کمتر فرهنگ یا آیینی فاقد پس زمینه ی علوم غریبه است. دل مشغولی به امر غریب، جزء وابستگی های ذهنی انسان در مذاهب و قبایل ابتدایی بوده و طلسم و جادو، واژه هایی اند که قدمت شان هم پای قدمت حضور آدمی بر کره ی خاکی است. اما حدوث امر غریب فقط مختص جهان های کهن نیست، گرایش به علوم و امور غریبه، مرز نمیشناسد و همانقدر که جان های قدیم در این جهان ها غوطه ور بوده اند، ساکنان جهان نو هم امر غریب را همبسته ی عینی زیست خود کردهاند. تنها تفاوت غریبه ورزی امروز با دیروز، در دگرگونی های هستی شناختی است. کتاب حاضر، کوششی است برای تصویر کردن این متون از نمای نزدیک؛ گام مهم تر، شناسایی علت هایی است که از رهگذر آن ها، امر غریب بر ملت ها حادث میشود.
این کتاب خیلی نزدیک میشد به اینکه جالب باشه، اما هر بار دقیقا قبل از اون نقطه خودشو عقب میکشید. قطعا خیلی چیزهای بیشتری در مورد این مسائل هست، اما این کتاب بیشتر شبیه یک کتابنامه (نه تاریخچه) در مورد منابع قدیمی این موضوعه. تا حدودی میتونم بگم ارزش وقت گذاشتن رو نداره.
کتاب بیشتر معرفی منابع و ماخذ مختلف بود تا توضیح و تشریح علوم غریبه. مبحث علوم غریبه در ایران موضوع قابل توجه و مهمیه؛ چه از نظر داستان پردازی، چه از نظر روان شناختی و چه از نظر هنری و فرهنگی. متاسفانه هیچ اطلاعات مفیدی در این موارد برای خواننده نداشت.
کتاب فهرستی است از تاریخ وسابقه علوم غریبه درایران ونقاط دیگر. شاید مقدمه ای برای بررسی جامع تر. ازدانشمندانی چون خواجه نصیرونیوتون که معتقدبه آن بودند تافیلسوفان معاصری که باتاکیربرخردگرایی، آن زامذّمت می کردند.عیاربالای خرافات درانگلستان ، بیش از۹۰۰سال حاکمیت زبان فارسی درهندو...من اضافه می کنم کتاب نیرنگستان هدایت، مراسم غریب زاردرجنوب ایران واعتقادجدی بسیاری به جن واعمال جنیان..والله اعلم به حقایق الامور:)
بادهای افسون. ماوراالطبیعه و اینکه چه قدر با عقاید خرافی ما ادما گره خورده و وارد زندگیمون شده برام همیشه جالب بوده. این کتاب همونطوری که از اسمش معلومه،مقدمه در مورد همین علوم غریبه در ایرانه. یعنی کامل نیست در حد مقدمه تا راهنمایی کنه اگر دویت داری بیشتر بخونی د دقیقتر، چی بخوتی ولی در حد خودش اطلاعات خوبی به ادم میده. چیزای جالبی داره . اینکه همه دانشمندا و فیلسوفان معروف ایران و دنیا در این مورد تحقیق کردن و به نتیجه روشنی نرسیدن. اینکه ابن سینا گفته نمیشه انکارش کرد همونطور که نمیشه کاملا باورش داشت و چیز خیلی جالبتر اینه که حتی خرافی ترین افراد هم عقیده دارن چیزی که روی علوم غریبه اثر میذاره، نیروی اراده انسانه و بس.اینکه چه قدر علم و خرافات با هم امیخته شده و چه قدر علوم غریبه واقعا وجود داره رو تو کتاب توضیحات خوبی در موردش داده شده. فقط نکته جالب برای من اینه که یه زمانی شروع میکنن همه حادوگرا رو می کشن ولی جادوگرا نتونستن تو اون دوره از خودشون دفاع کنن و جلوی این نسل کشی رو بگیرن
فصلهای اول جالب بود ولی بعد تبدیل شد فقط به معرفی نامه کتابها و افراد، بجز چند فصل اول دیگه هیچچیزی نداشت که مرتبط با عنوان باشه و ازش حرف بزنه. نویسنده قطعا آدم بسیار باسواد و بامطالعهای هست ولی من در این کتاب به دنبال اساطیر و داستانهاشون بودم نه که کدوم نویسنده فلان کتاب رو در مورد علوم غریبه نوشته. حداقلش اینه که الان فهمیدم تو کتابای پشت سر اخوندا چی میگذره.
