What do you think?


جستار روایی - نشر اطراف #2
فقط روزهایی که مینویسم: پنج جستار روایی دربارهی خواندن و نوشتن
جستار روایی از قالبهای مدرن و نوی ادبی به شمار میرود؛ ژانری که هدفش نقلِ مضمون است. در اینجا نویسنده اطلاعات و تحلیل صرف نمیدهد، بلکه روایت خود را از تجربه و لمس مضمون در اختیار خواننده میگذارد. یکی از شاخصترین چهرههای این ژانر در آمریکا و میان انگلیسیزبانها، آرتور کریستال است. کتاب فقط روزهایی که مینویسم او متشکل از پنج جستار روایی است که موضوع همگی آنها نوشتن و خواندن است. کریستال در روایتهایش موضوعات شخصی و پیشپاافتادهٔ را بهانه میکند و به شکلی ماهرانه به دنیای نوشتن و کتاب پیوند میزند.
در مراسم اهدای جایزهٔ پن آرتور کریستال را «آشوبگری دوستداشتنی و فتنهگری خودی» دانستند. به نظر میآید کریستال در قواعد ثابت مقالهنویسی آشوب به پا کرده و مفهوم «جستار روایی» را چند قدم جلوتر برده است. او ذهنی زیرک، دقیق و عاری از پیشداوری دارد و این ویژگیها از او مقالهنویسی ساخته که چه موافقش باشیم چه نباشیم، نوشتههایش حالمان را خوب میکند. او در کتاب فقط روزهایی که مینویسم بهصورت مشاهدهگری دقیق درمیآید و با سرزندگی مینویسد. روایتهای او در این کتاب هم به تنهایی جذاب هستند و هم فراتر از آن، به ژانر ناداستان نیز حیاتی نو میبخشند.
کتاب فقط روزهایی که مینویسم مثل دیگر آثار این ژانر طنزی ظریف و هوشمندانه دارد و به خیلی از مفاهیم فرهنگی، از ادبیات تا فلسفه و نقاشی، ارجاع میدهد. و همین باعث شده کتاب، مخصوصاً برای علاقهمندان به ادبیات، به تجربهای خوشایند تبدیل شود. این اثر را احسان لطفی ترجمه کرده است.
در مراسم اهدای جایزهٔ پن آرتور کریستال را «آشوبگری دوستداشتنی و فتنهگری خودی» دانستند. به نظر میآید کریستال در قواعد ثابت مقالهنویسی آشوب به پا کرده و مفهوم «جستار روایی» را چند قدم جلوتر برده است. او ذهنی زیرک، دقیق و عاری از پیشداوری دارد و این ویژگیها از او مقالهنویسی ساخته که چه موافقش باشیم چه نباشیم، نوشتههایش حالمان را خوب میکند. او در کتاب فقط روزهایی که مینویسم بهصورت مشاهدهگری دقیق درمیآید و با سرزندگی مینویسد. روایتهای او در این کتاب هم به تنهایی جذاب هستند و هم فراتر از آن، به ژانر ناداستان نیز حیاتی نو میبخشند.
کتاب فقط روزهایی که مینویسم مثل دیگر آثار این ژانر طنزی ظریف و هوشمندانه دارد و به خیلی از مفاهیم فرهنگی، از ادبیات تا فلسفه و نقاشی، ارجاع میدهد. و همین باعث شده کتاب، مخصوصاً برای علاقهمندان به ادبیات، به تجربهای خوشایند تبدیل شود. این اثر را احسان لطفی ترجمه کرده است.
120 pages, Paperback
Published January 1, 2017
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 169 reviews
February 6, 2021
نویسندهها با بقیه فرق دارند. نه همهی نویسندهها -نه آنها که فقط برای پول و درآمدش مینویسند- بلکه شاعرها، رماننویسها و مقالهنویسهایی که فکر میکنند چارهای جز نوشتن ندارند، که جبر نوشتن را همسنگ جبر اندیشیدن میدانند و بنابراین با سطرهایی که روی کاغذ میآید، از بودن و هستن خودشان باخبر میشوند. برای اینها هر اتفاقی فقط به این دلیل رخ میدهد که به نثر یا نظم تبدیل شود؛ ادبیات، خودِ محض است که به هیأت چاپ درآمده. اعتقاد راسخ است به این که تجربه فقط با نوشته شدن به انجام میرسد. چه اعتقاد غریبی! چه ایرادی دارد زندگی وقف کلمات مکتوب نشده باشد؟ چرا آدم باید فکر کند اندیشهها و احساستش را باید با دیگران به اشتراک بگذارد؟
.
📝اگر میخواهید کتابی بخوانید که فقط و فقط از خواندن و نوشتن باشه، این کتاب خوشخوان رو بهتون پیشنهاد میکنم. کتاب شامل پنج جستار روایی دربارهی نوشتن و خواندن است. طبق گفتهی مترجم بیشتر مقالههای این نویسنده دربارهی ادبیات هستند.
.
جستار روایی چیست؟ متنی غیرداستانی با سبکی دلنشین که طنز ظریفی هم داره و نویسنده به بررسی بحثی میپردازد که علاوه براینکه جذاب و دوستداشتنی هست کمتر هم بهش پرداخته شده. دیدگاه شخصی نویسنده و نگاه مخصوص خودش به موضوع عوامل اصلی نگارش یک یا چند جستار هستند و شاید علت برداشتهای متفاوت داشتن از این جستارها و گاهی گنگ و درک نکردنشون به این دلیل هست، که ممکنه برای بعضی اتفاق بیوفته ولی من این کتاب خیلی دوست داشتم.
#فقط_روزهایی_که_می_نویسم
#آرتور_کریستال
March 16, 2022
کمتر از حد انتظارم بود، چون انتظار داشتم توی نوشتن کمکم کنه، اما ربطی به نوشتن نداره، این کتاب مربوط به خواندنه
کتاب صوتی رو عیدی گرفتم برای سال ۱۴۰۱ :))
چه ایده خوبیه بنظرم. کتاب عیدی بدید_دیم
البته چنتا کتاب توپ دیگه ام عیدی گرفتم و قراره بگیرم. بقول خانم فرهادیان هشتگ پز
کتاب صوتی رو عیدی گرفتم برای سال ۱۴۰۱ :))
چه ایده خوبیه بنظرم. کتاب عیدی بدید_دیم
البته چنتا کتاب توپ دیگه ام عیدی گرفتم و قراره بگیرم. بقول خانم فرهادیان هشتگ پز
February 4, 2019
این کتاب نسبت به باقی کتابهای این مجموعه کمتر برام جذابیت داشت.
