Jump to ratings and reviews
Rate this book

Both Eastern and Western: An Intellectual History of Iranian Modernity

Rate this book
Since the Iranian Revolution of 1979, many Western observers of Iran have seen the country caught between Eastern history and 'Western' modernity, between religion and secularity. As a result, analysis of political philosophy preceding the Revolution has become subsumed by this narrative. Here, Afshin Matin-Asgari proposes a revisionist work of intellectual history, challenging many of the dominant paradigms in Iranian and Middle Eastern historiography and offering a new narration. In charting the intellectual construction of Iranian modernity during the twentieth century, Matin-Asgari focuses on broad patterns of influential ideas and their relation to each other. These intellectual trends are studied in a global historical context, leading to the assertion that Iranian modernity has been sustained by at least a century of intense intellectual interaction with global ideologies. Turning many prevailing narratives on their heads, the author concludes that modern Iran can be seen as, culturally and intellectually, both Eastern and Western.

370 pages, Paperback

Published August 16, 2018

9 people are currently reading
159 people want to read

About the author

Afshin Matin-Asgari

4 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
16 (36%)
4 stars
18 (40%)
3 stars
8 (18%)
2 stars
1 (2%)
1 star
1 (2%)
Displaying 1 - 16 of 16 reviews
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,178 followers
August 4, 2024
توی این کتاب می‌شه تاریخ معاصر رو به‌جای دنبال کردن سیر وقایع، با حلقه‌های روشنفکری و تأثیر روشنفکران مختلف روی اتفاقات و تصمیم‌گیری‌های سیاسی و حکومتی مرور کرد. به همین دلیل برخلاف روال معمول کتاب‌های تاریخ، اینجا بیش‌تر آدم‌ها اهمیت دارن تا اتفاق‌ها. مثلاً نویسنده به‌جای بررسی وقایع منتهی به انقلاب ۵۷ از آدم‌هایی نوشته که ذره‌ذره روی شکل‌گیری این وقایع نقش داشتن. نمی‌دونم که کتاب چقدر دست‌خوش سانسور شده، ولی نویسنده تا حد خوبی آدم‌ها رو نقد کرده. البته این هم به ذهنم رسید که مؤخره کتاب یه‌جورایی فرمایشی بود ولی در کل دید خوبی نسبت به آدم‌های اون دوره داده. مثلاً سیر تفکر جلال آل‌احمد رو از کتاب غرب‌زدگی تا در خدمت و خیانت روشنفکران دنبال می‌کنه، از شریعتی و سردرگمی‌هاش می‌گه، درباره شخصیت‌های مهم‌تر مثل اسدالله علم، احمد فردید و حتی روشنفکران تُرک و روس صحبت می‌کنه و می‌نویسه چطور روشنفکران ایرانی تو دوره‌های مختلف از همتایان خودشون در کشورهای شرقی ایده و تأثیر گرفتن. در کل می‌تونم بگم که مایلم یه‌بار دیگه هم بخونمش.
Profile Image for Alireza Yoonesi.
87 reviews3 followers
September 29, 2022
پر از جزئیات تاریخی و ارجاعات علمی
برای من زیاد طول کشید تا تموم بشه شاید برای بقیه طول نکشه، اما خب دلیل من برای طول دادن کتاب ارجاعات بسیارشه، کتابی نیست که بشه از ارجاعات بسیارش گذشت، باید ارجاعات موضوعاتی که برام جذاب می‌اومدن رو مطالعه می‌کردم و این حداقل به حجم کتاب 100 درصد اضافه کرد، هرچند ناشی بودن من هم درش بی‌تاثیر نبود
کتابی بود که خیلی ازش لذت بردم، اگر دوستان هم به سیر روشنفکری ایران و اون نقاط کوری که کمتر بهشون پرداخته شده علاقمند هستن بهشون پیشنهاد می‌کنم مقدمه کتاب که شرحی بر فصل‌ها هست رو یک نگاه بندازن، پشیمون نمی‌شن
Profile Image for Nariman Amini.
109 reviews5 followers
February 2, 2023
این کتاب با بررسی سه طیف و گروه روشنفکر سعی بر تحلیل تاریخ دارد و بررسی میکند که چرا جامعه ایران زمانی که از سنت به مدرنیته حرکت می‌کرد سپس توقف کرد و در تحجّر سنتی دوباره ایستاد، چه شد که از بین این سه طیف روشنفکر غیر روشنفکر ترین آن ها به قدرت رسید در بخشی از کتاب میخوانیم:دیکتاتوری محمدرضاشاهی خریدار معنویت بود [چرا] که دچار خلا ایدئولوژیک بود. این رژیم به رغم سیاستهای توسعه اقتصادی و خواب و خیالهایی که برای صنعتی کردن ایران در سر داشت- سیاستها و رؤیاهایی که ایدئولوژی و برنامه تبلیغاتی همخوان با خود را می طلبد بر اثر هراسی که از سویی از ایدئولوژیهای چپ داشت و اوهامی که از سوی دیگر دربارۀ فرهنگ اصیل ملی و پاسداری از آن در سر می پروراند در آن فضای سرکوب و خفقان سیاسی ایدئولوژیهای دارای رنگ دینی و عرفانی را پناهگاهی برای خود می دانست و به آنها میدان می داد اما بی خبر از آنکه این سخنوری های «فلسفی» و «عرفانی» در باب فرهنگ اصیل ملی و معرفت شرقی خودمانی، آب به آسیابی میریزند که سرانجام از آن انقلاب اسلامی سر بر می آورد.
Profile Image for sahar aref.
34 reviews17 followers
October 10, 2022
کتاب به‌خوبی توضیح می‌ده که گزاره "ایران به یک رضا خان نیاز داشت" از بیخ و بن سوتفاهم بوده و هست. در واقع، تجدد آمرانه سرنوشت محتوم ما نبود و می‌شد تاریخ به‌شکل دیگه‌ای رقم بخوره..
Profile Image for Eric Randolph.
257 reviews8 followers
December 10, 2018
You have to be fairly far down the rabbit hole of Iran Studies to find this interesting, but if so, it's a engaging, original and concise genealogy of the bizarre concoction of socialism, Islam and nationalism that forged the 1979 revolution.
Profile Image for Nazli_maza.
76 reviews14 followers
September 29, 2023
کتاب واقعا جالبی بود و حتما ارزش خوندن داشت
کتاب روند خوبی داشت و سعی می‌کرد
مرجعیت نهاد سیاسی رو دنبال که
همزمان اندیشه ها و جایگاه چند نسل از روشنفکران ایرانی رو در سیر گزار ایران به مدرنیته واکاوی کنه
Profile Image for Akram Khatam.
78 reviews9 followers
July 31, 2022
شاه و تغییر رویه‌های مکررش

