گربه ها و آدم ها - نشر روزنه مجموعه داستان های کوتاه بود و بسیار خوش خوان و روان که در ۲ ساعت تموم شد. از ۱۵ داستان بیشتر از نصفش پایان باز عجیبی داشت! جوری که با خودم میگفتم پس توضیحات؟؟ تنها داستان های " اسب های وحشی" و " لاشخورها" داستان هایی بودن که یکبار خوندنشون جالب بود.
شاید داستانهای این کتاب برای نوجوانان جالبتر باشه. داستان «اسبهای وحشی» حق بود. داستان «لاشخورها» ذهن آدم رو درگیر میکنه. داستان «ابری که میخارید و به شرق میرفت» بامزه بود. و از نظر من فقط داستان «گربهها و آدمها» قشنگ بود.
از متن کتاب: داستان «ابری که میخارید و به شرق میرفت» - مگه نمیدونی که فقط ابرهای کلمبوس و استراتوس میبارند. - پس کارتو به عنوان یه ابر چیه؟ - اوووو ابرها هزار جور کار انجام میدند. هر ابری برای خودش تخصصی داره. تخصص من حضور در مناطق ساحلیه. برای خنک کردن و زیباتر کردن محیط زیسته. اصولاً کار من صنعت توریسمه. ص ۹۲ داستان «گربهها و آدمها» گفتم: تو میتونی حرف بزنی؟ (گربه): گاهی وقتا. وقتی که لازمه. ص ۹۸ (گربه): واای چقدر خوشمزه و سرده. ولی یخ کردم. گفتم: خودت تو این هوا میلکشیک خواستی. گفت: بدجوری هوس کرده بودم. هوس چیز خطرناکیه. از تو ممنونم تا حالا کسی برام میلکشیک نخریده بود. گفتم: گربهها به بیصفتی معروفن درسته؟ ... گفت: خیلی. اما ناچاریم. ما که مثل شیرها، پسرعموهامون، قدرتمند نیستیم. چه باید کرد؟ بعد گفت: یه چیزی بگم؟ گفتم: بگو.! گفت: همیشه به ضعفا کمک کن چون حس خوبی بهت میده، اما بعد ازشون دوری کن. چون که اونا ضعیفن و مجبورن بیصفت باشن. گفتم: خودت چطور؟ گفت: مگه گربه نیستم؟ ص۹۹ (گربه): میلکشیک فوقالعادهای بود. اما کاش با طعم موش بود. گفتم: موش تو میلک شیک؟ گفت: آره خب. به نظرم باید طعمش محشر باشه. اما خب هیچی کامل نیست. یا موش، یا میلکشیک. خوبی زندگی به همینه که همیشه اجازه میده، به یه چیز دیگه که فکر میکنی بهتره، بتونی فکر کنی. ص ۹۹ (گفتم): چرا نیومدی؟ مگه قول ندادی؟ چرا با کلاغا درگیر شدی؟ گفت: زندگی گربهها همینه. منم گربهام. به گربهها اعتماد نکن. فراموشی بهای آزادیه. ص ۱۰۱
مجموعه داستان " گربه ها و آدم ها" شمال چهارده داستان کوتاه است که در طی سالهای گوناگونی به نگارش در آمده اند. تم اصلی داستان ها طنزی است که همچون نخی همه را در بر گرفته است.
کتاب “گربه ها و آدم ها” تموم شد! من بهش 1/5 ستاره میدم🌟
واقعا هیچی ندارم درموردش بگم، چون خیلی رندوم شروعش کردم و اصلا هم خوشم نیومد. نویسنده بنده خدا سعی میکرد بامزه باشه ولی اصلا موفق نبود. کلا بخوام بگم این کتاب یه مجموعه ای بود از یک سری داستان کوتاهِ مثلا طنز، که بعضیاشون هم واقعا مضمون دار بودن ولی پاسوز بقیه شدن و نتونستن اون تاثیری که باید رو داشته باشن. به طور کلی بنده دوستش نداشتم و مسلماً پیشنهادش نمیکنم ولی اگر یک روزی دوست داشتید بخونیدش، امیدوارم دوستش داشته باشید و شما بیشتر از من از این کتاب لذت ببرید.