoknapatawpha County, Mississippi, a stand-in for Lafayette County where he spent most of his life. A Nobel laureate, Faulkner is one of the most celebrated writers of American literature and often is considered the greatest writer of Southern literature. Faulkner was born in New Albany, Mississippi, and raised in Oxford, Mississippi. During World War I, he joined the Royal Canadian Air Force, but did not serve in combat. Returning to Oxford, he attended the University of Mississippi for three semesters before dropping out. He moved to New Orleans, where he wrote his first novel Soldiers' Pay (1925). He went back to Oxford and wrote Sartoris (1927), his first work set in the fictional Yoknapatawpha County. In 1929, he published The Sound and the Fury. The following year, he wrote As I Lay Dying. Later that decade, he wrote Light in August, Absalom, Absalom! and The Wild Palms. He also worked as a screenwriter, contributing to Howard Hawks's To Have and Have Not and The Big Sleep, adapted from Raymond Chandler's novel. The former film, adapted from Ernest Hemingway's novel, is the only film with contributions by two Nobel laureates. Faulkner's reputation grew following publication of Malcolm Cowley's The Portable Faulkner, and he was awarded the 1949 Nobel Prize in Literature for "his powerful and unique contribution to the modern American novel." He is the only Mississippi-born Nobel laureate. Two of his works, A Fable (1954) and The Reivers (1962), won the Pulitzer Prize for Fiction. Faulkner died from a heart attack on July 6, 1962, following a fall from his horse the month before. Ralph Ellison called him "the greatest artist the South has produced".
وجه مشترک این داستانها پیدا کردن گنج و پولهای چالشده قدیمی است( که همگی سراب هستند!). مقدمه بسیار قشنگی هم اول کتاب است و توضیح میدهد منظور از "گنج نمکی" چیست و ریشه تاریخی این واژه را در امریکا توضیح میدهد. داستان شماره ۲ بخشی از داستان «آتش و اجاق» از کتاب «برخیز ای موسی» است. داستان شماره ۳ را مترجم خوشذوق بر اساس شخصیت جذاب "مولی" که در داستانهای گوناگون فاکنر حضور دارد، ساخته است. که این هم بخشی از «آتش و اجاق» از کتاب «برخیز ای موسی» است. پیش از هر داستان هم مقدمه خوبی هست.
جلد چهارم: گنج! پولها و جواهرات و نقرههایی که مردم در دورهی جنگ داخلی امریکا از ترسشون چال کردهن تا بعد از جنگ برن سراغش و خیلی از اونها هیچوقت از دل خاک بیرون نیومدن... این تا سالها یه عدهای رو به طمع پیدا کردن این پول و عدهای رو به طمع سوءاستفاده از طمع دستهی اول میندازه! چیزی که هست حرصه و طمع، چیزی که نیست گنج! - - - داستان سوم این مجموعه (عمه مولی) در واقعیت وجود نداره! مترجم (احمد اخوت) این داستان رو با تکهپارههایی که در داستانها و رمانهای دیگهی فاکنر دربارهی عمه مولی پیدا کرده سر هم کرده و ساخته (اسمبلاژ). هرچند اینکار بهنظرم کار حرفهای و درستی نیست، حاصلش چیز جالبی از آب دراومده که البته طبیعتن چفت و بست یه داستان مستقل رو نداره. - - - از جایی که ایستاده بود آرمستید را میدید که تا کمر در گودال فرو رفته بود، انگار کسی او را از کفل دو نیم کرده باشد. به تندیسی مرده و بیسر میمانست، موجودی که حتا خودش نمیداند که مرده است. (از داستان گنج – ص 70)