Jump to ratings and reviews
Rate this book

خدا مادر زیبایت را بیامرزد

Rate this book
مادر بلند شد نشست روی تشکش نگاه کرد به من. حق داشت. نگفته بودم. نمی‌دانست آن شب کجا مانده‌ام. خبر هم نداشت چه بلایی سرم آمده. باران را هم نمی‌شناخت. نه به او گفته بودم نه به رعنا به هیچ کس نگفته بودم خیلی احتیاط می‌کردم. اگر می‌گفتم آبرویم می‌رفت. می‌دیدند که با دکتر دوست شده آبرویم می‌رفت.

86 pages, Paperback

Published January 1, 2017

3 people are currently reading
20 people want to read

About the author

حافظ خیاوی

6 books32 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (2%)
4 stars
13 (14%)
3 stars
23 (25%)
2 stars
23 (25%)
1 star
29 (32%)
Displaying 1 - 20 of 20 reviews
Profile Image for Zohreh.
27 reviews2 followers
July 26, 2018
داستان ها تکراری و خسته کننده بودند و سوژه ی تمام داستان ها پسری بود که درگیر عشقی نافرجام شده بود!
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,183 followers
January 4, 2018
کتاب را خوانده‌ام اما حالا، نمی‌توانم چیزی درباره‌اش بنویسم. امیدوارم قسمت ریویونویس مغزم یخ نزده باشد.
Profile Image for Nazanin Taghizadieh نازنین تقی زادیه.
153 reviews88 followers
October 20, 2019
فقط خواهر آیدین رو دوست داشتم. خوندم صوتیش رو آپلود کردم توی کانالم. ولی بقیه داستان ها همه تکرار و شباهت و پوچی
یه همکار خیلی کتابخون این رو بهم معرفی کرد و با اصرار تو کتابفروشی گذاشت پیش خریدهام و گفت باید این کتاب فوق العاده رو بخونی
خوندنش کمی به تاخیر افتاد و الان با اون همکار ارتباطی ندارم. ولی دلم می خواد پیداش کنم بگم هدفت از این کار چی بود واقعا؟؟
Profile Image for Monafard.
24 reviews1 follower
November 23, 2018
بی مزه، بی نتیجه، جملات تکراری، لحن تکراری، بدون خلاقیت، داستان های بی معنی👎🏻
3 reviews6 followers
April 2, 2019
شکست مطلق برای نویسنده کتاب درخشان مردی که گورش گم شد.
Profile Image for Zahra-T.
149 reviews29 followers
May 12, 2018
مجموعه داستان های کوتاه
ریتم همه داستان ها شبیه به همه،جملات و کوتاه و تکراری و گاهی حوصله سر بر،عموما هم از زبان بچه ها نوشته شده،و احساسات و احوالشون در رابطه با یه اتفاق بزرگ(دور و بر خودشون) شرح داده میشه،بدون اینکه چرایی و سرانجام اون اتفاق بیان بشه.
Profile Image for Masoome.
427 reviews51 followers
May 22, 2018
اگه با همین نگارش، به جای داستان کوتاه رمان می نوشت، نمی تونستم تمومش کنم! دلم می خواد بزنم رو شونه ی آقای خیاوی و بگم برادر، تو نمی تونی با پاراگراف های طولانی داستان های خفن خلق کنی! تو ژوزه ساراماگو نیستی!

Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews79 followers
Read
September 24, 2019
داستان ها اکثرا در فضاهای یکسانی سیر می کنند که این به عنوان یک نقطه ی ضعف محسوب می شود.اما یک داستان درخشان در این مجموعه حضور دارد که من از خواندنش کیف کردم.
.
داستان اول. کت شلوار داوود.
ماجرای یک انتقام و عشق از دست رفته. ایده ی خوب اما زبان داستان و فضا از پس ایده برنیامده بودند. در زبان داستان به شدت از اگر و ای کاش و فضاهای فکر و خیال استفاده شده که کم کم به اطاله ی داستان می رسد.
.
پدر امیر
یکی از بهترین داستان ها بود. بچه ای که رویا دارد پیامبر بشود. تصویرهای جزیی این رویا عالی ست و دوست داشتنی. زبان داستانی عالی و کودکانه
." دوست داشتم در همین خیابان پیامبر بشوم. نمی توانستم بروم بیابان ان هم تنها. از مار می ترسم. توی بیابان هم که مار زیاد است. مار هم باشد تنها نمی روم. به مدیر و ناظم مدرسه چه بگویم؟ به ان ها هم که نمی شود گفت دارم می روم پیامبر شوم. فقط باید بگویم کار دارم. داخل غار هم که زیاد نمی توانم بمانم. از غار بیشتر از بیابان می ترسم. همین خیابان خوب است. جلوی پایم را نگاه می کنم و به یاد خدا هستم همیشه. حتی ان روز جواب خاله جیران را ندام که وقتم تلف نشود. اگر خدا در ان لحظه جبرییل را می فرستاد سارغم می دید دارم با خاله جیران حرف می زنم بی ادبی می شد. شاید اثلا پیامبرم نمی کرد.امروز هم سرم پایین بود. داشتم با خدا حرف می زنم در خیابان که صدای پایی شنیدم.
.
" از پارسال تصمیم گرفته بودم پیامبر شوم. اما از امیر خیلی بدم می آمد و توی دلم نفرینش می کردم و زود نفرینم را خورد و با خودم گفتم شاید امتحان الهی ست."
.
" سر مادر داد زدم. پیامبر نمی شوم. خدا حتما شنید."
.
" خاله جیران را این بار ببینم حرف می زنم. حتما پیامبر می شوم. دعا کردم. آرزو کردم."
.
" شاید مدرسه ها را بسیتم. مدرسه بچه ها را اذیت می کند. اگر امتم راضی نشدند زمان مدرسه را کم می کنم. بچه ها فقط پاییز می روند مدرسه." هر کس هم ریاضی بخواند به جهنم می رود. بچه ها از ریاضی بدشان می آید. همه ی بچه های دنیا مرا قبول می کنند. پیامبر همه ی بچه های دعا می شوم."
.
داستان خواهر آیدین
- داستان ها از اینجا به بعد فضاهای یکسان و همگی از زبان نوجوان- کودکی که بلوغ و عشق و جنسیت را فهمیده بیان می شود/.
در این داستان هم مثل داستان قبلی دو نفر با هم قهرند. و ترس بچه و مناجات او دوباره در این داستان هم تکرار شده است.
.
پیراهن داوود
در اینجا هم با بچه ای رو به رو هستیم که بلوغ را فهمیده است. خواره آیدین و اینجا هم ملیحه که جای مادرته.
.
دختر حسین آقا
اینجا هم با بچه هایی رو به رو هستیم که در هوای نظربازی و مزدوج شدن هستند.
و فضاهای کاش و اگر و گفت و گوی درونی در باب آینده و زن و بلوغ در این داستان نیز تکرار می شود.
زبان کودکان
.
اتاق من
" دوست ندارم پیرزن ها مرا ببوسند. دوست دارم الهام و ریحانه من را ببوسند."
" اتاق ندارم. اگر ننه بمیرد اتاقش مال من می شود."
.
داستان خدا مادر زیبایت را بیامرزد
خواب و عدم سخن گفتن و فضایی شبیه به داستان دوم- آرزوی پیامبری
اینجا شخصیت دوباره تکرار می شود. بچه های خبیث که آرزوی مرگ پدر بچه های دیگر را دارد.
کاش. در این داستان دوباره تکرار می شود.

5 reviews1 follower
February 5, 2019
تا صفحه ۵۰ بیشتر نتونستم بخونم.
Profile Image for Parham.
76 reviews29 followers
June 2, 2018
داستان های کوتاه ده صفحه ای که هر هشت تا داستان لحن و روایت شبیه به هم داره و صحبت های تند تند کسی با خودش هست... شاید هر داستان توی ذهن نویسنده دلیل و هدف خاصی داشته ولی برای خودم غیر چند تا لحظه طنز و کنایه و دیالوگ حس کردم بی سر و ته هست و چیز جذابی نداره.
Profile Image for زینب هاشم‌زاده.
162 reviews69 followers
October 9, 2020
چجوری یه نفر می‌تونه این همه داستان کوتاه پشت سر هم بنویسه و همه در یک قالب، یک لحن، اکثراً با یک موضوع و شخصیت پردازی‌های شبیه به هم. ۸۵ صفحه کتاب هی کش میاد! تموم هم نمیشه.
دو صفحه مونده بودم که داستان یکی مونده به آخر رو تموم کنم و برسم به داستان آخر اما واقعاً دیگه نمی‌شد تحمل کرد. قبل از خوندن داستان آخر کتاب رو رها کردم.
Profile Image for Mina Arefidoost.
88 reviews10 followers
January 30, 2024
این تعداد داستان با راوی‌های اول شخص، مونولوگ گوهایی که با بیرون ارتباطی ندارند و اگر هم ارتباطی داشته باشند میشود داستان عصای پدربزرگ که بیشتر شبیه به تمرین داستان‌نویسی بود.. متاسفانه کتاب خوبی نیست.
Profile Image for Masih Reyhani.
282 reviews12 followers
December 19, 2025
«حافظ خیاوی» را دوست دارم؛ اما این اثر ضعیف‌ترین اثری بود که از او می‌خواندم.
Profile Image for Sina Aghdasinia.
21 reviews6 followers
May 11, 2018
«مردی که گورش گم شد»، انتظارم از این کتاب حافظ خیاوی را بالا برده بود که تا حدی برآورده نشد.
یکسان بودن لحن‌ و بعضاً فضاها را هم می‌گذارم به پای تلاش خیاوی برای تثبیت شیوه‌ی مختص خود در داستان کوتاه.
Profile Image for Ariana.
178 reviews20 followers
August 19, 2023

خدا مادر زیبایت را بیامرزد
اثر حافظ خیاوی

«شاید هم مادر عقیل زیبا نبوده. آدم باور نمی‌کند مادر عقیل زیبا باشد. مادر عقیل اگر زیبا بود، زن پدر عقیل نمی‌شد. آدم‌های بی‌پول زن زیبا ندارند. مسلم زن زیبا ندارند. ابراهیم هم زنش زیبا نیست. پدر عقیل هم پول نداشته. اگر پول داشت، کمی هم به عقیل می‌رسید. اگر عقیل پول داشت، دم در نمی‌ایستاد. مثل دوست‌های پدر می‌رفت داخل، می‌نشست روی مبل. کسی هم نمی‌گفت خدا مادر زیبایت را بیامرزد. اگر هم کسی می‌گفت شاید ناراحت نمی‌شد. اگر عقیل پولدار بود شاید می‌خندید. می‌گفت خدا رفتگان شما را هم بیامرزد.»