ناامیدکننده. کتاب بیشتر نزدیک به فهرست اسامیه. صرفا اشاره میکنه فلان چیز هم هست هیچ تحلیلی نداره. تحلیل هیچی اگر صرفا شرح طلسمات هم بود خیلی موضوع جالبی میشد ولی در هیچ مورد به جز معرفی وارد نشده. و تازه اواخر کتاب به علوم غریبه در غرب میپردازه که هم بیربط به موضوع کتابه و هم بیکیفیت. و انگار بخواد بیشتر نمک رو زخم خواننده بزنه دو صفحه کامل رو به فهرست اسامی افرادی که در مقر اسقفی وورزبورگ با اتهام جادوگری اعدام شدند اختصاص میده ولی هیچ مثالی از دهها کتابی که معرفی کرده نمیده. :))
در مورد کتاب «بادهای افسون» صحبت خواهیم کرد، کاری از اقای پرویز براتی. عنوان فرعی کتاب بسیار گویا و روشن به محتوای کتاب میپردازد؛ «مقدمهای برعلوم غریبه در ایران». کتاب حاضر، کوششی است برای روشن کردن علاقه انسان به جادو، استفاده از فنون و تواناییهایی که به سوی اعمال غیر عرف معمول حرکت میکند. کتابی که در ۲۴ فصل با نگاهی توصیفی به بررسی ابعاد و وجوه مختلف علوم غریبه در ایران پرداخته و فصلهایی را نیز به جادو، کیمیاگری، طلسمات و شاخههای دیگر علوم غریبه اختصاص داده است و البته بخشهایی از کتاب هم بر خلاف عنوانش به بررسی جایگاه این علوم در غرب اختصاص دارد. کتاب را نشر چشمه منتشر کرده، بر روی کاغذ کاهی رنگ نازک که طرح روی جلد و گرافیک ان در مجموع مطلوب است. در ادامه به محتوا و مطالب ان خواهیم پرداخت.
در پشت جلد خود کتاب توضیح مختصری به این شرح امده است: «کمتر فرهنگ یا آیینی فاقد پس زمینه علوم غریبه است. دلمشغولی به امر غریب، جزو وابستگیهای ذهنی انسان در مذاهب و قبایل ابتدایی بوده و طلسم و جادو، واژههاییاند که قدمتشان همپای قدمت حضور ادمی بر کره خاکی است. اما حدوث امر غریب فقط مختصّ جهانهای کهن نیست، گرایش به علوم و امور غریبه، مرز نمیشناسد و همان قدر که جانهای قدیم در این جهانها غوطه ور بودهاند، ساکنان نو هم امر غریب را هم بسته عینی زیست خود کردهاند. تنها تفاوت غریبه ورزی امروز با دیروز، در دگرگونیهای هستی شناختی است. کتاب حاضر، کوششی است برای تصویرکردن این متون از نمای نزدیک؛ گام مهمتر، شناسایی علتهایی است که از رهگذر انها، امر غریب بر ملتها حادث میشود».
من کجا وُ این کتاب کجا؟
داریم در مورد کتابی حرف میزنیم که عنوان مرموزی دارد. هر چیز مرموزی توجه آدمیزاد به خودش جلب میکند. انسانها از همان ابتدا هم به این عناوین علاقهمند بودهاند، وگرنه در طول تاریخ تا این اندازه به آن نمیپرداختند و در موردش متن و حاشیه نمیساختند.
در اردیبهشت ماه امسال داشتم خودم را برای نمایشگاه سالیانه کتاب تهران اماده میکردم و لیست کتاب میگرفتم برای خرید. در میان آثار جدید نشر چشمه به این کتاب برخوردم و وارد لیست کردم، اما در نمایشگاه ارایه نشده بود. تا این که چند روز پیش در کتابفروشی مورد علاقهام در همدان یعنی «کتابشهر» آن را دیدم، خریدم و با وجود آن که در یکی از شلوغترین هفتههای کاریام در طول سال به سر میبرم، در عرض یک روز کتاب را کامل خواندم.
موضوع علوم غریبه را دوست دارم، نه برای پرداختن به آن، بلکه برای عجیب و مرموز بودنش، برای این که هست، اما درباره آن صحبت نمیشود.
این علاقه از روزی ایجاد شد که در دوران نوجوانی و وقتی که نزد مرحوم پدربزرگ دانشمندم، جناب حجتالاسلام علیزاده تلمذ قران میکردم و در سوره نمل به داستان حضرت سلیمان و ماجرای بلقیس پرداختیم، در من ایجاد شد:
کسی که اندکی از علم کتاب را داشت، گفت من ان را پیش از انکه چشم خود را بر هم زنی برایت میاورم پس چون [سلیمان] ان [تخت] را نزد خود مستقر دید گفت این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که ایا سپاسگزارم یا ناسپاسی میکنم و هر کس سپاس گزارد تنها به سود خویش سپاس میگزارد و هر کس ناسپاسی کند بی گمان پروردگارم بی نیاز و کریم است (۴۰)
در اینجا یک نکته بسیار ظریف شدیدا کنجکاویام را برانگیخت؛ «پس کسی که اندکی از علم کتاب را داشت». سوالات ذهنم را تسخیر کرد: علم کتاب چیست؟ این علم با سایر علوم چه تفاوتی دارد؟ چرا فقط ان فرد این علم را داشته؟ چرا اندکی از ان را داشته است؟ دیگر چه کسانی از علم کتاب اطلاع دارند. خود ان کتاب چیست؟ و همینطور بیشمار پرسشهایی که داشت خلق میشد. ایشان توضیح مختصری فرمودند، اما احساس کردم به خاطر کمی سن و محدودیت دانشم نمیخواهند بیشتر از ان به مساله پرداخته شود.