حرفهای جذابی توش بود، اما تاثیرگذارتریناش بخش آخر بود که نویسنده توش میگفت که دیگه کتابخوندن براش جذاب نیست و چیز جدیدی توی ادبیات پیدا نمیکنه - یا به ندرت پیدا میکنه-
و این قضیه رو شرح میداد که چه عواملی میتونن باعث این قضیه بشن.
البته بخش اول که در ستایش تنبلی و به جایی نرسیدن بود هم جذاب بود و همذاتپنداری خوبی رو به آدم هدیه میداد :)))
میشد گفت که فرم کلی این کتاب این بود که در هر مقاله نویسنده فکتی رو ارائه میداد که در نگاه اول میتونه باعث مخالفت آدمها باشه. ولی بعد از سر حوصله میاد برات ماجرا رو باز میکنه و نشون میده که حقیقت همیشه ساده و معمولی نیست. میشه هر عقیدهای رو از هر زاویه نگاه کرد و چیز جدیدی رو دریافت کرد.
توجه: این کتاب درباره نوشتن نیست. بیشتر درباره ادبیات و حرفه نویسندگی و خواندنه. -خواندن کتابها و ادبیات -
حرفهای جذابی توش بود، اما تاثیرگذارتریناش بخش آخر بود که نویسنده توش میگفت که دیگه کتابخوندن براش جذاب نیست و چیز جدیدی توی ادبیات پیدا نمیکنه - یا به ندرت پیدا میکنه-
و این قضیه رو شرح میداد که چه عواملی میتونن باعث این قضیه بشن.
البته بخش اول که در ستایش تنبلی و به جایی نرسیدن بود هم جذاب بود و همذاتپنداری خوبی رو به آدم هدیه میداد :)))
میشد گفت که فرم کلی این کتاب این بود که در هر مقاله نویسنده فکتی رو ارائه میداد که در نگاه اول میتونه باعث مخالفت آدمها باشه. ولی بعد از سر حوصله میاد برات ماجرا رو باز میکنه و نشون میده که حقیقت همیشه ساده و معمولی نیست. میشه هر عقیدهای رو از هر زاویه نگاه کرد و چیز جدیدی رو دریافت کرد.
توجه: این کتاب درباره نوشتن نیست. بیشتر درباره ادبیات و حرفه نویسندگی و خواندنه. -خواندن کتابها و ادبیات -
April 23, 2022
من تقریبا برخلاف خیلی از افرادی که یک زمانی از زندگیشون عاشق خوندن شدن و بلافاصله بعد از اون دوست داشتن داستان خودشون رو بنویسن هیچوقت به نوشتن علاقه نداشتم.
راستش نه این یک مقدار شاید اغراق و کلیگویی باشه. من هیچوقت به نوشتن "داستان" علاقه نداشتم. هیچوقت در خودم اون میزان از آفرینش و خالق بودن رو نمیدیدم که یک دنیا و چندین شخصیت جدید و متنوع بسازم. حتی انشاهایی که همیشه از زیر نوشتنشون در میرفتم اونایی بودن که باید آخر یک داستان رو تموم میکردی.
اما برخلاف داستان نوشتن، سال دوم راهنمایی به نوعی از نوشتن علاقهمند شدم که اسمش رو تا چند سال پیش نمیدونستم. نوعی از نوشته که برای خلق اون نباید کس دیگری میبودم. فقط کافی بود روژان باشم و از دغدغهها، تجربیات، نظرات و دیدگاه روژان حرف بزنم به امید اینکه شاید افراد دیگهای که اون رو میخونن باهاش احساس همزادپنداری کنن.
بعدها متوجه شدم این فرم از نوشته "جستار" نام داره. همین یاد گرفتن اسمش کافی بود تا هروقت میرم کتابفروشی از فروشنده سراغ جستارهای محبوبش رو بگیرم، تو قفسههای دوستای گودریدزم دنبالش بگردم و از یوتیوبرهای موردعلاقم در موردش بشنوم.
از شهریور 1400 که به صورت جدی وارد و درگیر دنیای نوشتن شدم، طبیعتا و شاید ناخودآگاه به سمت کتابهایی کشیده شدم که از نوشتن و خوندن حرف میزدن. با اختلاف این 5 جستار و نظرات آرتور کریستال که قلم طناز و دلنشینی داشت، برام محبوبترین کتاب در این دستهبندی بود!
راستش نه این یک مقدار شاید اغراق و کلیگویی باشه. من هیچوقت به نوشتن "داستان" علاقه نداشتم. هیچوقت در خودم اون میزان از آفرینش و خالق بودن رو نمیدیدم که یک دنیا و چندین شخصیت جدید و متنوع بسازم. حتی انشاهایی که همیشه از زیر نوشتنشون در میرفتم اونایی بودن که باید آخر یک داستان رو تموم میکردی.
اما برخلاف داستان نوشتن، سال دوم راهنمایی به نوعی از نوشتن علاقهمند شدم که اسمش رو تا چند سال پیش نمیدونستم. نوعی از نوشته که برای خلق اون نباید کس دیگری میبودم. فقط کافی بود روژان باشم و از دغدغهها، تجربیات، نظرات و دیدگاه روژان حرف بزنم به امید اینکه شاید افراد دیگهای که اون رو میخونن باهاش احساس همزادپنداری کنن.
بعدها متوجه شدم این فرم از نوشته "جستار" نام داره. همین یاد گرفتن اسمش کافی بود تا هروقت میرم کتابفروشی از فروشنده سراغ جستارهای محبوبش رو بگیرم، تو قفسههای دوستای گودریدزم دنبالش بگردم و از یوتیوبرهای موردعلاقم در موردش بشنوم.
از شهریور 1400 که به صورت جدی وارد و درگیر دنیای نوشتن شدم، طبیعتا و شاید ناخودآگاه به سمت کتابهایی کشیده شدم که از نوشتن و خوندن حرف میزدن. با اختلاف این 5 جستار و نظرات آرتور کریستال که قلم طناز و دلنشینی داشت، برام محبوبترین کتاب در این دستهبندی بود!
May 20, 2022
بهترین جستار بهترین بحثها بهترین تحلیلها...بعضیجاهاش از زیادی حق بودنش میخواستم سرمو بکوبونم دیوار🦦
به شدت از خوندن و معاشرت کردن با این کتاب لذت بردم و کلی دوباره برای جستار خوندن تشنهام کرد،عالی بود عالی🤌با وجود اینکه همونقدر که با خیلی چیزاش موافق بودم،با یه سری حرفاشم مخالف بودم ولی شیرینی جستار به همینه دیگه؟
مثلا این بخش از کتاب:
✨کسی که همیشه دارد فکر میکند تجربه را چطور میشود به هنر تبدیل کرد ممکن ایت نتواند تجربهی واقعی را با تمام وجود درک کند و قدر بداند.انگار که آگاه بودن از زندگی،وقتی از حد بگذرد زندگی را مختل میکند.
