Jump to ratings and reviews
Rate this book

عشق و چیزهای دیگر

Rate this book
عشق و چیزهای دیگر رمان خوش‌خوانی است که راوی بر زندگی خود و شخصیت‌های دخیل در زندگی‌اش با جزییات وارد می‌شود و شرحی از دچار عشق پرستو شدن را به دست می‌دهد. روای هانی یادگاری، متولد اهواز است که پنج سال بعد از شروع جنگ متولد می‌شود و پانزده سال بعد از شروع جنگ به دانشگاه می‌رود و نوزده سال و ده ماه و دوازده روز بعد از پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸ عاشق پرستو می‌شود. او که در دانشگاه تهران فیزیک می‌خواند، نسبت خود را با جنگ بیان می‌کند و شرح می‌دهد که چرا تاکید بر فاصله اتفاق‌های مهم زندگی‌اش با جنگ دارد.

عشق و چیزهای دیگر فصل‌های کوتاهی دارد و کوتاهی فصل‌ها و شیوه یمن روایت و مملوس بودن اتفاق‌هایی که بازگو می‌شود، آن را خوش‌خوان می‌کند. در نگاه اول این رمان با کارهای دیگر نویسنده‌اش نیز تفاوت دارد. نکتهٔ مهم دیگر رمان جدید این نویسنده، دغدغهٔ شخصیت‌هاست که برگرفته از پرسش‌های انسان ایرانی در روزگار نویسنده‌اش است.

124 pages, Paperback

First published January 1, 2018

26 people are currently reading
247 people want to read

About the author

مصطفی مستور

44 books765 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
77 (12%)
4 stars
154 (25%)
3 stars
199 (33%)
2 stars
96 (16%)
1 star
70 (11%)
Displaying 1 - 30 of 109 reviews
Profile Image for Mozhdeh Ariannezhad.
119 reviews100 followers
May 4, 2018
چند شب پیش با دوست‌هامون رفته بودیم به رستورانی توی شهرک غرب. شام رو خورده بودیم و من حرف زیادی نداشتم با آدم‌های اون جمع بزنم. خسته بودم و بی‌حوصله و سعی می‌کردم لبخند بزنم و مؤدب باشم و به شوخی‌هایی که خیلیاش رو نمی‌فهمیدم بخندم. یک لحظه سرم رو چرخوندم سمت راست و پشت میزی که ته رستوران بود، دیدم مردی نشسته که داره منو رو برای خانمی که کنارشه و دو پسری که جلوش نشستن می‌خونه و کمی بعد عینکش رو هم برداشت. و من بیشتر شک کردم. شاید هم بیشتر مطمئن شدم. فکر نمی‌کردم اگه روزی مصطفی مستور رو جایی ببینم بشناسمش. اسمش رو توی گوشیم جست‌وجو کردم و مطمئن شدم خودشه. مطمئن بودم بلند میشم و میرم و بهش میگم که کتاب‌هاش زندگی من رو عوض کرده.

از سر میز بلند شدیم و رفتیم پیشش. گفتم آقای مستور، می‌بخشید که مزاحم میشم. می‌خواستم بابت کتاب‌هاتون از شما تشکر کنم. کتاب‌های شما از نوجوونی زندگی من رو عوض کردند. از جاش بلند شد و گرم با من برخورد کرد تا من خاطره‌ی این برخورد رو تا همیشه توی ذهنم نگه دارم.

همون شب توی صفحه‌ای خوندم که گفته بود من و خوانندگانم جهان مشترک کوچکی داریم که می‌تونیم توش نفس بکشیم. من هنوز توی همون جهان مشترک نفس می‌کشم.
Profile Image for Iman Narimani.
92 reviews10 followers
February 6, 2021
خیلی وقت پیش 30 صفحه از روی ماه خداوند را ببوس جناب مستور را خواندم اما اصلا به دلم نچسبید. حس کردم دارم فیلمنامه سریال های آبکی ایرانی رو میخوانم!
بعدا با خیلی خوانندگان و طرفداران قلم مستور آشنا شدم و فکر کردم شاید اشتباه کردم. برای همین این کتاب را هر طور بود تمام کردم؛ اما الان بیشتر مطمئن شدم که قلم جناب مستور را دوست ندارم.
در این کتاب ما با یک قصه عاشقانه کاملا معمولی با پایان ضعیف و قابل پیش بینی مواجهیم. در دیالوگ های بین شخصیت ها خیلی سعی شده که جملات ماندگار خلق بشه اما واقعا اینگونه نیست و حتی شخصیت ها هم واقعی نیستند. یعنی نمی شود با شخصیت ها همذات پنداری کرد.
Profile Image for Zsa Zsa.
775 reviews96 followers
February 26, 2018
يه نفر رو مى شناسم كه مى گه بهترين تصميم ها تصميم به انجام ندادم كاريه نه تصميم به انجام يه كار
Profile Image for Mohadese.
425 reviews1,140 followers
May 28, 2018
اولین تجربه مستور خوانی من در سالهای دبیرستان با "روی ماه خدا را ببوس" بود، بعد از اون هیچ وقت مستور نخوندم چون احساس میکردم اون داستان ناتمومه و من نتونستم با قلمش ارتباط برقرار کنم تا رسیدم به نمایشگاه کتاب امسال و دست تقدیر منو رسوند به این کتاب!!! (چندان هم دست تقدیر نبود جو گیر شدم، خریدم!)