شاه به عدم مشروعیت حکومت اش بواسطه کودتا واقف بود و به همین علت در طول ۲۵ سال مابقی عمر حکومت‌اش دچار چرخش های سیاسی شد که به سست شدن پایه های حکومت و ویرانی آن انجامید.
شاه همیشه از چپ در هراس بود و یک علت آن عملکرد موفق حزب توده در دهه ۲۰ بود. برخی از اصول انقلاب سفید، با اجرا ناقص آن، برگرفته از برنامه های چپ بود.او ابایی نداشت که خود را سوسیالیست بخواند منتهی انقلابش را برخلاف انقلاب سرخ، سفید نامید تا نقش خونریز ساواک را کمرنگ کند. عَلَم هم در خاطراتش اشاره به مذاکراتش با بریتانیا دارد برای اجرای اصلاحاتی سوسیالیستی و بدست گرفتن نارضایتی های گسترده مردم .
شاه به بسیاری از چپهای سابق پستهای ایدئولوژیک سیاسی داد. بنیاد پهلوی، کانون پرورش…نشر کتاب عملا در دست چپهای جذب شده به رژیم بود. تئاتر کشور را شاگردان نوشین( انتظامی، کریمی ، جعفری … ) در دست داشتند.
شاه فیروز شیروانلو ( چپ متهم به ترورش) و جعفریان ( توده ای) را بخشید و جذب حکومت کرد.
بزرگ‌ترین پروژه فرهنگی تعامل فرهنگ هنر ایران و غرب در جشن هنر شیراز ( ۵۶-۴۶ش)رقم خورد و پای بسیاری از هنرمندان برجسته جهان به ایران باز شد و بر فرهنگ ایران نیز تاثیر گذاشت .رادیو و تلویزیون در دست قطبی و جعفریان بود و صدای ساواک را هم در آورد که این نهاد لانه چپها شده است و شاه ساواک را تنبیه کرد که بدین گونه چپها را در چنگ خود دارد. تحلیل‌های آن دوره تلویزیون، شاه را ، همسو با رهبران ضد استعماری منطقه، فردی ضد امپریالیست و مدافع مردم مستعمره معرفی می کرد.
اوج نزدیکی شاه به چپ در دهه ۵۰ و با بهبودی رابطه کشور با شوروی و چین رخ داد.
پرویز نیکخواه ( مائولیست) و جعفریان ابتکار تاسیس حزب رستاخیز را با الگو برداری از بلوک شرق داشتند.
گرایش به اصالت بومی و بازگشت به خویشتن، تغییر رویه دیگر شاه بود که از ۱۳۳۰ و حضور هانری کربن در ایران ریشه می گرفت و به تربیت افرادی منجر شد که بنیادهای فرهنگی زیادی را با مدیریت شاه و فرح اداره می کردند. هویدا یکی از حامیان کربن بود که عهده دار ۱۳ سال نخست وزیری ایران در اوج مدرنیته پهلوی بود.
دانشگاه همواره سنگر مقاومت چپ علیه شاه بود و با وجود استادهایی با گرایش چپ و ملی و گستردگی وسیع واحدهای دانشگاهی، مقاومت آنها تا ۵۷ همچنان پا بر جا ماند.
شاه در دوره ای طولانی به حمایت از روحانیت پرداخت ولی این حمایت‌ها ریشه‌های مقاومت اسلامی را سازماندهی و عمیق کرد و به فروپاشی سلطنت انجامید
حلقه برلین