هنری جیمز که اعتقاد داشت نویسنده باید کسی باشد که چیزی از دستش در نرود،این را هم میدانست که این حرفه اجازه نمیدهد صاحبش در تجربه غرق شود.✨
به شدت از خوندن و معاشرت کردن با این کتاب لذت بردم و کلی دوباره برای جستار خوندن تشنهام کرد،عالی بود عالی🤌با وجود اینکه همونقدر که با خیلی چیزاش موافق بودم،با یه سری حرفاشم مخالف بودم ولی شیرینی جستار به همینه دیگه؟
مثلا این بخش از کتاب:
✨کسی که همیشه دارد فکر میکند تجربه را چطور میشود به هنر تبدیل کرد ممکن ایت نتواند تجربهی واقعی را با تمام وجود درک کند و قدر بداند.انگار که آگاه بودن از زندگی،وقتی از حد بگذرد زندگی را مختل میکند.
هنری جیمز که اعتقاد داشت نویسنده باید کسی باشد که چیزی از دستش در نرود،این را هم میدانست که این حرفه اجازه نمیدهد صاحبش در تجربه غرق شود.✨
June 14, 2022
این کتاب پنج جستار درباره نویسندگی و خواندن کتاب هست. من کلا با جستار ها بیشتر از داستان ها ارتباط برقرار میکنم احساس میکنم این ناداستان ها که از تجربه های شخصی نویسندگان میاد واقعی تر هست و دلی تر.
February 13, 2018
اگر قرار باشد سراغ ادبیات محض بروم، ترجیح میدهم کتابی جدی بخوانم تا مجموعهای جستار که طبق تعریف مترجم، آمیخته به تجربههای شخصی نویسندهشان هستند. این نوشتهها را میشود در جای دیگری هم خواند و به زعم من چیزی برای اضافه کردن ندارند جز آشنایی با دیدگاه شخصی نویسندهشان و مثل خواندن یک وبلاگ بیشتر جنبهی سرگرمکننده دارند و کمتر تکاندهنده و چالشبرانگیزند. خواندن این کتاب دستکم به من نشان داد که خواندن چنین کتابهایی برایم بیلذت است.
تکههایی از این جستارها را پیشتر در مجله داستان همشهری خوانده بودم و حتی بعضی جملهها هنوز در یادم بود و فکر نمیکنم ایدهی خوبی باشد که متنی را که قبلاً در مجله چاپ شده باز در کتابی گنجاند. از میان این پنج جستار فقط جستار «زندگی و نویسندگی» را میپسندم و سه ستاره را هم به همان دادهام و متن زیر هم از همین جستار انتخاب شده؛
«شاید کسانی که مجبورند آواها و تباینهای ظریف کلمات را ورز بدهند تا به متن مطلوبشان برسند، وجه مشخصهای داشته باشند. برای این افراد نوشتن فقط یکی از عوامل زندگی نیست بلکه پیش و پس از آن، ابزاری برای معنا کردن زندگی است. زندگی کردن و نوشتن درباره زندگی، وجوه متقابل بودناند. کسی که مینویسد و کسی که زندگی میکند، مکمل یکدیگرند. هر کدام دیگری را تغذیه میکند، هر کدام در جستجوی دانشی است که شاید هر دو را در ادراک خودشان یاری کند».
تکههایی از این جستارها را پیشتر در مجله داستان همشهری خوانده بودم و حتی بعضی جملهها هنوز در یادم بود و فکر نمیکنم ایدهی خوبی باشد که متنی را که قبلاً در مجله چاپ شده باز در کتابی گنجاند. از میان این پنج جستار فقط جستار «زندگی و نویسندگی» را میپسندم و سه ستاره را هم به همان دادهام و متن زیر هم از همین جستار انتخاب شده؛
«شاید کسانی که مجبورند آواها و تباینهای ظریف کلمات را ورز بدهند تا به متن مطلوبشان برسند، وجه مشخصهای داشته باشند. برای این افراد نوشتن فقط یکی از عوامل زندگی نیست بلکه پیش و پس از آن، ابزاری برای معنا کردن زندگی است. زندگی کردن و نوشتن درباره زندگی، وجوه متقابل بودناند. کسی که مینویسد و کسی که زندگی میکند، مکمل یکدیگرند. هر کدام دیگری را تغذیه میکند، هر کدام در جستجوی دانشی است که شاید هر دو را در ادراک خودشان یاری کند».
December 1, 2022
این کتاب ِ کم حجم ِ بی مدعا من رو می برد به دنیایی متفاوت. انگار داشت به زبان بی زبونی بهم میگفت: ببین من درکت میکنم! من میفهمم عاشق خوندن و عاشق نوشتن بودن یعنی چی! بیا توی این دنیایی که همه مون هم رو درک میکنیم بمون و بخون و لذتشو ببرم!
آخ آقای آرتور کریستال چه کردی! و آقای لطفی عزیز با ترجمه ی فوق العاده تون! تنها ناراحتیم این بود که چرا این کتاب ۲۰۰ صفحه ست و ۵۰۰ صفحه نیست!
جستار مورد علاقه م هم جستار چهارم بود با عنوان «زندگی و نویسندگی» که صفحه هاشو تماما خط کشیدم و چندبار خوندم و اونقدر برام لذت بخش بود که چند صفحه. ش رو بلند بلند برای خودم در تنهایی خودم میخوندم تا کلمات بیشتر در جانم بنشینه!
آخ آقای آرتور کریستال چه کردی! و آقای لطفی عزیز با ترجمه ی فوق العاده تون! تنها ناراحتیم این بود که چرا این کتاب ۲۰۰ صفحه ست و ۵۰۰ صفحه نیست!
جستار مورد علاقه م هم جستار چهارم بود با عنوان «زندگی و نویسندگی» که صفحه هاشو تماما خط کشیدم و چندبار خوندم و اونقدر برام لذت بخش بود که چند صفحه. ش رو بلند بلند برای خودم در تنهایی خودم میخوندم تا کلمات بیشتر در جانم بنشینه!
November 16, 2018
فصل یک - سخن گوی تنبل ها - فوق العاده و درخشانه.
February 7, 2021
پنج جستار روایی رو اولین بار تو پادکست کنارش به گوشم خورد و بعد از اون تو پادکست احسانو. اینجوری شد که تصمیم گرفتم ببینم این جستار روایی که میگن ینی چی؟ و خب چه شروعی بهتر از این کتاب.