و اما "عشق و چیزهای دیگر" کتاب ساده و خوش‌خوانی بود،و برای من یک جور آشتی با قلم مستور بود!
مثل کتاب دیگرش زیاد به جزئیات نمی پرداخت اما برخلاف اون آخر داستان تکلیف همه‌ی همه‌چیز را دقیقا مشخص کرده بود.
یه ویژگی داستان شخصیت‌های متفاوتش بود، چهار مرد با چهار مدل مختلف زندگی که به نظر من هرکدوم میتونستن سمبلی از زندگی جماعتی از انسان‌ها باشند.
"مراد سرمه" برای من تداعی کننده داستان‌های اسطوره‌وار و افسانه‌ای امیرخانی بود، هرچند مستور چندان بهش نپرداخته بود.
در واقع به نظر من همه شخصیت‌های دیگه کتاب دلیل وجودشون صرفا این بود که خواننده از یکنواختی و تک‌شخصیت بودن داستان خسته نشه و عملا نقش خاصی در داستان نداشتن.
حس من اینکه مستور تو این کتاب شخصیت می‌آفریند تا داستان رو جلو ببره و اتفاق رقم بزند نه اینکه حرفی بزند و نقشی بیافریند.

فکر میکنم با این دیدگاهی که دارم، الان بهترین زمان باشه تا یکبار دیگه "روی ماه خداوند را ببوس" و سایر آثار مستور رو بخونم‌.
Profile Image for مجید اسطیری.
Author 8 books549 followers
May 9, 2019

"چیزی که مستور را یک نویسنده عامه پسند نگه می‌دارد پرداختن صریح به عشق نیست، تصور کودکانه‌ای است که از عشق رواج می‌دهد."
"به هر حال من یک چیز را در عالم داستان های مستور دوست دارم و آن فرار از نخبه گرایی است. حرف های حکیمانه از دهان آدم های عادی و عامی بیرون می‌آید و این خیلی جالب است."
و به هر حال این نویسنده خیلی خوب در مورد درونگراها و مردم گریزها شخصیت پردازی میکند:

"بچه که بودم دوست داشتم راننده یکی از این کامیون هایی بشوم که از این شهر به آن شهر می‌روند. دلم میخواست تنها سفر کنم و توی رستوران های خلوت و کوچک کنار جاده غذا بخورم. دوست داشتم شب ها ماشین را وسط بیابان، کنار رستوران یا پمپ بنزینی پارک کنم و توی اتاقک آن بخوابم. من اگر راننده کامیون می‌شدم همیشه با سرعت کم رانندگی می‌کردم. برای چه باید عجله می‌کردم؟ وقتی قرار است همیشه در سفر باشی و کسی منتظرت نباشد عجله برای چه؟"
Profile Image for Rozhan Sadeghi.
312 reviews454 followers
June 8, 2019