در تاریخ معاصر به سال‌های ۱۳۰۰-۱۲۸۹ کم توجهی شده است، دوره ای که نخبگان ملی گرا، مایوس و سرخورده از آرمانگرایی، به مدرن سازی اقتدارگرایانه آلمانی روی آوردند.
تفاوتی بین شرق شناسی آلمان و فرانسه و بریتانیا وجود داشت. المان‌ها برای هویت ملی و فرهنگیان خودمختاری قائل بودند .نظرات گوته و نیچه در باره ادیبان ایران و زرتشت خود بیانگر این تلقی است ولی فرانسه و بریتانیا در پی ادغام فرهنگ بومی در فرهنگ استعماری بودند. کشور عثمانی و ایران، خسته از استعمار روس و انگلیس به آلمان روی آوردند. گفتمان آلمان از قرن ۱۹ چهره نژاد پرستانه گرفت. ایران را مردمی از نژاد آریایی می دانست که بر عربها برتری دارد و این نگرش بر مردم ایران تاثیر گذاشت.
حلقه برلین در المان شکل گرفت و آنها معتقد بودند بجز دین و زبان، بایستی کاملا از غرب تبعیت کرد.آنان در پی حفظ استقلال، رشد بهداشت و آموزش، تساوی مردم در مذهب، آزادی زنان و ترویج تکنولوژی بودند. آنان معتقد بودندکه مشروطه در ایران محقق نخواهد شد و بایستی بدنبال دیکتاتوری خوب( پطر کبیر) بود و نه دیکتاتوری بد( نادر).آنان به مشارکت مردم معتقد نبودند
رضا شاه خواهان تحقق اصلاحات حلقه برلین بر آمد. تقی زاده .فروغی، تیمورتاش، داور از چهره های اصلی تحقق این اصلاحات بودند و عمده آنها جز اولین قربانیان خشم دیکتاتور خوب قرار گرفتند.
داور روزنامه “مرد آزاد “را نشر می داد و فراتر از تقی زاده ،ملی گرایی آمرانه را ترویج می کرد. بنظر او مردم تن به تغییر نمی دهند و باید با شلاق آنها را بکار واداشت. تیمور تاش نیز حزب “تجدد “را ایجاد کرد و خواهان ادغام همه تشکل‌ها در آن شد.
نظرات حلقه برلین در ادبیات کلاسیک نیز اهمیت دارد. آنها معتقد بودند زمانه رجوع به حافظ و سعدی نیست و باید آنها را به موزه‌ها سپرد و حتی سعدی را عامل انحراف و بد آموزی جوانان می دانستند و فقط شاهنامه بواسطه حماسی و ضد عرب بودن تایید می شد.