جستارهایی که در مورد کتابهان و اونایی که اون کتابا رو میخونن. در مورد نویسندهها و دنیاشون. در مورد تنبلی. در مورد جنگ و دعوای بیخود بین ژانریها و ادبیات فاخر. جستارهایی که حوصله سر بر نبودن و با یکم طنز و احساسات شخصی جذاب و خوندنی شده بودن.
برای من به شخصه تو این چند روزی که در حال خمودی و بیحوصلگی فرو رفته بودم، یه محرک خوبی بود که برم پاشم اون چیزی که دلم میخواد رو بنویسم. بدون اینکه واسم مهم باشه که دارم درست اجراش میکنم یا نه. چون به قول یه دوستی نباید نگران خوبی و بدیش باشی...فقط بنویس و بذار اشتباه کنی.
و جستار اخر که یه جورایی ترسناک محسوب میشد. از آینده میگفت و از این که چرا با بالا رفتن سن میل به کتابخونی کمتر میشه. اینکه از یه جایی به بعد دیگه ممکنه خیلی چیزا واست خاص بودنشون رو از دست بدن و تکراری بشن، من جمله همین کتاب و ادبیات.
چیزی که کریستال میگه یه وعده یا پیشگویی نیست که برای همه اتفاق بیافته. ولی چیزی هست که آدمو نگران میکنه و به فکر فرو میبره که اگه من هم بعدا اینجوری بشم چی؟ پس این همه کتاب نخونده چی؟ به اینکه ممکنه یک روزی دست از کتاب بکشی و بگی خداحافظ، تو دیگه چیز جدیدی برام نداری. فکر میکنم که فکر کردن در مورد این آینده میتونه تا روزها ذهن آدمو به خودش مشغول کنه و از خودش بپرسه: اگر روزی از کتاب دست کشیدی، بقیه زمانت رو با چی سپری میکنی؟
جستارهایی که در مورد کتابهان و اونایی که اون کتابا رو میخونن. در مورد نویسندهها و دنیاشون. در مورد تنبلی. در مورد جنگ و دعوای بیخود بین ژانریها و ادبیات فاخر. جستارهایی که حوصله سر بر نبودن و با یکم طنز و احساسات شخصی جذاب و خوندنی شده بودن.
برای من به شخصه تو این چند روزی که در حال خمودی و بیحوصلگی فرو رفته بودم، یه محرک خوبی بود که برم پاشم اون چیزی که دلم میخواد رو بنویسم. بدون اینکه واسم مهم باشه که دارم درست اجراش میکنم یا نه. چون به قول یه دوستی نباید نگران خوبی و بدیش باشی...فقط بنویس و بذار اشتباه کنی.
و جستار اخر که یه جورایی ترسناک محسوب میشد. از آینده میگفت و از این که چرا با بالا رفتن سن میل به کتابخونی کمتر میشه. اینکه از یه جایی به بعد دیگه ممکنه خیلی چیزا واست خاص بودنشون رو از دست بدن و تکراری بشن، من جمله همین کتاب و ادبیات.
چیزی که کریستال میگه یه وعده یا پیشگویی نیست که برای همه اتفاق بیافته. ولی چیزی هست که آدمو نگران میکنه و به فکر فرو میبره که اگه من هم بعدا اینجوری بشم چی؟ پس این همه کتاب نخونده چی؟ به اینکه ممکنه یک روزی دست از کتاب بکشی و بگی خداحافظ، تو دیگه چیز جدیدی برام نداری. فکر میکنم که فکر کردن در مورد این آینده میتونه تا روزها ذهن آدمو به خودش مشغول کنه و از خودش بپرسه: اگر روزی از کتاب دست کشیدی، بقیه زمانت رو با چی سپری میکنی؟
September 9, 2018
من با آرتور کریستال، اولین بار در مجلهٔ همشهری داستان ملاقات کردم. قسمتی بود تحت عنوان، «دربارهٔ داستان» و آقای کریستال چه بسیار حرفهای جذاب و گیرایی که برای گفتن داشتند. تنها یک مقاله از ایشون کافی بود تا پس از آن هر شمارهای از مجله که اسم «آرتور کریستال» را در خود داشت، بیدرنگ تهیه کنم. دیروز همین اتفاق با این کتاب افتاد. شمار نکتههایی که حقیر از چنین آدمی یادگرفتم؛ ۳-۴تا نکته است ولی اون طور که بخوام ریز بشمرم، نتوانم. اما بیشک درک و مفهوم واژه و به تبع شغلِ جستار نویسِ روایی رو مدیون نوشتههای شخصِ شخیص آقای کریستال هستم.
ناگفته نماند که نشر اطراف همان سه، چار جستارروایی را که پیش از این در مجلهٔ همشهری داستان چاپ شده بود؛ با دو جستارِ بیشتر، گردآوری و بازنشر کرده. الحق والانصاف هم کار تمیز و زیباییست. فقط کاش تعداد بیشتری از جستارها ترجمه میشد که حالا کاش کاش گفتن چیزی رو پیش از این حل نکرده، پس از این هم همینه داستان
ناگفته نماند که نشر اطراف همان سه، چار جستارروایی را که پیش از این در مجلهٔ همشهری داستان چاپ شده بود؛ با دو جستارِ بیشتر، گردآوری و بازنشر کرده. الحق والانصاف هم کار تمیز و زیباییست. فقط کاش تعداد بیشتری از جستارها ترجمه میشد که حالا کاش کاش گفتن چیزی رو پیش از این حل نکرده، پس از این هم همینه داستان
May 27, 2023
خیلی بیشتر از حد انتظارم لذت بردم.
