Jump to ratings and reviews
Rate this book

تماشای شهر #4

سن‌پترزبورگ موزیکانچی دارد

Rate this book
روح شهر کلاف پیچیده‌ای از عناصر دیدنی و نادیدنی‌ست و در شکل‌گیری این روح، روایت مسافران سهم انکارناپذیری دارد. تصویری خیالی که از سن‌پترزبورگ در ذهن همه‌ی ما نقش بسته از توصیفات و غافلگیری‌هایی پدید آمده که ایرانی‌های پیشین سوغات آورده‌اند. گزارش اولین مواجهه با شهر، موضوع این کتاب است؛ سن‌پترزبورگ مسافران قاجاری.

کتاب «سن‌پترزبورگ موزیکانچی دارد» چهارمین جلد از مجموعه‌ی تماشای شهر است که در هر جلد از خلال گزیده‌ی سفرنامه‌ها، نگاه ایرانی به هویت یکی از شهرهای دور را ترسیم می‌کند.

216 pages, Paperback

Published January 1, 2017

6 people are currently reading
128 people want to read

About the author

علی اکبر شیروانی

7 books16 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (15%)
4 stars
12 (22%)
3 stars
23 (43%)
2 stars
7 (13%)
1 star
3 (5%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for Nazanin.
104 reviews4 followers
June 20, 2018
سفرنامه
آن هم ازآن سفرنامه هایی که خاطراتش مثل مسافری، ازمیان تو در توی قطور زمان راه درازی را تا این لحظه پیموده و نمیدانم این سفر تا کدام ساعت و دقیقه ادامه دارد
کتاب که باز می شود، برگهایش که ورق می خورند، زمان پا به پای آن، پاورچین پاورچین عبور می کند و می رود اما این بار نه با شتاب به پیش که به پشت سر ، به روزگاران محو و دور...کم کم صداهای حقیقی اطراف کمرنگ می شوند و آن کلمات و عبارات قدیمی و حالا خیالی ، آهسته از ورای قلم و اوراق آن سالها، قوت می گیرند، از تصور به تجسم می رسند و چه واضح و روشن...انگار نه انگارکه این زمزمه ثبت شده مسافری ست که از قرن نوزده و حتی پیش از آن، آمده است...خیلی دور، خیلی نزدیک!
و حالا من، مسافر این دوران، بعد از سالیان سال، در این گوشه از زمان، با خواندن یادداشت های آنها که رفتند و دیدند ونوشتند، سطر سطر نوشته هایشان را با تخیلات خودم پیوند می زنم تا شاید در این بین و در میان تصورات خودم رنگی بریزم بر خاطرات سیاه و سفید آن روزگار...
اما " سن پترزبورگ موزیکانچی دارد" جلد چهارم از مجموعه " تماشای شهر" هست که شرح جالبی هست از دیده های برخی از مقامات قاجار که چه علاقه ای هم به سیر و سفر و سیاحت داشتند...! و چه حیرتها و تحسین هاست میان کلماتشان از دیدن آن همه فاصله زمامداری شان ! با آن ممالک دیگر و درست نمی دانم آن حیرت وحسرت در انتهای آن گشت و گذارها ره به جایی هم برده است یا نه...
" اگر ملاحظه به تواریخ روسیه نماییم حیرت بر حیرت می افزاید که در هنگامی که پطر بزرگ به تخت رسیده الی یوم حال – یوما فیوما، آنا فآنا – انتشار علوم و هنر و کسب و صنعت در این ولایت در تزاید است و همیشه ارباب صنایع از فرنگستان به این ولا آمده مشغول به شغل شده و هریک از پادشاهان بخصوصه الکساندر پادشاه هذه السنه همت غریبی گماشته است که ترقی معقولی زیاده از آنچه یافته است به ولایت خود داده باشد..." میرزا صالح 1208 شمسی
یا " با وجود اینکه دولت روس و اساس سلطنت آنها یکصد و سی – چهل سال است که نظام بهم رسانیده و قانون فرنگان را آموخته اند، بنای سلطنت را گذاشته اند، چنان می نماید که احداث این باغ و این اساس از دولت یک – دو هزار ساله برپا شده است زیرا که این طریق عمارات و این تماشاگاه ها و این طریق باغات ِ به سهولت و این ایام قلیل، اشکال عظیم دارد که دایر و برپا شود و می توان گفت که در هیچ مکان و هیچ جای عالم چنین عمارات و بناهای عالی واقع نگردیده که در سن پترزبورگ واقع است ." ابوالحسن خان 1194 شمسی
کتاب خلاصه ای است از خاطرات شش نفر از آن مقامات مذکور بین سالهای 1194 تا 1279 شمسی ، علی رغم متون پر طمطراق عهد قاجار، این یادداشتها نثرنسبتا راحت و روانی دارند و اگرچه در بعضی قسمتها شرح و وصف شاید خیلی ریز به ریز و خارج از حوصله یا حتی تکراری باشد، اما آنقدر نیست که نخواهی برگ به برگ ادامه بدهی و مثلا تهران آن دوران را با شهرهای مطرح هم عصر خودش مقایسه نکنی حتی اگر یک حس قلمبه و نامعلوم چیزی شبیه همان حسرت و افسوس ته دلت ته نشین بشود و این پرسش مثل یک زخم ناسور آرامت نگذارد که در آن روزهایی که آن شهرها به گفته خود این خاطره نگاران ، به شتاب رو به سوی ترقی داشته و هر ساعت در حال پوست انداختن بوده ، ما کجا سیر می کردیم و مشغول چه بودیم؟
بعضی قسمتهای کتاب را که می خواندم و بر اساس آنچه خود این مولفان آورده اند، آن سکانس و جمله سریال هزاردستان به یادم می آمد ...آنجا که سر مفتش در پی نام ونشان ضارب به سراغ مردم کوچه و بازار و شهر می رود و یک به یک سوالش را تکرار می کند: در آن لحظه کجا بودی؟ چه می کردی؟ چه دیدی؟ ... پرسش یکی، پاسخ هم یکی...خواب بودم، چرت می زدم، سینه کش آفتاب دراز کشیده بودم... و سر مفتش سرانجام زمزمه می کند : جماعت خواب، اجتماع خواب زده، جامعه چرتی، عجب ملتی...
و اتفاقا بعضی از آن خاطرات و شگفت زدگی و شوق نمکین آن سبیل های عریض و طویل، جمله خان مظفر در همان سریال را تداعی می کند که میگفت بازی مختص کودکان نیست... و عجبا که چه راست می گفت

