What do you think?


دارندگی در بسندگی است
مصرف کنندگان جهان متحد شوید!
این یکی از چند پیام کتاب “دارندگی در بسندگی” است که از امروز در کتاب فروشی ها خواهیمدید. پیامی که قبل از هر چیز نتیجهای فردی دارد و بلافاصله هم نتایجی اجتماعی، که پیامدهایشان بر ما نامعلوم است، اما هر چه که باشند، خیر خواهند بود. پایینکشیدن و کشاندنِ فتیلهی بازار سرمایه و “تولیدِ مصرف” و سرانجام خودِ مصرف، چه از سوی همگراییِ کل مصرفکنندگان جهان باشد، چه از سوی خود سرمایهداران، این فایده را دارد که سرعت بیهودهی تحمیلیِ این دوصد ساله کم میشود و ما این فرصت را پیدا میکنیم که بیشتر به سرنوشتمان فکر کنیم، کمتر دنیا را به هم بزنیم، بیشتر به عدالت فکر کنیم و شاید هم فرصت کنیم به زندگیِ واقعیِ شخص خودمان برسیم، برویم دنبال علائقمان، حسرتهامان؛ غفلتهامان، حسرتها و غفلتهایی که با پول نمیشود چارهشان کرد!
اما پیام کتاب فقط این نیست. ثورو بیش از این برایمان حرف دارد. آزادیِ فردیِ انسانِ رهاشده از بندِ داشتنها و خواستنهای بیسرانجام، آرمانی است که ثورو بهخوبی میتواند با والدنِ خود به ما معرفی کند.
بخشهایی از شاهکارِ بزرگ “والدن” در این کتاب آمدهاند . اما همین بخشها هم کافیاند تا به گزینهی سادهزیستیِ ثورو وار بیشتر و جدیتر فکر کنیم –والدن در حال ترجمهشدن است.
مقدمهو ویرایشِ کتاب اثر مصطفی ملکیان، اندیشمند مطرح ایران امروز و فرداست.
این یکی از چند پیام کتاب “دارندگی در بسندگی” است که از امروز در کتاب فروشی ها خواهیمدید. پیامی که قبل از هر چیز نتیجهای فردی دارد و بلافاصله هم نتایجی اجتماعی، که پیامدهایشان بر ما نامعلوم است، اما هر چه که باشند، خیر خواهند بود. پایینکشیدن و کشاندنِ فتیلهی بازار سرمایه و “تولیدِ مصرف” و سرانجام خودِ مصرف، چه از سوی همگراییِ کل مصرفکنندگان جهان باشد، چه از سوی خود سرمایهداران، این فایده را دارد که سرعت بیهودهی تحمیلیِ این دوصد ساله کم میشود و ما این فرصت را پیدا میکنیم که بیشتر به سرنوشتمان فکر کنیم، کمتر دنیا را به هم بزنیم، بیشتر به عدالت فکر کنیم و شاید هم فرصت کنیم به زندگیِ واقعیِ شخص خودمان برسیم، برویم دنبال علائقمان، حسرتهامان؛ غفلتهامان، حسرتها و غفلتهایی که با پول نمیشود چارهشان کرد!
اما پیام کتاب فقط این نیست. ثورو بیش از این برایمان حرف دارد. آزادیِ فردیِ انسانِ رهاشده از بندِ داشتنها و خواستنهای بیسرانجام، آرمانی است که ثورو بهخوبی میتواند با والدنِ خود به ما معرفی کند.
بخشهایی از شاهکارِ بزرگ “والدن” در این کتاب آمدهاند . اما همین بخشها هم کافیاند تا به گزینهی سادهزیستیِ ثورو وار بیشتر و جدیتر فکر کنیم –والدن در حال ترجمهشدن است.
مقدمهو ویرایشِ کتاب اثر مصطفی ملکیان، اندیشمند مطرح ایران امروز و فرداست.
- GenresEconomicsNonfiction
153 pages, Paperback
Published January 1, 1396
About the author
Samuel Alexander
18 books49 followersDr. Samuel Alexander, co-director of the Simplicity Institute, is a lecturer at the Office for Environmental Programs, University of Melbourne, Australia, teaching a course called ‘Consumerism and the Growth Economy: Interdisciplinary Perspectives’ into the Masters of Environment. He is also a Research Fellow with the Melbourne Sustainable Society Institute. He is author of Prosperous Descent: Crisis as Opportunity in an Age of Limits (2015) and Entropia: Life Beyond Industrial Civilisation (2013), and editor of Voluntary Simplicity: The Poetic Alternative to Consumer Culture (2009) and co-editor of Simple Living in History: Pioneers of the Deep Future (2014).
As well as his academic work, in recent years Sam has been working on a ‘simpler way’ demonstration project called Wurruk’an. He is also founder of the Simplicity Collective, a website and social network dedicated to exploring the relationships between voluntary simplicity, energy descent, and post-growth / degrowth economics. Dr. Alexander’s PhD thesis, conducted through Melbourne Law School, is entitled “Property beyond Growth: Toward a Politics of Voluntary Simplicity”.
As well as his academic work, in recent years Sam has been working on a ‘simpler way’ demonstration project called Wurruk’an. He is also founder of the Simplicity Collective, a website and social network dedicated to exploring the relationships between voluntary simplicity, energy descent, and post-growth / degrowth economics. Dr. Alexander’s PhD thesis, conducted through Melbourne Law School, is entitled “Property beyond Growth: Toward a Politics of Voluntary Simplicity”.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 26 of 26 reviews
August 9, 2023
دارندگی در بسندگی است کتابی درباره آرای اقتصادی هنری دیوید ثورو، نویسنده، فیلسوف و شاعر آمریکایی ایست . این کتاب توسط سمیوئل الگزاندر، نویسنده و پژوهشگر نوشته شده و در سال 2016 منتشر شده است .
در ستایش دیوید ثورو
هنری دیوید ثورو (1817-1862) یکی از نویسندگان، فیلسوفان، و شاعران مشهور آمریکایی بوده که به خاطر آثارش در حوزههای ادبیات، فلسفه، اجتماعی، و طبیعتگرایی شناخته میشود. ثورو در دوران زندگی خود به بررسی مفاهیمی مانند طبیعت، انسانشناسی، تجربه ساده زیستی و نا فرمانی مدنی پرداخت . ثورو به عنوان یکی از پیشگامان و بنیانگذاران جنبش تفکری و اجتماعی به شمار میرود. او معتقد بود که جامعه مدرن و فرهنگ مصرفی آن، از عشق و احترام به طبیعت و ارزشهای غیرمادی جدا شدهاند. به همین دلیل، ثورو تلاش کرد تا زندگیای ساده و طبیعتگرا را به دست آورد و در کتاب "والدن" تجربیات خود را در این زمینه روایت کرد. در این کتاب، مفاهیمی مانند خودکفایی، سادگی، و عشق به طبیعت را بررسی کرده است .
تقریبا نیمی از کتاب عقاید ثورو و زندگی او در والدن را شامل می شود و چون در این بخش کتاب اشارات زیادی به والدن شده ، شاید مطالعه والدن بتواند به درک کاملتر کتاب کمک کند . سپس نویسنده سمیوئل الگزاندرتجربه خود را از زیستن به روش ثورو بیان کرده و سپس در چند پیوست ، اندیشه های ثورو نقد و زندگی او بررسی شده است . آخرین فصل کتاب هم نوشته کوتاهی ایست از مصطفی ملکیان که او هم به اختصار اندیشه های ثورو را شرح داده .
اندیشه های ثورو
ثورور با توصیه به ساده زیستی فرهنگ سرمایه داری و مصرف گرایی را هدف گرفته که دست کم در زمان حیات او تا این اندازه پررنگ و قدرتمند نبوده . ثورور در مقابل سبک زندگی بر پایه مصرف ، ساده زیستی را توصیه کرده است . او ارزش های اقتصاد رایج را وارونه کرده و ارزش کالاها را نه به شکل واحدی از دلار بلکه به شکل زمان ، انرژی و توجهی می داند که صرف آن شود . بنابراین او زمان ، انرژی و توجه انسان را محدودتر از آن می داند که صرف اسرافکاری و تجملات شود . ثورو چهار نیاز خوراک ، پوشاک ، سوخت و سرپناه را امور اساسی و ضروری و اجتناب ناپذیر دانسته و انسان را به رفع آن ها فقط و فقط تا حد ضرورت نیازهای زیستی و نه خواسته های زیستی که مرز و حدی ندارند فرا می خواند . به این ترتیب و با برآورده شدن ضروریات زندگی ، انسان خود را در مقابل مسائل اساسی زندگی می بیند نه جزئیاتی بی اهمیت .
