نمایشنامه ای درباره زوج جوانی که با مشکلات و فقر دست و پنجه نرم میکنند، و هر دو از شرایط اسفناک خود آگاه هستند اما واکنش های متفاوتی به شرایط نشان میدهند. مرد تلاش میکند تا همه مشکلات را سطحی و پیش پا افتاده جلوه دهد تا به این طریق در مقابل همسرش آبروداری کند که البته تنها خودش را گول میزند . زن واقع بین است و تحمل بی احترامی ها را ندارد اما گزینه بهتری هم برای زندگی ندارد. در کل یک نمایشنامه روان و قابل پیشینی.
ماو. ای کاش ما رو انقدر نزدیک توالت ها نگذاشته بود چارلی. چارلی. عوضش دستشویی رفتنمون راحت تره،ماو. اون فکر ما رو کرده. چشم به هم بزنیم دم دستشویی هستیم. ماو. این رو نمیگه که... چه بویی دائم تو هواست؟ چارلی. بو، ماو؟ بو؟ نه، این بوی یونجه ی مرتع هاست. ماو. ولی خیلی تندتر از این حرف هاست.خیلی بوش تند ترئه. چارلی. مال قاصدک هاست، ماوی.قاصدک ها. نه چیز دیگه.
مونی و کاروانهایش اثر پیتر ترسن دربارهی چارلی و ماو، زن و شوهر جوانی است که در پی استخدام چارلی در کارخانهای به عنوان کارگر ساده در شهری دیگر ساکن شدهاند.
این زوج جوان به شخصی به نام مونی معرفی شدهاند که صاحب مجموعهای از کاروانهاست و یکی از کاروانهایش را به عنوان محل سکونت در اختیار چارلی و ماو میگذارد. این کاروان در محلی پرت قرار دارد و از امکانات رفاهی چندانی برخوردار نیست اما چارلی امید دارد که به زودی وضعیت بهتری پیدا کنند. اوضاع به میل چارلی پیش نمیرود و این زوج جوان با مشکلاتی پیچیده و نامنتظر رو به رو میشوند.