چه خوب، چه خوب که آن روز نوشتند تا امروز بخوانیم و بدانیم... و بعضی از جمله های کلیشه شده و نخ نما چقدرهمیشه تازه می مانند مثل این : زمان بهترین قاضی القضات است...شاید واقعا زمان بهترین خاطره نویس همه روزگاران باشد با قلمی که جوهرش خشکی نمی کند...

بگذریم....

اگر خاطره خوانی در قالب سفرنامه، به قلم آنها که زمانی، زمانه آنها بود را دوست دارید، احتمالا این مجموعه را هم دوست خواهید داشت

در آخر یک تکه خاطره از جناب مظفرالدین شاه سنجاق می کنم به این نوشتار :

ناصر همایون به تماشای باغ حیوانات رفته و آمده بود عرض می کرد مرغی دیدم که دوپا و دو دست دارد، خیلی اسباب تعجب شد بعد که تحقیق به عمل آمد معلوم شد دو پا داشته اما دستش همان بالها بوده که پر نداشته ....

. تمام



Profile Image for Shiva Mr.
93 reviews9 followers
November 5, 2025
این کتاب سفری است از ایران قاجار به سن‌پترزبورگ و سفری از اکنون به قرنی دور؛ سفری نه در جغرافیا، بلکه در شیوه‌ی نگاه. ایرانیانی که برای نخستین‌بار با خیابان‌های منظم، چراغ‌های گاز، قطار و موسیقی غربی روبه‌رو می‌شوند، شهری را تصویر می‌کنند که هم خیره‌کننده است و هم بیگانه.