او سه طبقه دیگر برای منابع مادی بر شمرده ، رفاهیات که ثورو از وقت گذاشتن برای آن خودداری می کرد ، تجملات که از آن دوری می کرد و ابزار یا فناوری را تا جایی که کمک حال انسان باشند ثورو آن ها را مفید می داند . او این گونه زیستن را یعنی تامین نیازهای فرد به شکلی هدفمند و داشتن آزادی و استقلال برای رسیدگی به معنا و رضایت را شاعرانه می داند .
سمیوئل الگزاندر با مهارت توانسته اندیشه های ثورو را که ممکن است کمی عجیب و یا قدیمی به نظر برسد را بیان کرده و سپس با شرح تجربه زندگی خود بر اساس عقاید ثورو ، اندیشه های او را همچنان امروزی و کار آمد بداند . در پایان دارندگی در بسندگی است را می توان کتابی مفید درباره آشنایی با ثورو دانست .
در ستایش دیوید ثورو
هنری دیوید ثورو (1817-1862) یکی از نویسندگان، فیلسوفان، و شاعران مشهور آمریکایی بوده که به خاطر آثارش در حوزههای ادبیات، فلسفه، اجتماعی، و طبیعتگرایی شناخته میشود. ثورو در دوران زندگی خود به بررسی مفاهیمی مانند طبیعت، انسانشناسی، تجربه ساده زیستی و نا فرمانی مدنی پرداخت . ثورو به عنوان یکی از پیشگامان و بنیانگذاران جنبش تفکری و اجتماعی به شمار میرود. او معتقد بود که جامعه مدرن و فرهنگ مصرفی آن، از عشق و احترام به طبیعت و ارزشهای غیرمادی جدا شدهاند. به همین دلیل، ثورو تلاش کرد تا زندگیای ساده و طبیعتگرا را به دست آورد و در کتاب "والدن" تجربیات خود را در این زمینه روایت کرد. در این کتاب، مفاهیمی مانند خودکفایی، سادگی، و عشق به طبیعت را بررسی کرده است .
تقریبا نیمی از کتاب عقاید ثورو و زندگی او در والدن را شامل می شود و چون در این بخش کتاب اشارات زیادی به والدن شده ، شاید مطالعه والدن بتواند به درک کاملتر کتاب کمک کند . سپس نویسنده سمیوئل الگزاندرتجربه خود را از زیستن به روش ثورو بیان کرده و سپس در چند پیوست ، اندیشه های ثورو نقد و زندگی او بررسی شده است . آخرین فصل کتاب هم نوشته کوتاهی ایست از مصطفی ملکیان که او هم به اختصار اندیشه های ثورو را شرح داده .
اندیشه های ثورو
ثورور با توصیه به ساده زیستی فرهنگ سرمایه داری و مصرف گرایی را هدف گرفته که دست کم در زمان حیات او تا این اندازه پررنگ و قدرتمند نبوده . ثورور در مقابل سبک زندگی بر پایه مصرف ، ساده زیستی را توصیه کرده است . او ارزش های اقتصاد رایج را وارونه کرده و ارزش کالاها را نه به شکل واحدی از دلار بلکه به شکل زمان ، انرژی و توجهی می داند که صرف آن شود . بنابراین او زمان ، انرژی و توجه انسان را محدودتر از آن می داند که صرف اسرافکاری و تجملات شود . ثورو چهار نیاز خوراک ، پوشاک ، سوخت و سرپناه را امور اساسی و ضروری و اجتناب ناپذیر دانسته و انسان را به رفع آن ها فقط و فقط تا حد ضرورت نیازهای زیستی و نه خواسته های زیستی که مرز و حدی ندارند فرا می خواند . به این ترتیب و با برآورده شدن ضروریات زندگی ، انسان خود را در مقابل مسائل اساسی زندگی می بیند نه جزئیاتی بی اهمیت .
او سه طبقه دیگر برای منابع مادی بر شمرده ، رفاهیات که ثورو از وقت گذاشتن برای آن خودداری می کرد ، تجملات که از آن دوری می کرد و ابزار یا فناوری را تا جایی که کمک حال انسان باشند ثورو آن ها را مفید می داند . او این گونه زیستن را یعنی تامین نیازهای فرد به شکلی هدفمند و داشتن آزادی و استقلال برای رسیدگی به معنا و رضایت را شاعرانه می داند .
سمیوئل الگزاندر با مهارت توانسته اندیشه های ثورو را که ممکن است کمی عجیب و یا قدیمی به نظر برسد را بیان کرده و سپس با شرح تجربه زندگی خود بر اساس عقاید ثورو ، اندیشه های او را همچنان امروزی و کار آمد بداند . در پایان دارندگی در بسندگی است را می توان کتابی مفید درباره آشنایی با ثورو دانست .
October 17, 2018
دیوید هنری ثورو؛
مردی که سفراط وار فریاد بیدارباش انسان مدرن از خواب غفلت و چنگال بندگی ِ هیچ می کشید...
ثورو در سال 1837 از هاروارد فارغ التحصیل شد. روحیه ای شاعرانه و طبعی نازک داشت. اما در جامعه مصرف گرای آن روز آمریکا، کسی خریدار کالای لطیف او نبود. در پی بحران شغلی و دغدغه کسب معاش سه سوال اساسی رو در رویش پدیدار شد:
ثورو برای یافتن پاسخ این پرسش ها و اینکه کف ِ نیازهای مادی کدام است و در شناختن سره از ناسره در باب زندگی به آبگیری به نام والدن در نزدیکی شهرش، کنکور ماساچوست، رفت . در آنجا با تبری که به عاریت گرفته بود و از درختان خانه ای جنگلی ساخت. قطعه ای زمین را لوبیا و ترب و سیب زمینی و ... کاشت و دو سال و دو ماه در آنجا زندگی را به ساده ترین شکل ممکن اداره کرد. کتاب «والدن» ش اثر همین دو سال و دو ماهست؛ کتابی که یه نقد تمام عیار از سبک زندگی مادی گرا و مصرف گرای انسان مدرن است. به طور کلی ثورو نیازهای مادی انسان را در چهار دسته جای میدهد: ضروریات، رفاهیات، تجملات و ابزارها.
ضروریات زندگی را چیزهایی میدانست که برای ادامه حیات ضروری اند و گریزناپذیرو آنان را خوراک و پوشاک و سرپناه و سوخت می دانست.
در باب پوشاک، وظیفه اصلی شان را گرم کردن و پوشاندن بدن آدمی می دانست.میگفت باید فهمید که در باب پوشاک عشق به اشرافیت و نظر دیگران است که ما را هدایت میکند یا سودمندی شان. به تعریض میپرسید اگر آدمیان از پوشاک شان برهنه شوند ، از مرتبت و منزلت آنان چه باقی می ماند. آن زمان تنها معیارمان برای فضیلت اشخاص شایستگی آنان است نه لباسهای لطیفی که غالبا نتیجه تملک تصادفی و دیمی ثروت است.بر همین اساس هشدار میداد که مراقب کسب و کارهایی باشیم که به پوشاکی تازه نیاز دارند نه پوشنده ای تازه!
به نظر ثورو فقرا دست کم از نظر پوشاک از ما داراترند چون قادرند به کمتر بسازند. البته ثورو در پی تجلیل از فقر نیست بلکه میگوید که پوشاک لطیف و گرانبها برای زندگی شاد و بامعنا الزامی نیست. اگر چنین باشد کاهش مصرف پوشاک گرانبها نباید تاثیری منفی روی خشنودی کلی بگذارد . در حقیقت از آنجایی که کاهش مصرف پوشاک کاهشی انباشتی در نیروی کار لازم برای تولید پوشاک به همراه می آورد ، خشنودی احتمالا زیاد میشود چرا که کاهش زمان به معنای افزایش فرصت فراغت و آزادی بیشتر برای همه انسانهاست. چه برای مصرف کننده و چه برای تولید کننده پوشاک!
در باب سرپناه ، سرخپوستان را می دید که به راحتی در چادرهایی از برزنت نازک زندگی میکنند و نیازی ندارد تا سالهای زیادی از عمر خود را صرف خرید خانه کنند.سخن ثورو ، سخن از بردگی خودخواسته انسان مدرن است، مختارا به این بردگی تن در داده ایم و از آن خرسند و بدان مفتخریم. ما روحمان را و عمرمان را که همه چیزمان است و میبایست فدا و هزینه ی آزادی و عشق شود را به اعمال و اندیشه ها و آرزوهای مهمل و لاطائل به ثمن بخس فروخته و هنوز و هر روز میفروشیم:
زمانی میتوان مدعی شد که تمدن و شهرنشینی انسان مدرن مفید بوده است که هزینه های اضافی ای بر دوشهای نحیف او وارد نکرده باشد. به عبارتی ثورو می پرسد اگر مطالبات انسان متمدن ارزشمندتر از تلاش های انسان بدوی نباشد و اگر بخش بزرگتر عمرش را صرفا در راه کسب ضرورت ها و رفاه های ناموجه صرف کند پس چرا باید در خانه ای بهتر از خانه انسان بدوی بزید.
