Jump to ratings and reviews
Rate this book

جستار روایی - نشر اطراف #3

این هم مثالی دیگر: چهار جستار از حقایق روزمره زندگی

Rate this book
کتاب این هم مثالی دیگر دربردارندۀ چهار جستار کوتاه از دیوید فاستر والاس است؛ یکی از خلاق‌ترین نویسندگان معاصر آمریکا که به خاطر ارجاعات بی‌شمارش به فرهنگ عامه و رسانه‌ها شناخته می‌شود. والاس در این روایت‌ها اتفاقات ساده و پیش‌پاافتادۀ زندگی را بهانه می‌کند تا به حقایق پنهان و لایه‌های زیرین زندگی دست یابد. او با زبانی پیچیده و طنز به خواننده نشان می‌دهد که چطور می‌توان به معنای زندگی پی برد و پیش از مرگ خود را شناخت.

118 pages, Paperback

Published February 1, 2018

20 people are currently reading
345 people want to read

About the author

David Foster Wallace

132 books13.3k followers
David Foster Wallace was an acclaimed American writer known for his fiction, nonfiction, and critical essays that explored the complexities of consciousness, irony, and the human condition. Widely regarded as one of the most innovative literary voices of his generation, Wallace is perhaps best known for his 1996 novel Infinite Jest, which was listed by Time magazine as one of the 100 best English-language novels published between 1923 and 2005. His unfinished final novel, The Pale King, was published posthumously in 2011 and was a finalist for the Pulitzer Prize.
Born in Ithaca, New York, Wallace was raised in Illinois, where he excelled as both a student and a junior tennis player—a sport he later wrote about with sharp insight and humor. He earned degrees in English and philosophy from Amherst College, then completed an MFA in creative writing at the University of Arizona. His early academic work in logic and philosophy informed much of his writing, particularly in his blending of analytical depth with emotional complexity.
Wallace’s first novel, The Broom of the System (1987), established his reputation as a fresh literary talent. Over the next two decades, he published widely in prestigious journals and magazines, producing short stories, essays, and book reviews that earned him critical acclaim. His work was characterized by linguistic virtuosity, inventive structure, and a deep concern for moral and existential questions. In addition to fiction, he tackled topics ranging from tennis and state fairs to cruise ships, politics, and the ethics of food consumption.
Beyond his literary achievements, Wallace had a significant academic career, teaching literature and writing at Emerson College, Illinois State University, and Pomona College. He was known for his intense engagement with students and commitment to teaching.
Wallace struggled with depression and addiction for much of his adult life, and he was hospitalized multiple times. He died by suicide in 2008 at the age of 46. In the years since his death, his influence has continued to grow, inspiring scholars, conferences, and a dedicated readership. However, his legacy is complicated by posthumous revelations of abusive behavior, particularly during his relationship with writer Mary Karr, which has led to ongoing debate within literary and academic communities.
His distinctive voice—by turns cerebral, comic, and compassionate—remains a defining force in contemporary literature. Wallace once described fiction as a way of making readers feel "less alone inside," and it is that emotional resonance, alongside his formal daring, that continues to define his place in American letters.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
55 (10%)
4 stars
153 (29%)
3 stars
207 (39%)
2 stars
86 (16%)
1 star
18 (3%)
Displaying 1 - 30 of 134 reviews
Profile Image for Mohamadreza Moshfeghi.
111 reviews34 followers
August 9, 2024
چند جستار و يك سخنرانى كه بهترين بخش كتاب به نظر من بخش اول كتاب و متن سخنرانى نويسنده در دانشگاه كنيون است كه نگاه وبرداشتى متفاوت به مسائل و دغدغه هاى روزانه وشايد هميشگى زندگى داشته و ميتونه خوانندهِ كتاب به تامل و تفكر درباره اين مسائل وادار كنه.البته جستارهاى ديگر هم با موضوع وحشت و ترس از خوِد وحشت و نگاهى به واقعه١١سپتامپر(در روز وقوع حادثه) جالب بود.همينطور جستارى درباره راجرر فدرر و شوق مسابقات گرند اسلم و توصيف به اصطلاح "لحظه هاى فدررى" كه ديويد فاستر والاس با حضور به عنوان تماشاگر در استاديوم بازى تنيس به اين ورزشكار بزرگ دنياى تنيس اشاره مى كند.

از متن كتاب:

تنها چیز واقعاً حقیقی این است که با شماست که تصمیم بگیرید چطور ببینید. با شماست که تصمیم بگیرید چه چیزی معنی‌دار است و چه چیزی نه. با شماست که تصمیم بگیرید چه چیزی را بپرستید...
Profile Image for صان.
429 reviews477 followers
February 4, 2019
چه کتاب جذابی! نویسنده نگاه خیلی خیلی تیزبین و دقیقی داره. ایده‌های نویی رو مطرح می‌کنه و شرح می‌ده.
در سخنرانی اول حرف‌های خوبی می‌زنه که به نظرم برای داشتن زندگی راحت مهمه که بدونیم‌شون. به صورت چکیده این که وقتی اتفاقی می‌افته در زندگی که طوری نیست که ما دوست داشته باشیم، نیازی نیست که شخصی سازی کنیم. به این معنا که اگه یکی از کنار ما لایی می‌کشه، مساله این نیست که مشکل شخصی با ما داره. برای این که اعصاب‌مون کمتر خورد بشه باید این احتمال رو در نظر بگیریم که شاید داره می‌ره بیمارستان.
این دیدگاه نمی‌گه که همیشه بقیه نسبت به ما حق دارن. فقط می‌گه وقتی عصبی می‌شیم یه نگاه دوباره‌ای بندازیم و احتمالات دیگه‌ای رو که حق رو از ما سلب می‌کنه هم در نظر بگیریم.

مقاله درباره ۱۱ سپتامبر برام صرفا جالب بود.

مقاله در باره لابستر رو خیلی دوست داشتم و با شروعش دهنم حسابی آب افتاد و عجیب حال کردم ولی وقتی وارد بحث اصلی شد -زنده زنده آب‌پز کردن حیوون بی‌نوا و بیان انواع دیدگاه‌ها نسبت به این قضیه- ماجرا رو تلخ کردن و مهمونی لابسترخوری‌م رو خراب کرد.