Profile Image for Mahan Naderi.
3 reviews2 followers
August 7, 2022
کتاب بسیار خوبی برای شناخت افراد، گروه ها و جریان های فکری و سیاسی تاریخ معاصر ایرانه. عقاید پشت اتفاقات مهم تاریخ ایران رو با منابع موثقی از مصاحبه ها، روزنامه ه��، یادداشت ها، کتاب ها و گفتگو ها بررسی میکنه.
از الگو برداری عباس میرزا از توپخانه ی "ترک های جوان عثمانی" تا جریان های فکری منجر به مشروطه، از احساس نیاز به برقراری حکومت مرکزی قدرتمند به کمک ظهور دیکتاتوری مدرن سازی شبیه به موسولینی تا عاقبت علی اکبر داور و دیگر طراحان تجدد آمرانه. شکل گیری و گسترش تدریجی جریان های چپ گرا و توسعه ی اقتصادی شکل گرفته در زمان پهلوی دوم، اصلاحات گسترده و تغییرات پی در پی مواضع حاکمیت تا انقلاب ۵۷ و استبداد دهه ی ۴۰ و ۵۰ ی ایران گوشه ای از مباحث جالب و مهمیه که به شکلی بی طرفانه تو کتاب بررسی شده.


افشین متین، نویسنده ی کتاب هم در حال حاضر استاد دانشگاه UCLA آمریکاست و این دومین کتابیه که منتشر کرده.

مطالعه ی این کتاب رو برای پیدا کردن دید و شناخت منطقی و بی طرفانه از تاریخ معاصر ایران توصیه میکنم
Profile Image for Am¡n.
16 reviews
August 21, 2024
هم شرقی هم غربیکتابی است که سعی می‌کند در هفت فصل تاریخ مدرنیته ایران را از آغاز نهضت مشروطه تا انقلاب ۵۷ بررسی کند. نویسنده اذعان می‌کند که قصد دارد انگاره‌های مرسوم و جا افتاده در تاریخ معاصر ایران را تغییر داده و استدلال‌های بدیعی از آن‌ها داشته باشد. شخصا فکر می‌کنم با وجود موفقیت در برخی بخش‌ها، اغلب این نتیجه‌گیری‌ها نه چندان درست و غیرمنطقی بودند. به هرحال، صرف‌نظر از نظر شخصی‌م، در این ریویو فصول مختلف کتاب رو مرور کوتاهی می‌کنم.

افشین متین در مقدمه‌ی کتاب، هدف غایی‌اش را معرفی «ایدئولوژی اسلامی» در ایران نه به‌عنوان شکست «غربی‌شدن» یا «مدرن‌شدن»، بلکه پروژه‌ای جهت تبدیل اسلام به ایدئولوژی سیاسیِ سازگار با جهان‌بینی‌های «فرا-مذهبی» و عرفیِ مدرن می‌داند.