او بشدت به فرهنگ تقسیم کار افراطی ِ محصول سرمایه داری می تازد و می گوید: چرا باید چونان فاخته و سیاه پرک باشیم که تخم های خود را در لانه های دیگر پرندگان می گذارند. چرا نباید لذت ساختن محل سکنی و آرامش خود را بچشیم. «بی شک دیگری میتواند جای من هم فکر کند اما این درست نیست که چون می تواند پس باید این کار را به قیمت فکر نکردن من برای خودم انجام دهد.»
در باب خوراک معتقد بود که تهیه خوراک ضروری به شکلی باورنکردنی کم مشکل است. انسان می تواند خوراکی ساده به سادگی خوراک حیوانات بخورد و در عین حال سالم و شاداب و پرتوان باشد.می گوید : «متوجه شدم که اگر کسی ساده زندگی کند و فقط کاشته های خود را بخورد و بیشتر از خوراکش چیزی نکارد و آنها را به خاطر مقداری کم و ناکافی از چیزهای تجملی تر و گرانتر مبادله نکند، فقط نیاز به کشت چند ده متری زمین دارد!»
او اگرچه می توانست کارگری روزمزد شود و نیازهایش را آماده از بقالی تهیه کند اما حقظ استقلال و آزادی اش –از کارگری و وابستگی اش به دیگران برای غذایش- مهمتر بود و حتی بالاتر ازآن اینکه ارتباط ش با طبیعت و زمین قطع میشد! گویی این زمین نبود که در آن می کاشت که روحش بود!
کمرنگ کردن تمایزمیان هنر و زندگی ازما میخواهد همانطور که شاعر زبان را در دستان خود میگیرد ما نیز باید زندگی را در دست بگیریم و آن را به چیزی ارزشمند تبدیل کنیم و شکل دهیم.تصور کردن بهترین زندگی ای که میتوانیم وسپس اقدام به آفرینش آنچنان زندگی ِشایسته ای.آیاهرکدام مان با زندگیهای خود آنچنان نسبتی نداریم که هنرمند بامواد خام اش دارد؟
آیاهرکدام مان مسوول خلق و آفرینش معنای زندگی خودبه عنوان پروژه ای زیبایی شناسانه نیستیم؟
بیدار شدن از استعاره هایی ست که ثورو به کرات استفاده میکند. چونان سقراط که خود را خرمگس آتن می دانست، خود را چونان خروسی می دانست که هر صبحگاه در آستانه ی آشیانه خود می ایستد و همسایگانش را از خواب گران بیدار میکند.
دوم – به نظرم همه دیدگاه ها و تقسیم بندی های ثورو در باب مادیات در زندگی را میتوان به مسائل روحی هم تعمیم داد. اتفاقا این جا حساسیت بیشتری دارد. ضروریات در کنترل و حفظ افکار، باورها، احساسات و عواطف و... چیستند! زائدات کدامند! کجاها از لحاظ روحی و احساسی باید پذیرنده بود و کجاها باید دست رد زد و روی برگرداند و به فراموش سپرد. گویی حکمتی وجود دارد به نام حکمت «به من چه؟!» که باید هر آن تکانه ی روحی را که قصد ورود دارد به از فیلتر آن عبور داد.
سوم- نویسنده استرالیایی کتاب، الکساندر ساموئل، خود از پیروان این مشی و منش بوده و هست و مدتی اینگونه زیسته است و اصلا بنیادی دارند و تشکیلاتی! سایت زیر برای ارائه فعالیت هایشان است و کتابها و مقالات و مستند در ترویج سبک زندگی ساده زیستی ست که سرسلسله جنبانش در عالم همانا جناب ثورو ست.
Simplicity Institude
چهارم – ترجمه کتاب را در سایت مترجم محترم ، جناب غلامعلی کشانی هم پیدا میکنید.
اینجا
گرچه مقدمه جناب ملکیان که بسیار خواندنی و مفید است تنها در نسخه چاپی وجود دارد.
پنجم - در زمانه ای خواندمش که دغدغه راه و مشی کسب معاش خواب و آرامم را ربوده است! با تمام ذرات وجودم ثورو را حس میکنم ! این ثوروی دوست داشتنی و به زودی به سراغ اصل شاهکارش والدن خواهم رفت.
ششم- حتما بخواندیش
مردی که سفراط وار فریاد بیدارباش انسان مدرن از خواب غفلت و چنگال بندگی ِ هیچ می کشید...
ثورو در سال 1837 از هاروارد فارغ التحصیل شد. روحیه ای شاعرانه و طبعی نازک داشت. اما در جامعه مصرف گرای آن روز آمریکا، کسی خریدار کالای لطیف او نبود. در پی بحران شغلی و دغدغه کسب معاش سه سوال اساسی رو در رویش پدیدار شد:
1- بهترین راه کسب معاش کدام است؟
2- چقدر لازم است برای آن وقت صرف کنم؟
3- چه میزان از برآورده کردن نیازهای مادی ، فرصتی برای زیستی آزادانه و امکان رفتن به دنبال علایق و آرزوها را فراهم میکند؟
ثورو برای یافتن پاسخ این پرسش ها و اینکه کف ِ نیازهای مادی کدام است و در شناختن سره از ناسره در باب زندگی به آبگیری به نام والدن در نزدیکی شهرش، کنکور ماساچوست، رفت . در آنجا با تبری که به عاریت گرفته بود و از درختان خانه ای جنگلی ساخت. قطعه ای زمین را لوبیا و ترب و سیب زمینی و ... کاشت و دو سال و دو ماه در آنجا زندگی را به ساده ترین شکل ممکن اداره کرد. کتاب «والدن» ش اثر همین دو سال و دو ماهست؛ کتابی که یه نقد تمام عیار از سبک زندگی مادی گرا و مصرف گرای انسان مدرن است. به طور کلی ثورو نیازهای مادی انسان را در چهار دسته جای میدهد: ضروریات، رفاهیات، تجملات و ابزارها.
ضروریات زندگی را چیزهایی میدانست که برای ادامه حیات ضروری اند و گریزناپذیرو آنان را خوراک و پوشاک و سرپناه و سوخت می دانست.
در باب پوشاک، وظیفه اصلی شان را گرم کردن و پوشاندن بدن آدمی می دانست.میگفت باید فهمید که در باب پوشاک عشق به اشرافیت و نظر دیگران است که ما را هدایت میکند یا سودمندی شان. به تعریض میپرسید اگر آدمیان از پوشاک شان برهنه شوند ، از مرتبت و منزلت آنان چه باقی می ماند. آن زمان تنها معیارمان برای فضیلت اشخاص شایستگی آنان است نه لباسهای لطیفی که غالبا نتیجه تملک تصادفی و دیمی ثروت است.بر همین اساس هشدار میداد که مراقب کسب و کارهایی باشیم که به پوشاکی تازه نیاز دارند نه پوشنده ای تازه!
به نظر ثورو فقرا دست کم از نظر پوشاک از ما داراترند چون قادرند به کمتر بسازند. البته ثورو در پی تجلیل از فقر نیست بلکه میگوید که پوشاک لطیف و گرانبها برای زندگی شاد و بامعنا الزامی نیست. اگر چنین باشد کاهش مصرف پوشاک گرانبها نباید تاثیری منفی روی خشنودی کلی بگذارد . در حقیقت از آنجایی که کاهش مصرف پوشاک کاهشی انباشتی در نیروی کار لازم برای تولید پوشاک به همراه می آورد ، خشنودی احتمالا زیاد میشود چرا که کاهش زمان به معنای افزایش فرصت فراغت و آزادی بیشتر برای همه انسانهاست. چه برای مصرف کننده و چه برای تولید کننده پوشاک!
گاندی میگفت : ساده زندگی کن تا دیگران به سادگی زندگی کنند.
