کتاب «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» شامل سه روایت از زندگی امام حسین(ع) در مسیر رسیدن به کربلا و نیز در ایام حضور در این مکان تا شهادت.
غفارزادگان در این کتاب آمیزهای از هنر و تکنیک و مضمون را برای مخاطبان خود به ارمغان آورده است. او از سویی برای روایت خود از تکنیک روایتنویسی کهن ایرانی بهره برده است. هر بخش از کتاب خود را بنا بر سنت کتابت مقاتل با محتوایی به هم پیوسته و منزل به منزل سامان داده و مخاطبش را بر همین مبنا تا درون حادثه راهنمایی میکند.
او در این متن نشان داده که برای نوشتن بسیار مقید به پژوهش است و متن روایی داستانی تاریخی را بر پایه مستندات شکل میدهد اما هرگز نشانی از کپیبرداری و یا کلیشهسازی را در آن برجای نمیگذارد.
غفارزادگان همچنین در این کتاب تلاش بسیاری کرده است تا از منظر زبانی به متنی با رنگ و بوی و حال و هوای تاریخی دست پیدا کند؛ متنی که خوانش آن مانند قدم زدن در پسکوچههای تاریخ برای به تماشا نشستن رخدادهای آن است. او کلمات و عباراتی را استخدام میکند که از سویی دارای استواری بیان است و از سوی دیگر حریم و ساختار تاریخ را برای روایت شدن در خود محفوظ نگاه میدارد و به همین اعتبار کتاب «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» را میتوان نمونهای قابل تأمل از ادبیات تاریخی دانست که مسیر حرکت کاروان امام حسین(ع) از مدینه به سمت کوفه را بازخوانی میکند و با زبان روایت داستانی نظرگاه خود را با رعایت امانت و به شکل بیانی تازهای با مخاطبانش در میان میگذارد و او را به کشف دنیایی تازه که خود آن را شکل داده دعوت میکند.
داوود غفارزادگان متولد ۱۳۳۸ دراردبیل، بیش از دو دهه است که برای گروه سنی بزرگسال و نوجوان مینویسد. رمان جنگی «فال خون» این نویسنده در امریکا ترجمه شده و مجموعه داستان «ما سه نفر هستیم» از کتابهای برگزیده بیست سال ادبیات داستانی است. از آثار بزرگسال این نویسنده میتوان به کتابهای «راز قتل آقا میر»، «دختران دلریز»، «شب ایوب» و «کتاب بینام اعترافات» و در حوزه نوجوان از «پرواز درناها»، «سنگ اندازان غار کبود» و «آواز نیمه شب» و کتابهای دیگر نام برد.
کتاب همانطور که از اسمش پیداست سه بخش دارد. در بخش اول ما در کاروان امام هستیم و از آن زاویه رویایی با حر و حرکت تا کربلا و توبه حر را میبینیم. بخش دوم پس از ذکر چند ماجرا و داستان از کودکی تا جوانی و بزرگسالی امام حسین، به صورت روایی و خیلی خلاصه مقتلی از حضرت را میخوانیم و بخش سوم به سراغ خود حر می رویم. و با حر از کوفه خارج میشویم تا باز رویارویی با امام اینبار از این زاویه و بعد هم توبه و شهادت... بسیار زیبا بود