مقاله سوم اوج تیزبینی نویسنده رو نشون می‌داد. که چقدر می‌تونه درباره بازی کردن یک ورزشکار حرف بزنه. درباره راجر فدرر و تنیس. بخشی که زیاد برام جالب بود اونجا بود که می‌گفت برای نبوغ، مهارت کافی نیست. باید مهارت رو جوری نشون بدی که انگار داری کار خاصی نمی‌کنی. اون وقته که یه آنِ آن‌جهانی توی انجام‌دادن‌ات دیده می‌شه و اون وقته که می‌تونی نابغه باشی. و اینو مقایسه کردم با بازیگرای عالی، ورزشکارای عالی، نوازنده‌ها. همه اونایی که بهترین بودن همیشه طوری بودن که انگار دارن کار خاصی نمی‌کنن. بهترین نوازنده‌ها موقع پیانو زدن ورجه وورجه نمی‌کنن. برعکس طوری انگشتاشون روی کلیدا سر می‌خوره که آدم می‌مونه که این چقدر راحته. و اینجاست که نبوغ دیده می‌شه. روحی غیرانسانی -ماورا انسانی- که به انسان این امکان رو می‌ده که بیشتر از بقیه بپره، سریع‌تر بدوعه و تریل‌های سریع‌تری رو بنوازه.
Profile Image for HAMiD.
521 reviews
March 12, 2019
ادبیات در این روزها که همه چیز از معنا تُهی شده است آیا ما را برای یافتنِ معنایی شخصی شده و خصوصی شده یاری می کند؟(بماند که این خودش یک پرسشِ پیچیده است که آیا ادبیاتِ امروز و گونه هایی که دارد خودش دارای معنا هست؟! من گمانم را بنا بر این می گذارم که ادبیات را تنها یا دستِ کم یکی از اندک راههای یافتن معنا بدانم). این دیدگاهی ست که با آن درباره ی چهار جُستار از والاسِ فقید این چند بند را نوشته ام
در روزمرگی ها و گرفتاری های ناگزیری که زندگی برای هر آدم گِرد آورده است چه چیز یا چه چیزهایی می تواند دستِ کم اندکی آرامشِ درونی شده، شخصی شده برای آدم بیاورد؟ گویا تنها خواندن باشد و در ژرفای معنایی واژه ها در پیکره ی جمله ها و متن فرو رفتن. سود بردن از ادبیات برای واکاوی پدیده های بیرونی و درونی کردن آنها و در همان حال دور شدن از امرِ روزمره ی زندگی که شبیه ترین شکل ممکن را به بیهودگی و بطالتِ ذهن در این روزها با خود دارد، راهی ست برای استخراج معنی از همین روزمرگی ها، معانی فراموش شده. و این گونه است که می شود از این چهار جستار آموزه های سودمندی را آموخت
توجه به شکلِ فراموش شده و طبیعیِ پدیده های هر روزه که باز نگری به آنها از راه ادبیات، ادبیاتی درونی شده و شخصی(تاکید از من است) بی گمان معناهایی شگفت انگیز را به یادمان خواهد آورد. حتا پدیده هایی که در نگاهِ روزانه ی ما بی اندازه بی معنا دیده شوند(مثال اینکه برخی از ما پیگیرِ پدیده های عادی یی مانند لیگ های فوتبال هستیم. یا پیگیر خبرهای سینمایی و فیلم های روز و رخدادهای پیرامون همه ی اینها) اما همان ها هستند که در پایان، راه برون رفتِ ذهنِ زنگار گرفته و درونِ ملتهبِ ما را نشان مان خواهند داد. چهار جستارِ والاس با این دید گزینش های خوبی هستند. هرچند که ما دسترسی کوچکی به نوشته های او داشته ایم اما کارکردِ همین شمارِ اندک هم خوشایند است. پایان حرفم اینکه ادبیات می شود راهِ گریز از همه ی آن چیزی که نمی خواهم وجود داشته باشد و دریچه ای برای بیرون پریدن؛ همانجور که سینما هم چنین هست
نوشته ای بر ترجمه: لحنِ ترجمه در دو جستار پایانی را آن جور که می خواهم نمی پسندم. این پرسش در ذهنم هست که مترجم تلاش کرده است که لحنِ والاس را همان جور که هست نشان بدهد یا این شکل از ترجمه که عامیانه و خودمانی به نظر می رسد شکل بندی اوست بر ترجمه ی جستارها؟ استفاده ی پیوسته از "الخ" در جای جای متن اصلن دل پسندم نیست(نظرشخصی) هم چنین استفاده از کلمه ی "خفن" و استفاده از ترکیب هایی مانند "پتا طور" برای بیانِ شکل رخداد یا مانند آوردن، به گمانم آن پرسش را در ذهن تازه می کند که مترجم قصد داشته است لحنِ آمریکایی روایت را فارسی سازی کند یا ترجمه اش بامزه باشد؟ (بنا به تعریفی که از جستار روایی در کتاب کرده است) کدام یک

پس نوشت 97.12.21: مترجمِ نازنینِ کتاب با شرحی که برای من نوشت، پرسشم درباره ی ترجمه را پاسخ گفت، که با اندکی تغییر(نه در محتوا) با رخصت از او اینجا می آورمش
نثر والاس، اون‌قدر که من می‌فهمم، نثریه که ریزبینی ادبی، دقت علمی و اصطلاح‌های عامیانه زیاد داره. خیلی وقت‌ها تو ساختار جملات هم از ساختار جملات عامیانه استفاده می‌کنه. برای همین هست که من تو ترجمه از این دست کلمات استفاده کردم، به گمانم مترجم باید کاملن در خدمتِ نویسنده باشه و سعی‌ام هم بر همین بوده.

سپاس از معین فرخیِ ارجمند
1397.12.19
Profile Image for Amirsaman.
537 reviews266 followers
March 13, 2018
من معین فرخی را با پادکست داستان هزارتویش شناختم، و بعد فهمیدم دبیرستان که بودم ترجمه‌هایش را در داستان همشهری خوانده بودم. یک مجموعه داستانی هم دارد به نام «برف محض» که البته هنوز نخوانده‌امش. در گودریدز هم کماکان هست و غرولندکنان ریویو می‌نویسد -خصوصا درباره‌ی ترجمه‌ها و رمان‌های فارسی- و البته که خودش مترجم خوبی است و در این کتاب هم یک مقدمه‌ی بدرد بخور درباره‌ی والاس نوشته.

۱. مقاله‌ی اول را مدت‌ها پیش در ترجمان خوانده بودم و البته که باز از خواندش لذت بردم. سخنرانی والاس است در باب این‌که ما ناخودآگاها خودمان را مرکز جهان می‌دانیم و به خاطر همین «بقیه» را مقصر ترافیک می‌دانیم. می‌شود با تلاش، بر این غریزه آگاه شد و دیگران را درک کرد.

«عقل‌تان را بپرستید - این‌که باهوش به نظر می‌آیید - آخرش حس می‌کنید احمق و حقه‌بازید، همیشه در آستانه‌ی لو رفتن.»
«روز به روز، بیشتر و بیشتر چیزهایی را که می‌بینید و جوری که ارزش‌ها را می‌سنجید محدود می‌کنید، بی‌آن‌که کاملا آگاه باشید که دارید چنین کاری می‌کنید.»

۲. این فصل به تمام معنا یک جستار روایی است، از واکنش مردم در روز و فردای یازده سپتامبر.

۳. سردبیرِ یک مجله‌ی آشپزی، والاس را فرستاده به یک جشنواره‌ی لابستر و گفته یک گزارش بنویس. در این جستار است که من حس می‌کنم چقدر دنیایم والاسی است. دیوید خان اولش یک مقداری غر زده که توالت نبود و تاکسی دیر کرد و اتسترا. بعد صفحات زیادی را صرف صحبت در باب مسئله‌ی اخلاقی کشتن حیوانات و آرای پیتر سینگر می‌کند. انگار نمی‌بیند آن چیزهای عادی‌ای که مخاطبان مجله‌ی آشپزی انتظار دارند. سرش گرم تحلیل‌های انتزاعی و فلسفی و علوم اعصابیِ خودش می‌شود. سوال‌های ژورنالیستی و اساسی از مردم محلی می‌پرسد.