در باب سرپناه ، سرخپوستان را می دید که به راحتی در چادرهایی از برزنت نازک زندگی میکنند و نیازی ندارد تا سالهای زیادی از عمر خود را صرف خرید خانه کنند.سخن ثورو ، سخن از بردگی خودخواسته انسان مدرن است، مختارا به این بردگی تن در داده ایم و از آن خرسند و بدان مفتخریم. ما روحمان را و عمرمان را که همه چیزمان است و میبایست فدا و هزینه ی آزادی و عشق شود را به اعمال و اندیشه ها و آرزوهای مهمل و لاطائل به ثمن بخس فروخته و هنوز و هر روز میفروشیم:
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر
داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت
زمانی میتوان مدعی شد که تمدن و شهرنشینی انسان مدرن مفید بوده است که هزینه های اضافی ای بر دوشهای نحیف او وارد نکرده باشد. به عبارتی ثورو می پرسد اگر مطالبات انسان متمدن ارزشمندتر از تلاش های انسان بدوی نباشد و اگر بخش بزرگتر عمرش را صرفا در راه کسب ضرورت ها و رفاه های ناموجه صرف کند پس چرا باید در خانه ای بهتر از خانه انسان بدوی بزید.
او بشدت به فرهنگ تقسیم کار افراطی ِ محصول سرمایه داری می تازد و می گوید: چرا باید چونان فاخته و سیاه پرک باشیم که تخم های خود را در لانه های دیگر پرندگان می گذارند. چرا نباید لذت ساختن محل سکنی و آرامش خود را بچشیم. «بی شک دیگری میتواند جای من هم فکر کند اما این درست نیست که چون می تواند پس باید این کار را به قیمت فکر نکردن من برای خودم انجام دهد.»
در باب خوراک معتقد بود که تهیه خوراک ضروری به شکلی باورنکردنی کم مشکل است. انسان می تواند خوراکی ساده به سادگی خوراک حیوانات بخورد و در عین حال سالم و شاداب و پرتوان باشد.می گوید : «متوجه شدم که اگر کسی ساده زندگی کند و فقط کاشته های خود را بخورد و بیشتر از خوراکش چیزی نکارد و آنها را به خاطر مقداری کم و ناکافی از چیزهای تجملی تر و گرانتر مبادله نکند، فقط نیاز به کشت چند ده متری زمین دارد!»
او اگرچه می توانست کارگری روزمزد شود و نیازهایش را آماده از بقالی تهیه کند اما حقظ استقلال و آزادی اش –از کارگری و وابستگی اش به دیگران برای غذایش- مهمتر بود و حتی بالاتر ازآن اینکه ارتباط ش با طبیعت و زمین قطع میشد! گویی این زمین نبود که در آن می کاشت که روحش بود!
کمرنگ کردن تمایزمیان هنر و زندگی ازما میخواهد همانطور که شاعر زبان را در دستان خود میگیرد ما نیز باید زندگی را در دست بگیریم و آن را به چیزی ارزشمند تبدیل کنیم و شکل دهیم.تصور کردن بهترین زندگی ای که میتوانیم وسپس اقدام به آفرینش آنچنان زندگی ِشایسته ای.آیاهرکدام مان با زندگیهای خود آنچنان نسبتی نداریم که هنرمند بامواد خام اش دارد؟
آیاهرکدام مان مسوول خلق و آفرینش معنای زندگی خودبه عنوان پروژه ای زیبایی شناسانه نیستیم؟
ثورو می کفت :خود و زندگی ات را جدی بگیر. نگذار با فشار جریانات رانده شوی. مقاومت کن . آزادی ات را اعلام کن و ظرفیت ات را به کار گیر تا سرنوشت خود را خلق کنی.خودت را بساز ، بیدار شو!
بیدار شدن از استعاره هایی ست که ثورو به کرات استفاده میکند. چونان سقراط که خود را خرمگس آتن می دانست، خود را چونان خروسی می دانست که هر صبحگاه در آستانه ی آشیانه خود می ایستد و همسایگانش را از خواب گران بیدار میکند.
می گفت : « تنها آن روزی سپیده سر می زند که برایش بیداریم!»
دوم – به نظرم همه دیدگاه ها و تقسیم بندی های ثورو در باب مادیات در زندگی را میتوان به مسائل روحی هم تعمیم داد. اتفاقا این جا حساسیت بیشتری دارد. ضروریات در کنترل و حفظ افکار، باورها، احساسات و عواطف و... چیستند! زائدات کدامند! کجاها از لحاظ روحی و احساسی باید پذیرنده بود و کجاها باید دست رد زد و روی برگرداند و به فراموش سپرد. گویی حکمتی وجود دارد به نام حکمت «به من چه؟!» که باید هر آن تکانه ی روحی را که قصد ورود دارد به از فیلتر آن عبور داد.
سوم- نویسنده استرالیایی کتاب، الکساندر ساموئل، خود از پیروان این مشی و منش بوده و هست و مدتی اینگونه زیسته است و اصلا بنیادی دارند و تشکیلاتی! سایت زیر برای ارائه فعالیت هایشان است و کتابها و مقالات و مستند در ترویج سبک زندگی ساده زیستی ست که سرسلسله جنبانش در عالم همانا جناب ثورو ست.
Simplicity Institude
چهارم – ترجمه کتاب را در سایت مترجم محترم ، جناب غلامعلی کشانی هم پیدا میکنید.
اینجا
گرچه مقدمه جناب ملکیان که بسیار خواندنی و مفید است تنها در نسخه چاپی وجود دارد.
پنجم - در زمانه ای خواندمش که دغدغه راه و مشی کسب معاش خواب و آرامم را ربوده است! با تمام ذرات وجودم ثورو را حس میکنم ! این ثوروی دوست داشتنی و به زودی به سراغ اصل شاهکارش والدن خواهم رفت.
ششم- حتما بخواندیش
June 8, 2018
زمانی فیلسوف باستاني چینی، لائوتسه میگفت:تنها آنانی که می دانند به اندازه ی کافی دارند،دارا هستند.
ثورو نیز به معاصرانش می گفت که به قدر "کافی" دارند اما این را نمی دانند و به همین خاطر نادارند.
پایه ی این کتاب بر همین جمله استوار است."فراوانی در بسندگی است "
هر چه دلبستگی انسان نسبت به اشیا و امور بیرون کمتر شود زمان بیشتری را برای خویشتن می یابد و زندگیش بیشتر با آرامش توأم می شود.و به جای اینکه تمام سال به کار کردن بپردازد و پول پس انداز کند تا بتواند نیاز های بیرونی را رفع کند،می تواند با حداقل کار فقط نیاز های ضروری خود را رفع کند و بیشتر به رفع نیاز های درونی(بعد روانی و روحانی )خود بپردازد.
ثورو:انسان نسبت به چیزهایی که رهایشان میکند ثروتمند و داراست.
ثورو در مقابل فرهنگ مصرف به پا می خیزد و به مصرف کنندگان جهان میگوید که متحد شوید!
ثورو تلاش خود را کرد تا زندگی ناب را به مردم نشان دهد.و هرکس زندگی شاعرانه خود را داشته باشد.
پ ن 1:تجربه خواندن این کتاب شبیه تجربه دیدن فیلم into the wild بود.
پ ن 2:مقدمه ای که استاد ملکیان بر این کتاب نوشته اند خود دارای نکات و مفاهیم فراوان و ارزشمندی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
ثورو نیز به معاصرانش می گفت که به قدر "کافی" دارند اما این را نمی دانند و به همین خاطر نادارند.
پایه ی این کتاب بر همین جمله استوار است."فراوانی در بسندگی است "
هر چه دلبستگی انسان نسبت به اشیا و امور بیرون کمتر شود زمان بیشتری را برای خویشتن می یابد و زندگیش بیشتر با آرامش توأم می شود.و به جای اینکه تمام سال به کار کردن بپردازد و پول پس انداز کند تا بتواند نیاز های بیرونی را رفع کند،می تواند با حداقل کار فقط نیاز های ضروری خود را رفع کند و بیشتر به رفع نیاز های درونی(بعد روانی و روحانی )خود بپردازد.
ثورو:انسان نسبت به چیزهایی که رهایشان میکند ثروتمند و داراست.
ثورو در مقابل فرهنگ مصرف به پا می خیزد و به مصرف کنندگان جهان میگوید که متحد شوید!
ثورو تلاش خود را کرد تا زندگی ناب را به مردم نشان دهد.و هرکس زندگی شاعرانه خود را داشته باشد.
پ ن 1:تجربه خواندن این کتاب شبیه تجربه دیدن فیلم into the wild بود.
