رضا براهنی در ۲۱ آذر ۱۳۱۴ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد. خانوادهاش زندگی فقیرانهای داشتند و وی در ضمن آموزشهای دبستانی و دبیرستانی به ناگزیر کار میکرد. در ۲۲ سالگی ازدانشگاه تبریز لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت، سپس به ترکیه رفت و پس از دریافت درجه دکتری در رشته خود به ایران بازگشت و در دانشگاه به تدریس مشغول شد
اشعار
آهوان باغ (۱۳۴۱)، جنگل و شهر (۱۳۴۳)، شبی از نیمروز(۱۳۴۴)، مصیبتی زیر آفتاب(۱۳۴۹)، گل بر گسترده ماه(۱۳۴۹)، ظل الله(۱۳۵۸)، نقابها و بندها (انگلیسی)(۱۳۵۶)، غمهای بزرگ(۱۳۶۳)، بیا کنار پنجره(۱۳۶۷)، خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟، اسماعیل(۱۳۶۶)
رمان
آواز کشتگان، رازهای سرزمین من، آزاده خانم و نویسندهاش، ناشر: انتشارات کاروان، الیاس در نیویورک، روزگار دوزخی آقای ایاز، چاه به چاه، بعد از عروسی چه گذشت
نقد ادبی
طلا در مس، قصهنویسی، کیمیا و خاک، تاریخ مذکر، در انقلاب ایران، خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟، گزارش به نسل بی سن فردا (سخنرانیهاومصاحبهها)
جوایز برنده جایزه ادبی یلدا (۱۳۸۴)، برای یک عمر فعالیت فرهنگی در زمینه نقد ادبی
کتاب شامل چندین مقاله و یک نامه و یک مصاحبهست. در «انقلاب ایران را چگونه میبینم»، «چه شده است و چه خواهد شد» و «انقلاب فقط از انقلاب دستور میگیرد» بهخوبی میشه با تلقی براهنی از چپ آشنا شد. نظراتش تا حد زیادی به آرای تروتسکی نزدیکه و پر بیراه نیست که براهنی رو تروتسکیست میدونن. البته خودم هنوز جایی ندیدم و نخوندم که مشخصاً و علناً به این اذعان داشته باشه. نظراتی که راجعبه اسلام و روحانیت و علیالخصوص خمینی داشته نشون میده که چقدر براهنی و خیلی از روشنفکران چپ دیگه فریب خورده بودند و چه دل خوش و امید واهیای داشتند به خمینی و امثالهم و این نگاه غیرواقعی و غیرعلمی در ادامه چه تبعات سنگینی رو به همراه داشت. در «انقلاب فقط از انقلاب دستور میگیرد» و «حق تعیین سرنوشت برای خلقهای تحت ستم حقی است انقلابی» و همینطور در ضمیمهی سوم «انقلابیون ایران سانسور را در جنین خفه کنید!» میبینیم که چطور متوجهی انحراف انقلاب و مصادرهی احتمالیش (که در آینده اتفاق افتاده! و ما شاهدش هستیم) و ظهور ارتجاع بوده و هشدارهایی داده اما همچنان خمینی رو منزه میدونسته از این جریانات. خیلی از قسمتهای کتاب شعارزده و غیرعلمین مث ضمایم و خیلی جاها هم خوب و حسابشدهن. قسمتهای «هفتهی اول انقلاب» و «هفتهی دوم انقلاب» برای من از این حیث جذاب بود که دارم روایت یک آدم از تاریخ زیستهاش و انقلاب رو میخونم. اینگونه روایتهای دست اول از جریانات و اتفاقات مهم برام خیلی جذابن. از قضا تو این کتاب، این آدم رضا براهنیه که از نظر من جزو بهترین راویها و روایتکنندههاست.