November 18, 2020
دو ستاره فقط به خاطر جستار آخر. نه اینكه خیلی درخشان باشد، اما جرقهای در ذهنم زده شد كه اگر قرار باشد دیگر كتاب نخوانم، باید با چه چیزی خلأ به وجود آمده را پر كنم؟
September 9, 2023
از اینکه علمی تخیلی یا فانتزی می خونی خجالت می کشی؟
یا جزء اون دسته از ادیبان و حرفه ای ها هستی که فانتزی بازها رو جدی نمی گیری ؟
بعضی کتابها هستن که خوبن ولی اگه نخونی چیز خاصی رو از دست نمیدی
ایشون یکی از همین کتابهاست
جناب کریستال توی این 5 به قولی جستار، یه سری حقایق ریز در مورد نویسندگی آورده. با اینکه ممکنه بهش فکر کرده باشی ولی خیلی توش عمیق نشدی. حالا که از زبون ایشون میخونی توجهت بیشتر جلب میشه
یه بخش هایی برای خود من پررنگ تر بودن
مثلا توی جستار 2 که از تعبیر گناه آلود بودن رمان صحبت کرده ، منو به یاد این مطلب انداخت که همین الان هم که رمان و همه ژانرها یه طورایی جا افتاده و هر شاخه ای طرفدارای خودشو داره، بازم هستن کسایی که علمی تخیلی و فانتزی رو باعث شرم ادبیات می دونن و اون کسایی که فانتزی می خونن رو سبک مغز و بی ارزش فرض می کنن. دیگه فکر کنید زمان جناب کریستال و قبلترش چقدر دید بدی در مورد رمان داشتن که یه عده ای یواشکی رمان می خوندن و یه کار چیپ و غیرحرفه ای تلقی می شده
دوست ندارم دنیا رو با نبود فانتزی تصور کنم
یا جستار آخر که در مورد کم شدن تمایل جناب کریستال به کتاب خوندنه. این شاید برای همه ما پیش اومده یا به زودی پیش بیاد. کتابایی که 10 سال پیش یا حتی همین پارسال با ذوق و شوق می خوندیم و کلی بهشون افتخار می کردیم الان کمترین تمایلی به دوباره خوندنشون نداریم. البته این با افزایش سن رابطه مستقیم داره. در سنین بالاتر این اتفاق بیشتر می افته
البته به غیر از این برای خود من خیلی وقتها پیش اومده که با خوندن کتابهای بیشتر دیدگاهم تکمیل تر شده و کتابی که سالها قبل برام خیلی تازگی داشت الان به کل منکر موضوعیتش میشم
شاید این موضوع خیلی هم بد نباشه و نشون دهنده تغییر و تحول و پویایی ذهن هست. که این پویایی ذهن اصلا خودش هدف کتاب خوندنه
دیگه اینکه همه جای کتاب اشاره هایی شده به کلی نویسنده و آدمهای کاردرست و آثارشون که همین خودش می تونه دنیایی جدید به روی آدم باز کنه
کتاب جالبی بود
🌟📚🌟
یا جزء اون دسته از ادیبان و حرفه ای ها هستی که فانتزی بازها رو جدی نمی گیری ؟
بعضی کتابها هستن که خوبن ولی اگه نخونی چیز خاصی رو از دست نمیدی
ایشون یکی از همین کتابهاست
جناب کریستال توی این 5 به قولی جستار، یه سری حقایق ریز در مورد نویسندگی آورده. با اینکه ممکنه بهش فکر کرده باشی ولی خیلی توش عمیق نشدی. حالا که از زبون ایشون میخونی توجهت بیشتر جلب میشه
یه بخش هایی برای خود من پررنگ تر بودن
مثلا توی جستار 2 که از تعبیر گناه آلود بودن رمان صحبت کرده ، منو به یاد این مطلب انداخت که همین الان هم که رمان و همه ژانرها یه طورایی جا افتاده و هر شاخه ای طرفدارای خودشو داره، بازم هستن کسایی که علمی تخیلی و فانتزی رو باعث شرم ادبیات می دونن و اون کسایی که فانتزی می خونن رو سبک مغز و بی ارزش فرض می کنن. دیگه فکر کنید زمان جناب کریستال و قبلترش چقدر دید بدی در مورد رمان داشتن که یه عده ای یواشکی رمان می خوندن و یه کار چیپ و غیرحرفه ای تلقی می شده
دوست ندارم دنیا رو با نبود فانتزی تصور کنم
یا جستار آخر که در مورد کم شدن تمایل جناب کریستال به کتاب خوندنه. این شاید برای همه ما پیش اومده یا به زودی پیش بیاد. کتابایی که 10 سال پیش یا حتی همین پارسال با ذوق و شوق می خوندیم و کلی بهشون افتخار می کردیم الان کمترین تمایلی به دوباره خوندنشون نداریم. البته این با افزایش سن رابطه مستقیم داره. در سنین بالاتر این اتفاق بیشتر می افته
البته به غیر از این برای خود من خیلی وقتها پیش اومده که با خوندن کتابهای بیشتر دیدگاهم تکمیل تر شده و کتابی که سالها قبل برام خیلی تازگی داشت الان به کل منکر موضوعیتش میشم
شاید این موضوع خیلی هم بد نباشه و نشون دهنده تغییر و تحول و پویایی ذهن هست. که این پویایی ذهن اصلا خودش هدف کتاب خوندنه
دیگه اینکه همه جای کتاب اشاره هایی شده به کلی نویسنده و آدمهای کاردرست و آثارشون که همین خودش می تونه دنیایی جدید به روی آدم باز کنه
کتاب جالبی بود
🌟📚🌟
May 31, 2018
جستار مانند مقاله متنیست غیرداستانی که به جای آن که مثل مقاله اطلاعاتی درباره ی یک موضوع خاص به خواننده منتقل کند، دیدگاه شخصی نویسنده درباره ی موضوع را با لحنی که اعتماد مخاطب را برانگیزد برایش توضیح میدهد. جستارنویس با نوشتهای صمیمی و صادقانه می¬خواهد موضع و تحلیل خودش را شرح دهد.
خوندن این کتاب باعث شد به چیزهایی توجه کنم که سرسری ازشون میگذشتم. برام مثل یادآوری بود ... حال خوبی داشت خوندنش.
بخشی از کتاب: انگار نمیدانستیم مرز میان ما و کتابها کجاست. کتابها آب و هوای ما بودند، ما فقط کتاب نمیخواندیم ما به آنها تبدیل میشدیم. ما کتاب را به درون میبردیم و آنها را به سرگذشت خودمان بدل میکردیم. کتابها متعادلمان میکردند. آراممان میکردند. کتابها به ما ورزن میدادند. این ها را آناتول برویارد میگوید. ص 95
خوندن این کتاب باعث شد به چیزهایی توجه کنم که سرسری ازشون میگذشتم. برام مثل یادآوری بود ... حال خوبی داشت خوندنش.
بخشی از کتاب: انگار نمیدانستیم مرز میان ما و کتابها کجاست. کتابها آب و هوای ما بودند، ما فقط کتاب نمیخواندیم ما به آنها تبدیل میشدیم. ما کتاب را به درون میبردیم و آنها را به سرگذشت خودمان بدل میکردیم. کتابها متعادلمان میکردند. آراممان میکردند. کتابها به ما ورزن میدادند. این ها را آناتول برویارد میگوید. ص 95
September 17, 2019
انگار آگاه بودن از زندگی وقتی که از حد بگذرد زندگی را مختل میکند.
