Alexis de Tocqueville born of aristocratic parents shortly after the French Revolution, was to become the first great European Liberal. At an early age, he distanced himself from the prejudices of his class and entered the Restoration government after the fall of Napoleon. His growing alarm at the dangers of the new tyranny - centralization - led him to travel to America to observe a federal society to evolution, and the result was his most famous work, Democracy in America.
توکویل دموکراسی را نه تنها به عنوان یک نظام سیاسی، بلکه به عنوان یک پدیده اجتماعی میبیند که تأثیر عمیقی بر فردگرایی، آزادی، و نهادهای مدنی دارد. او در کتاب معروفش دموکراسی در آمریکا، تجربیاتش از آمریکا را بهعنوان نمونهای از دموکراسی مدرن بررسی کرده و به این نتیجه میرسد که دموکراسی میتواند هم مزایای بزرگی مانند برابری و آزادی به همراه داشته باشد و هم خطراتی مانند "استبداد اکثریت"، از بین رفتن نهادهای واسطهای و کاهش مشارکت مدنی.
سیدنتاپ در کتاب خود تأکید میکند که توکویل معتقد بود، جامعهای که بیش از حد بر فردگرایی و برابری تمرکز کند، ممکن است زمینهای برای تقویت قدرت مرکزی و کاهش آزادیهای فردی فراهم کند. از نگاه توکویل، نهادهای واسطهای همچون خانواده، کلیسا، و انجمنها نقش مهمی در حفظ تعادل بین فرد و دولت دارند.
در نهایت، کتابِ (اندیشه) توکویل نتیجهگیری میکند که تفکر توکویل همچنان در دنیای مدرن اهمیت دارد. چالشهای دموکراسی امروز، از جمله قطببندی سیاسی و کاهش مشارکت مدنی، بسیاری از نگرانیهایی را که توکویل پیشبینی کرده بود، به نمایش میگذارند. کتاب سیدنتاپ با بازگشایی این اندیشهها، به بررسی چگونگی حفظ تعادل بین آزادی و برابری در دموکراسیهای مدرن میپردازد.
برای آشنایی بیشتر با مطالب کتاب، میتوانید برخی پست های من در چنلم را مطالعه کنید. https://t.me/breviloquencee
اغلب گفته ميشود كه: پر نفوذترين نگرشهاي رقيب در آينده، دو نگرش (كارل ماركس) و (لكسي دوتوكويل) است. اگر چنين باشد، دوّمي ظاهراً گوي سبقت را ربوده است. دفاع هوشمندانه او از خودگرداني و پراكندگي قدرت بيمانند است. شگفت نيست اگر (توكويل) بر معاصراني چون (جان استوارت ميل) تأثير فوقالعاده نهاده باشد. با اين حال توكويل فقط و فقط نگران قدرت نبود. او بينشي اخلاقي داشت. بينشي كه بسياري از خوانندگان در برابر آن سر فرود آوردهاند. توكويل مشاركت در حكومت را لازمهي زندگاني سراپا اخلاقي ميدانست و سخت بدين امور معتقد بود. هيچ نويسندهاي تا كنون چنين موشكافانه ارتباط شكلهاي دولت، شرايط گوناگون اجتماعي و مخاطرات اخلاقي را با يكديگر نكاويده است. به همين دليل توكويل نظرگاهي ممتاز در تاريخ انديشهي سياسي غرب يافته است و توانسته بيآنكه اسير تاريخگرايي يا بيطرفي كاذب علوم اجتماعي تحققي بشود تحولات اجتماعي در غرب مسيحي را مورد تحليل و داوري قرار دهد. ديدگاه ممتاز او چه بود؟ چگونه توكويل به آن دست يافت؟ اين كتاب كوششيست براي پاسخگويي به اين سوالها
Well, this is an odd cover. For the record, I read the English version... Overall a good book. I enjoyed the first half more than the last. Siedentop's bias does come through, I feel, when mentioning Tocqueville and religion but overall nothing particularly damaging.