من کتاب را به نوعی از خود «صادق بنایی» دریافت کردم. پیش از نقد کتاب، توضیحاتی را از زبان «صادق بنایی» در مورد کتاب نقل میکنم. "مواردی که مربوط به روابط و کمکهای آقای مهندس میرحسین موسوی و پدرش به آقای آیت الله خامنه ای بوده به دلیل چاپ کتاب بعد وقایع 88 سانسور شده و ظاهرا در دیداری که صادق بنایی با آیت الله خامنه ای داشتند، خود ایشان نیز از این موضوع رضایت نداشتند و سانسور و حذف را صحیح ندانسته اند» کتاب نثری روان و نسبتا منسجم دارد و روایتها در طول زمان پیش میروند. چقدر بتوان به صحت گفتار و نقلها اطمینان کرد جای بحث دارد، چون مطالبی که در مورد تاریخ زادگاه آقای بنایی (یعنی شهر خامنه) ذکر شده از دیدگاه برخی از همشهریان وی جای بحث و مناقشه دارد. هر چند که خود او نیز با قطعیت تمام برخی از این مسایل را ذکر نکرده است. در طول کتاب میتوان از وقایع و اتفاقاتی که در طول جنگ و انقلاب افتاده، به خوبی رفتار عمده و حاکم مردم ایران را در آن دههها دید و برخی از اتفاقاتی که در دهههای بعد اتفاق میافتد نیز با مشاهده اتفاقات و اختلاسها و کم فروشی و گران فروشیها در کتاب، زیاد جای تعجب باقی نمیگذارد، گویی تاریخ مجدد تکرار میشود .