این کتاب رو خیلی دوست داشتم. هم موضوعات جستارها رو دوست داشتم، هم قلم نویسنده خیلی عالی بود و هم فوقالعاده ترجمه شده بود.
بین 5 جستار کتاب، جستار آخر یعنی «دیگر کتاب نمیخوانم» بیشتر از بقیه من رو جذب خودش کرد. حرفهایی که نویسنده توی این جستار میزنه واقعا ترسناکه. اینکه یک روز ممکنه همهی ماهایی که به کتاب و ادبیات علاقه داریم ازش زده بشیم. دلایلی هم که براش میاره واقعا منطقیه و همین ترسناکترش میکنه.
جستار دوم کتاب هم که راجع به دعوای داستان ادبی و داستان ژانره خیلی خوبه. همیشه برام آزاردهنده بوده که چرا طرفداران جریان اصلی ادبیات اینقدر از ادبیات ژانری بد میگن و اون رو نازل و بیارزش میدونن و طرفدارانشون رو سرزنش میکنن.
راستش قلم نویسنده خیلی روون و خوبه. این کتاب رو در فاصلهی دو ماه به دلایلی دو بار خوندم و تقریبا هر بار لذت مشابهی بردم. فکر کنم اگه مثلا دو سه سال دیگه هم برگردم و بخونمشون، بازم برام جذاب باشن.
امتیازم به جستارهای کتاب به ترتیب:
سخنگوی تنبلها: 2 از 5
لذتهای گناهآلود: 5 از 5
وقتی نویسنده حرف میزند: 4 از 5
زندگی و نویسندگی: 2 از 5
دیگر کتاب نمیخوانم: 5 از 5
نکتهی بیربط: کتاب از نظر ابعاد واقعا خوشدسته، ولی بعضی جاها پینوشتها اضافی بودن. از طرفی اگه پینوشتها تبدیل به پانویس میشدن به نظرم بهتر بود، چون خواننده پانویس رو بیشتر از پینوشت دنبال میکنه.
پ.ن: برای این کتاب معرفی جمع و جوری در طفرهزن هم نوشتم.
آدمی که سی یا چهل سال مجدانه کتاب خوانده تقصیری ندارد اگر خیلی از رمانها و اشعار تازه منتشر شده به نظرش زیادی آشنا و حتی تکراری بیاید.
July 25, 2018
با این کتاب جستارنویس نمیشوید!
البته 3 ستاره هم تا حدی زیاد است ولی خب حرفهایی در جستارها هست که بیشک ارزش سه ستاره و بیشتر را دارد اما به کلیت کتاب این سه ستاره را دادم
کسی با خواندن این کتاب جستارنویس نمیشود ضمنا واقعا علت این میزان استقبال از این اثر را نفهمیدم
واقعا جوگیر میشیم یا چی؟
خب طبیعی است که مولف اصلی که 6 جستار از او در این مجموعه گرد آمده انسان برجستهای در جستارنویسی است ولی باز کردن یک راه به روایت(بنا به ادعای دبیر مجموعه) بدون اشاره به پیشنیازها (اینکه شخصیتی مانند ارتور کریستال در کار خودش از غولها است) واقعا کار درستی است؟
البته 3 ستاره هم تا حدی زیاد است ولی خب حرفهایی در جستارها هست که بیشک ارزش سه ستاره و بیشتر را دارد اما به کلیت کتاب این سه ستاره را دادم
کسی با خواندن این کتاب جستارنویس نمیشود ضمنا واقعا علت این میزان استقبال از این اثر را نفهمیدم
واقعا جوگیر میشیم یا چی؟
خب طبیعی است که مولف اصلی که 6 جستار از او در این مجموعه گرد آمده انسان برجستهای در جستارنویسی است ولی باز کردن یک راه به روایت(بنا به ادعای دبیر مجموعه) بدون اشاره به پیشنیازها (اینکه شخصیتی مانند ارتور کریستال در کار خودش از غولها است) واقعا کار درستی است؟
March 5, 2022
اولین کتاب از مجموعه جستارهای نشر اطراف است که خواندم.کتاب کوچک و جمع و جوری ست که در یکی دو ساعت می توان آن را خواند.اگر از خوانندگان قدیمی داستان همشهری بوده باشید حتما نمونه های از این جستارها را در نشریه داستان خوانده اید.
جستارها نه مانند مقالات خشک و رسمی هستند و نه مانند رمان و داستان خیال انگیز .به همین دلیل وقت خواندن احساس خستگی نمیکنید و دوست دارید ادامه دهید .اگر اهل ادبیات و کتاب هستید به نظرم از خواندنش لذت خواهید برد.
در فرصت مناسب گزیده هایی از این کتاب را خواهم آورد .
جستارها نه مانند مقالات خشک و رسمی هستند و نه مانند رمان و داستان خیال انگیز .به همین دلیل وقت خواندن احساس خستگی نمیکنید و دوست دارید ادامه دهید .اگر اهل ادبیات و کتاب هستید به نظرم از خواندنش لذت خواهید برد.
در فرصت مناسب گزیده هایی از این کتاب را خواهم آورد .
November 4, 2019
.
شاید مهمترین ضعف این کتاب اینه که هیچ چیز تازهای برای گفتن نداره، یا همون چیزهای قدیمی رو به شکلی درخشان بیان نمیکنه.
.
جستار۱: سخنگوی تنبلها
این که اگه یک آبلوموفِ تنبل باشید، چطور به یک نویسنده بدل میشوید.
و پر از نام نویسندههایی که حتی یک کتاب هم به فارسی ازشون ترجمه نشده.
.
جستار۲:لذتهای گناهآلود
اینکه چرا مثلا آگاتا کریستی تو بورسه و یه اثر ادبی فاخر نیست.
.
جستار۳:
یکم شیکتر مینویسه اینجا جنابِ کریستال.
میگه ناباکوف و دیوید فاستر والاس جلوی دوربین کم میارند و میلرزند و اینکه نویسندهها هم مثل بقیهان!
[فکر میکنم این قضیه بسیار کهنه شده و خود ما هم میدونیم نویسندهها هم مثل ما هستند و این تصور سلبریتی انگاشتنِ نویسندهها خیلیوقته از یاد برده شده]
جستار۴:زندگی و نویسندگی
خب این یکم تازه ست و این یک ستاره برای این جستاره.
جستار۵:دیگر کتاب نمیخوانم
این جستار میخواد بگه الان رسانهها جای کتابخوانی رو گرفتن،و عمر کتاب خوندن داره به سر میرسه.
در کل کتابها دیگه اونقدها جذابیت ندارن.
.
فکر میکنم از مجموعه جستارهای نشر اطراف، این کتاب از ضعیفترینشون باشه.