پ ن 2:مقدمه ای که استاد ملکیان بر این کتاب نوشته اند خود دارای نکات و مفاهیم فراوان و ارزشمندی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
November 7, 2018
من آخر از طریق این كتاب متوجه نشدم كه منظور ثورو از نگارش والدن، آنطور كه روی جلد این كتاب آمده،نوعی اقتصاد جایگزین بوده یا اینكه هدفش این بوده كه بگوید افسار زندگیت را در دست بگیر و آگاهانه كار كن و آسان و ساده زندگی كن. یا اینكه هر دو.بهتر بود به جای خواندن این كتاب مستقیم به سراغ والدن می رفتم
در مورد اقتصاد جایگزین، شاید در یكی از جهان های ممكن لایب نیتز عملی باشد ولی در عصر حاضر وحتی در قرن نگارش كتاب (قرن19) ممكن نیست كه عملی باشد. چون در قرن 21 پشت كردن به بازار ممكن است هزینه ی گزافی روی دست بگذارد و از طرفی پیروی نكردن از مد خود نوعی مد است. من ایده های ثورو را دوست دارم و احترام می گذارم اما ایده های ثورو دغدغه ی من نبوده و نیستند. رفتن به كلبه ای دورافتاده و خودتولید محصولات غذایی برای من همانقدر كسل كننده و بی اهمیت است كه رفتن به مهمانی ای پر زرق و برق یا ماندن مدتی زیاد در یك مجتمع خرید
شخصیت زن فیلم تعقیب بزرگ اثر فیریتز لانگ می گفت من هم پولدار بوده ام هم بی پول ولی گارانتی میدهم كه پول دار بودن بهتر است
در مورد اقتصاد جایگزین، شاید در یكی از جهان های ممكن لایب نیتز عملی باشد ولی در عصر حاضر وحتی در قرن نگارش كتاب (قرن19) ممكن نیست كه عملی باشد. چون در قرن 21 پشت كردن به بازار ممكن است هزینه ی گزافی روی دست بگذارد و از طرفی پیروی نكردن از مد خود نوعی مد است. من ایده های ثورو را دوست دارم و احترام می گذارم اما ایده های ثورو دغدغه ی من نبوده و نیستند. رفتن به كلبه ای دورافتاده و خودتولید محصولات غذایی برای من همانقدر كسل كننده و بی اهمیت است كه رفتن به مهمانی ای پر زرق و برق یا ماندن مدتی زیاد در یك مجتمع خرید
شخصیت زن فیلم تعقیب بزرگ اثر فیریتز لانگ می گفت من هم پولدار بوده ام هم بی پول ولی گارانتی میدهم كه پول دار بودن بهتر است
October 16, 2018
کتاب جالبیه و ایده ای از یک نوع زندگی البته غیرممکن میده
اما نکته مثبتش اینه که آدم رو تشویق میکنه یه خورده درباره اون چیزهایی فکر کنه که مثل اصول غیر متغیر قبولشون داره
اصول غیر قابل تغییر سرمایه داری و مصرف گرایی مفرط
اما نکته مثبتش اینه که آدم رو تشویق میکنه یه خورده درباره اون چیزهایی فکر کنه که مثل اصول غیر متغیر قبولشون داره
اصول غیر قابل تغییر سرمایه داری و مصرف گرایی مفرط
December 12, 2019
* “Öğleden öncelerimi ve öğleden sonralarımı topluma satacak olursam, birçoğumuzun yaptığı gibi, uğruna yaşayacak bir şeyim kalmayacağı kesin. Bir insanın çok çalışkan olabileceğini, yine de zamanını iyi harcayamayacağını belirtmek isterim. Yaşamını kazanmak için yaşamının büyük bölümünü tüketen insanın yaptığından daha ölümcül bir ahmaklık olamaz”
* “Yeteri kadarına sahip olduğunu bilenler zengindir” - Lao Tzu
* “Bir şeyin bedeli onunla takas edilmesi gereken yaşam miktarıdır”
* “Şiir gibi yaşanmamışsa, elimizde kalan şey yaşam değil de ölümdür”
* “Para bakımından değil ama güneşli saatler bakımından zengindim”
* Henry Thoreau “Yaşamın bir mülk gibi muhafaza edilebilecek, biriktirebilecek, harcanabilecek, kullanılabilecek çalınabilecek, saçılıp savrulabilecek ya da istiflenebilecek sınırlı bir zaman enerji ve dikkati toplama yetisinden oluştuğunu savunur”
* “Kıyafetleri giyen yeni insanlar yerine insanların yeni kıyafetler giymesini şart koşan işletmelerden uzak durun”
* “Barınağından memnun olan bir adam, Sarayından memnun olmayan bir kraldan daha zengindir.”
* “Hayatınızı tasarlayarak, üzerinde ince ince düşünerek yaşamazsak, yatağınızdan çıkmak için tek sebebiniz zorunluluklarınızsa (işe geç kalmama gibi), o zaman sizin için uyumakla yaşamak arasında bir fark yoktur. Bir uyurgezer gibi yaşıyorsunuzdur. Yaşamını ciddiye al, savrulma, kendi yaşamının tasarımcısı, sanatçısı ol. Uyan!”
* “Yeteri kadarına sahip olduğunu bilenler zengindir” - Lao Tzu
* “Bir şeyin bedeli onunla takas edilmesi gereken yaşam miktarıdır”
* “Şiir gibi yaşanmamışsa, elimizde kalan şey yaşam değil de ölümdür”
* “Para bakımından değil ama güneşli saatler bakımından zengindim”
* Henry Thoreau “Yaşamın bir mülk gibi muhafaza edilebilecek, biriktirebilecek, harcanabilecek, kullanılabilecek çalınabilecek, saçılıp savrulabilecek ya da istiflenebilecek sınırlı bir zaman enerji ve dikkati toplama yetisinden oluştuğunu savunur”
* “Kıyafetleri giyen yeni insanlar yerine insanların yeni kıyafetler giymesini şart koşan işletmelerden uzak durun”
* “Barınağından memnun olan bir adam, Sarayından memnun olmayan bir kraldan daha zengindir.”
* “Hayatınızı tasarlayarak, üzerinde ince ince düşünerek yaşamazsak, yatağınızdan çıkmak için tek sebebiniz zorunluluklarınızsa (işe geç kalmama gibi), o zaman sizin için uyumakla yaşamak arasında bir fark yoktur. Bir uyurgezer gibi yaşıyorsunuzdur. Yaşamını ciddiye al, savrulma, kendi yaşamının tasarımcısı, sanatçısı ol. Uyan!”
This entire review has been hidden because of spoilers.
August 23, 2018
برخی جاهای کتاب حوصله سربر بود. فکر میکنم با توجه به سبک زیست های متفاوتی که هر فردی میتونه داشته باشه اگر نوشته رو به وادی استدلال بخواهیم بکشیم نتونه جون سالمی به در ببره. بازهم کتابی مثل حکمت زندگی رو با اختلاف بهتر میبینم. البته شاید برای ماهایی که در در هوای مدرنیته تنفس میکنیم چنین کتابهایی مناظر به شدت فراموش شده ای رو پیش چشم بکشن
January 12, 2019
بخش زیادی از کتاب به زندگی ثورو شاعر آمریکایی میپردازد که چگونه با کمترین امکانات در جنگل والدن زندگی کرده است. مشخصا کتاب شرح این جمله است که «انسان بر مبنای تعداد چیزهایی که بدون آنها میتواند زندگی کند، غنی محسوب میشود»
November 13, 2020
کتابی بود که من رو خیلی به فکر واداشت جوری که دلم میخواست ٧،٨،١٠ نفر از دور و بریام بخونن تا دربارهش بحث کنیم. هرچقدر خود کتاب والدن به دلیل ترجمه بدش رو مخم بود این کتاب چسبيد و پیشنهاد میشود (پ.ن: این همه تعریف دلیل بر این نیست که همهچیز کتاب رو قبول داشته باشم)
January 21, 2017
For anyone who wishes to develop a deeper knowledge and understanding of what it means, and what is required to 'live simply' and sustainably, I thoroughly recommend reading this or any other of Samuel Alexanders books and/or articles. I have always found them to be informative, concise and highly thought-provoking.
November 22, 2017
4 1/2 stars ~ A really good summation of the key points of Thoreau's Walden along with commentary by the author. The book was easy to read and interesting. It has made me want to try reading the full text.
December 18, 2021
کتاب نقد و تفسیری است بر نگرش ثورو فیلسوف قرن ۱۹ ام بر ساده زیستی.
