برخی از اشخاص ساده اندیش گمان می کنند که دینداری و باور داشتن به حقایق الهی با تفکر و خرد و عقل گرایی سازگاری ندارد. این گونه اشخاص درباره عرفان نیز به همین سبک و اسلوب می اندیشند و بر این باورند که: عرفان یک جریان خارجی و بیگانه است که به واسطه سوء نیست برخی اشخاص، به تدریج وارد جهان اسلام شده است. آنچه موجب شگفتی بیشتر می شود، این است که برخی از طرفداران عرفان نیز ضمن اینکه عرفان را اسلامی می دانند و به بیگانه بودن آن با اسلام باور ندارند، ادعا می کنند که عرفان نیز با عقل و خرد سازگاری ندارد و اهل عرفان همواره از استدلال و عقل منطقی گریزان بوده اند.