قبل از اینکه راجع به داستان بگم چیزی که به شدت تو نگارش این کتاب تو ذوق میزد استفاده بیش از حد از دو عبارت "منظورم اینه که..." و "یعنی میخوام بگم..." برای تک تک شخصیت های این داستان بود. اگه این دو تا عبارت از زبون یه شخص گفته میشد میتونست نشونه این باشه که کاراکتر یه شخصیت پریشون داره ولی واسه همه کاراکتر ها به کار بردن کاملا بی معنی و ملال آور بود!
اول کتاب این عبارت نوشته شده:
"فکر میکنم اگر پیش از مرگم کاری-کار مفیدی- برای من باقی مانده باشد، نوشتن همین گزارش است. در واقع از این نظر فکر میکنم مفید است چون برای آن ها که دوست دارند زندگی را کمی جدی بگیرند،خواندن این گزارش دست کم پنج عبرت بزرگ به همراه دارد."
و فکری که بعد از خوندن کتاب درگیرتون میکنه اینه که من ده هزار تومن پول دادم ، 124 صفحه از افکار یه آدم مغشوش رو خوندم، حداقل چیزی که میتونم انتظار داشته باشم یکی از اون 5 عبرته! ولی دریغ!
در کل به نظرم تکلیف مستور خیلی با خود داستان و شخصیت ها مشخص نبود چون نه اونقدر در مورد پرستو و هانی حرف زده شده بود که بشه داستان و عاشقانه حساب کرد نه اونقدر هیجان و جدیت داشت که بخوایم داستان و جنایی در نظر بگیریم .
از شخصیت های بی مورد و بی هدف داستان هم چیزی نگم به نظرم بهتره!
در نهایت اینکه من اولین کتابی که از مستور خوندم کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" بود و از اون به بعد هرچی کتاب ازش خوندم فقط نا امیدم کرده به خصوص این کتاب!
Profile Image for حسام آبنوس.
429 reviews332 followers
July 14, 2018
این رمان فصل تازه‌ای از آثار مستور است یعنی دیگر شخصیت‌های قبلی در این داستان تکرار نمیِ‌شوند، و قصه آنها را نمی‌خوانیم
بلکه مستور سراغ شخصیت‌ها و فضای جدید رفته‌ است
جنگ در این رمان پررنگ است و آدم‌هایی که بعد از جنگ هم به دنیا آمده‌اند متاثر از آن هستند و نشان داده که آتش جنگ پس از آتش‌بس هم خاموش نمی‌شود
نویسنده باز هم مسئله دارد و با وجود اینکه «هانی یادگاری» شخصیت اصلی است ولی به نظرم احمد سرمه شخصیت اصلی است و حرف‌ها اصلی را او به زبان می‌آورد
حتی موسی نقره هم با وجود اینکه نقش زیادی ندارد ولی حضور جدی‌ای در بیان جهان ذهنی نویسنده دارد

راضی بودم
Profile Image for Alireza.
36 reviews1 follower
November 28, 2025
عشق چیز عجیبیست. شاید چون نمی‌شناسمش تا این حد برایم عجیب و غریب است. دوست داشتن را میدانم. علاقه داشتن. خاطرخواه بودن یا هر عبارت و جمله‌ی دیگری را که بخواهیم در این موقعیت بکار ببریم. اما «عشق»؟ نه!
تنها میدانم عشق ترسناک است. هم برای عاشق. و هم برای معشوق. عاشق ترس از دست دادن معشوق را دارد و معشوق ترسِ محروم ماندن از عشق را. و این کلاف سردرگمی میشود که هرکدام اشتباه ترین راه ها را برمی‌گزینند تا آسیب نبینند و آسیب نزنند اما اتفاقاً. هم آسیب می‌بینند و هم شدیداً آسیب می‌زنند. خلاصه که ماجرای مضحکیست.
--------_
کتاب «عشق و چیزهای دیگر» به قلم مصطفی مستور دومین کتابی است که از ایشان می‌خوانم. این جنس داستان ها که به دوره خاصی از گذشته اشاره میکنند، زمانی که زندگی، بوی زندگی می‌داد را خیلی دوست دارم. موبایل های کوچک و ارتباطات واقعی. انسان ها برای دیدار یکدیگر انتظار می‌کشیدند. می‌رفتند و می‌آمدند. قرارها، به راستی قرار و بی‌قراری بود. چهره ها رنگ داشتند. انسان ها سرشان را در آن صفحه ی کوچک پرنور و خوش رنگ و لعاب فرو نکرده بودند. خلاصه اگر بخواهم میتوانم تا فردا کثافت بزنم به این دنیای کنونی مان. اما کتاب...
بنظرم داستان روان و مناسبی بود. اعطای ویژگی های رفتاری یا کلامی خاص به کاراکترها یکی از عواملی است که باعث میشود به کاراکتر نزدیک شویم. شاید نمونه اش را در سریال های قدیمی تلویزیونی هم بتوانید پیدا کنید. با این حال نمیشود خیلی این کتاب را جدی گرفت. منظورم این است در حد خودش خوب است و همین.
اگر مایلید یک کتاب نسبتاً کوتاه بخوانید و کمی قند توی دلتان آب شود پیشنهادش میکنم. تمام!
Profile Image for Marziyeh Mirhadi.
57 reviews41 followers
February 9, 2018
من قلم مستور رو خيلي دوست دارم
گرچه اين كتاب رو براي خوندن به بقيه پيشنهاد نمي كنم
مستور توي كتاب هاي قديمش نو بود و حرف داشت
اما به مرور يه نوعي از تكرار توي داستان هاش هست كه توي اين داستان هم بود.