گرچه بعضی بخش‌ها به دلیل سبک سفرنامه‌نویسی آن دوره، توصیفی و یکنواخت به نظر می‌رسد و نبود تصویر در کتاب از ملموس‌شدن فضا می‌کاهد، اما ارزش اثر در زاویه دید آن است: نگاهی که مواجهه‌ی یک فرهنگ با جهان تازه را روایت می‌کند.

برای علاقه‌مندان به سفرنامه‌های قاجاری، مطالعات شهری و مقایسه‌ی فرهنگی ایران و روسیه، این کتاب تجربه‌ای خواندنی و تأمل‌برانگیز است.
Profile Image for Azraa.
55 reviews33 followers
June 17, 2018
اعلی حضرت شاه و اعلی حضرت امپراتور به هم دست داده، به قدری که لازم بود از طرفین تعارفات و اظهارات اخوت رد و بدل شد. در این موقع من پشت سر اعلی حضرت شاه ایستاده بودم و فرمایشات آن دو بزرگوار را که توسط جناب ارفع الدوله ی وزیر مختار ترجمه میشد گوش میکردم و تعجب میکردم که این دو شخص به این احترام را که در دو مملکت وسیع نقطه ی اول هستند و خداوند بنابر مصالح و حکمی که خودش میداند و بس مظهر جلال و جبروت و قدرت خود قرار داده، چطور دنیا و روزگار و حرص مجبور کرده است که به یکدیگر دروغ بگویند و هر دو بلکه تمام آن جماعت بدانند که این دو نفر که خودشان را به راستی پادشاه میدانند دروغ میگویند و از دروغ یکدیگر خوشحال باشند و اسمش را پلتیک دولتی بگذارند.
....
یک ساعت به غروب مانده رسیدیم به پترگوف. نزدیک ساحل از هر طرف صدای غرش توپ سلام کشتی ها بلند شد و کشتی ما هم متصل مشغول توپ جواب سلام بود :)
Profile Image for محمد شفیعی.
Author 3 books114 followers
July 8, 2021
در این مجموعه هر چی پیش میرم، بیشتر از دیدی که نسبت به اون شهر بهم میده، نگاه درباریان قاجار رو بهم نشون میده نسبت به اون شهر
هر چند توصیفات دقیق و خوب و هر بخش مکمل بخش دیگری هستش، اما یکنواختی یه مقدار اذیتم میکنه، نمیدونم مشکل از منه یا از متن
Profile Image for Fateme H. .
514 reviews86 followers
Read
July 18, 2024
دیگه نمی‌تونم ادامه بدم. :')
این کتاب برای من نیست. زبان کتاب به خودی خود کمی سخت‌خوانش کرده، ولی من علاقه‌ای ندارم بیش از این این سختی رو به جان بخرم تا بفهمم که هوای سن‌پترزبورگ چه‌طور بوده یا که فلان جواهر توی موزه تا چه حد براق. به نظرم اون چیزی که نیاز داشتم رو از کتاب برداشت کردم.
Profile Image for Zoha Mortazavi.
157 reviews33 followers
April 13, 2022
سومین جلد که می‌خوانم از مجموعه «تماشای شهر» نشر اطراف. این یکی را بیشتر از مابقی دوست داشتم. بیش از اینکه دانستن جزئیات و خصوصیات شهر برایم جذاب باشد، روایت‌ها من را جذب میکند. شروع روایات این مجموعه با روایت ظهیرالدوله، من را قلاب کرد. بجز این، چندتایی دیگر هم دوست ‌داشتنی بودند. کلا از دوجلد دیگر (بمبئی و استانبول) بیشتر دوست داشتم. می‌ماند پاریس که الان میخواهم خواندنش را شروع کنم.

«ساعت شام نزدیک شد. همه در عمارت امپراتوری در یک اتاق انتظار خیلی قشنگ که تمام دیوارهایش مستور و پوشیده از تابلوهای تقریبا کوچک بود که صورت نیم‌تنه و سر و گردن کشیده بودند و با قاب صاف به دیوار نصب کرده بودند. چون بیکار ایستاده بودم شمردم چهارصد و شانزده تابلو بود که هیچ‌کدام شباهت به همدیگر نداشتند- خیلی جای ظهیرالسلطان خالی بود.»

