اوج بندگی ۴: تک پسر (نیمنگاهی به زندگی و اوج بندگی دانشجوی شهید مسعود آخوندی) کتاب متشکل از حدود ۱۰۰ خاطره مینیمال ساده و کوتاه است که به همراه تصاویر در ۱۶۰ صفحه منتشر شده است. برخی خاطرهها از یک و نیم خط تجاوز نمیکنند.
منظور از اوج بندگی، شهادت است. البته کتاب حاضر را یک خانم نوشته است و مثل بسیاری از کتابهای دیگر زننویس، بُعد جنگی و نظامی آن ضعیف است. بنابراین به سختی بتوان آن را درباره شهادت دانست! اما در مقابل بُعد خانوادگی و ابعاد مرتبط با پشتجبهه پررنگتر دیده شده است.
در توصیف شهید مسعود آخوندی، بیش از هر چیز به اینکه او دانشجوی نخبه رشته مهندسی مکانیک بود، اشاره میکنند. حال آنکه به نظر میرسد خود شهید پاسداری از اسلام را مهمترین رسالت خود میدانسته است.
به نظر میرسد تلاش شده تا با تأکید بر تکپسر بودن این شهید و رابطه عاطفی خانواده با او، احساسات مخاطب برانگیخته شود. هرچند مخالف این کار نیستم و دشواری تقدیم شهید باید روشن شود، تقلیل قضیه شهادت به این موارد هم خطرناک است. آرمان شهدا باید گستردهتر دیده شود. به ویژه دانشجویانی که به جای سنگر دانشگاه، سنگر جبهه را انتخاب کردند. اینها از فضای دورتری به عمق خطوط نبرد آمدند.
امثال این شهید میتوانستند خود را اینگونه توجیه که در سنگر علم مشغولاند و دانشگاه هم خود یک جبهه است، اما خدا به آنها لطف کردد و واقعیت را دیدند که بهترین مرگ در این جهان، شهادت است. خوشا به سعادتشان. انشاءالله دنبالهرو راه آنها باشیم و از ما شفاعت کنند.
خصوصیاتی که اکثرا از تمام شهدا میدونیم دربارهی این شهید هم هست و به صورت کتاب در اومده. هر صفحه از زبان یک نفر روایت میشه ولی اول شخص نیست!!! انگار نویسنده از طرف کسی که اسمش پایین صفحه نوشته شده روایت میکنه. به جز یکی دو خط که متمایز بود ارزش خوندن نداشت و متاسفانه باید بگم حیف پول و کاغذ!