ثورو اعتقاد داشت که می توان با کاهش استاندارهای کمی زندگی کیفیت آن را بالا برد. برای لذت بردن زندگی نیاز به بیشتر داشتن مادی نیست. در صورتیکه نیازهای مادی کاهش پیدا کنند، نیاز به ساعات کاری بیشتر، هم کاهش پیدا می کند و فرد می تواند وقت آزاد بیشترش را صرف کارهایی چون تامل در طبیعت، مراقبه و یا هرکاری در جهت رشد استعدادهایش کند. البته که به نظر من شاید بعضی از کارهایی که امروزه به اسم شغل شناخته می شوند و فرد بابت ساعاتی که به آن کار اختصاص می دهد، کسب درآمد هم می کند؛ در جهت تکامل روحی فرد و رشد استعدادهاش باشد. مثلا کسی که شغلش معماری است از انجام کارش لذت هم می برد، و اگر ساعات کاری اش کمتر شود، ساعات باقی مانده را هم به نوعی در رابطه با کارش می گذارند، دوره های مرتبط شرکت می کند، کتب مرتبط می خواد و یا نهایتا به دیدن بناهایی با معماری خاص می رود. بنابراین دیدگاه ثورو شاید برای برخی افراد که روش کسب درآمدشان در جهت ارضای لذت های روانی شان نیست، مفیدتر باشد. هرچند که نکاتی که در رابطه با کاهش استانداردهای مادی ذکر می کند برای اکثر افراد (اگر نگوییم همه) قابل استفاده است.
به صورت کلی نگاه ثورو خیلی به نگاه من به زندگی شباهت داشت و خیلی خوشحالم که این کتاب رو خوندم و با این فرد آشنا شدم. عمر کوتاه و جذابی داشته و دوست دارم بقیه کتاب هاش رو هم بخونم.
این کتاب از نظر ترجمه و ویراستاری ضعف هایی داشت که اگر بهبود پیدا کنند خوانش کتاب خیلی بهتر میشه و نیاز به چند بار خوندن یک جمله کاهش پیدا می کنه ولی در کل روند کتاب سریعه و کسل کننده نیست (لااقل برای من نبود).
این کتاب رو به همه کسایی که فکر می کنند زندگی اونقدرها هم جدی نیست ولی بقیه خیلی جدی اش گرفتن و از این بابت احساس می کنند با بقیه متفاوت اند، به کسانی که می خوان شیوه خودشون رو برای زندگی داشته باشند، کسانی که می خوان ساده زندگی کنند، کاری که در روزگار ما اصلا ساده نیست، توصیه می کنم.
بخشی از کتاب: هر یک از ما زندگی های یکتا و بی همتایی داریم و هریک از ما خود را در موقعیت های متفاوتی می یابیم، همراه با توانایی های مختلف و مسئولیت های مختلف. از این رو باز هم می گویم که عمل به ساده زیستی از سوی یک فرد در یک موقعیت، ممکن است کاملا به معنی چیزهای متفاوتی در مورد شخصی متفاوت در وضعیتی متفاوت باشد. به علاوه زندگی ساده بیش از آن که مقصد باشد، روندی است جاری و خلاق.
ساده زیستی آنطور که تا به حال به آن رسیده ام، پیش از هرچیز و بالاتر از همه، مجموعه ای از نگرش هاست. شناسایی و درک این است که فراوانی، حالتی است در ذهن، نه این که کمیتی از محصولات مصرفی بوده یا قابل دستیابی از راه آن ها باشد.
اگر قرار است بدانیم که چقدر ثروت مادی «کافی» است و بر آن اساس، از کار و تقلای بی فرجام یا بی هدف خودداری کنیم، اول از همه لازم است با پرسش «کافی برای چه؟» رویارو شویم. به بیان دیگر لازم است از خود بپرسیم «ما باید ثروت مادی را برای چه بخواهیم؟». هرکسی که از این پرسش غفلت کند، در خطر مصرفِ زندگی برای کسب تجملات مادی همراه با وضعیت دایمی ِ «درماندگی پنهان» است.
ثورو اعتقاد داشت که می توان با کاهش استاندارهای کمی زندگی کیفیت آن را بالا برد. برای لذت بردن زندگی نیاز به بیشتر داشتن مادی نیست. در صورتیکه نیازهای مادی کاهش پیدا کنند، نیاز به ساعات کاری بیشتر، هم کاهش پیدا می کند و فرد می تواند وقت آزاد بیشترش را صرف کارهایی چون تامل در طبیعت، مراقبه و یا هرکاری در جهت رشد استعدادهایش کند. البته که به نظر من شاید بعضی از کارهایی که امروزه به اسم شغل شناخته می شوند و فرد بابت ساعاتی که به آن کار اختصاص می دهد، کسب درآمد هم می کند؛ در جهت تکامل روحی فرد و رشد استعدادهاش باشد. مثلا کسی که شغلش معماری است از انجام کارش لذت هم می برد، و اگر ساعات کاری اش کمتر شود، ساعات باقی مانده را هم به نوعی در رابطه با کارش می گذارند، دوره های مرتبط شرکت می کند، کتب مرتبط می خواد و یا نهایتا به دیدن بناهایی با معماری خاص می رود. بنابراین دیدگاه ثورو شاید برای برخی افراد که روش کسب درآمدشان در جهت ارضای لذت های روانی شان نیست، مفیدتر باشد. هرچند که نکاتی که در رابطه با کاهش استانداردهای مادی ذکر می کند برای اکثر افراد (اگر نگوییم همه) قابل استفاده است.
به صورت کلی نگاه ثورو خیلی به نگاه من به زندگی شباهت داشت و خیلی خوشحالم که این کتاب رو خوندم و با این فرد آشنا شدم. عمر کوتاه و جذابی داشته و دوست دارم بقیه کتاب هاش رو هم بخونم.
این کتاب از نظر ترجمه و ویراستاری ضعف هایی داشت که اگر بهبود پیدا کنند خوانش کتاب خیلی بهتر میشه و نیاز به چند بار خوندن یک جمله کاهش پیدا می کنه ولی در کل روند کتاب سریعه و کسل کننده نیست (لااقل برای من نبود).
این کتاب رو به همه کسایی که فکر می کنند زندگی اونقدرها هم جدی نیست ولی بقیه خیلی جدی اش گرفتن و از این بابت احساس می کنند با بقیه متفاوت اند، به کسانی که می خوان شیوه خودشون رو برای زندگی داشته باشند، کسانی که می خوان ساده زندگی کنند، کاری که در روزگار ما اصلا ساده نیست، توصیه می کنم.
بخشی از کتاب: هر یک از ما زندگی های یکتا و بی همتایی داریم و هریک از ما خود را در موقعیت های متفاوتی می یابیم، همراه با توانایی های مختلف و مسئولیت های مختلف. از این رو باز هم می گویم که عمل به ساده زیستی از سوی یک فرد در یک موقعیت، ممکن است کاملا به معنی چیزهای متفاوتی در مورد شخصی متفاوت در وضعیتی متفاوت باشد. به علاوه زندگی ساده بیش از آن که مقصد باشد، روندی است جاری و خلاق.
ساده زیستی آنطور که تا به حال به آن رسیده ام، پیش از هرچیز و بالاتر از همه، مجموعه ای از نگرش هاست. شناسایی و درک این است که فراوانی، حالتی است در ذهن، نه این که کمیتی از محصولات مصرفی بوده یا قابل دستیابی از راه آن ها باشد.
اگر قرار است بدانیم که چقدر ثروت مادی «کافی» است و بر آن اساس، از کار و تقلای بی فرجام یا بی هدف خودداری کنیم، اول از همه لازم است با پرسش «کافی برای چه؟» رویارو شویم. به بیان دیگر لازم است از خود بپرسیم «ما باید ثروت مادی را برای چه بخواهیم؟». هرکسی که از این پرسش غفلت کند، در خطر مصرفِ زندگی برای کسب تجملات مادی همراه با وضعیت دایمی ِ «درماندگی پنهان» است.
July 26, 2020
آمریکاییها در مدرسه با دیوید ثورو و کتاب معروفش «والدن» آشنا میشوند اما سبک رایج زندگی آمریکایی، چندان شباهتی به ایدهها و ایدهآلهای او ندارد. به نظر من بهترین راه آشنایی با ثورو خواندن نسخه اصلی و بیواسطه کتاب «والدن» است.
دو ترجمهٔ فارسی از والدن منتشر شده، من نسخهٔ آقای بهشتی را خواندم و چندان به دلم ننشست. نسخهٔ دیگری هم هست که مترجمش گفته « ده سال وقت صرف آن کرده»، به آن نسخه دسترسی نداشتم.
این کتاب «دارندگی...» هم به نظرم بهتر است بعد از خواندن والدن، خوانده شود. یک نمونه از ترجمهاش هم اینست:
»من، هم از روی ایمان و هم از روی تجربه مطمئنم، که ادارهٔ خود
بر روی این خاک، مشّقت نیست، بلکه تفریح و سرگرمی است؛ البته اگر که ساده و خردمندانه زندگی کنیم.