«بعضی از همراهان، که اسم نمی‌برم، درجه نشان‌شان را کم فرض کرده، از اعلی‌حضرت امپراتور قهر کردند و حال آنکه هیچ امپراتور خبر نشد و اگر خبر هم می‌شد عذر نمی‌خواست و گذشته از اینها خیال نکردند که طلبی هم از کسی نداشتند!»
Profile Image for Zohreh Hanifeh.
390 reviews105 followers
December 28, 2022
این جلد هم برام جذاب و جالب بود. البته بیشتر از بافت شهر و مردم، توصیف قصرها و پارک‌هایی که امپراتور و امپراتوریس ساخته‌ن بود.
پرورش مخترعان و استقبال از دستگاه‌های جدید و پیشرفت صنایع.
و نکات جالب دربارهٔ مدرسه‌های کر و لال‌ها و تربیت و آموزش دختران جوان (که تو ایران نبوده گویا چون همه خیلی تعجب کرده بودند). و احترام به زن و آزادی‌ها و اختیاراتی که داشته‌ن.

و جالب بود که حتی ناصرالدین شاه و مظفر‌الدین شاه که سفر کرده بودن گویا تو هیأت همراهشون یک دونه زن هم نبود ولی دائم تو دیدارهاشون با امپراتوریس مادر و حال و ملکهٔ فلان دست می‌دادند و می‌رقصیدند و معاشرت می‌کردند.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Kamyab.
20 reviews1 follower
Read
December 11, 2019
دومین کتابی که از این مجموعه خوندم، بعد از «آسمان لندن زیاده می‌بارد». اون رو بیشتر دوست داشتم. حس می‌کنم این خیلی بیشتر شرح تکراری یک سری جزییات بود که تصویر خاصی بهم نمی‌دادن.
184 reviews
March 27, 2023
سفرنامه مسافران دوران قاجار به روسیه و سن پترزبورگ..
نثر کتاب خیلی جالب بود من تاحالا کتابی به این شکل نخونده بودم برام جالب بود که در سال ۱۲۰۸ با چه وسیله ای و به شکلی این مسافتها طی میشده و نحوه اقامت مسافران به چه شکل بوده
کلا کتابهای این مجموعه از نشر اطراف رو دوست داشتم
«سن پترزبورگ موزیکانچی دارد» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/97082
Profile Image for Mahdiye Fatehi.
69 reviews12 followers
March 22, 2024
لذت بردن ازش یک مقدار روحیه‌ی توجه به نوع خاصی از تاریخ و ادبیات می‌خواست. واضحه که من نداشتم.
اشتباهم این بود که هی متن‌ها رو با اونچه که در نوشته‌های تولستوی و داستایفسکی دیده بودم مقایسه می‌کردم. طبیعتاً اون‌ها همین چیزها رو ولی به نحو جالب‌تری می‌گفتن.
Profile Image for Amirhossian.
152 reviews
July 2, 2020
یک چند تا پیشنهاد برای نشر اطراف و اقای شیروانی
الف،این کتاب های روایت شهر ها اگر قطع جیبی بیرون بیاد
به نظرم خیلی بیشتر دیده و خوانده می شود.
ب،روایت ها خیلی زیاده
Profile Image for Arnika.
33 reviews
October 30, 2021
فقط فصل از هر جا و هرچیز و هر امر برام جذاب بود. بقیه اش یه سری توضیحات تکراری و خسته کننده بود.
Profile Image for Mahsa Rasi.
16 reviews
December 15, 2022
توضیحات و توصیفات در فصل ۳ و ۴ (خسرومیرزا و ابولحسن خان) بهتر ، دقیق تر ، جزیی تر، روان تر و جذاب تر بود.
توضیحات و متن نوشته های ناصرالدین شاه (فصل ۲) برایم خسته کننده و سخت بود.
Displaying 1 - 13 of 13 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.