Jump to ratings and reviews
Rate this book

مرد همراه

Rate this book

12 pages, Paperback

Loading...
Loading...

About the author

Marco Lodoli

58 books16 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
1 (11%)
2 stars
6 (66%)
1 star
2 (22%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
January 19, 2018
و من احساس تنهایی می کردم با بغضی در گلو که فرو نمی رفت. «آستولفو، خواهش می‌کنم عجله کن، مدام تلفن می‌زنم و ساندرینو جواب نمی‌ده، دلم خیلی شور می‌زنه، فکرهای بدی به سرم می‌زنه، فال ورق گرفتم خیلی بد اومد، هر چی تندتر می‌تونی برو، خدای من این پسرک شاعرم چه‌قدر منو عذاب داده...»
Profile Image for Faranaj.
148 reviews7 followers
January 30, 2021
می‌گویند یک دست صدا ندارد، من هم بدون او صدا نداشتم، یعنی تا این حد به او وابسته بودم. وقتی آدم کنار دریا تنهاست یا به همه چیز فکر می‌کند یا به هیچ چیز. نمی‌دانستم واقعا دوستش دارم یا نه، ولی در کنارش راحت بودم. خنده‌اش بهم اطمینان می‌داد و به آن‌چه داشت قانع بود. سوال‌های ساده‌ای ازم می‌کرد که به نظر می‌آمد جواب همه‌شان را بلدم بدهم. وقتی با من عشق‌ورزی می‌کرد دست و پاهاش را به دورم تنگ می‌کرد. ساندرینو او را از من قاپید و بردش؛ انگار آدم با بی‌خیالی فندکی را از روی میز کناری خودش بردارد‌ دوناتلا بی‌هیچ شر و شور و تردیدی دنبالش رفت فقط برای این که زن‌ها وقتی قدرتش را داشته باشند بهترین‌ها را انتخاب می‌کنند. بعد از یک ماهی ساندرینو بهش گفت ازش خسته شده و او چمدانش را برداشت و ویلای فرژنه را ترک کرد، اما دیگر برنگشت پیش من.

ص۹_۱۰
Displaying 1 - 2 of 2 reviews