شاید مهمترین ضعف این کتاب اینه که هیچ چیز تازهای برای گفتن نداره، یا همون چیزهای قدیمی رو به شکلی درخشان بیان نمیکنه.
.
جستار۱: سخنگوی تنبلها
این که اگه یک آبلوموفِ تنبل باشید، چطور به یک نویسنده بدل میشوید.
و پر از نام نویسندههایی که حتی یک کتاب هم به فارسی ازشون ترجمه نشده.
.
جستار۲:لذتهای گناهآلود
اینکه چرا مثلا آگاتا کریستی تو بورسه و یه اثر ادبی فاخر نیست.
.
جستار۳:
یکم شیکتر مینویسه اینجا جنابِ کریستال.
میگه ناباکوف و دیوید فاستر والاس جلوی دوربین کم میارند و میلرزند و اینکه نویسندهها هم مثل بقیهان!
[فکر میکنم این قضیه بسیار کهنه شده و خود ما هم میدونیم نویسندهها هم مثل ما هستند و این تصور سلبریتی انگاشتنِ نویسندهها خیلیوقته از یاد برده شده]
جستار۴:زندگی و نویسندگی
خب این یکم تازه ست و این یک ستاره برای این جستاره.
جستار۵:دیگر کتاب نمیخوانم
این جستار میخواد بگه الان رسانهها جای کتابخوانی رو گرفتن،و عمر کتاب خوندن داره به سر میرسه.
در کل کتابها دیگه اونقدها جذابیت ندارن.
.
فکر میکنم از مجموعه جستارهای نشر اطراف، این کتاب از ضعیفترینشون باشه.
This entire review has been hidden because of spoilers.
March 28, 2022
چقدر لذت بردم از بینش نویسنده. چقدر لذت بردم از اینکه نویسنده از پذیرش علم هم سرباز نمیزنه و ازش کمک میگیره. چقدر لذت بردم از چیزایی که نویسنده بعد از یک عمر کتاب خوندن بهشون رسیده. چقدر لذت بردم از نثر جستار هاش. چقدر لذت بردم از روایت جالبش. چقدر لذت بردم از رک و راست بودن واقعی اش نه از نوع پلاستیکی اش! مخصوصا نسبت به شخصیت خودش. چقدر لذت بردم از بی تعصب بودنِ به معنای واقعی نویسنده. و در نهایت، چقدر لذت بردم از خوندن این کتاب؛ جدای اینکه هرکسی چه نظر و برداشتی میتونه از این نوشته ها داشته باشه. بیشتر از این نمیخوام راجع به این جستارها چیزی بنویسم.
March 9, 2021
کتاب مجموعه پنج جستاراست .که اولین آن ، "سخن گوی تنبل ها " و آخرین آن " چرادیگرکتاب نمی خوانم " بهترین آنها ست . چون هردو موضوع به دقت برای من قابل درک است :
" تنبل ها علیل نیستند . ما حمله های پرکاری خودمان راداریم .انفجارهای هرازگاه مشغولیت و فعالیت که ازقضا پربار هم هستند .والتربنیامین گفته بود که تحت تاثیرسیاره زحل قراردارد که کندترین چرخش رادارد، سیاره ی تاخیر و ول گشت ....
تنبلی شکل واحدی ندارد. آدمهای پرانرژی ممکن است شبیه هم باشند اما تنبل ها هرکدام با سرعت های مختلف سازخودشان رامی زنند ...."
مدتهاست که متوجه شده ام درمیان کتابهای جدید و بعضا" بسیار مشهوروپرفروش ، کمترچیزی رامی پسندم. نویسنده به درستی عنوان میکند که افزایش عمرو تجارب زندگی و مطالعات بیشتر ، تورابا مسایل بیشتری روبرومیکند ، پس تعداد نکات بدیع و جدید برایت کم میشود.
کتاب بسیارجمع وجوروخوش خوان ولذت بخش است . اگرترجمه اش را به من سپرده بودند با توجه به تنبلی ام کمی جمع وجورترهم میشد.
" تنبل ها علیل نیستند . ما حمله های پرکاری خودمان راداریم .انفجارهای هرازگاه مشغولیت و فعالیت که ازقضا پربار هم هستند .والتربنیامین گفته بود که تحت تاثیرسیاره زحل قراردارد که کندترین چرخش رادارد، سیاره ی تاخیر و ول گشت ....
تنبلی شکل واحدی ندارد. آدمهای پرانرژی ممکن است شبیه هم باشند اما تنبل ها هرکدام با سرعت های مختلف سازخودشان رامی زنند ...."
مدتهاست که متوجه شده ام درمیان کتابهای جدید و بعضا" بسیار مشهوروپرفروش ، کمترچیزی رامی پسندم. نویسنده به درستی عنوان میکند که افزایش عمرو تجارب زندگی و مطالعات بیشتر ، تورابا مسایل بیشتری روبرومیکند ، پس تعداد نکات بدیع و جدید برایت کم میشود.
کتاب بسیارجمع وجوروخوش خوان ولذت بخش است . اگرترجمه اش را به من سپرده بودند با توجه به تنبلی ام کمی جمع وجورترهم میشد.
February 24, 2019
کتاب خیلی خوبی بود و ممنونم از آن آقای بوشهری که مهمان برنامه کتاب باز شبکه نسیم شد و هم خیلی حرف های خوب زد و هم این کتاب را معرفی کرد.
دم آن آقا ، دم شبکه نسیم و دم سروش صحت گرم .
برای هر کس که سودای نویسندگی در سر دارد کتاب کاملا به درد بخور و کاربردی ست و خوبی دیگرش هم حجم کم کتاب است . یک عالمه حرف های به درد بخور بدون مزخرفات بازاری . خیلی خوب بود
اما برای من از جهت دیگری خوب بود آن هم اینکه با مقوله ای به نام جُستار روایی آشنا شدم که تا حالا چیزی از این جنس نخوانده بودم . البته خیلی شبیه مرد بی وطن ونه گات بود اما مطمئن نیستم ، اصلا نمی شود به قضاوت منی که فقط یک کتاب از نوع جُستار روایی خوانده ام اعتماد کرد .
خودم نمی کنم ، شما هم نکنید .
کلا خوب بود ، حال داد و خوش گذشت.
دوست داشتید بخوانید.
دم آن آقا ، دم شبکه نسیم و دم سروش صحت گرم .
