کتاب تردید، نوشته ای در باب رویارویی دو گفتمان نسبیگرایی و خردآیینی در جریان فلسفه است و در تلاش برای روشن کردن این مساله است که آیا آنگونه که نسبیگرایان میگویند هر سخن، دارای منش دوگانه است و حقیقتی که از راه تأویل آفریده میشود، یا آنطور که یک خردآیین عقیده دارد، در باب حقیقت تنها یک مساله وجود دارد: "بودن یا نبودن".
کتاب در یک فصل بسیار خواندنی از تقابل آرای سوفیستها و افلاطون بحث میکند. سپس به بحث در باره مفهوم حقیقت از دیدگاه نیچه و فوکو میپردازد. همانطور که انتظار میرود، زبان اثر در توضیح آرا فوکو دچار پیچیدگی و تکلف میشود. در ادامه، احمدی از جایگاه تأویل و نقش هرمنوتیک در فلسفه پسامدرن صحبت میکند. بخش قابل توجهی از این فصل خواندنی در باب کتاب "ساختار انقلابهای علمی" از تامس کوهن و با تکیه بر یک رویکرد ضد پوزیتیویستی است. در فصل آخر، از نظرات وینگنشتاین در آخرین کتاب خود "درباره یقین" بحث میشود و اهمیت نقش "زبان" در ایجاد تمایز بین آرا وینگنشتاین و دکارت آشکار میشود.