در فصل ۱، «تبارشناسی مدرنیته‌ی آمرانه: الگوی روسی-عثمانی»، تلاش می‌شود انگاره‌ی وام‌دار بودن اندیشه‌های آزادی‌خواهانه و مشروطه‌خواهی از غرب، به انتقال این اندیشه‌ها از طریق روس و عثمانی، دو همسایه‌ی شمالی ایران داده شود. در ابتدای فصل همچنین برخی انگاره‌های غالب در تاریخ ایران، مانند تداوم بی‌وقفه‌ی تاریخ پیشامدن تا مدرن ایران رد شده و تمایزی روشن بین ایران پیشامدرن به مثابه‌ی یک امپراتوری و ایران مدرن به مثابه‌ی یک دولت-ملت قائل می‌شود.

فصل ۲، «حلقه‌ی برلین: تدوین جهان‌بینی برای ملی‌گرایی ایرانی» خاستگاه روشنفکری ملی‌گرای ایرانی در فاصله‌ی سال‌های پرآشوب و کمتر پرداخته‌شده‌ی اشغال ایران توسط روسیه تا پایان جنگ جهانی اول (۱۹۲۱-۱۹۱۱) را بررسی می‌کند. به‌طور خاص گروه مهاجرت‌کرده‌ای به آلمان تحت‌عنوان حلقه‌ی برلین با تمایلات ملی‌گرایانه و متمایل به قیصر را که در نشریه‌ی کاوه فعالیت می‌کردند بررسی می‌کند. سپس نشریات ایرانشهر و نامه فرنگستان را هم مورد ارزیابی قرار می‌دهد و به نقش تحولات جهانی این دوره در سرنوشت ایران می‌پردازد.

فصل ۳، «تخریب مشروطه‌خواهی: روشنفکران به مثابه‌ی ابزار دیکتاتوری مدرن»، به نقشی که نخبگان در تثبیت اقتدارگرایی رضاشاه داشتند، می‌پردازد و سعی می‌کند استدلال‌هایی در مخالفت با انگاره‌های محتوم بودن سرنوشت ایران در القای ملی‌گرایی آمرانه در این دوره ارائه دهد.

در فصل ۴، «حلقه‌های گمشده روشنفکری؛ نقد اروپایی‌گری و ترجمه مدرنیته»، به بررسی تفکرات دو تن از روشنفکران دهه‌های ۲۰-۱۳۱۰، یعنی احمد کسروی و فخرالدین شادمان می‌پردازد. اندیشه‌های ضدغربی و ضدشیعی کسروی که مبلغ نوعی «پاک‌دینی» بود به نوعی زمینه‌ساز تفکرات روشنفکران دهه‌های پیشاانقلاب عنوان می‌شود. در مقابل، شادمان باور داشت که مشکل اصلی روشنفکری ایرانی، درک سطحی آن از تمدن اروپایی است و نهضت ترجمه عظیمی را برای حل این مشکل پیشنهاد می‌کرد.

فصل ۵، «برهه‌ی هژمونیسم سوسیالیسم در قرن بیستم»، بیشتر به تاریخ حزب توده و تاثیر برنامه‌ها و اندیشه‌های آن بر انقلاب سفید شاه می‌پردازد. همچنین انشعاباتی نظیر راه سوم خلیل ملکی و آغاز تفکرات سوسیالیسم و مارکسیسم اسلامی را بررسی می‌کند و در پایان به سیر تحول اندیشه‌های جلال آل‌احمد به‌عنوان یکی از متفکران تاثیرگذار دهه ۱۳۴۰ می‌پردازد.

فصل ۶، «سلطنت انقلابی، تشیع سیاسی و مارکسیسم اسلامی»، به بررسی سه گفتار ایدئولوژیک دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ می‌پردازد. تمرکز اصلی آن بر روایت جهان سومی از مارکسیسم می‌باشد. یعنی برداشت‌هایی که شاه و فرهنگ رسمی کشور از آن داشتند، برداشت‌هایی که یک قرائت باطنی‌گرای شیعی از ملی‌گرایی ایرانی مطرح می‌کردند برداشت‌های التقاطی از ترکیب اسلام و مارکسیسم که در دهه ۵۰ به قول خود رسید. در پایان هم به سیر تحولات تفکرات علی شریعتی می‌پردازد.