سالها گذشته، اما سؤالات همچنان به قوت خود باقی است. به همین دلیل در این سالها در حال کشف هستم.
ظاهرا مساله برای اقای براتی هم تقریبا چنین کنجکاوی مشابهای بوده است. در انتهای همین متن، نوشته خود جناب براتی را که در مقدمهی کتاب اورده برای شما بازنویسی کردهام.
و اما خود کتاب
ادبیات اقای براتی، ادبیاتی روان و مطلوب است. کتاب ساده نوشته شده است و دقت نظر ایشان در برخی مسایل تاثیر خوب روی خواننده میگذارد. اما همان طور که خود ایشان در عنوان فرعی کتاب اشاره کردهاند این کتاب «مقدمهای» است بر بحث پیچیده و مخفی علوم غریبه. عناوین فهرست نشان میدهد که نویسنده قصد داشته از جنبه مختلف و متنوعی به این مساله بپردازد، اما ��یلی عمیق نشده است. عناوین فهرست عبارتاند از:
اهل هوا جادو در ایران، کیمیاگران و ساحران علوم غریبه در ایران کتابشناسی علوم غریبه در ایران بلیناس و طلسمات او اصفبن برخیا و طلسمهایش جابر پدر کیمیاگران رازی و رازهای صنعت کیمیا فیلسوف کیمیاگر رازهای فیلسوف شهید ابنعربی و علم حروف مردی با ستارههایش اسرار حسین واعظ شیخ بهایی عالِم غریب از ادبیات غریبه تا سخن غریبه زبان و معنا در متون غریبه علوم غریبه به مثابه هنر علوم غریبه: از هند تا پاکستان علوم غریبه در غرب، افلاطون و علوم غریبه قرائت یونگ از کیمیاگری علوم غریبه: واقعیت یا خرافات؟ چکشی علیه جادوگران. نکات ضعف و قوت
از خواندن کتاب واقعا لذت بردم چون اولین بار بود که کتابی به وضوح به این موضوع میپرداخت. در کل از اطلاعاتی که لازم است در یک جا به آن پرداخته شود، استفاده کردم. در بخش پایانی کتاب به کنش فیلسوفان مکتب فرانکفورت به این موضوع پرداخته شده که برای من تازه و جالب بود. در آن به دیدگاههای انتقادی ادورنو درباره ستون طالعبینی روزنامه لسانجلس تایمز پرداخته شده و به اینکه ادورنو گرایش به طالعبینی و علوم غریبه در روزگار مدرن را یکی از تجلیات و عوارض «صنعت فرهنگ» میداند و توصیههای ستونهای طالعبینی را نوعی ترویج سازشکاری قلمداد میکند. به نظرم این نگاه، نگاهی است که نیاز به تفکر و بررسی دارد. با این همه یکی از نقاط ضعف کار این بود که با توجه به اشاره خود نویسنده، این کتاب «مقدمه» است. حقیقتا میل زیادی به دانستن عمیق در این خصوص هست که کتاب وظیفه داشت به آن بپردازد.
مقدمه خود کتاب
سالها پیش که مدام به نسبت واقعیت و ناواقعیت فکر میکردم نمیدانستم مرز واقعیت و ناواقعیت کدام است. واقعیت روزمره زندگی، چنانم ازار میداد که یکسر، به نفی واقعیت روی اورده بودم؛ نفی واقعیت مغشوش، نابسامان و ناسازهوار. کودکیام در خشت و گل سپری شد؛ با فضاهایی وهم الود، تاریک و گوتیک از نوع ایرانی.