از نظر من مستور با زمان و جامعه پيش مي ره
همونقدر كه جامعه دچار تكرار و سكون شده انعكاس ش توي داستان هاي مستور هم ديده مي شه
و همونقدر كه جامعه توي درستي ارزش ها دچار شك شده نثر داستان هم شده!
مثل تفاوت بارز
روي ماه خداوند را ببوس سال 1379
تا
عشق و چيزهاي ديگر سال 1396

من همين قلم واقعي رو دوست دارم !



Profile Image for Shahrzad.
58 reviews46 followers
May 29, 2018
میتونم بگم تقریبا همه کتابهای مصطفی مستور رو خوندم و هیچ کدوم تا الان به "روی ماه خداوند را ببوس" نرسیده .
در کل داستانهای بلندش رو بیشتر از مجموعه داستاناش دوست دارم
مستور اگر بخواد هنوز توی عرصه نویسنده های خوب بمونه باید خیلی بیشتر تلاش کنه که یا یه چیز کاملا جدید ارائه بده و یا حداقل دوباره به سطح کتاب "روی ماه خداوند را ببوس" برسه
در مورد این کتاب فقط اینو میتونم بگم که به نسبت همه مجموعه داستان هاش به جز "استخوان خوک و دستهای جزامی" بهتر بود
Profile Image for Tannaz.
732 reviews52 followers
February 18, 2018

"بهترین حرف ها، اون حرف هاییه که طرف خودش هم نمی دونه دقیقا چی داره می گه. انگار تو یه لحظه چیزی بهش الهام میشه و طرف اون چیز رو می گه و بعد خودش هم شروع می کنه به فکر کردن درباره چیزی که گفته."
Profile Image for امیر.
203 reviews30 followers
April 1, 2022
از مجموعه کتابهایی که در سربازی خوندم
بد نبود همین
ریویو برای خوندن بار دوم
کتاب دندون گیری نبود.
صرفا اولین کتابی بود که تو قفسه کتابم انگشت روش گیر کرد.
بعد از مدت ها دوباره یه کتاب خوندم
Profile Image for Sara Kasraee.
107 reviews190 followers
April 2, 2018
سبک این کتاب با بقیه کارهای مستور کمی متفاوت‌تر بود و پایان معمولی‌ای داشت.
Profile Image for Mahdi.
299 reviews101 followers
February 25, 2018
مستور است دیگر؛ مستور! مثل همیشه همان حال آرام و عاشقانه ی ناآرام و شخصیت‌های مبهم و روایت‌های کوتاه و شخصی؛ به همین سادگی

رمان جدید مستور قرار نیست چیز بیشتری به طرفدارانش اضافه کند و حتی نمی‌تواند و نمی‌خواهد که به طرفداران او فردی را اضافه کند. مستور تصمیمش را گرفته تا دنیای خلق شده در ابهام خودش را برای همان شهروندانش ادامه بدهد و کاری به دیگران نداشته باشد