فصل ۷، «نتیجه: رستاخیز نافرجام: گشایش روشنفکری به روی مخالفان»، به‌نوعی جمع‌بندی و نتیجه‌گیری انقلاب ۵۷ از جریان‌های روشنفکری عنوان‌شده در شش فصل گذشته، که در اواخر دهه ۵۰ به‌هم نزدیک و تبدیل به یک ایدئولوژی انقلابی شد. این فصل به‌طور خاص به تشکیل و فلسفه‌ی حزب رستاخیز و نقش آن و سیاست‌های شاه روزهای منتهی به انقلاب می‌پردازد.

در نهایت، به‌نظرم ارزش خوندن رو داشت و خصوصا فصل‌های ابتدایی‌ش حرف‌های جالبی برای گفتن داشت، اما اونقدری که ازش تعریف می‌شد توجهم رو جلب نکرد.
Profile Image for Kimia Mehdipour.
34 reviews
March 12, 2024
کتابی برای بررسی سیر تاریخی مدرنیته‌ی ایرانی از سنت به تجدد. بررسی آثار سیاسی و اجتماعی روشن‌فکرها از حوالی سالهای ۱۲۸۰ تا ۱۳۵۷.
افشین متین در این کتاب روشن‌فکرها و فعالین سیاسی را از زاویه‌ای جدید بررسی میکند.
پیشنهاد میدهم بخوانیدش
Profile Image for Moraldo.
19 reviews
August 17, 2024
من درباره‌ی تاریخ مدرن ایران، کم چیز نخونده‌ام اما این یکی از کتاب‌هایی ه که وقتی می‌خوندم‌ش، حقیقتاً احساس بی‌سوادی کردم. نه که کتاب سخت و دشوارفهم باشه، نه. بلکه اصل حرفش بود که من تا به حال بهش فککر نکرده بودم و از این بابت خجالت کشیدم از خودم. اصل حرفش چیه؟ اینکه «میخوای کشورت مدرن بشه؟ میخوای پیشرفت کنه؟ میخوای قوی و توسعه‌یافته بشه؟ خب عالیه. ولی بدون که مدرن شدن، راه‌ها و روش‌های متعددی داره. این جوری نیست که یه نسخه‌ی واحد داشته باشه که ما ناگزیر از اون باشیم. مدرن شدن یه پکیج نیست که بگیم یا همه یا هیچ. انواع داره. و ما باید از خودمون بپرسیم که نوع مدرن شدن ما، در دوره‌ی رضا شاه، چه طوری بوده؟ چه المان‌ها و عناصری داشته؟ به جای اون نوع، چه انواع دیگه‌ای از مدرنیزاسیون می‌تونست رخ بدهد؟ اون جریان‌های دیگه چه طوری بودند؟ چرا رخ ندادند؟»
نویسنده، اسم نوع مدرن‌شدن ما رو می‌ذاره مدرن شدن دستوری یا تجدد آمرانه. و بررسی و تحلیل‌ش می‌کنه. و ضعف و قوت‌هاش رو میگه و سایر نسخه‌ها و سناریوهای ممکن برای مدرن شدن در تاریخ ایران خودمون رو هم واکاوی می‌کنه.
من که خیلی چیز یاد گرفتم از این کتاب. یاد گرفتم که چه طور میشه به شکل درستی به دوران پهلوی نگاه کرد که نه بیفتیم در دام پروپاگاندای جمهوری اسلامی و نه اوهام سلطنت‌طلب‌ها رو تن بدیم بهش.
Profile Image for Jaafar F.
4 reviews1 follower
April 27, 2023
جامعۀ ایران در اثر مواجهه با دنیای مدرن، خصوصاً از دورۀ ناصرالدین شاه و تلاشهای بعدی برای تحقق مشروطه با مسایلِ مهم و بنیادینی مشغول بوده است که تا امروز با آنها درگیر است. بسیاری از مسایل مهم امروزِ ما ایرانی ها پیشینه¬ ای دارند، مسایلی مثلِ