I am convinced, both by faith and experience, that to maintain one's self on this earth is not a hardship but a passtime, if we live simply and wisely”
عنوان «اقتصاد جايگزين ثورو» ممکن است این تصور را ایجاد کند که کتاب مثلا درباره پیشنهاد شیوهای برای جایگزینی اقتصاد سرمایهداری است. ثورو اصولا اعتقاد چندانی به تغییر از بالا و از سمت حکومت و دولت نداشت و او هم معتقد بود حکومت خوب آنست که کمتر حکومت کند یا نکند. راهحلهای او فردی و محلی و بیشتر شبیه سیر و سلوک فردیاند تا دستورالعملهایی برای جایگزینی اقتصاد کلان و رایج.
یک جلد از کتاب والدن چاپ سال ۱۹۵۱ را در دستدومفروشی یافتم و از داشتنش خوشحالم:


دو ترجمهٔ فارسی از والدن منتشر شده، من نسخهٔ آقای بهشتی را خواندم و چندان به دلم ننشست. نسخهٔ دیگری هم هست که مترجمش گفته « ده سال وقت صرف آن کرده»، به آن نسخه دسترسی نداشتم.
این کتاب «دارندگی...» هم به نظرم بهتر است بعد از خواندن والدن، خوانده شود. یک نمونه از ترجمهاش هم اینست:
»من، هم از روی ایمان و هم از روی تجربه مطمئنم، که ادارهٔ خود
بر روی این خاک، مشّقت نیست، بلکه تفریح و سرگرمی است؛ البته اگر که ساده و خردمندانه زندگی کنیم.
I am convinced, both by faith and experience, that to maintain one's self on this earth is not a hardship but a passtime, if we live simply and wisely”
عنوان «اقتصاد جايگزين ثورو» ممکن است این تصور را ایجاد کند که کتاب مثلا درباره پیشنهاد شیوهای برای جایگزینی اقتصاد سرمایهداری است. ثورو اصولا اعتقاد چندانی به تغییر از بالا و از سمت حکومت و دولت نداشت و او هم معتقد بود حکومت خوب آنست که کمتر حکومت کند یا نکند. راهحلهای او فردی و محلی و بیشتر شبیه سیر و سلوک فردیاند تا دستورالعملهایی برای جایگزینی اقتصاد کلان و رایج.
یک جلد از کتاب والدن چاپ سال ۱۹۵۱ را در دستدومفروشی یافتم و از داشتنش خوشحالم:


July 14, 2026
*Hissettiğin acı, kapitalizmin ölümüdür.
-Zaman sınırlıdır. Para kazanmaya ne kadar zaman ayırmalıyım?
Birşeyler satmanın yollarını bulmak yerine bundan kaçınmak ticarette bulduğu ilk temel kuraldı. Ticareti lanetledi.
-Konuları şu başlıklarla özetledi:
1.Yaşam gereksinimleri
*Enerjimizi asgâri düzeye ayırmak gerekir. Kapasite yükseltmek asgâri düzeyi sağladıktan sonra gelebilir.
(yiyecek, barınma, giyinme, yakıt)
Daha az çalışma refahı artırır.
2. Maddi konforlar
*Hazzın artması konfora bağımlılığı beraberinde getirir.
-Zaman sınırlıdır. Para kazanmaya ne kadar zaman ayırmalıyım?
Birşeyler satmanın yollarını bulmak yerine bundan kaçınmak ticarette bulduğu ilk temel kuraldı. Ticareti lanetledi.
-Konuları şu başlıklarla özetledi:
1.Yaşam gereksinimleri
*Enerjimizi asgâri düzeye ayırmak gerekir. Kapasite yükseltmek asgâri düzeyi sağladıktan sonra gelebilir.
(yiyecek, barınma, giyinme, yakıt)
Daha az çalışma refahı artırır.
2. Maddi konforlar
*Hazzın artması konfora bağımlılığı beraberinde getirir.
November 27, 2020
Dünyayı tükettik, evet kabul edin, dünyanın sonu geldi ve şimdi yavaş yavaş Mars'a koloni kurmayı planlıyoruz. Son 150 senede milyarlarca canlının milyarlarca yılda yapamadığını yapıverdik.
Şimdi hala oturup neoliberal ekonomi saçmalıklarını dinlemeye devam mı edeceğiz yoksa hatamızı kabullenip nasıl düzeltirizi mi tartışacağız?
Hatasını kabullenenler için bu kitap iyi bir başlangıç olabilir, içinde servet saklı...
Şimdi hala oturup neoliberal ekonomi saçmalıklarını dinlemeye devam mı edeceğiz yoksa hatamızı kabullenip nasıl düzeltirizi mi tartışacağız?
Hatasını kabullenenler için bu kitap iyi bir başlangıç olabilir, içinde servet saklı...
June 9, 2019
کتاب را در صفحهی آقا ملکیان دیدم که معرفی شده است. روشها و متدهایی که معرفی می کند نه برای قرن ۱۹ که انگار برای امروز نوشته شدهاند. کمک کردن به آدم در گرفتن تصمیمهای مهم یکی از بهترین مزایای این کتابست.(از جمله: ساعت کاری، سبک زندگی، خریدهایضروری و مهم و ...)
این کتاب را می توان توضیحی کامل از جمله ی قناعت دارائیست که نابود نمی شود. حضرت علی (ع) دانست.
این کتاب را می توان توضیحی کامل از جمله ی قناعت دارائیست که نابود نمی شود. حضرت علی (ع) دانست.
March 16, 2019
لذت کاویدن زندگی شورانگیز ثورو همراه با تحلیل های متفاوت نویسنده از ماجرای والدن.
مقدمه بینظیر مصطفی ملکیان، ترجمه روان و عالی آقای کشانی و پیوستهای مفید انتهای کتاب، تجربه خوندنش رو بسیار لذتبخشتر کرده.
مقدمه بینظیر مصطفی ملکیان، ترجمه روان و عالی آقای کشانی و پیوستهای مفید انتهای کتاب، تجربه خوندنش رو بسیار لذتبخشتر کرده.
June 2, 2023
I was surprised by how often Thoreau came up as I was researching the history of simplicity in American Christianity for my dissertation. This book was important for fleshing out Thoreau's philosophy for my research.
August 1, 2023
Kısa ve öz bir metin. Küresel dünyamızda tüketim toplumuna karşı gelerek Walden gölünde deneye girişen Thoreau'nun fikirlerinden bahsedilmiş. Hayatımıza zor olan ama aslında doğa ile iç içe yaşayarak ve daha az yaşayarak daha mutlu olunabileceğini savunuyor. Klasik minimalizm felsefesi aslında.
November 26, 2018
It helped me to breathe more and more easily without hurry
February 16, 2023
Oldukça güzel çevirisi olan ve Thoreau’nun görüşleri hakkında özet bir sunum yapan güzel bir kitap. Özetle, meta dünyasından sıyrılıp ruhun dinginliğine yol almanızı öneren hoş bir bakış açısı.
August 25, 2024
Does exactly what it says - an excellent introduction.
December 14, 2020
اولین بار که اسم هنری دیوید ثورو (Henry David Thoreau ) رو شنیدم با تعریفی بود که از ثروت خوندم . تو کتاب Scarcity نوشته بود : انسان به اندازه چیزهایی که میتواند نادیده بگیرد ثروتمند است .
خوب این جمله اونقدر خوب و روشنگرانه بود که تو ذهنم موند اسمش و رفتم سراغش .کتابی که چند روز پیش تموم کردم کتابی بود در مورد اندیشه های ثورو .
اسم کتاب "دارندگی بسندگی است" : just enough is plenty
نوشته ساموئل آلگساندر .
دیوید ثورو نویسنده و متفکر آمریکایی (1817 - 1862 ) با یک کتاب مهم به اسم "واندال" در تاریخ موندگار شده. کتابی که در مورد اقتصاد آلترناتیو نوشته .
چکیده حرف ثورو اینه که ما نباید برای زندگی ،زندگی مون و عمرمون رو بفروشیم.تا اونجایی باید تلاش کنیم و داشته باشیم و جمع کنیم که هنوز ما "کار رو داشته باشیم " نه اینکه "کار و شغل ما رو داشته باشه "
چند جمله کلیدی از کتاب رو مینویسم که میتونه بهتون دید بده که چی میگه :
1.بین نیاز زیستی و خواسته های زیستی باید تفاوت قائل باشیم و اگر این کار رو نکنیم تبدیل به یک مصرف کننده تیپیکال میشیم که فقط در حال جمع کردنه.
