Jump to ratings and reviews
Rate this book

ترانه های بابا طاهر

Rate this book
سروده های بابا طاهر، همراه با ترجمهٔ انگلیسی

144 pages, Unknown Binding

1 person is currently reading
24 people want to read

About the author

Baba Tahir

15 books12 followers
Baba Tahir, born c. 1000 in Loristan or Hamadan, Iran and died after 1055 in Hamadan, was one of the most revered early poets in Persian literature.

Most of his life is clouded in mystery. He probably lived in Hamadan. His byname, ʿOryān (“The Naked”), suggests that he was a wandering dervish, or mystic. Legend tells that the poet, an illiterate woodcutter, attended lectures at a religious college, where he was ridiculed by the scholars and students because of his lack of education and sophistication. After experiencing a vision in which philosophic truths were revealed to him, he returned to the school and spoke of what he had seen, astounding those present by his wisdom. His poetry is written in a dialect of Persian, and he is most famous for his du-baytī (double distichs), exhibiting in melodious and flowing language a sincerity and spirituality with profound philosophical undertones. Bābā Ṭāher is highly revered even now in Iran, and a mausoleum was erected for him in Hamadan in 1965 (restored 2004). Many of his poems have been translated into English in E. Heron-Allen’s The Laments of Baba Tahir (1902), A.J. Arberry’s Poems of a Persian Sūfī (1937), and in Mehdi Nakhosteen’s The Rubáiyyát of Bábá Táhir Oryán (1967).

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (20%)
4 stars
3 (60%)
3 stars
1 (20%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,099 followers
January 26, 2018
‎دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 140 صفحه تشکیل شده است و به سروده هایِ <بابا طاهر> پرداخته است و جدا از زبانِ فارسی، این ابیات در بخشِ پایانیِ کتاب به زبانِ انگلیسی نیز آورده شده است..... در زیر به انتخاب ابیاتی را برایِ شما ادب دوستان مینویسم
--------------------------------------------
‎اگر دل دلبره، دلبر کدامه
‎وگر دلبر دِله، دل را چه نامه؟
‎دل و دلبر بهم آمیخته بینم
‎ندانم دل که و دلبر کدامه
*****************************
‎بُود دردِ من و درمانم از دوست
‎بُود وصلِ من و هجرانم از دوست
‎اگر قصابم از من وا کَند پوست
‎جدا هرگز نگردد جانم از دوست
*****************************
‎عزیزا، کاسهٔ چشمم سرایت
‎میانِ هردو چشمم جایِ پایت
‎از آن ترسم که غافل پا نهی باز
‎نشیند خارِ مژگانم به پایت
*****************************
‎زِ زلفانت بُود تارِ رُبابم
‎چه میخواهی از این حالِ خرابم
‎توکه وا من سرِ یاری نداری
‎چرا هر نیمه شب آیی به خوابم؟
*****************************
‎یکی درد و یکی درمان پسندد
‎یکی وصل و یکی هجران پسندد
‎من از درمان و درد و وصل و هجران
‎پسندم آنچه را جانان پسندد
*****************************
‎نسیمی کز بُنِ آن کاکل آید
‎مرا خوشتر زِ بویِ سنبل آید
‎چو شب گیرم خیالش را در آغوش
‎سحر از بسترم بویِ گل آید
*****************************
‎جدا از تو دلم یکدم نمانه
‎وگر مانه، همی بی غم نمانه
‎اگر دردِ دلم قسمت نمایند
‎دلِ بی درد، در عالم نمانه
*****************************
‎زِ دشتِ خاطرم جز غم نروید
‎زِ باغم جز گلِ ماتم نروید
‎زِ صحرایِ دلِ بی حاصلِ من
‎گیاهِ ناامیدی هم نروید
*****************************
‎نگارینا، دل و جانم تو دیری
‎همه پیدا و پنهانم تو دیری
‎ندانم من که این درد از که دیدم
‎همی دانم که درمانم تو دیری
*****************************
‎دلت ای سنگدل بر ما نسوزه
‎عجب نبوَد اگر خارا نسوزه
‎بسوزم تا بسوزانم دلت را
‎در آتش چوبِ تر تنها نسوزه
*****************************
‎زِ دستِ دیده و دل هردو فریاد
‎که هرچه دیده بیند، دل کند یاد
‎بسازم خنجری نیشش زِ فولاد
‎زنم بر دیده، تا دل گردد آزاد
*****************************
‎دلی دارم، دمی خرّم نمی بو
‎غمی دارم که هرگز کم نمی بو
‎خطی دارم من از خوبانِ عالم
‎که یارِ بی وفا، همدم نمی بو
*****************************
‎بی تو اشکم زِ مژگانِ تر آیه
‎بی تو نخلِ امیدم بی بَر آیه
‎بی تو در کنجِ تنهایی شب و روز
‎نشینم تا که عمرم بر سر آیه
*****************************
‎دو چشمم دردِ چشمانِ تو چینه
‎مباد دردی، چشمانت نشینه
‎شنیدم رفتی و یاری گرفتی
‎اگر گوشم شنید، چشمم نوینه
---------------------------------------------
‎امیدوارم این انتخاب ها را پسندیده باشید
‎<پیروز باشید و ایرانی>
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
508 reviews1 follower
Read
November 25, 2025


به صـحرا بـنگرم، صـحرا ته بینم
به دریا بـنگرم، دریا ته بینم
به هرجا بنگرم، کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
(اذکائی، ۱۳۸۷: ۱۹)

باباطاهر همدانی، معروف به باباطاهر عریان، از شاعران لُر قرن چهارم و پنجم هجری و از اساتید مکتب عرفانی عین‌القضات همدانی است. او از پیروان طریقۀ گنوسی ایران و فرقۀ اهل حق بود که اصول عقایدش سخت با اعتقادات حکمت فهلوی باستانی پیوند داشت (همان: ۱-۲-۳).

طبق نظر دکتر پرویز اذکائی (سپیتمان)، باباطاهر یا دیوان اشعاری نداشته و یا اینک برجای نمانده است. و دوبیتی‌های باباطاهر نیز به مانند رباعیات خیام، مجموعه‌ای از دوبیتی‌های منسوب به اوست که به زبان فهلوی سروده شده است (همان: ۳-۴). تعداد دوبیتی‌های نسبت داده شده به باباطاهر هم مختلف است که اذکائی بر اساس گزینشی علمی‌انتقادی، ۱۱۷ عدد از آن‌ها را انتخاب کرده و همراه با ترجمۀ انگلیسی‌اش به چاپ رسانده است (همان: ۴-۵).

چه خوش بی‌مـهـربانی هر دو سر بی
که یک سر مهربانی دردسر بی
اگر مـجـنـون دل شـوریـده‌ای داشت
دل لـیلی از آن شـوریـده‌تر بی
(همان: ۳۳)

منبع:

_ اذکائی، پرویز، ۱۳۸۷، ترانه‌های باباطاهر، تهران، مادستان.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.