۴. بخش چهارم در توصیف راجر فدرر است و نشان می‌دهد چقدر می‌توان به ورزش و تنیس از زاویه‌ای تحلیلی نگریست و قدرت والاس در پرورش هر موضوعی به سبک خودش را عیان می‌کند.

یک فیلمی هم به نام The End of the Tour سه سال پیش ساخته شد درباره‌ی والاس، که البته چندان دنیای فکری‌اش را نشان نمی‌داد.

۳.۵/۵
Profile Image for Cheeman Validi.
46 reviews41 followers
July 23, 2022
«این حرف ها درباره ی زندگی پس از مرگ نیست. حقیقت واقعی درباره ی زندگی قبل از مرگ است. درباره اینکه چطور به سی یا پنجاه سالگی برسید، بی آنکه بخواهید تفنگ روی شفیقه هایتان بگذارید.»

خیلی چسبیدی تو😊
از بقیه ی جستارهایی که خوندم (هیچ چیز آنجا نیستِ آنی دیلارد و اگر به خودم برگردمِ والریا لوئیزلی)آقای فاستر والاس خیلی موضوعات جذابی داشت، هرچند که تعدادشون کم بوود اما درستُ حسابی بودن.
اگه جستار میخواین بخونین از این کتاب شروع کنید😊
Profile Image for Arman.
360 reviews353 followers
July 14, 2021
خدایگان جزئیات:

جیمز وود در کتاب خودش، به درستی فوستر والاس را در کنار و در واقع، در ادامه‌ی سنتی می‌گذارد که ناباکوف و آپدایک آن را پیگیرانه به پیش برده بودند.
در این سنت که وود آن ‌را به مثابه یک «کالت» می‌بیند، نویسنده در طی روایت خود، بارها و بارها همه چیز، از شخصیت‌ و رویدادها گرفته تا خودِ جزئیات را فریز می‌‌کنند، تا بتواند با دقتی وسواس‌گونه به جزئیات ریز و درشت زل بزند و آن‌ها را شرح دهد؛ در واقعیت، ذهن ما جزئیاتِ بسیار زیادی که در اطراف‌مان وجود دارد، سانسور و نادیده می‌گیرد تا بتواند فقط بر روی روال زندگی تمرکز کرده و دورنمایی از اتفاقات داشته باشد.
برای همین است که وود می‌گوید که کاری که ناباکوف و آپدایک دارند انجام می‌دهند، به نوعی اغراق در چشمِ نکته(جزئیات)بین می‌باشد. گاهی این جزئیات به قدری زیاد و در هم و برهم می‌شوند که به هزارتویی تبدیل می‌شوند.*
البته چنین رویکردی، مخالفان خودش را هم را هم دارد؛ در سطح زبان، می‌توان در آن‌ها نوعی تصنع و توجه شدید به فرم را یافت، و با زبانی گویی جدای از دنیا روبرو هستیم.
از طرف دیگر، این توجه و نگاهِ به زندگی با همه‌ی جوانب و جزئیاتِ آن، موجب می‌شود که دیگر خبری از آن روایتِ بی‌واسطه‌ی زندگیِ زیسته شده (آن‌گونه که مثلا در نویسندگان "نسل بیت" سراغ داریم)، نباشد.
فورستر والاس دارد در ادامه‌ی چنین سنتی قلم می زند، و البته با گنجاندنِ طنز و آیرونی‌ها در روایتش، آن را پیچیده‌تر هم می‌کند.

پیشنهادِ فورستر والاس:

همانطور که مترجم هم در مقدمه اشاره داشته است، فورستر در سخنرانیِ معروف خود، «این آب است» که به درستی در ابتدای این کتاب آورده شده است، در واقع دارد منطقِ روایتش را توضیح می‌دهد؛ اینکه نویسنده/مخاطب/فردِ نوعی لازم است گه‌گاهی در طی روندِ ملال‌آور و تکراریِ روایت/خوانش/زندگی، ترمز را کشیده و بجای اینکه اتفاقات را از زاویه‌ی دید خودِ نظاره گر/راوی‌اش مشاهده و روایت و تحلیل کند، زاویه‌ی دیدش را تغییر بدهد و سعی کند با دور و نزدیک شدن به اتفاقات و شخصیت‌ها، به جزئیاتِ بیشتری نگاه کرده و به قولِ او زندگی را برای خود، آسان‌تر و انسانی‌تر و سراسر همدلی کند.
البته به نظر من، چنین رویکردی، توجه وسواس‌گونه به جزئیات، خیلی وقت‌ها فرد را در سر جایش میخکوب می‌کند و او را از ادامه‌ی روالِ روزمره‌ی زندگی باز می‌دارد (همان حسِ میخکوب شونده ای که من به هنگام خواندن این کتاب داشتم).
حالا والاس با چنین منطقی، به سراغ موضوعات مختلف می‌رود (واکنش مردم شهری کوچک در غرب میانه به فاجعه 11 سپتامبر، جشنواره لابستر، و مسابقات 2006 ویمبلدون با تمرکز بر راجر فدرر)، و می‌کوشد تا به جای اینکه روایت‌گرِ صرف اتفاقات و تجربه‌ی زیسته‌اش از آن‌ها باشد، ثانیه به ثانیه، روایتش را نگه دارد، و از زوایای مختلف به آن‌ها نگه کند... و دقیقاً جستارها از دلِ همین جزئیات دارند شکل می‌گیرند و قوام پیدا می‌کنند (لحظه‌ای تصور کنید که بیاییم این اتفاقات را خیلی ساده و سرراست بنویسیم؛ خب، همه‌ی آن‌ها تبدیل می‌شوند به گزارش‌های دسته چندمی که اینترنت و مجلات را پر کرده‌اند).

چرا این کتاب، آنچه که باید، نشده است:

اگر بخواهم رک و راست بگویم متنِ مکتوبِ آورده شده در اول کتاب، برای منی که قبل از خواندنِ کتاب، سخنرانی فاستر را در یوتیوب شنیده بودم، سرخورده‌کننده بود... به نظرم اگر مترجم به جای استفاده از متن چاپی (که البته اصل آن را هم هنوز ندیده‌ام) به عنوان منبع، همان سخنرانی را با همان کلمات و لحن جادویی‌اش، به عنوان منبع خود استفاده می‌کرد، چیزی بهتر و پر رمق‌تری از آب در می‌آمد.
اگر همین سخنرانیِ کذائی را بشنوید، متوجه طنز به غایت ظریفی خواهید شد که در زیر لایه‌ی بقیه جستارهای کتاب وجود دارد، و به نظرم، مترجم به رغم ترجمه‌ی بسیار خوبی که انجام داده، نتوانسته این طنز را به خوبی منتقل کند (و البته کاملاً بر سختی ترجمه جستار و البته ترجمه‌ی هزارتویی که فوستر والاس می‌سازد، واقف هستم).
اما به نظرم مهم‌ترین چیزی که نمی‌گذارد که خواننده‌ی ایرانیِ احتمالی، حظِ کامل را از این جستارها ببرد، این است که فوستر والاس به شدت امریکایی‌ست و به تأسی از نویسندگانِ پست‌مدرن، در نوشته‌هایش به وفور به فرهنگ پاپ امریکایی ارجاع می‌دهد و همین، درک و نزدیک شدن به روایت را سخت‌تر می‌کنند.... و اصلاً خواندنِ راجع به موضوعاتی مانند خوردنِ لابستر یا تماشای مسابقات ویمبلدون، برای ما ملموس نیست (اگرچه با وجود اینکه خودم آشنایی‌ای با تنیس ندارم، جستار ویمبلدون، به طرز عجیبی به من چسبید و جادویی والاس را نشانم داد).





