اگر خشنودی به سطح انتظارات بستگی دارد پس دو رُکنِ قدرتمند جوامع مدرن- یعنی رسانههای جمعی و صنعت تبلیغات- ممکن است ناخواسته تاثیر منفی عظیمی بر میزان خشنودیمان داشته باشند. اگر شما 5 هزار سال پیش، یک جوان هجدهساله در یک روستای کوچک بودید احتمالاً خود را فرد خوشتیپی میدانستید چون فقط 50 مرد دیگر در روستای شما بودند که اغلبشان یا پیر و نزار و چروکیده بودند، یا هنوز در مرحلهی کودکی قرار داشتند. اما اگر یک نوجوان امروزی باشید به احتمال زیاد از این نظر احساس کمبود میکنید. حتی اگر دوستانتان در مدرسه چندان خوشتیپ و خوشقیافه نباشند، شما خودتان را با آنها نمیسنجید بلکه خودتان را با ستارگان موسیقی، مدلها و بازیگران سینما که تمام روز در فیسبوک، تلویزیون، و تابلوهای تبلیغاتی میبینید مقایسه میکنید. احساس ناخشنودیِ مردم جهان سوم نیز ممکن است تنها ناشی از فقر، بیماری، فساد و نابسامانی سیاسی نباشد، بلکه از قرارگرفتنِ مستقیم در معرضِ جلوههای پرزرقوبرقِ جوامع غربی نیز مایه بگیرد.
Yuval Noah Harari is an Israeli historian and philosopher. He is considered one of the world’s most influential public intellectuals working today.
Born in Israel in 1976, Harari received his Ph.D. from the University of Oxford in 2002. He is currently a lecturer at the Department of History at the Hebrew University of Jerusalem, and a Distinguished Research Fellow at the University of Cambridge’s Centre for the Study of Existential Risk. Harari co-founded the social impact company Sapienship, focused on education and storytelling, with his husband, Itzik Yahav.
شاید یکی از بنیادیترین سوالات بشر در هر دورهای این بوده باشد که خشنودی چیست؟ حالا اگر حتی کسی - امروز یا دو هزار سال پیش - مستقیما و صریح چنین سوالی را نپرسیده باشد، اما تلاش او در طول زندگی بهطور ضمنی چنین پرسشی را مطرح میکند. بدیهیست که تا کنون، نه دانشمندان و نه فللاسفه و روحانیون به تعریف دقیق و همهجانبهای از خشنودی نرسیدهاند. اگر غیر از این بود امروز نسخهای برای نیل به خشنودی برای هر انسانی مهیا بود و دیگر کجا خبری میشد از جرم و جنایت و انقلاب و جنگ؟ از اعتیاد و فروپاشیدگی و خودکشی؟ در واقع عامل بسیاری از بحرانهای انسان، جستجوگری پیرامون همین هدف است: خشنود زیستن. البته که نویسندهی این کتاب هم پاسخی برای این پرسش ندارد، اما او تلاش کرده به شیوهای دیگر به پاسخی درخور در این باب دست پیدا کند. او سوال را تغییر داده و به جای تلاش برای پاسخ به پرسش دربارهی چیستی خشنودی، به قیاس میان سطح خشنودی در دوران گذشته و امروز پرداخته، که آیا حقیقتا انسان امروز از انسان دیروز خوشبختتر و راضیتر است؟
کتاب در واقع ترجمهی فصل نوزدهم انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر است و اگرچه مطلب کوتاه است و نیمی از استدلالهای نویسنده بر روی حدس و گمان سوار شده است، اما بنظرم میتواند کتاب روشنگری باشد. مخاطب در پایان این کتاب کوتاه، نخواهد فهمید خوشنودی و شادمانی چیست، اما در خلال این دادههای آماری و نیمه مستدل، یک گام رو به جلو برداشته است: او حالا به پاسخی سلبی دست یافته و حداقل میداند که خوشنودی چه چیزهایی نیست