ویژگی بسیار مهم رمان جدید مستور، دارا بودن قصه است؛ حتی اگر قرار است تیکه سیاسی یا نقد اجتماعی وارد شود، در بستر قصه صورت می‌گیرد و این در زمانه‌ای که همه از قصه گویی گریزان هستند، گوهر کمیابی است
Profile Image for زینب هاشم‌زاده.
162 reviews68 followers
April 15, 2018
کتاب قشنگی بود در کل، شاید آخر داستان یکم کلیشه‌ای باشه ولی خب اگر در مجموع موضوع داستان بخوای بهش نگاه کنی دلیل فصل آخر رو میتونی متوجه بشی
Profile Image for مسعود.
Author 5 books341 followers
November 14, 2020
اخیرا گفتگویی داشتیم با عبدالعلی دستغیب درباره احمد محمود و گفت که معتقد است اصلا هنوز در زبان فارسی رمان نداریم چرا که داستان‌های ایرانی اصلا پلات به معنای درستش ندارند. موضوعی که دست کم به روشنی درباره این داستان مستور صادق است. داستان پلات ندارد و آن هم نه تعمدا آن گونه که د داستان‌های پست مدرن به چشم می‌آید بلکه در بهترین حالت پلاتی وارفته دارد.
شخصیت‌پردازی هم بسیار ابتدایی و عریان است و با چهار تکه کلام خیلی کلیشه‌ای و گل‌درشت (چی می‌گی؟ وات دو یو ثینک؟ تمام!) قرار بوده شخصیت ساخته شود که همین شخصیت‌هایی کاملا برهنه ساخته و از آن‌جا که سرانجامِ همه‌شان خیلی خیلی کلیشه‌ای است حتی یک بزنگاه به درد بخور که شخصیت در آن شکل بگیرد یا دست کم چشم خواننده را گرد کند یا برقی در چشم خواننده بیافریند در تمام ۱۲۴ صفحه داستان پیدا می‌نشود! سرانجامِ داستان هم در وانهاده‌ترین حالت ممکن شکل گرفته و این حس را ایجاد می‌کند که نویسنده کمترین زحمتی برای پیش‌برد علیت داستانش به خرج نداده و داستان را هزار مدل دیگر هم می‌شد نوشت بدون این که هیچ تفاوت اساسی در آن ایجاد شود. جان کلام نه این که هیچ چیز داستان سر جایش نباشد... اصلا هیچ چیزی در داستان نیست که سر جایش باشد یا نباشد!
Profile Image for Saeed.
142 reviews41 followers
December 29, 2019
"عشق و چیزهای دیگر" نام آخرین اثر مصطفی مستور، نویسنده روشنفکر و خاص پسند ایرانی است. این کتاب همچون دیگر آثار وی اولا کم حجم است، ثانیا به وجه خاصی از زندگی انسان پرداخته و ثالثا چیزی خارج از فضای همیشگی حاکم بر آثار مستور نیست. درواقع این کتاب برای کسی که به اصطلاح "مستور باز" باشد و آثار این نویسنده را دنبال کرده باشد، یک مورد خاص و عجیب نیست و همانی است که منتظرش بوده. تنها تفاوت این کتاب با دیگر آثار مستور در موضوع آن است. اگر وی در "روی ماه خداوند را ببوس" به موضوع اعتقاد به خدا و در "من گنجشک نیستم" به موضوع مرگ پرداخته بود، این آخرین اثر خود را به موضوع تقابل مفهوم عشق و واقعیت زندگی اختصاص داده است.

هانی، قهرمان داستان "عشق..."، جوانی شهرستانی است که پس از دوره دانشجویی، در تهران ماندگار شده و در یک روز معمولی عاشق دختری به نام پرستو می شود که کارمند بانک پاسارگاد است. عشق آتشین هانی در تضاد و تقابل با دغدغه های همخانه هایش، موسی نقره، کریم جوجو، مراد سرمه و حتی اکبر خطی و همچنین سرانجام جالب آن، روایتی را شکل می دهد که دربردارنده تز تامل برانگیز نویسنده درباره جایگاه عشق در بستر واقعیات زندگی است.