* How fiction works, James Wood


پ.‌نوشت: تشکر ویژه از دوست عزیزم، خانم خادم که دوباره جلسات دورهمی‌مان را سامان داد، تا راجع به کتاب‌ها (از جمله این کتاب) به گفتگو بنشینیم.
Profile Image for sAmAnE.
1,373 reviews155 followers
May 19, 2021
در این کتاب نویسنده سعی میکنه دید خواننده را نسبت به مسائلی که در اختیار کامل او نیست تغییر بده تا خودش مسئولیت زندگی خودش را به عهده بگیره. من خیلی کتاب رو دوست نداشتم
Profile Image for محمدحسین بنـکدارتهرانی.
222 reviews66 followers
September 28, 2018
یک سوم کتاب را بیشتر نخواندم. خلاف تعریف‌های پرطمطراقی که از این مجلد و خواهر اولش شنیده و خوانده بودم ملال آور بود. شبیه خانواده‌هایی که بسیار ازیشان شنیده‌ای و شوق داری یک‌بار به مهمانی‌شان بروی اما همین که سر میز شام می‌نشینی پی می‌بری میان‌تهی‌اند و لحظه‌شماری می‌کنی از شرشان خلاص شوی و از خانه‌شان بیرون بزنی!
Profile Image for کافه ادبیات.
306 reviews116 followers
May 6, 2022
دومین کتاب از سری جستارهای روایی نشر اطراف است که شامل سه جستار و متن یک سخنرانی از دیوید فاستر والاس است .
اگر از علاقمندان جستار باشید حتما از خواندن کتاب لذت خواهید برد و متن استادانه و تبحر فاستر والاس که در هر جستار به خوبی یک راوی روایت می کند .
در جستاری که مربوط به جشنی محلی در خصوص صید لابستر است به قدری وارد جزییات می شود که فکر می کنی در حال خواندن یک متن اختصاصی درباره لابستر و آبزیان هستی و یا جستار آخر که مربوط به تنیسور معروف راجر فدرر هست به قدری از جزییات بازی تنیس و فدرر حرف می زند که اصلا فکر نمیکنی با یک نویسنده غیر ورزشی طرف هستی .
البته چند جستار دیگر هم از فاستر والاس در همشهری داستان چند سال قبل خوانده بودم که با خواندن این کتاب مشتاق شدم مجددا به آرشیو قدیمی همشهری داستان سرک بکشم :)

پایان جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۱
Profile Image for Parham.
52 reviews32 followers
April 11, 2021
سه جستار روایی و یک سخنرانی .گویا از این کتاب اولین چیزی که اکنون به ذهنم میرسد ، اینست که همه ی ما را وادار به بازبینی امور روزمره میکند که در این بازبینی ،خلاق نگریستن و متفاوت اندیشیدنی را کسب کنیم که امروزه اغلب با صفاتی نظیر ملال آور و دمِ دستی به کنار رانده میشوند؛علیرغم دستاورد واحد و مشترکی که بین این چهار نوشته دیدم ،شاید کمتر کتابی پیدا کنیم که تا این حد موضوع سرفصل هایش دور از هم باشند.


نوشته ی اول که متن سخنرانی مذکور است، گفته های والاس در کالج کنیون در سال ۲۰۰۵ در حضور فارغ التحصیلان کالج را نقل میکند.اینجا ارزشها و آرمانهایی که به قول مترجم(و مقدمه اش)مربوط به روزگارِ رمان های کلاسیک بودند، به سبک و روشی نوین تبلیغ و تحسین میشوند؛ در هایپرمارکتی که رفته اید خرید کنید، دستپاچگی صندوق دار را به جای فریاد کشیدن سر او ،با بردباری و همدلی ِ خود رفع کنید و یا دستکم،سخت تر نکنید.او هم مثل شما کار طاقت فرسایی داشته و شاید در خانه اش به اندازه ی شما اسباب فراغت و تسکین نداشته باشد.

نوشته ی دوم، به تحریر در آمدن نگرش والاس به یازده سپتامبر و فروریزش برجهای دوقلوست،که حال وهوای شهری کوچک و چه بسا کم رونق (ناخودآگاه وقتی که منهتن و میامی را از امریکا میشناسیم صفات کمی برای چنین شهرهایی داریم)را در سه روز یازده الی سیزده سپتامبر بیان میکند.جستار محبوبم نبود اما مضامینی چون اتحادِ هموطن های امریکایی پس از فاجعه ی ملی(نصب پرچم روی خانه ها)و اینکه "هیچ تروریستی نیست که از کشوری به خاطر مردمان عادی متنفر باشد" ، جالب توجه بود.بایستی گفت که تکنیک های والاس هستند که مفاهیم آشنا و قدیمی برای خواننده را جلا میدهند.


نوشته ی سوم و بهترینِ همه از نظرم،توصیفاتی از جشنواره ی لابستر -خوری در شهرِ maine است که در پیچشی غیرمنتظره، به مسئله ای اخلاقی در باب خوردن لابسترها منتهی میشود!استناد به شواهد علمی و به چالش کشیدن توجیه های عوامانه با همین شواهد،در کنار نثرِ خودمانی ولی پیراسته ی والاس از تقابل گوشتخواری و گیاهخواری کلیشه زدایی میکند.جالب این بود که نوزده فروردین و در سالمرگ صادق هدایت این جستار را خواندم و میگفتم اگر همه چیز طوری اتفاق میفتاد که بتواند این جستار را به فرانسوی/فارسی بخواند چقدر خوشحال میشد!

نوشته ی چهارم،یک نیمه-زندگینامه و نیمه-گزارش درباره تنیسورِ مشهور، راجر فدرر است که بار دیگر توانایی قلم نویسنده را با این دو دلیل که۱)شخصاً خودم علاقه ای به تنیس ندارم و باز هم ترغیب شدم تا اخر بخوانمش۲) اینکه ورزش و نوشتن را کمتر پیوند خورده بهم دیده ام و اینکه زیاد ندیده ام ورزش موضوع جالبی در نوشتن از آب دربیاید،نشان میدهد.


