کتاب حاضر حاصل پژوهشهای «آمنون کاپولیوک»، روزنامهنگار برجسته فرانسوی است که در محل فاجعه صبرا و شتیلا حضور داشته و اسناد بسیاری را مورد بررسی قرار داده و در نهایت نتیجه میگیرد که ارتش اسرائیل میبایست مسئولیت آنچه در اردوگاهها، نزدیک به هفت روز در اواسط ماه سپتامبر میگذشت را بر عهده بگیرد و عذرخواهی کند. او مشخص میکند که اسرائیل حداقل از این جنایت هولناک باخبر بوده و از آن حمایت کرده است.
Amnon Kapeliouk (1931-2009) was a French-Israeli journalist and author.
Amnon Kapeliouk's published works include a biography of Yasser Arafat, Arafat l’irréductible, as well as a detailed investigation into the Sabra and Shatila massacre. He is a regular contributor to Le Monde Diplomatique as well as to other magazines and newspapers.
He was accused by CAMERA of misrepresenting a quote by Menachem Begin to suggest that the Israeli Prime Minister had described Palestinians in a speech to the Knesset as being "beasts walking on two legs".
Kapeliouk died on 26 June 2009 at the age of 78.
At the time of his death Amnon Kapeliouk lived in Jerusalem, Israel.
در خاورمیانه یک ملت اضافی وجود دارد و آن ملت فلسطین است - بشیر جمیل
تف بر اینان و هر آنکس که از این ناانسانهای جنایتکار جانبداری کند
نخستین بار {متاسفانه} در نمایشنامهی آتشسوزیهای وجدی معوذ مطالبی در خصوص کشتار در دو اردوگاه آوارگان فلسطینی صبرا و شتیلا خواندم. همان چند سطر سبب شد که مشتاق شوم تا اطلاعات بیشتری در خصوص وقایع رخداده در اردوگاه صبرا و شتیلا و وقایع دهه 80 میلادی در لبنان کسب کنم. نتیجه، انتخاب این کتاب به عنوان یک مرجع مختصر و مفید بود. انتخابی که پس از پایان کتاب - اگرچه آن را با بغض و خشم و گریه خواندم - ذرهای از آن پشیمان نشدم.
لبنان 1975 - 1990 لبنان به سبب عوامل متعددی درگیر جنگ داخلی است. یک طرف میلیشیای مسیحیان مارونی (حزب کتائب لبنان) و ارتش اسرائیل ( با حمایت آمریکا) قرار دارند و طرف دیگر مسلمانان لبنان، آوارگان فلسطینی، ملیگراهای عرب، پانعربیستها و گروههای کمونیست لبنانی با حمایت ضمنی کشورهای عرب متحد بلوک شرق. در طول این جنگ 12000 نفر کشته و 1 میلیون نفر آواره شده و اقتصاد و زیرساختهای لبنان دچار فروپاشی شد.
