تجربه ی خوندن این کتاب یکی از بهترین تجربیات کتاب خوانی من و فراتر از حد انتظارم بود.
نمیدونم چرا بار اولی که درباره ی این کتاب شنیدم تصور میکردم یک اثر ساده و کلیشه ای راجع به انتقام هستش ولی اشتباه میکردم و این کتاب اثری بود خیلی خیلی فراتر از حد انتظار من.
داستان درباره ی شخصی به نام ادموند دانتس هستش که اوایل کتاب ۱۹ سالشه و در بحبوحهٔ جوانی قرار داره.
مثل هر جوان دیگه ای آرزو و امید هایی برای زندگیش و آینده اش داره ولی با حسادت یک سری از اطرافیانش و دسیسه چینی اونها آینده اش و مسیر زندگیش به کلی تغییر میکنه و دانتس جوان و معصوم و مشتاق داستان با عنوان کنت دو مونت کریستو برای گرفتن انتقام برمیگرده.
دوما در این اثر به زیبایی احساسات انسانی رو توصیف میکنه و میشه گفت انسان در این اثر به راستی قابل لمسه و دوما با ابتکار کامل به ما نشون میده که چه محرک هایی باعث میشن که انسان دست به یک سری اعمال بزنه و نشون میده چه محرک هایی باعث میشن که انسان در صدد انتقام بر بیاد.
ادموند دانتس شخصیتی کاملا تاثیر گذار و انسانی در ادبیات محسوب میشه.
رنج هایی که تحمل میکنه، اقداماتی که میکنه و محرک هایی که باعث اقداماتش شدن… همه ی اینها و دنیای درونی خودش به بهترین شکل قابل لمسه.
من شخصا با ادموند نوی اون سیاه چال تاریک رنج کشیدم و اشک ریختم.
این اثر خیلی حرف برای گفتن داره و میتونم بگم یکی از بهترین آثاری بود که خوندم.