در آخر مقدمه ی مترجم هم با لحاظ اینکه پیشگفتارهای مترجمان امروزه اغلب یا وجود ندارند یا شتابزده و سرسری نوشته شده اند، ستودنیست که خودش شاید یک نمره به نمره ام اضافه کرده باشد.
Profile Image for Sarah.
130 reviews13 followers
October 3, 2024
حالا پس‌ از خواندن یک غول، یک متن سخنرانی، و سه جستار از والاس، می‌توانم بگویم قلم این بشر و بازی‌هایی که با زبان می‌کند کم‌نظیر -و حتی بی‌نظیر- است!
درمورد این کتاب مشخصاً، جستار اول (که در واقع سخنرانی‌ای‌ست برای دانشجویان فارغ‌التحصیل شده) شدیداً به دلم نشست.
از نظر محتوا و مفهوم، نوع نگاه به زندگی، و تلاش برای کلیشه‌زدایی از مفاهیمی که شاید کلیشه به نظر بیایند، به‌یادماندنی و ستودنی‌ست. به‌فکرفروبرنده و تلنگرزننده.

"کلیشه‌های پیش‌پاافتاده می‌توانند به اندازه‌ی مرگ و زندگی مهم شوند."

"این هم مثل خیلی از کلیشه‌ها در ظاهر بی‌مزه و لوث است، اما از واقعیتی بزرگ و وحشتناک حرف می‌زند‌."
(بخش‌هایی از متن کتاب)

موضوعات سه جستار بعد اما چندان برای من نبودند. خصوصاً تنیس و لابستر. باز هم اما نمی‌توان انکار کرد که نحوه‌ی نگارش و زاویه دید والاس خالی از لطف نیست.
Profile Image for Ramin Azodi.
127 reviews
October 9, 2018
تهران بارانی بود، من تصادف کرده بودم. فشار کاری/دانشگاه/زندگی بی‌داد می‌کرد و هیچ راهی نداشتم جز خریدن این کتاب و خواندنش به همراه یک ماگ بزرگ آمریکانوی دبل.
خب این مقدمهٔ چیده شده را در نظر بگیرید، در حالی ک شلوغ و استرس‌زا‌ست، زیباست. کتاب هم دقیقن همین طوریه. و واقن از آشنایی با آقای دیوید فاستر والاس خوشحال و خرسند شدم. اخیرن نویسنده‌ای که واقن از آشنایی‌ش خوش‌حال بشم کم دیدم برای همین این مصاحبت رو به فال نیک می‌گیرم. هر چند که جستار‌ها خیلی نزدیک به روزنامه‌نگاری می‌شدند و من واقن از این ماجرا بی‌زارم اما، الحق و الانصاف، جهان‌بینی یونیکی داشت و کار نهایی هم بسیار تمیز بود.
Profile Image for حسام آبنوس.
429 reviews335 followers
February 14, 2021
در ستایش جزئیات

در این کتاب شما حتما یاد خواهید گرفت که چطور به جزئیات در نوشتن دقت کنید
حالا فرقی ندارد می‌خواهید جستار بنویسید یا داستان
به خوبی نویسنده نشان داده که جزئیات تا چه پایه در نگارش اهمیت دارد و می‌تواند به متن شما جان ببخشد

حال و هوای متن‌ها هم به شدت خوب بود و جدا از تکنیکی بودن آنها حس و حال خوبی داشت.
Profile Image for Payam Ebrahimi.
Author 71 books173 followers
February 10, 2021
در شروع کتاب اومده: «این حرف‌ها درباره‌ی زندگی پس از مرگ نیست. حقیقتِ واقعی درباره‌ی زندگی واقعی قبل از مرگ است. درباره‌ی این‌که چطور به سی یا شاید پنجاه سالگی برسید، بی‌آن‌که بخواهید تفنگ را روی شقیقه‌تان بگذارید.»
خب. نکته‌ی جالب این‌جاست که آقای نویسنده در ۴۶ سالگی خودکشی کرده. بله آقای دیوید فاستر والاس! شاید شما هم اگه طرز فکرتون رو اصلاح می‌کردید این‌چنین دچار افسردگی نمی‌شدید و به زندگی پربار ادبی‌تون انقدر زود پایان نمی‌دادید

این دیوید فاستر والاس، واقعاً نمی‌تونه نویسنده‌ی «یاد نئون بخیر» باشه
درکش واقعاً برام سخته. جدای این‌که این کتاب رو به هیچ وجه پیشنهاد نمی‌کنم، اگر از طرفداران نویسنده هستید، توصیه می‌کنم که حتی محض کنجکاوی لای کتاب رو هم باز نکنید.
ترجمه هم اصلاً خوب نبود. بعضی جمله‌ها رو چندبار خوندم و باز هم نفهمیدم چی می‌گه
Profile Image for شیدا.
25 reviews22 followers
January 21, 2022
کتاب شامل ۳ جستار روایی هست و یک سخنرانی تحت عنوان " آب این است " که دیوید فاستر والاس برای فارغ التحصیلان کالج کنیون انجام داده.
سخنرانی رو نسبت به سه نوشته‌ی دیگه بیشتر دوست داشتم از این نظر که بهتر تونستم درکش کنم؛ اشاره داشت به واقعیتی به نام روزمرگی و اینکه در این روزمرگی‌‌ها چطور باید دست به انتخاب آگاهانه بزنیم.
اگر بخوام صادقانه بگم، حین خوندن سه متنِ دیگه احساس می‌کردم چیزی که دارم می‌خونم ارتباطی به من نداره 😅 شاید به این خاطر که موضوعاتی که انتخاب شده بود( واقعیت ۱۱ سپتامبر، جشنواره سالانه لابستر، مسابقات تنیس ویمبلدون ) خیلی برام دور و غیرقابل لمس بودن.
Profile Image for Amin.
Author 15 books216 followers
May 10, 2019
این کتاب اولین برخورد من با «جستار روایی» بود. البته شاید هم اولین برخورد نبود، اما حداقل اولین بار بود که با علم به سبک نوشته‌ها داشتم می‌خوندمشون.

بهترین جستار کتاب همون جستار اوله. سخنرانی دیوید فاستر والاس در مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان کالج کنیون در سال 2005 که تنها سخنرانی عمر والاسه. نکته‌هایی که توی این سخنرانی می‌گه، جوری که به آدم کمک می‌کنه دیدش رو به وقایع عوض کنه واقعا عالیه و از خوندنش لذت بردم.

جستار دوم رو چندان نپسندیدم.

جستار سوم در ابتدا برام حوصله‌سربر بود، اما در انتها که بحث فلسفی‌تر شد و آدم رو به فکر فرو می‌برد برام خیلی جذاب شد. باعث شد به مقوله‌ی درد به شکلی دیگه نگاه کنم و در مجموع دوستش داشتم.

جستار چهارم که راجع به راجر فدرر بود هم واقعا جالب بود. گرچه طرفدار تنیس نیستم، قوانینش رو چندان بلد نیستم و کلا آنچنان در حال و هوای این ورزش نیستم، بازم با خوندن نوشته‌ی والاس به وجد اومدم.