حافظ خیاوی را با مجموعه داستان «مردی که گورش گم شد.» شناختم. این نویسنده اهل مشگین‌شهر(خیاو) داستان‌هایی را می‌نویسد که گویی زنده‌اند. از صفحات کتاب بیرون نمی‌زنند و تصاویر زنده نمی‌سازند، بلکه خواننده را داخل کلمات می‌کشند. گردابی از کلمات و تصاویر و آدم‌ها و وقایع و احساسات. قلم این نویسنده صاحب سبک، که در ادبیات داستانی معاصر جایگاه مهمی دارد، جذابیت خاص خود را دارد. در این مجموعه داستان حافظ خیاوی با کلماتی که به سرعت و ناگهانی پیش کشیده می‌شوند، همچو تداعی آزاد، دنیاهایی را خلق می‌کند که مخاطب در آن اراده خود را رها کرده و افسار به دست کلمات می‌دهد تا افکار و احساس را به همان سویی ببرد که داستان ‌میخواهد.

در این مجموعه داستان بیشتر داستان‌های کوتاه از زبان و از دنیای کودکانه شخصیت‌ها بود. دنیایی ساده و پیچیده، دنیایی که پر از شوق و ترس است، دنیایی که اولین عشق و نفرت‌ها به صورت خام رخ می‌دهند. دنیایی که نمی‌توان اعضای آن را قضاوت کرد. این داستان‌ها مرا به دنیا کودکی‌ام هدایت کرده و بسیاری از تکه‌های گم شده آن روزها را برایم تداعی کرد.

خواندن این مجموعه داستان را به دوستداران ادبیات پیشنهاد می‌کنم.

در پناه خِرد.

Profile Image for کتابانه | ketabane.
22 reviews3 followers
Read
December 16, 2020
کتاب خدا مادر زیبایت را بیامرزد نوشته ی حافظ خیاوی توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است.

این کتاب مجموعه ی هشت داستان کوتاه تحت عناوین “کت و شلوار داوود”، “پدر امیر”، “خواهر آیدین”، “پیراهن داوود”، “دختر حسین آقا”، “اتاق من”، “عصای پدربزرگ”، “خدا مادر زیبایت را بیامرزد” را در برمی گیرد که هر یک با ارائه ی داستان هایی پرکشش، خواننده را با شخصیت های قصه همراه می کنند.
در داستان خدا مادر زیبایت را بیامرزد، شخصیت اصلی داستان که راوی آن نیز هست، پسری کم سن و سال است که با تک گویی ها و به کارگیری از جملاتی کوتاه، به بیان احساسات و نقل بخشی از زندگی و خاطرات گذشته ی خود، برای مخاطب می پردازد. داستان در زمستانی سرد و با حال و هوای ایام ماه محرم و مراسم و سوگواری های حسینی آغاز می شود. در واقع، اصل موضوع قصه به یک سال پیش و روزهای عزاداری محرم آن، بازمی گردد؛ سالی که راوی در حال مرثیه خوانی، سوار بر شتر، به دور میدان اصلی روستا می چرخیده، عزاداران مشغول تماشای تعزیه ی در حال اجرا و شنیدن مرثیه های او بودند. وی در همین هنگام، دختری را بر پشت بام خانه ای دیده با همان نگاه اول، عاشق و شیدای او می شود اما به خاطر نمی آورد که این دختر، دقیقا بر روی پشت بام کدام خانه بوده است. از همین روی نمی تواند منزل او را بیابد، تا این که هم اکنون پس از گذشت یک سال، همراه با فرهاد، پسرخاله ی خرد سالش، به بهانه ی دادن نذری، درب خانه ای می رود که احتمال می دهد، دختر متعلق به آن خانه باشد….
Profile Image for Hami.
311 reviews3 followers
June 29, 2024
داستانها اغلب با راوی کودک و نوجوان و بعضا جریان سیال ذهن بود بعضی شخصیت پردازی ها و داستانها مثل داستان اول خوب از آب درآمده بود و بعضی داستان ها مثل عصای پدربزرگ- لااقل برای من- گنگ بود.
تم داستانها خیلی زیاد شبیه هم بود و گاهی نمیشد راوی‌ها را از هم تفکیک کرد.
Profile Image for Ali_.
72 reviews16 followers
June 5, 2024
چقدر قلم این نویسنده رو دوست داشتم همیشه از مردی که گورش گم شد تا این. خوشحالم که پیداش کردم.
Displaying 1 - 20 of 20 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.