مشارکتِ «مردم» در تصمیم گیری های جمعیِ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، نظامِ سیاسیِ کارآمد و عاری از فساد، یافتنِ راهِ پیشرفت خصوصاً از خلالِ الگوبرداری از جوامع مترقی، نقدِ رویکردهای غربی در امورِ فرهنگی و اجتماعی و یافتنِ الگویی بومی، تامل در جایگاهِ دین در بهبود امور و نقش روحانیت در این زمینه، جایگاهِ زن و تصدیقِ حقوقِ انسانیِ او و اهمیتِ نقش زنان در امورِ جمعی، دلسوزی برای امورِ کشور و یافتنِ راهی برای تاثیر بر فرایندِ بهبود امور خواه از طریق نفوذ در نظام سیاسی یا کمک به آمدنِ مستبدی خیرخواه یا ایستادن در بیرون از نظام سیاسی و مواجهۀ انتقادی با وضعیتِ سیاسی موجود، اهمیتِ رشدِ صنعتی و اقتصادی و اولویتِ آن بر رشدِ فرهنگی یا بالعکس دیدنِ آن یا خواستن هر دو با هم، اصلاحِ از بالا (حاکمیت) یا از پایین (تاثیر بر فرهنگ از طریق کار روشنفکری)، اهمیتِ ترجمۀ تفکرِ غربی به زبان و فرهنگِ خودی، تلاش برای تحققِ عدالت از طریقِ برنامه های سوسیالیستی یا ترس از تحقق دخالتِ بیگانه در لوای چنین برنامه هایی، درس گرفتن از تجاربِ تاریخی یکصد و پنجاه سالِ اخیر و تلاش برای تکرار نشدنِ شکست های پیشین و بسیاری از موضوع های مهم دیگر که امروز با آنها درگیریم.
این مسایل در مملکت ما پیشینه ای دارند و تامل و نظر دادن درباره شان نیازمندِ دانستن دربارۀ این پیشینه است. پس خواندنِ مطالب دربارۀ تاریخ مشروطه به این سو نه کاری در انحصارِ متخصصان و علاقمندانِ مباحث تاریخی بلکه بایستۀ همۀ شهروندان ایرانی¬ای، با هر جهت گیری سیاسی و فکری، است که مسایل امروز ایران برایشان اهمیت دارد.
بخشی مهم از این پیشینه را باید در جریان های فکری و روشنفکرانی جست که از آستانۀ مشروطه تا امروز به تشخیص مسایلِ مهمِ ما و بحث دربارۀ آن ها پرداخته اند و حتی در عرصۀ عمل وارد میدان شده اند. کتابِ افشین متین سعی کرده است این گروه ها و افراد را از هم متمایز کند و تفکراتِ مهمِ هر کدام ریشۀ فکری و تاثیرِ آن ها بر هم را نشان بدهد. به همین دلیل خواندنش برای من بسیار روشنگر بود و خواندنش حتما توصیه می شود.
کتاب در فصل نخست قدری به ادوارد براون و تاثیر آن بر تاریخ نگاری مشروطه می پردازد و نقدهایی به آن وارد می کند. همچنین از تاثیر عثمانی در وارد شدنِ اندیشه های مدرن و مسئله وار ��ردنِ آنها می گوید.
در فصلِ دوم از روشنفکرانی ایرانی در سالهای اول سدۀ 14 شمسی در برلین می گوید که مجله های کاوه و ایرانشهر را در می آوردند. تقی زاده در اولی و کاظم زاده با تفاوت هایی در دومی درگیر ملی گرایی هستند که در آن زمان که نظامِ پهلوی در حال ظهور است اهمیت دارد. روایتِ «مشروطۀ شکست خورده» حاصل کار روشنفکران وابسته به پهلوی است تا استبدادِ رضاشاهی معقول جلوه کند!
فصلِ سوم به عملکردِ روشنفکران در دو دهۀ حکومت رضاشاه می پردازد؛ تقی زاده، سیاسی، داور، افشار، فروغی، پیرنیا و دیگرانی به رضاشاه مشاوره و کمک کردند. هم زمان بحث هایی دربارۀ زبانِ فارسی به عنوانِ زبان ملی پیش آمد که موافقان و مخالفانی داشت. تقی ارانی و مجله اش «دنیا» در اشاعۀ علم باوری و دیدگاهِ فلسفی و فرهنگی به مارکسیسم اهمیت داشت
