به گفتهٔ خود نویسنده این رمان از آثار قبلی او تکنیکیتر و دارای زبانی نوتر است. این رمان به مسئلهٔ امروز منطقه و جهان میپردازد و پیرامون مسئلهٔ تروریسم داستانی را مطرح میکند. رمان روایتی از انسانی است که از عشق و علاقهای که به کافکا دارد تحتتاثیر رمان «مسخ» این نویسنده قرار گرفته و دچار رؤیاپردازیها و توهمات میشود. در پی این توهمات قهرمان داستان وارد ماجراها و اتفاقات مختلفی میشود که با تروریسم ارتباط پیدا میکنند. در واقع او در یک لامکان پای در مسیری میگذارد که از روی ناچاری مجبور به اقداماتی میشود. درواقع رمان مدام بین زمانهای گذشته و حال در گردش است.
برشی از رمان باغ استخوانهای نمور: من یه دندون لق دارم. گاهی که دلم میخواد درد بکشم باهاش بازی میکنم و فشارش میدم؛ نمیدونی چه لذتی داره! دلم میخواد با زدنم همین درد رو برگردونی تو چونهم. د بزن لاکردار، خجالت نکش! میدونم که تو هم به لذت میرسی، مردای اینجوری زیادن، مردایی که وقتی زناشونو زیر دست و پا میگیرن انگار دارن تانگوی یه نفره اجرا میکنن.
احمد آرام (1330) داستاننویسی که در بوشهر متولد شده و در شیراز زندگی میکند، فارغ التحصیل رشتهی هنرهای نمایشی است. رمان مردهای که حالش خوب است در سال 1383 منتشر شد و جایگاه او را به عنوان نویسندهای صاحب سبک در ادبیات ایران تثبیت کرد. پس از آن، انتشار مجموعه داستانهایش استمرار او را در سبک خاصی از نوشتار نشان داد. این نویسندهی جستوجوگر با تکیه بر فرهنگ و باورهای مناطق بومی جنوب ایران، شکلهایی تازه و نوآورانه از روایت و تصویرسازی را تجربه میکند. نخستین اثر احمد آرام، غریبه در بخار نمک برندهی لوح تقدیر از نخستین دورهی جایزهی ادبی یلدا (۱۳۸۰) و بهترین مجموعه داستان سال در سومین دورهی جشن فرهنگ فارس (۱۳۸۰) شد