نوع زندگی و دغدغه های متفاوت این پنج نفر، باعث شکل گیری قضاوتی در ذهن خواننده در موضوع "جایگاه عشق در زندگی" می شود. مسئله ای که بر اساس تز این داستان، یک راه حل کلی و یک نسخه عمومی ندارد و همه نمی توانند هم صدا بگویند "عشق باید در زندگی فلان جایگاه را داشته باشد". با وجود این هرکس مجبور است در زندگی شخصی خود این مسئله را به گونه ای برای خود حل کند. یا باید مثل کریم جوجو عشق را همچون دیگر ملزومات زندگی در حد یک کالای قابل خرید پایین آورد، یا همچون هانی، همه زندگی را فدای آن کرد... در هر صورت باید یک تعریف شخصی از عشق و جایگاه آن در زندگی داشت.
Profile Image for Niloufar.
55 reviews7 followers
March 28, 2018
کتاب های قبلی مستورو بیشتر دوست داشتم! داستان حول زندگی عه ‍‍‍پسری اهوازی عه که تو تهران و حین دانشجویی عاشق دختری به اسم پرستو میشه و ...
- بچه که بودم مادر بزرگم می گفت گرگ ها هیچ وقت سنگ نمی شوند. سنگ ها هیچ وقت سیب نمی شوند. سیب ها هیچ وقت گرگ نمی شوند.
-پول یا لذت می آره یا رنج رو کم می کنه و در هر دو صورت باید به احترامش کلاه از سر برداریم؟؟؟؟؟؟؟
- وقتی یه چیز رو مدام تکرار کنی دیگه نه جالبه و نه عجیب
-انگار گذشت زمان شفافیت و یقین رویدادها را به تدریج از بین می برد یا دست کم با تولید تردیدهایی از وضوح و استحکام آن ها می کاهد.
- نمی دانم چرا بدون هیچ دلیل روشنی فکر می کردم سرمه می تواند در حل مشکلم کمکم کند. احتمالا به این خاطر که مراد یک جورهایی مرموز به نظر می رسد و بیشتر ما از عهد باستان تا امروز همیشه فکر می کنیم آدم های مرموز از بقیه داناترند.
-هر کی می آد اینجا نصف اجاره ی ماهی رو که توش متولد شده مهمون منه. این قانون نقرست.تمام(برا وقتی که صاب خونه شدم:)).
-به نظر من لذت و آرامش برای هر تصمیمی همیشه معیارهای خوبی هستند.
Profile Image for Sedaghat.
32 reviews16 followers
January 15, 2020
رمان عشق و چیزهای دیگر رمان خوش‌خوانی است! مثل سایر کارهای مصطفی مستور!
در این کتاب هم مستور از جنگ تحمیلی درخلال رمان غافل نیست و نوعی یادآوری تاریخی از وقایع دارد.
نکته قابل توجه شخصیت‌های داستان است که هریک نمادی است از موضوعاتی که هانی با آنها درگیر است؛ نقره نماد وفاداری به عشق و زندگی عاشقانه‌ای که حتی مرگ هم نقطه پایانش نیست!
کریم جوجو که نماد دنیا و حرص آدمی از زیاده‌خواهی که سرانجامی فانی دارد! اما شخصیت جالب، پیچیده و البته درعین حال ساده داستان مراد سرمه است که رابطه‌ای ماورایی با پیرامون خود دارد و طبیعت رام او شده است!
و همین زیباو لطیف دیدنش، سبب بلاگردانی طبیعت ازوست!
Profile Image for Masoome.
427 reviews51 followers
February 8, 2018
من به شدت کارهای آقای مستور رو دوست دارم، اما این کتاب من رو راضی نکرد! و اولین بار بود که چنین احساسی به نوشته های آقای مستور داشتم! داستان تکراری، پایان ِ بسیار کلیشه و مثل سریال های ایرانی، هپی اند طوری!
البته جوری هم نبود که فکر کنم حیف پولم یا جیف وقتم! ولی فکر می کنم بر خلاف کتاب های قبلی آقای نویسنده، از این یکی در صورتی لذت می برید که کتاب های قبلیش رو نخونده باشید!
Profile Image for Mostafa.
209 reviews30 followers
December 31, 2018
برای من داستان خوش‌خوانی بود که ازش لذت بردم. یکی از شاخصه‌هایی که کتابی رو برام محبوب و مطلوب می‌کنه میزان بالا بودن هایلایت‌های کتابه که این کتاب با حجم کمی که داشت از این بابت راضیم کرد.
خوندنش توصیه می‌شه!
پ.ن: یک خط از کتاب :
گاهی فکر می‌کنم مهم‌ترین حرف‌های من همان حرف‌هایی است که حوصله ندارم بگویم.
Profile Image for Yasamin sf.
41 reviews12 followers
July 6, 2023
هرچقدر سعی کردم متاسفانه نتونستم با قلم مستور ارتباط برقرارکنم.
به نظرم شخصیت ها خیلی معمولی بودن با تیکه کلام های اغراق شده و غیر واقعی و پایانی به شدت معمولی تر
41 reviews11 followers
January 11, 2019