فصلِ چهار به کسروی و نقدِ او به اروپایی گری، نگاهش به زبان فارسی و جایگاهِ زن، نقدِ به روحانیت، تشیع و تصوف و نگاهِ عقل¬محورِ او به دین می¬پردازد. در همین فصل فخرالدین شادمان و نگاهِ نقادانۀ او به غرب و «فکلی ها» که غرب را نشناخته اند و تاکیدِ او بر اهمیتِ ترجمه برای فهمِ بهتر غرب مطرح می شود. او بر آل احمد تاثیر بسیاری گذاشته است.
فصل پنجم به حزب توده در دهۀ 20 و 30 و احیاء میراث مشروطه توسط آن می پردازد. برنامه های حزب در این دوره بسیار جالب توجه است. در همین فصل جریان خلیل ملکی و جریانِ سوسیالیسم اسلامی بحث می شود. انقلابِ سفیدِ شاه و دیدگاه های آل احمد هر دو در دهۀ 40 بررسی می شوند.
فصل ششم به تلاش های انجام شده در دهه های 40 و 50 در جهتِ تاکید بر فرهنگیِ ملیِ بومی ایرانی – معنوی می پردازد. بخشی از این تلاش از جانبِ روشنفکرانِ وارد شده در دستگاه حکومت انجام شد و بخشی دیگر مربوط به حلقۀ فردید بود و بخشی دیگر به حلقۀ کربن و نصر. بنابراین در این فصل کسانی مثلِ آشوری و شایگان هم بحث شده اند. پروژۀ ناتمام شریعتی هم بخشی دیگر هم جوشی اسلام و سوسیالیسم است که در این فصل بررسی می شود.
در فصل هفتم به این مسئله پرداخته می شود که رژیم و در راس آن شاه برنامه هایی بومی گرا در حوزۀ فرهنگ داشتند اما استبداد و فساد مغفول افتاد و در مجموع نتیجه تقویتِ ایدئولوژی اسلامیِ مخالف با رژیم بود. حزب رستاخیز و مبانی فلسفی آن در این فصل بحث می شوند.
Profile Image for Saleh.
18 reviews2 followers
February 2, 2023
هم شرقی هم غربی رو اگر بخوایم در یک جمله معرفی کنیم میتونیم بگیم
یک کتاب جذاب و رون دربارۀ تاریخ روشنفکری مدرنیته‌ی ایران.
موضوع کتاب برای افرادی مثل من بسیار جذابه. اگر دنبال یک کتاب با موضوعی غیر داستانی در مورد جامعه ایران هستید، خواندن این کتاب براتون بسیار جذاب خواهد بود.

توضیحات بیشتر درباره کتاب رو. میتونید توی سایت
30book.com
بخونید .

https://www.30book.com/book/107932/%D...
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Foad.
109 reviews20 followers
September 3, 2024
رویکرد جالبی داشت برای بررسی وقایع تاریخی. روایتش روان بود و خوندنش اصلا اذیت کننده نبود.
کار من ولی هنوز ادامه داره.
آدمایی که توی کتاب بهشون اشاره شده رو تو پروژه‌ی تاریخ شفاهی پیدا میکنم و میشنوم.
شاید بتونم از سلسله اتفاقات ۴۰ تا ۶۰ یه تصویر کلی و منسجم پیدا کنم.
Profile Image for 💗.
7 reviews1 follower
July 20, 2025
one of the best books I've read recently. highly recommended
Displaying 1 - 16 of 16 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.