لبنان - سپتامبر1982 / شکار انسان بشیر جُمَیِل، رئیس جمهور لبنان و رهبر حزب فالانژ که متحد سرسخت اسرائیل است در بمبگذاری مقر حزب کتائب کشته میشود {لعنت خدایان تا ابد بر او باد}. از دست رفتن متحد استراتژیک اسرائیل ضربهی سختی برای این کشور است. اما وزیر دفاع وقت اسرائیل، آریل شارون از هرج و مرج پیشآمده استفاده کرده و نیروی زمینی اسرائیل را به بهانهی پاکسازی بیروت از شبهنظامیان فلسطینی و گروههای چپ لبنانی، وارد این شهر میکند. نیروهای نظامی اسرائیل پس از تسلط کامل بر بیروت غربی، اردوگاههای پناهندگان فلسطینی را محاصره میکنند. در این هنگام نیروهای تا بندندان مسلح فالانژیست، تحت نظارت ارتش اسرائیل وارد اردوگاه پناهندگان میشوند و طی دو روز، 3000 تا 3500 انسان، زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوزاد را سلاخی میکنند {به معنای واقعی، آنچه که قصاب بر سر لاشه میآورد}. قساوت این جنایات در حدی بود که آریل شارون، تا پایان عمرِ {نکبتبار} خود، قصاب صبرا و شتیلا نام گرفت. پس از روشن شدن ابعاد این جنایت، آمریکا و دیگر مدافعین اسرائیل نیز آن را محکوم کردند. در داخل اسرائیل نیز بزرگترین تظاهراتی که آن کشور به خود دیده بود شکل گرفت. مجمع عمومی سازمان ملل در دسامبر همان سال، وقایع اردوگاه صبرا و شتیلا را نسلکشی خواند
دربارهی کتاب نویسندهی کتاب، پژوهشگر و روزنامهنگاری فرانسویست که تلاش کرده در این کتاب گزارشی بیطرفانه از1- اشغال هفتروزهی بیروت غربی توسط اسرائیل، 2- کشتار مردم بیگناه در اردوگاه صبرا و شتیلا و 3- ارتباط و نقش اسرائیل در خصوص این جنایات را در 7 فصل ارائه کند. کتاب در فصل نخست با انفجار مقر حزب کتائب آغاز میشود و در فصل هفتم با بوی تعفن اجساد مثله شده به پایان میرسد. هر فصل، روایتگر اتفاقات و حوادث یک روز است. در پایان 49 صفحه تصویر از مستندات مربوط به اردوگاهها و وقایع آن ضمیمهی کتاب گشته است
این کتاب از جنبه مستندنگارانه آن که به نظر میرسد تا حد زیادی قابل اعتماد است اثر خوبی است در ثبت یک جنایت وحشیانه که فالانژیست های تندروی لبنانی به دستور و با نظارت و همدستی رژیم اشغالگر قدس انجام داده اند. فجایعی که طی دو سه روز در دو اردوگاه آواراگان فلسطینی رخ داده آن قدر موحش و دردناک است که واقعا به پایان بردن این کتاب کم حجم کار سختی است. این جنایت بلافاصله بعد از اشغال بیروت توسط ارتش اسرائیل آغاز میشود و آوارگان بی دفاع فلسطینی سه روز توسط مسیحیان تندروی فالانژیست سلاخی میشوند. وجهه همت نویسنده تماما این است که نشان دهد اگرچه نیروهای اسرائیلی ظاهرا در این اردوگاه کسی را نکشته اند اما از آنچه متحدان شان در اردوگاه انجام میداده اند کاملا مطلع و راضی بوده اند. طبق شواهد اسرائیل نیروهای تندرو را تجهیز و در سرتاسر ماجرا ارتباط خود را با قاتلان حفظ کرده. جنبه های سیاه و غیرانسانی این فاجعه چنان زیاد و غیر قابل انکار بوده است که واکنشهای بسیار زیادی در افکار عمومی جهان علیه اسرائیل و شخص آریل شارون برمی انگیزد. اما از میان سطرهای این کتاب که نویسنده ای اصالتا اسرائیلی دارد یک طنین دیگر هم آهسته به گوش میرسد که فریبنده است: این که سربازان اسرائیلی بی گناه بوده اند و گناه فقط از فرماندهان ارشد است. این که شهرک نشینان اسرائیلی در واکنشهای اخلاقی این قتل عام را محکوم میکنند و از این دست. مخلص کلام این که گزارش نویسنده جهت دار تنظیم شده تا در یک طراحی "پلیس خوب- پلیس بد" ساکنان غاصب یک سرزمین جعلی را دلرحم و بی خبر جلوه بدهد و انگشت اتهام را فقط رو به دو قصاب جنایتکار بگیرد: آریل شارون و مناخیم بگین
Το Χρονικό μιας Σφαγής: Σάμπρα και Σατίλα (Άμεση Ιστορία)- Amnon Kapeliouk μετάφραση: Βασίλειος Δ. Φόρης εκδόσεις Μαλλιάρης-Παιδεία, 1982
Στο μικρό αυτό βιβλιαράκι περιγράφεται λεπτό προς λεπτό η βάρβαρη δολοφονία χιλιάδων Παλαιστίνιων και Λιβανέζων κατοίκων των προσφυγικών στρατοπέδων Σάμπρα και Σατίλα κοντά στη Βηρυτό. Η σφαγή έγινε από τις «Λιβανέζικες Δυνάμεις» (δεξιά φαλαγγίτικη πολιτοφυλακή με μακρά ιστορία στενών σχέσεων με την ισραηλινή κυβέρνηση) και τον «Στρατό του Νοτίου Λιβάνου» (πολιτοφυλακή που αντιπροσώπευε το Ισραήλ στον Νότιο Λίβανο).