بگذارید اول از موسیقی کتاب بگویم. کنسرت بینظیر آندره بوچلی خواننده‌ی ایتالیایی که به گمانم آنچه در کتاب به آن اشاره شده بود همین است:
https://www.aparat.com/v/1D6Hw/%D8%AE...
و علاوه بر این آهنگ
Bring Me Down
میراندا لمبرت که البته دوستش نداشتم.
از مراد سرمه خوشم می‌آمد و دلم می‌خواست واقعا وجود داشت. در نزدیکی جایی که من بودم. دلم می‌خواست در یکی از آن شب‌هایی که دوربین نیکونش را در کوله‌اش می‌گذارد و تا صبح در خیابان‌های شهر پرسه میزند، همراهش باشم و او حرف بزند و من فقط گوش بدهم و لذت ببرم و البته لازم نبود نگران عشق باشد زیرا به طرز عجیبی این روزها با او متفق‌‌القولم که: «عشق یکی از اون نسبت‌هاست که باید گذاشتش توی کیسه زباله و در کیسه رو محکم بست و از خونه انداختش بیرون تا بشه راحت زندگی کرد.» و مراد این حرف را خطاب به هانی می‌گفت که درگیر عشق پرستو شده بود.
پدر هانی را هم دوست داشتم. در جایی هانی درباره‌‌ی تفاوت خودش با پدرش اینگونه گفته‌بود: «پدرم همیشه با سکوت و آرامش غذا می‌خورد من اما وسط غذا خوردن مدام حرف میزنم، به ساعت دیواری نگاه می‌کنم و به کارهای روز بعد و هفته‌ی بعد و سال بعد فکر میکنم، انگار فقط لقمه‌ها را قورت می‌دهم. پدرم وقتی می‌گوید می‌خواهد غزلی از سعدی بخواند و بعد برود بخوابد، با صدای بلند و شمرده واقعا غزلی از سعدی می‌خواند و بعد میرود روی تختش دراز میکشد تا بخوابد ولی من اگر تصمیم بگیرم غزلی از حافظ بخوانم انگار چشم‌هایم روی کلمات غزل می‌دوند و بعد خوانده و نخوانده کتاب را کنار می‌گذارم و روی تختم ولو می‌شوم. پدرم همیشه خودش سراغ خواب میرود اما من مثل یک فراری از پلیس آن‌قدر از خواب فرار می‌کنم تا خسته می‌شوم و خواب در بدترین وقت ممکن یقه‌ام را می‌گیرد؛ توی اتوبوس یا کتابخانه‌ی دانشگاه یا موقع تماشای تلویزیون یا سر کلاس درس. پدرم طوری زندگی می‌کند انگار چیزی به اسم زمان در این دنیا وجود ندارد انگار تا بی‌نهایت وقت دارد انگار قرار است هزار سال، صد هزار سال، ده میلیون سال زنده بماند. هیچ‌وقت در هیچ کاری عجله ندارد. به‌علاوه، برای او هیچ‌چیز از چیزی دیگر مهم‌تر نیست. هر کاری برای او مثل آیینی مذهبی اهمیت دارد چه این کار مسواک زدن باشد چه خواندن روزنامه چه دوختن پیراهن چه عیادت بیمار چه آب دادن باغچه چه کوک کردن ساعتش. انگار هر کار‌، خود آن کار، برایش هدف است. برای من انگار کارها مراحل بازی‌های کامپیوتری هستند که باید از آن ها عبور کنم تا بروم مرحله‌ی بعد. گاهی فکر می‌کردم انگار جهان با تمام کیفیات و اجزایش دارد مثل طوفانی شدید می‌وزد و پدرم ایستاده است وسط طوفان. انگار جهان در کوران عبور خود گاهی تکه‌هایی از خودش را به سروصورت او می‌کوبد اما پدرم ثابت ایستاده است یا خیلی کند راه می‌رود در این تصویر من اما دنبال طوفان می‌دوم و هرگز به آن نمی‌رسم.»
این داستان چند شخصیت‌پردازی کال و ناتمام داشت. بهار خواهر بهرام، یکی از شاگردان هانی و صدف کتاب‌فروش حاشیه میدان انقلاب. به نظرم نبودنشان هم لطمه‌ای به داستان وارد نمی‌کرد. گذشته از این، ایراد اساسی‌تر آن پایانش بود. سرهم‌بندی‌ای ناشیانه شبیه آن فیلم‌هایی که ناگهان روی صفحه نوشته می‌شود چند سال بعد و بعد همه چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود. در صفحات آخر داستان، نویسنده از نفس می‌افتد و انگار ناتوان از ادامه‌ی داستان و یا دلزده از بازی شخصیت‌هایش باشد، می‌خواهد به سرعت داستان را به ته برساند و از به درازا کشیدن کلام عذرخواهی کند و با پایانی شیرین مطمئن شود که همه راضی و خشنود از پای داستانش برمیخیزند. حقیقتش انتظارم از مستور بیش از اینها بود و به نظرم داستانش لااقل پتانسیل این را داشت که پایان بهتری داشته باشد.
Profile Image for Ali Arabzadeh.
188 reviews58 followers
March 1, 2021
از این به بعد اگر بخواهم مصداقی برای کتاب خوش‌خوان و بد به کسی معرفی کنم، همین عشق و چیزهای دیگر بهترین و نزدیک‌ترین مورد است.
