کتاب با شبیکشنبه به قلم محمدرضا صفدری مجموعهای از ۹ داستان است که قصههایش را با تلفیق فضای سوررئال روایت میکند. در واقع یکی از ویژگیهای اصلی آثار صفدری، تحول زبانی اوست به همین علت است که نثر او بر نثر داستاننویسان همنسلش تأثیرگذار بوده. به خاطر انتخاب فضای سوررئال در آثارش هر چه جلوتر میآییم، با پیچیدگیهای بیشتری مواجه میشویم. البته بخشی از اختصاصات زبانی او در فرهنگ بومی جای میگیرد، ولی قالب داستانی او از المانهای پستمدرن تبعیت میکند. بهخاطر همین مشخصههاست که میتوان او را شاگرد خلف گلشیری نامید که استاد فرمهای بدیع در داستان بوده است.
برشی از داستان «با شب یکشنبه»: یادش نیامد که زن گریه کرده بود یا نه. خدانگهداری هم نگفته بود، نمیشد؛ از بس سربازها هرروز دنبالش میدویدند. با کدخدا هم میآمدند. یک روز، پیش از آفتاب در زدند. رفت پشت بام آنها را دید. کدخدا همراه گروهبان بود، با دوتا سرباز. عبدالله خودش را انداخت تو خونهی همسایه و رفت تو انبار کاهی، زیر کاهها خوابید: برم سربازی چهکنم؟ ما که تو این کشور نون نخوردیم.رفت که رفت. هرگاه برمیگشت چند روزی میماند و باز رو به کویت میشد. آن روز که میخواست در برود، دست و بال همه تنگ بود. گل زمینی داشت، فروخت. و ناخدا گفته بود: “میبرمت اون جایی که دلت میخواد.
صفدری داستان نویس متولد سال ۱۳۳۲ در خورموج، لیسانس ادبیات نمایشی از دانشکدهء هنرهای دراماتیک دارد. وی با چاپ اولین داستان خود با نام «شب نشینی» در سال ۱۳۵۴ خود را به جامعه ادبی معرفی کرد و سپس با چاپ داستانهای مجموعه داستان «سیاسنبو»، «اکو سیاه» و «علو» در کتاب جمعه نام خود را به عنوان یکی از داستان نویسان جوان دهه پنجاه مطرح کرد. داستانهای بعدی صفدری در اواسط دهه شصت در مجله مفید که هوشنگ گلشیری سردبیری آن را به عهده داشت، منتشر شد. از آثارش مجموعه داستان «سیاسنبو»، مجموعه داستان «تیله آبی» و «چهل گیسو» را باید نام برد. سال ۸۱ هم رمان «من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم» از او منتشر شد.
چند تا داستان اول رو خوندم حیرتزده بودم که چرا سر و ته ندارن. اما سه تا داستان آخر بد نبودن. مخصوصا داستان سنگ سیاه که واقعا دوستش داشتم و به نظرم بهترین داستان این مجموعه بود.
داستانهای اول که بینهایت بیسروته و مسخره. یه سری اتفاقات عجیب و هولناک که همینجوری پشت سر هم قطار شده بودن بدون هیچ علتی. داستانهای آخری وضع بهتری داشتن.
اصلا خوب نبود. یه سری داستان کوتاه که تا می خواستی درگیر داستان شی. داستان بی نتیجه تموم می شد. فقط بعضی جملات داستان ها نسبتا خوب بود و 2 داستان اخر کتاب نسبتا بهتر بودن