در مجموع به عنوان اولین تجربه‌ی جستارخوانی، تجربه‌ی خوبی بود. احتمالا بقیه‌ی عناوین این مجموعه رو هم بخونم.
25 reviews20 followers
May 13, 2022
من همیشه سعی میکنم به جزئیات مسائل دقت کنم و همین باعث شد با علاقه و دقت این کتاب رو بخونم.
بخش‌های "آب این است" و "به لابستر نگاه کن" مورد علاقه‌ی من بودند.
Profile Image for Mohammad.
107 reviews2 followers
August 12, 2024
دارم مزاح بی‌پایان رو میخونم و برای درک بیشتر جهان والاس این کتابو شروع کردم.
جستار اول متن یه سخنرانی از والاسِ و به نظرم بهترین قسمت کتاب هم بود. درمورد اینکه همش به خودمون فکر نکنیم و قضایارو از دید بقیه هم ببینیم
جستار دوم حس و حال 11 سپتامبر و روز بعدش تو یه شهر کوچیک آمریکایی رو میگه
جستار سوم با توصیف جشنواره لابستر شروع میشه و در نهایت به اخلاقی بودن یا نبودن زنده زنده جوشوندن لابستر‌ها ختم میشه
جستار آخر هم درباره فینال ویمبلدون 2006 بین نادال و فدرر هست.

بعضی از حرفایی که والاس اینجا میگه رو انگار باهاش آشنا بودم و قبلن از زبون یه کاراکتر تو مزاح خوندمش.
انگار والاس تکه‌ای از خودشو تو تک‌تک کاراکتر‌های مزاح قرار داده
Profile Image for Araz Abbasi.
3 reviews2 followers
May 16, 2025
این کتاب یه جورایی درباره اینه که چطور می‌شه دنیا رو یه شکل دیگه دید. با یه سخنرانی از دیوید فاستر والاس شروع می‌شه که مقدمه‌ایه برای سه تا جستار (مقاله) بعدی، و توش نشون می‌ده چطور می‌شه این «جور دیگه دیدن» رو عملی کرد.

موضوع جستارها هم جالبه: ۱۱ سپتامبر، جشنواره خرچنگ و بازی راجر فدرر. شاید اولش بی‌ربط به نظر بیان، ولی والاس با یه مهارت خاصی، چیزهایی رو تو این اتفاق‌ها می‌بینه که ما معمولاً نمی‌بینیم. از یه گزارش ساده فراتر می‌ره، تحلیل خودش رو میاره وسط و یه بعد دیگه‌ای از زندگی رو بهمون نشون می‌ده. انگار می‌خواد بگه هر لحظه از زندگی پر از فرصته برای عمیق‌تر شدن و بهتر دیدن.

اگه دنبال یه روایت داستانی پرهیجان یا درس‌های مستقیم زندگی هستید، شاید این کتاب اون چیزی نباشه که می‌خواید.
اگه بخوایم هر بخش رو تو یه جمله خلاصه کنیم، اینجوری می‌شه:
سخنرانی اول می‌گه «چشم‌ها رو باید شست، جور دیگه باید دید».
جستار ۱۱ سپتامبر درباره تغییر سریع فرهنگ آمریکایی و معنای آمریکایی بودنه.
جستار جشنواره خرچنگ هم به این می‌پردازه که وقتی گوشت حیوانات رو می‌خوریم، معمولاً به مسائل اخلاقی و تجاری پشت پرده‌ش و اینکه ذائقه‌مون چطور شکل می‌گیره، فکر نمی‌کنیم.
و جستار آخر هم درباره نبوغ راجر فدرر تو تنیسه.

اگه فقط دنبال همین خلاصه‌ها باشید، قطعا از خوندن کاملش ناامید می‌شید. اصل قضیه تو این کتاب، نه خود پیام، بلکه چطور گفتن اون پیامه؛ یعنی هنر فاستر والاس. نکته‌های به ظاهر ساده رو جوری می‌گه که قبلاً نشنیدیم و بهشون فکر نکردیم. با دقت به روایت و تحلیلش از مسائل روزمره، می‌تونیم «بهتر دیدن» رو ازش یاد بگیریم.

به نقل از خود فاستر والاس در جستار آخر: «نبوغ تکرارپذیر نیست، اما الهام مسری است». شاید ما نبوغ والاس رو نداشته باشیم، ولی حتماً می‌تونیم ازش الهام بگیریم. این جستارها واقعاً الهام‌بخش‌ان و یه جورایی دعوتمون می‌کنن که زندگی رو عمیق‌تر تجربه کنیم.

ترجمه معین فرخی هم خیلی خوبه و خوندن کتاب رو لذت‌بخش‌تر می‌کنه. اگه خود والاس فارسی می‌نوشت، نثرش خیلی نزدیک به ترجمه معین می‌بود!
مقدمه‌ی مترجم هم یکی از بهترین نمونه‌هاییه که تا حالا خونده‌م. خیلی خلاصه ولی اثرگذار. کسی رو که هیچ چیز از فاستر والاس نمی‌دونه رو وارد دنیای اون می‌کنه و درگیر نگهش می‌داره. جزو مقدمه‌هاییه که ارزش دوباره خوندن رو داره.
Profile Image for Sedighe Vazehi.
176 reviews40 followers
September 14, 2022
این همه شور زندگی و پرداختنی جذاب به ریزترین و جزیی ترین مسائل توسط کسی که سال‌ها افسرده بوده و نهایتا خودکشی کرده برام عجیب بود.
جستار سوم، بیش از بیست صفحه درباره جشنواره‌ی لابستر مین در آمریکا و اتفاقات و جزییات با اهمیت و بی اهمیتش حرف میزنه، دیوید فاستر دالاس این جستار رو به سفارش یک مجله ی آشپزی نوشته بوده و یه جاهایی حس میکردم داره میبافه به هم تا ستونش پر بشه، اما ناگهان دو سه صفحه‌ی آخر و سوالا و چالش های اخلاقیش چنان میخکوبم کرد که بعد از تموم شدنش چند دقیقه هیچ کاری نتونستم بکنم.
بنظرم بهترین جستار همین جستار سوم بود.
اگر دوست دارید میتونید در اپلیکیشن طاقچه بخونیدش
https://taaghche.com/book/97582
Profile Image for محمدعلی کرمی.
72 reviews6 followers
September 2, 2022
فصل آغازینِ کتاب راجع به تسلط بر روی افکار و اصلاح بینشیه که نسبت به خیلی مسائل روزمره و پیش‌پا افتاده داریم، و خب با وجود اینکه والاس چندین بار اعلام می‌کنه که حرف‌هاش رو به چشم پندهای اخلاقی نبینیم، ولی اینطور به نظر میرسه، وقتی ازمون می‌خواد از اون خودمداری ذاتی دوری کنیم، جهان رو از چشم دیگران ببینیم و...؛ یا اینکه واقعا اینطور نیست و ازمون می‌خواد که صرفا با دید متفاوتی به مسائل نکاه کنیم.
.
فصلِ دو: به‌شدت ملال‌آور
.
فصلِ سه: در ابتدا کمی بهتر از فصل دو، اما هرچی جلوتر رفت جذاب‌تر و جالب‌تر شد و نهایتا همین فصل بود که باعث شد به جای یک، دو ستاره به کتاب بدم، در حقیقت تاحدودی من رو به فکر‌ فرو برد.
.
فصل چهار: ملال‌آورترین.
Profile Image for Amir Azad.
214 reviews28 followers
July 11, 2018
جستار اول و سوم خیلی خوب بود. دومی کمی مبهم و چهارمی برای من کاملا بیگانه.
ترجمه عالی بود و کیفیت و طراحی و چاپ تقریبا بدون نقص.