ریتم و لحن و زبان همان‌طور که از مستور انتظار می‌بریم خوب است و اتفاقاً قصه لحظات زیادی دارد که امیدوار می‌شوی یک اتفاق غیرمنتظره کتاب را از باتلاقی که توش هست بیرون بکشد ولی در عین ناباوری انگار نویسنده نمی‌خواهد چیزی بیش‌تر از یک قصه‌ی عاشانه‌ی معمولی باشد با یک پایان نسبتا خوش‌.
نه خشم و انتقام و عقده‌ی قهرمان اصلی تبدیل به چیز جدی و مهمی می‌شود نه خرده قصه‌های فرعی هم‌اتاقی‌هایش چیزی را برملا می‌کند.
البته که من اگر مخیر باشم بین یک رمان خوش‌خوان ساده که ریتم می‌فهمد و انبوه ادابازی‌های فرمی و پیچیده‌نویسی‌های خودنمایانه، هم‌چنان و بدون تردید انتخابم مستور است.
Profile Image for Mohammad Mirzaali.
505 reviews114 followers
February 21, 2018
عجیب بود. نمی‌توانم مستور را دوست نداشته باشم اما گمان نمی‌کردم او کتابی بنویسد که انگار پس‌گرفتن تمام حرف‌هایی باشد که تا به حال زده است. «عشق و چیزهای دیگر» در واقع بیشتر از «عشق»، در مورد «چیزهای دیگر» بود. شاید باعث شود اتفاقا جدی‌تر گرفته شود اما این چیزی نبود که همیشه شخصا دوست داشتم خودم را در آن غرق کنم
Profile Image for Sedmorteza.
57 reviews21 followers
September 13, 2022
دفعه‌ی بعد اگر خواستم کتابی از مستور بخوانم، یکی با کلت من را بزند!
Profile Image for Parastoo Khalili.
204 reviews458 followers
December 29, 2018
خب اولش بگم که نمیدونم چرا انقدر نویسندهای ایرانی عاشق یه صحنه ی جنایی-هندی هستن! واقن درک نمیکنم.
ولی خب دور از این ماجرا، کتاب خوبی بود، مخصوصا توضیحایی که درباره هر شخصیت نوشته شده بود. قشنگ یه تصویر سازی خاصی میشه کرد با کتاب :)) و همینطور حرفای قشنگی که مادربزرگ هانی میزد یا حتی سرمه ی خل‌وچل!
کلا کتاب خوبی بود، پنج ستاره دادم چون واقن لذت بردم و نتونستم کتاب رو زمین بذارم، متنش سادگی قشنگی داشت، داستانش جالب بود (به غیر از اون صحنه جنایی-هندی)، داستان عشق دونفر، هانی که مشخص بود چی میخواد از زندگیش، اون پرستو رو میخاست و حاضر شد براش حتی ادم بکشه، ولی پرستو، انگار نمیدونست چی میخاد، نمیفهمید عشق براش مهمه یا پول؟ حتی بعد از اینکه تهش همه چی خوب تموم شد من توی لحن هانی ارامش خاطر و اطمینان حس کردم ولی از لحن پرستو هنوز همون سردرگمی معلوم بود...
این داستان ممکن توی زندگی خود ما اتفاق بیوفته، یا زندگی کسایی که میشناسیمش ولی از افراد کمی نوشتن وشرح دادم این داستانای قشنگ برمیاد :)
Profile Image for Mohadese Shahsvnd.
110 reviews26 followers
Read
March 1, 2018
اینکه انسانی تا این حد به انسانی دیگر وابسته و دل‌بسته شود، شرم‌آور است. اما وابستگی چیزی نیست که بشود تصمیم گرفت آن را کنار گذاشت. این درست مثل این است که از مادری بخواهیم بچه‌اش را زنده‌زنده دفن کند زیر خاک. اینکه مادر بچه بگوید نمی‌توانم اینکار را بکنم، خواسته‌ی زیادی است؟
.
+کتاب، از سطح توقعی که از مستور داشتم پایین‌تر بود.
Profile Image for Melika Khorram.
202 reviews1 follower
November 17, 2025
داستان درباره هانی یادگاری، یک تک فرزندِ اصالتا اهوازی و فارغ‌التحصیل رشته فیزیک از دانشگاه تهران است. هانی در یک روز آفتابی به قصد افتتاح حساب به بانک پاسارگاد شعبه ی امیرآباد می رود و همانجا عاشق پرستو، کارمند بانک، می شود. نویسنده تمرکز چندانی بر چگونگی رابطه پرستو و هانی ندارد و بیشتر روی دیدگاه آن ها نسبت به مقوله ازدواج مانور می دهد.
Profile Image for Mohsen.
118 reviews27 followers
July 5, 2022
خب اول بگم که من سبک نوشتن مستور را همیشه پسندیده‌ام
این کتاب حتی گل‌درشت‌تر از کتابهای قبلی سعی در انتقال دیدگاه‌ها و طرز نگاه نویسنده به زندگی دارد ولی این موضوع خیلی باعث نشده که فرم داستانی آسیب ببینه
در مجموع بنظرم ارزش خوندن داره
Displaying 1 - 30 of 109 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.