برای هر کس که سودای نویسندگی در سر دارد کتاب کاملا به درد بخور و کاربردی ست و خوبی دیگرش هم حجم کم کتاب است . یک عالمه حرف های به درد بخور بدون مزخرفات بازاری . خیلی خوب بود
اما برای من از جهت دیگری خوب بود آن هم اینکه با مقوله ای به نام جُستار روایی آشنا شدم که تا حالا چیزی از این جنس نخوانده بودم . البته خیلی شبیه مرد بی وطن ونه گات بود اما مطمئن نیستم ، اصلا نمی شود به قضاوت منی که فقط یک کتاب از نوع جُستار روایی خوانده ام اعتماد کرد .
خودم نمی کنم ، شما هم نکنید .
کلا خوب بود ، حال داد و خوش گذشت.
دوست داشتید بخوانید.
October 26, 2020
دوستان ظاهرا دنبال این هستن که با خوندن این کتاب جستار یا نویسنده بشن
خیر عزیز، این پنج جستار دیدگاه شخصی نویسنده درباره یه سری مسائل رو
با لحنی طنز درقالبی که در ایران جدید هست بیان میکنه
از نشر اطراف ممنونم که باب آشنایی بیشتر مارو با این دست از عنوانین ادبی فراهم کرد
جستار رواییِ درست حسابی بخونید.
خیر عزیز، این پنج جستار دیدگاه شخصی نویسنده درباره یه سری مسائل رو
با لحنی طنز درقالبی که در ایران جدید هست بیان میکنه
از نشر اطراف ممنونم که باب آشنایی بیشتر مارو با این دست از عنوانین ادبی فراهم کرد
جستار رواییِ درست حسابی بخونید.
September 30, 2024
از جستار اول که در مورد تنبلی بود بیشتر از بقیه خوشم اومد ولی خب بقیه جستار ها هم بد نبودن.
July 21, 2019
"این شاید بیشترین حد دریافت ما از زندگی نویسندگی است، زندگی ای با هدف تحصیل هویت، هم به عنوان هنرمند و هم به عنوان فرد. یک شعر یا رمان چه می گوید جز: این است آنچه اتفاق افتاد، این است آنچه دریافتم، و این من هستم، به قدری که می توانم بگویم؟
پس هر اثر ادبی روح کسی می شود که زمانی از این راه گذشته. والت ویتمن وعده داد که(هرکس این کتاب را لمس کند، انسانی را لمس کرده.) اینها ارواحی اند که امیدواریم همچنان بر ما ظهور کنند. چون دانستن این نکته تسلی بخش است زمانی، جایی، کسی حس کرده باید حرف بزند، کسی که به یک برگ کاغذ خیره شده و سفیدی بداخم ابدیت را با علائم کوچک و ناموزونی آلوده که فارغ از شکل و ترکیب شان همیشه می گویند: مرا بشناس."
هعی، من عاشق این کتابم
پس هر اثر ادبی روح کسی می شود که زمانی از این راه گذشته. والت ویتمن وعده داد که(هرکس این کتاب را لمس کند، انسانی را لمس کرده.) اینها ارواحی اند که امیدواریم همچنان بر ما ظهور کنند. چون دانستن این نکته تسلی بخش است زمانی، جایی، کسی حس کرده باید حرف بزند، کسی که به یک برگ کاغذ خیره شده و سفیدی بداخم ابدیت را با علائم کوچک و ناموزونی آلوده که فارغ از شکل و ترکیب شان همیشه می گویند: مرا بشناس."
هعی، من عاشق این کتابم
January 12, 2021
جستار اول و آخرش رو دوست داشتم
فهرست:
سخنگوی تنبل ها
لذتهای گناه آلود
وقتی نویسنده حرف میزند
زندگی و نویسندگی
دیگر کتاب نمیخوانم
فهرست:
سخنگوی تنبل ها
لذتهای گناه آلود
وقتی نویسنده حرف میزند
زندگی و نویسندگی
دیگر کتاب نمیخوانم
May 20, 2022
شاید مشکل از من باشه که جستار برام وزنی نداره. در حد مجله خوانی بود برام و جالب بود همین
June 2, 2026
با این که اسم کتاب ممکنه گولتون بزنه که شاید کمکی در نویسندگی بهتون بکنه یا چیزی شبیه بهش، باید بگم اینجوری نیست.
۲ ستاره به خاطر ۲ جستاری که دوست داشتم.
۲ ستاره به خاطر ۲ جستاری که دوست داشتم.
November 8, 2020
این کتاب یکی از عجیبترین چیزهاییه که تا حالا خوندم. اولین آشنایی من باهاش توی قسمت سوم پادکست کنارش بود که خیلی اتفاقی همون روز توی کتابفروشی دیدمش و خریدم. کم میشه بگم یک کتاب کاملا مسیر فکرم رو عوض کرد و حرفهایی که زد روم تاثیر زیادی داشت. اما این کتاب... نمیدونم، خیلی عجیب بود. آرتور کریستال در مورد چیزهایی حرف میزد که من کاملا درگیرش بودم و توی فضای "هیچ کس در مورد این قضیه درست حرف نمیزنه و مشکلیه که نمیشه درست روش دست گذاشت." بودم. اما این کتاب کاملا مشکل رو میشناخت، در اصل خود کریستال حسابی درگیر همین مشکل بود و تحلیلهای جالبی ازش داشت.
در مورد این کتاب حرف زدن یکم سخته، فقط میتونم بگم اگه کارتون به هنر و نوشتن ربط داره این کتاب میتونه خیلی کمک کننده باشه.
در مورد این کتاب حرف زدن یکم سخته، فقط میتونم بگم اگه کارتون به هنر و نوشتن ربط داره این کتاب میتونه خیلی کمک کننده باشه.
July 11, 2024
آرتور کریستال تو ذهنم آدم بداخلاق بامزهایه. سعی میکنه صادق و رک باشه و این صداقت رو به عرصهی ادبیات ببره. مواجههش با خوندن و نوشتن برام جالبه. جستار زندگی نویسندگی جستار محبوبم بود و قسمتهای زیادیش رو دوست داشتم.
«دانستن این نکته تسلیبخش است زمانی،جایی، کسی حس کرده باید حرف بزند، کسی که به یک برگ کاغذ خیره شده و سفیدی بداخم ابدیت را با علائم کوچک و ناموزونی آلوده که فارغ از شکل و ترکیبشان همیشه میگویند: مرا بشناس.»
«دانستن این نکته تسلیبخش است زمانی،جایی، کسی حس کرده باید حرف بزند، کسی که به یک برگ کاغذ خیره شده و سفیدی بداخم ابدیت را با علائم کوچک و ناموزونی آلوده که فارغ از شکل و ترکیبشان همیشه میگویند: مرا بشناس.»
Displaying 1 - 30 of 169 reviews