با گروهی از شاعران و نویسندگان جوان اشنا شدم که سودای خنده، مکالمه و فراموشی در سر داشتند. اغلب شاعران و نویسندگانی بودند که قطعیت را بر نمیتافتند، ان زمان بحثهای مربوط به شالودهشکنی، پست مدرنیسم، پساساختارگرایی و نگاههای زبانشناسی در شعر داغ بود. فضای ادبی اصفهان هنوز از فضای دهه چهل «جنگ اصفهان» تاثیر میگرفت. ا این تفاوت که اوانگاردیسم دهه هفتاد را هم در خود داشت. من اما به جز ارتباطهایی محدود، چندان ربطی به این فضا نداشتم. زندگیام پرملالتر از ان بود که بتوانم با خاطری اسوده، اندوه خود را در این فضا پنهان کنم. با این حال به جهت همنشینی با چند رفیق شاعر و نویسنده، خود به خود به این فضاها کشیده میشدم؛ هر چند کوتاه و گاه به گاهی. تنها دو سه تن بودند که میان خود و انها احساس قرابت میکردم. بیشتر وقتم یا در مخزن کتابخانه دانشکده ادبیات میگذشت یا به بحث و جدل با استادان دانشکده. علاقه خاصی به نسخههای قدیمی پیدا کرده بودم و گاهی به استادان جوان دانشکده ادبیات در تصحیح این نسخ کمک میکردم. روزی، در جمعه بازار کتاب اصفهان، به نسخهای از اسرار قاسمی برخوردم. به رغم بیپولی، ان را خریدم. از کتاب خوشم امد، نه بابت اجرای مو به موی دستورات ان بلکه به خاطر فضای نوشتاریاش. بعد از ان شروع به جمعاوری این گونه کتابها کردم. همنشینی با استاد جمشید مظاهری (سروشیار) از دیگر ماجراهای شگرف ان روزگار بود. او وقوف زیادی بر ادبیات کلاسیک ایران داشت.
به تهران مهاجرت کردم... اغلب در بساط دستفروشهای خیابانهای تهران در لابهلای کتابهای روانشناسی، رمانهای عامهپسند و افستهای کمیاب، سراغ کتابهای علوم غریبه را از کتاب فروشها میگرفتم. گاهی هم از مجموعهداران کتابهای چاپ سنگی و خطی میپرسیدم کتابی در این زمینه دارید؟ فکر میکردند واقعا در پی اجرای دستورالعملهای رمالان هستم!
ماحصل کار، چیزی شده که پیش رویتان است. کتاب حاضر بی ان که ادعایی درباره نگارش تاریخی در زمینه علوم غریبه در ایران داشته باشد، کوششی است برای شناسایی متونی که بخش مهم ناخود اگاهی تاریخی ایرانیان را تشکیل میدهند. در متن پیش رو، تلاشی شده نگاهی بیطرف، تئوریک و در عین حال دیرینه شناسانه به علوم غریبه صورت گیرد. طی این مطالعه دریافتم پرداختن به سیر علوم غریبه در ایران بدون نیم نگاهی به جایگاه این علوم در غرب، چندان منطقی نیست. پس علوم غریبه در جهان هم به فهرست مطالب کتاب راه پیدا کرد. همچینین احساس کردم باید فصلی را به «جادو» اختصاص دهم. جادو در اسلام و دیگر ادیان اسمانی امری مذموم شناخته میشود. با این حال برای محقق فرهنگ عامه و باورهای ایینی، پدیدهای جمعی به حساب میاید که باید تنها به بررسی ابعاد ان پرداخت بی ان که قضاوتی در مورد ان کرد. در این جا باید تاکید کنم که هدف از پرداختن به این علوم، تایید محتوای موجود در انها نیست و تنها هدف نوشتار حاضر اشنا کردن مخاطب با برخی زوایای پنهان ذهنیت تاریخی ایرانی و تمرکز بر متنهایی با پس زمینه امر غریب است.
نویسنده به مفاهیم مرتبط با علوم غریبه، کتابهای مرتبط با این حوزه و دانشمندان و افراد فعال در این زمینه اشارهای مختصر کرده بود ولی این اشارات انقدر کوتاه و جسته و گریخته بود که در ذهن تبدیل به یک دانش کلی نمیشد. عنوان کتاب مقدمهای بر شناخت علوم غریبه در ایران است ولی تعدادی از فصلها به علوم غریبه در غرب پرداخته که به نظر بیربط با هدف کتاب میاد.
کتاب در کل گردآوری مقالات و منابع به شکل خلاصه شده هست. اطلاعات خوبی در اختیار میذاره ولی بنظرم هم ناکامله هم خیلی هم دقیق نمیاد. کمی هم جانبدارانه بنظرم رسید. اما کتاب در این حوزه کم گیر میاد تلاش خوبی بوده
و بلاخره. در کل دوستش نداشتم توقعم بیشتر توضیح بود ولی این کتاب بیشتر کتابشناسی بود و نه. فکر میکنم کتابهای بهتری پیدا بشه که قابل استناد تر باشن و بشه اوقات بهتری رو باهاشون گذروند.
راستش احساس میکنم خود نویسنده چیزهای بیشتری توی ذهنش داشته و با ربط دادن مطالب به هم و اوردنشون روی کاغذ به مشکل بزرگی برخورده. کتاب خوبی برای آشنا شدن با علوم غریبه نیست.