وسوسه شدم جستار نویسی کنم
Profile Image for Ali.
110 reviews10 followers
March 28, 2019
ساعت ۱۰ صبح با هزار زور و زحمت از خواب پا شدم. با چشمای نیمه باز و یه کیف خسته و ولو توی دستم می‌خوام سوار مترو بشم که آدمها انگار که به پشتشون موشک وصل کرده باشن هی از یه ور به یه ور دیگه می‌دون احتمالا همونطوری که من نمی‌دونم برای چی انقدر می‌دون خودشون هم خبر ندارن. همینجوری من نمیدونم اصلا چرا آدما دسته جمعی تصمیم می‌گیرن که همگی یک مشت کار احمقانه رو هی تکرار و تکرار و تکرار بکنن.
من و احتمالا هر کس دیگه‌ای که این رفتارارو درک نمی‌کنه سندروم دیوید فاستر والاس رو داره. همینه که من رو علاقمند و عاشق این نویسنده کرده که همیشه توی این رفتارای جمعی داره می‌پرسه چرا و هیچوقت این شلوغی‌ها و تند تند حرکت‌های تقلیدی کردن رو درک نکرده در حالی که انجام ندادنشون زندگی رو خیلی لذت‌بخش‌تر می‌کنه.
دیوید فاستر والاس رمان نویس فوق‌العاده موفقیه که وقتی به سفارش چند تا مجله شروع می‌کنه جستار روایی نوشتن انقدر خوبه که همه می‌گن کاش والاس فقط بشینه و جستار بنویسه.
این کتاب سه تا جستار رواییه که والاس به سفارشْ نوشته و بعدا در کتاب چاپ شده و یه سخنرانی و تنها سخنرانی عمر والاس که برای فارغ‌التحصیلای دانشگاه ایراد کرده. سخنرانی فوق‌العاده‌ای در بابا تکرار و روزمرگی. فکرش را بکنید برای فارغ‌التحصیلا بگید که تازه می‌خوان وارد روزمرگی زندگی بشن.
تو جستار اول رفتار تقلیدی مردم بعد از یازده سپتامبر رو به مسخره می‌گیره. یه متن جذاب و پر از خنده. تو جستار دوم توریسم و جشنواره‌ی لابستر ایالت مِین رو به مضحکه می‌گیره و انصافا به شکل نگاه خواننده رو به رخدادهای اجتماعی عوض می‌کنه. و جستار آخر نمایش تمام قامت زیبایی ورزش، تنیس و راجر فدرر است.
اندیشه‌ی فاستروالاس عمیقا ارزش مطالعه و تفکر داره. اندیشه‌ی ناب و جذاب هرچند که خودش توان هضمش رو نداشت و در نهایت بعد افسردگی بسیار شدید به زندگیش پایان داد.
Profile Image for M L Delshad.
47 reviews13 followers
January 21, 2019
یک سخنرانی و سه جستار روایی با موضوعات روزمره.
راستش ارتباط برقرار کردن با موضوعات روزمره هم مثل موضوعات غیر عادی و به اصطلاح تخصصی نیاز به چاشنی علاقه دارد. مخصوصا اگر امور روزمره شما با نویسنده تفاوت داشته باشد.
من هیچ ارتباطی با جستار سوم که در مورد "فدرر" و بدن بود برقرار نکردم. علت هم این نبود که موضوع بدن (یا تن) برام ناملموس و نامانوس است بلکه این بود که نویسنده روزمرگی بدن را در ورزش حرفه ای تنیس و راجر فدرر میدید و تحلیل میکرد که ارتباط خاصی با تجربیات من برقرار نمیکرد.
شاید این استنباط شخصی من است و برای یک مخاطب دیگر جذابتر باشد.
........
به صورت کلی اگر به فرم جستار روایی علاقه دارید، فاستر والاس از زبانزدهای این زمینه است. شاید برعکس من، شما بیشتر جذب این کتاب شدید.
برای من جذابترین بخش کتاب همان بخش اول (سخنرانی) بود.
Profile Image for Pegah.
13 reviews9 followers
November 17, 2018
سه جستار اول را دریابید. چهارمی را من که نیافتم اما شما بکوشید آن را هم.
Profile Image for Razieh mehdizadeh.
369 reviews79 followers
September 24, 2019
هم مثالی دیگر از نویسنده ی معروف نیویوکر والاس می باشد که به خاطر خودکشی و نوشته های ناداستانش بسیار در مجلات امریکا اسمش شنیده می شو د و پادکست ها و...
.
دوست نویسنده اش جاناتان فرنزن می گوید تنها راه اتصال او به جهان با نوشتن رمان بود که وقتی این هم شکست می خورد دیگر راهی برای زندگی کردن نمی ماند.
.
سخنرانی آب او بسیار معروف است و در سخنرانی فارغ التحصیلی سعی می کند برای دانشجویانش به جای ستایش و ... تصویری از زندگی ملال آور پیش رویشان ارائه بدهد. زندگی ای که اگر یاد نگیریم چگونه له آن فکر کینم دور باطلی خواهد شد.
طریق نوشتن ناداستان بازگشت به نقطه ی صفر است و دوباره تعریف کردن مفاهیم بدون حواشی اش که آن ها را از معنی می اندازد. حرکت مدام میان توصیف تجربه و معنای آن با مکث و ریز ریز بیان کردن.
برای رسیدن به حقیقت یک پدیده نیازی نداریم روی تصویر عینی آن زوم کنیم. می توان به جای میکروسکوب با تلسکوپ به لایه های بعید آن رفت.
.
آب این است.
دو ماهی به هم داشتند شنا می کردند که به یک ماهی پیرتر می رسند و او از ان ها می پرسد سلام بچه ها؟ چه خبر؟آب چطوره؟
یکی به دیگری نگاهی می اندازد که چی میگه؟ آب دیگه چه کوفتیه؟
اما در اینجا من نمی خواهم نقش ان ماهی پیر دانا را بازی کنم. فقط می خواهم بگویم خیلی وقت ها واقعیت های بدیهی و در دسترس و مهم معمولا همان هایی هستند که دیدن و حرف زدن درباره شان از بقیه سخت تر است.
.
چنین کاری بی نهایت سخت است. آگاه و زنده ماندن. هر روز و هر شب
.
فهرست. یک نما از خانه ی خانوم تامسپون: کشور نفرت انگیز این زن های بی گناه
2. به لابستر نگاه کن. پرسش های سخت اخلاقی زیر پوست غذا
3. فدرر. هم تن و هم نه. تجربه ی تماشای بلوغ
.
در هر یک از ناداستان ها به دقت و با ظرافت تمام جزییات گفته شده است. جزییات دقیق و لحظه به لحظه که در بسیاری موارد پوچ و عبث و مطول می شود واقعا.
.
فدرر قهرمان تنیس.
.
مجموعه جستارها به لحاظ موضوعی و حتی فرمی برایم چندان جذابیتی نداشت. بدین جهت که بیشتر خاطره وار و همراه با اطاله بود و نمی توانست من مخاطب را با خودش همراه کند.
از میان همه ی حستارهای اطراف که همه شان را خوانده ام" فقط روزهایی که می نویسم." رتبه ی یک را دارد.
Profile Image for Fatemeh Eftekhari.
116 reviews68 followers
April 24, 2019
اگر از اطلاعت بومی فرهنگی که جستار ها در ان نوشته شده است و هیچ نسبتی با من خواننده‌ی فارسی زبان ندارد و چه بسا حوصله سر بر است بگذریم،چقد جزییات لذت بخش داشت
Profile Image for Roya.
759 reviews166 followers
August 20, 2023
یکی از دلایلی که مقدمه‌ها، ریویوها، نقدها، حاشیه‌نویسی‌ها و یادداشت‌ها رو دوست دارم اینه که می‌بینم آدم‌های متفاوت، برداشت‌های متفاوتی از یک اثرِ واحد دارن. این تعددِ عقیده برام زیباست.
همه‌مون با یه کتاب سر و کار داریم، ولی چیزی که من ازش می‌گیرم با چیزی که تو میگیری متفاوته. زاویه دید ما متفاوته.
مثل اون قسمت از رادیو هیچ که میگفت ما حتی اگه دقیقا کنارِ هم باشیم باز هم دیدِ متفاوتی داریم. (به معنای حقیقی و مَجازِ جمله)