Από τις 16 έως τις 18 Σεπτέμβρη 1982, για 38 ώρες, με την υλική υποστήριξη του ισραηλινού στρατού, οι φαλαγγίτες βασάνιζαν, βίαζαν, ακρωτηρίαζαν και δολοφονούσαν χιλιάδες αμάχους, κυρίως γυναίκες και παιδιά, που ζούσαν στους προσφυγικούς καταυλισμούς. Οι ισραηλινοί στρατιώτες που φύλαγαν τους καταυλισμούς, όχι μόνο δεν παρεμπόδισαν την εισβολή, αλλά την ενίσχυσαν με κάθε τρόπο, εμποδίζοντας τους πρόσφυγες να βγουν από τους καταυλισμούς την ώρα που λάμβανε χώρα η σφαγή, εκτοξεύοντας φωτιστικές φωτοβολίδες τη νύχτα προκειμένου οι παρακρατικοί να κάνουν πιο εύκολα τη δουλειά τους.
Όταν αποκαλύφθηκε η εικόνα της σφαγής από τους ξένους δημοσιογράφους, προσπάθησαν να αποδώσουν δικαιοσύνη ένα βελγικό δικαστήριο (μετά από μηνύσεις που είχαν καταθέσει 23 επιζώντες) και μια… ισραηλινή κρατική επιτροπή! Παρόλο που η σφαγή ορίστηκε από τα Ηνωμένα Έθνη ως έγκλημα πολέμου και ο τότε Υπουργός Άμυνας του Ισραήλ Αριέλ Σαρόν κατηγορήθηκε επίσημα, με βάση την έκθεση της Επιτροπής Kahan, ως προσωπικά υπεύθυνος για τα γεγονότα, ποτέ δεν προσήχθη σε δίκη για τα τρομακτικά του εγκλήματα. Αντί να δικαστεί, λίγο αργότερα έγινε πρωθυπουργός του Ισραήλ.
Αυτά τα λίγα και όποιος αντέχει να διαβάσει αυτό το πέρα για πέρα οδυνηρό χρονικό, γραμμένο από τον Ισραηλινό (!) Amnon Kapeliouk ας το κάνει. Αξίζει τον κόπο αλλά θέλει γερό στομάχι.
كتاب زي ده بيحطك في معضلة إنك إزاي تقيمه بنجوم وتديله كام نجمة !
يعني مثلا إزاي أديله 3 نجوم اللي معناها هنا like it إزاي أصلا (يعجبني) وهو شايل بين غلافيه وفي أقل من 100 صفحة كمية كوارث تكفي مجلدات ولجان تحقيق وسنين سجن (محصلتش) !
وعارف إني المفروض افصل بين الجهد المبذول في الكتاب وبين الوقائع اللي بيحكيها، على العموم ده مش وقت كتابة ريفيو، ربما لاحقا وربما أبدا.
Bu kitaba verdiğim bu puan anlatılan şeyi beğendiğimi gösteriyor zannedilmesin. Aksine bir insan olarak bir insanın nasıl olur da başka bir insana bunları yapabileceğine çok şaşırmış, ağlayarak okumuştum. Kaçıncı yüzyıla geldik, hala benzer şeyler anlık olarak bilgi ediniyor olmamıza rağmen yaşanıyor. Yazık, sadece kötülükte pireyi deve yaparak karşılık veriyoruz, çok yazık. İnsanlığımız belki de fazla suladığımız bir çöl kaktüsüne dönüşmüş...