مثلا مترجمِ این کتاب توی مقدمه نوشته:
"والاس سعی داره در زمانه‌ای که همه‌چیز ما را دعوت می‌کند به فکر و رفتارِ ناخودآگاه (براساسِ تنظیمات کارخانه‌ای‌مان)، به ما کمک کند بتوانیم آگاهانه حتی به پیش پا افتاده‌ترین و روزمره‌ترین چیزها معنا بدهیم. والاس به طرزی معجزه‌‌‌آسا واقعا به تصویری از حقیقت می‌رسد؛ حقیقتی در هم پیچیده. بی‌ساده‌سازی، نادیده مانده، با جزئیات بسیاری که در جزئیات و کلیت نگاه ما به واقعیت را تغییر می‌دهند."

و با خوندن همین پاراگراف، شما مشتاق میشین که کتاب رو شروع کنین و با دیدِ خودتون به اثر مواجه بشین. دیدی که میتونه کاملا مخالف یا آمیخته با دیدِ مترجم باشه.
اینه که زیباست :)))
و زیباتر اینکه والاس در جستارِ "آب این است"، خواننده رو تشویق میکنه که یک‌جوری از دست تنظیمات غریزی و حک شده خلاص بشه یا تغییرشون بده. یعنی از دستِ همون خودمحوری عمیق و دیدن و تفسیر کردن همه‌چیز با عینک خود.

من عاشق مجموعه‌ی جستارروایی نشر اطرافم ولی این کتاب رو زیاد دوست نداشتم. جستار اول اونقدر زیبا بود که به تنهایی لایق 5 ستاره‌ست. ولی همینکه حس می‌کنی داره از قلم نویسنده خوشت میاد از جستار دوم به بعد، کتاب سیر نزولی پیدا میکنه و جذابیتش رو از دست میده به طوریکه جستار چهارم رو کاملا به اجبار و سرسری خوندم😅 (صرفا گزارشی مکتوب از بازی‌های تنیس و مدح و ستایش یک تنیسور)
جستار سوم هم در باب جشنواره لابستر بود که برای من ملال‌آور بود.
جستار دوم، زاویه دیدِ جدیدی از حادثه ۲۱ سپتامبر روایت می‌کرد.
و اما جستار اول که در واقع سخنرانی کوتاهی بود، تنها نقطه عطف کتاب بود!
Profile Image for Rey.
35 reviews83 followers
March 6, 2023
از جستار مربوط به لابستر، بخش اخلاقیش برام مطالب جالبی داشت، توی جستار آخر هم بخشی که درباره‌‌ی زیبایی بدن یک ورزشکار وقتی ورزش می‌کنه بود، خیلی دوست داشتم.
در کل به نظرم متن هاش چیزی نبود که انتظار خوندنش رو توی یه کتاب داشته باشم، بیشتر مناسب یه ستون از روزنامه‌ی محلی بود، برای افرادی که تجربه مشابه رو داشتن و متوجه می‌شن دقیقا آقای والاس داره از چی صحبت می‌کنه؛
شاید اگر فقط این کتاب رو خونده بودم، دیگه سراغ آقای والاس نمی‌رفتم، ولی مکالمات جلسه‌ی دیروز انقدری جالب بود که باعث بشه گوشه‌ی ذهنم داشته باشم که بیشتر در موردش بخونم و احتمالا حداقل یه کتاب دیگه هم ازش امتحان کنم.
Profile Image for °•.Melina°•..
419 reviews636 followers
November 11, 2022
تنها چیز جالبی که از این کتاب قراره یادم بمونه اینه که
نویسنده بعد از این همه زارت و زورت کردن در نهایت خودکشی کرده:)😂بنظرم این حرکت خودش یک تنه همه چی رو زیر سوال میبره و در عین حال بهش معنی میده.انگار که خودکشی بخشی از فعالیت‌های ادبیش بوده!
و خوندن تمام ریویو‌های فارسی برام سرگرم‌کننده‌تر و آموزنده تر از خود جستارها بود.با تنوع و نبوغ دیدگاه‌ها عشق میکنم و بنظرم همینش قشنگه.که بعد از خوندن جستارها بیای و به برداشت‌های خیلی مختلفِ مردم گوش بدی‌ و تازه اونجاس که جستارها برات زنده میشن.[گود لرد گودریدز🛐]

جمع‌بندی‌ای که میتونم بکنم اینه:
➖فقط از جستار اول لذت بردم.بقیش توصیف‌های طولانی و جزئی از مسائلِ به قول دوستان "زیادی آمریکایی" بود که بجز قسمت نتیجه‌گیری آخرش هیچ مزه‌ای برام نداشت-و حتی خیلی سرسری خوندمشون چون حس میکردم از اونجایی که این سبک و کتاب برای من ساخته نشده داره وقتمو تلف میکنه.

➖بنظرم حتی از جستار نباید به عنوان منتقد ریویو نوشت.بلکه مثل این میمونه که بهت اجازه دادن لای دفترخاطرات یا مغزِ نویسنده رو باز کنی و به عنوان یه تماشاچی یه نگاهی بهش بندازی.اگه خوشت بیاد که هیچی.اگرم خوشت نیاد بازم هیچی. چون این فقط یه زاویه‌ی دید از یه آدمه راجع به موضوعات منتخبش و تو میتونی با هر سه‌ی اینا حال نکنی.
Displaying 1 - 30 of 134 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.