2.قیمت واقعی هر چیز مقدار زندگی و عمری است که لازم است برای به دست آوردن آن ،به پایش ریخته شود.
3.اگر پیش از ظهرها و بعد از ظهرهایم را به جامعه بفروشم -آنچنان که طبق معمول بیشتر مردم همین کار را میکنند-مطمئنم که برایم دیگر چیزی باقی نمیماند که برایش زندگی کنم.
آدم ممکن است بسیار پرتلاش باشد با این حال وقتش را درست نگذراند. هیچ خطایی مرگ بار تر از آن نیست که انسان بخش بزرگی از زندگی اش را صرف تامین زندگی اش کند.
4. این جمله از لائوتسو : تنها آنانی که میدانند به حد کافی دارند،دارا هستند.
دیوید ثورو برای پیدا کردن این بالانس بین نیاز /خواسته و زندگی/کار...تصمیم میگیره بعد از فارغ تحصیل شدن از هاروارد شغل وکالت رو ول کنه و بره تو جنگل زندگی کنه ! میره چند تا درخت میبره و باهاش یه چهاردیواری درست میکنه و لوبیا میکاره و ماهی گیری میکنه و دو سال تست میکنه که چطور میشه زندگی کرد و به اون حد تعادل رسید.
تو این مدت کتاب رو مینویسه که بزرگترین بیانیه ای است که تاکنون در مورد نوعی راهبرد زندگی تدوین شده که تعابیر مختلفی در موردش استفاده شده مثلا : ساده زیستی داوطلبانه ، زندگی ساده ،زندگی با دور پایین ( Downshifting )
و من از این زندگی با دور پایین خیلی خوشم اومد. خیلی پر مغزه این جور نگاه به زندگی...و احساس میکنم اگر از کل این کتاب همین رو برداشت کنم و بذارم تو جیب مغزم ،دستاور بزرگیه.
جالبه بدونین که چند سال پیش در اجلاس داووس هم در بیانیه انتهای نشست به این زندگی با دور پایین تاکید شده.
ثورو در مورد اون دو سال یه جا مینویسه : دلم نمیخواست آنچه را که زندگی نبود زندگی کنم.میخواستم زندگی ام ژرف باشد و عصاره آن را تا آخرین قطره بنوشم و آنچنان قاطع و شجاعانه زندگی کنم که همه "غیر زندگی" ها را از صحنه بیرون کنم
زندگی را در گوشه رینگ گیر بندازم و آن را به ساده ترین و پایین ترین شرایطش کاهش دهم.
نویسنده این کتاب هم چند سال پیش تلاش کرده تجربه دیوید ثورو در 1860 رو تکرار کنه و با مواد بازیافتی و خرت و پرت شروع کرده به تجربه زندگی با دور پایین.
اگر علاقه مند شدین به موضوع حتما به کتاب مراجعه کنین...خیلی حیفه که مثلا نتیجه بگیرین نظر ثورو این بود که تلاش نکنیم. کار نکنیم و مرتاض بشیم! اصلا...!
قضیه عملی تر و منطقی تر از این حرفهاست و بعضی راهکار ها واقعا راهگشاست و به آدم دید میده.
مثلا برای نمونه نویسنده کتاب در برابر پیشنهاد افزایش حقوق از طرف مدیرش،درخواست کرده که افزایش حقوق نداشته باشه و به جاش یک روز بیشتر در هفته تعطیل باشه! من خیلی خوشم اومد از این گذشتن از حقوق اضافه برای داشتن زندگی بیشتر.
یعنی کتاب اینطوری نیست که بگه "وای پول خیلی بده و زندگی رو بچسبین " و از این مدل حرفها...هم دید میده و هم ایده هایی پیشنهاد میده که قابل انجام هستن .
خوب این جمله اونقدر خوب و روشنگرانه بود که تو ذهنم موند اسمش و رفتم سراغش .کتابی که چند روز پیش تموم کردم کتابی بود در مورد اندیشه های ثورو .
اسم کتاب "دارندگی بسندگی است" : just enough is plenty
نوشته ساموئل آلگساندر .
دیوید ثورو نویسنده و متفکر آمریکایی (1817 - 1862 ) با یک کتاب مهم به اسم "واندال" در تاریخ موندگار شده. کتابی که در مورد اقتصاد آلترناتیو نوشته .
چکیده حرف ثورو اینه که ما نباید برای زندگی ،زندگی مون و عمرمون رو بفروشیم.تا اونجایی باید تلاش کنیم و داشته باشیم و جمع کنیم که هنوز ما "کار رو داشته باشیم " نه اینکه "کار و شغل ما رو داشته باشه "
چند جمله کلیدی از کتاب رو مینویسم که میتونه بهتون دید بده که چی میگه :
1.بین نیاز زیستی و خواسته های زیستی باید تفاوت قائل باشیم و اگر این کار رو نکنیم تبدیل به یک مصرف کننده تیپیکال میشیم که فقط در حال جمع کردنه.
2.قیمت واقعی هر چیز مقدار زندگی و عمری است که لازم است برای به دست آوردن آن ،به پایش ریخته شود.
3.اگر پیش از ظهرها و بعد از ظهرهایم را به جامعه بفروشم -آنچنان که طبق معمول بیشتر مردم همین کار را میکنند-مطمئنم که برایم دیگر چیزی باقی نمیماند که برایش زندگی کنم.
آدم ممکن است بسیار پرتلاش باشد با این حال وقتش را درست نگذراند. هیچ خطایی مرگ بار تر از آن نیست که انسان بخش بزرگی از زندگی اش را صرف تامین زندگی اش کند.
4. این جمله از لائوتسو : تنها آنانی که میدانند به حد کافی دارند،دارا هستند.
دیوید ثورو برای پیدا کردن این بالانس بین نیاز /خواسته و زندگی/کار...تصمیم میگیره بعد از فارغ تحصیل شدن از هاروارد شغل وکالت رو ول کنه و بره تو جنگل زندگی کنه ! میره چند تا درخت میبره و باهاش یه چهاردیواری درست میکنه و لوبیا میکاره و ماهی گیری میکنه و دو سال تست میکنه که چطور میشه زندگی کرد و به اون حد تعادل رسید.
تو این مدت کتاب رو مینویسه که بزرگترین بیانیه ای است که تاکنون در مورد نوعی راهبرد زندگی تدوین شده که تعابیر مختلفی در موردش استفاده شده مثلا : ساده زیستی داوطلبانه ، زندگی ساده ،زندگی با دور پایین ( Downshifting )
و من از این زندگی با دور پایین خیلی خوشم اومد. خیلی پر مغزه این جور نگاه به زندگی...و احساس میکنم اگر از کل این کتاب همین رو برداشت کنم و بذارم تو جیب مغزم ،دستاور بزرگیه.
جالبه بدونین که چند سال پیش در اجلاس داووس هم در بیانیه انتهای نشست به این زندگی با دور پایین تاکید شده.
ثورو در مورد اون دو سال یه جا مینویسه : دلم نمیخواست آنچه را که زندگی نبود زندگی کنم.میخواستم زندگی ام ژرف باشد و عصاره آن را تا آخرین قطره بنوشم و آنچنان قاطع و شجاعانه زندگی کنم که همه "غیر زندگی" ها را از صحنه بیرون کنم
زندگی را در گوشه رینگ گیر بندازم و آن را به ساده ترین و پایین ترین شرایطش کاهش دهم.
نویسنده این کتاب هم چند سال پیش تلاش کرده تجربه دیوید ثورو در 1860 رو تکرار کنه و با مواد بازیافتی و خرت و پرت شروع کرده به تجربه زندگی با دور پایین.
اگر علاقه مند شدین به موضوع حتما به کتاب مراجعه کنین...خیلی حیفه که مثلا نتیجه بگیرین نظر ثورو این بود که تلاش نکنیم. کار نکنیم و مرتاض بشیم! اصلا...!
قضیه عملی تر و منطقی تر از این حرفهاست و بعضی راهکار ها واقعا راهگشاست و به آدم دید میده.
مثلا برای نمونه نویسنده کتاب در برابر پیشنهاد افزایش حقوق از طرف مدیرش،درخواست کرده که افزایش حقوق نداشته باشه و به جاش یک روز بیشتر در هفته تعطیل باشه! من خیلی خوشم اومد از این گذشتن از حقوق اضافه برای داشتن زندگی بیشتر.
یعنی کتاب اینطوری نیست که بگه "وای پول خیلی بده و زندگی رو بچسبین " و از این مدل حرفها...هم دید میده و هم ایده هایی پیشنهاد میده که قابل انجام هستن .
December 22, 2018
سلام.
این کتاب را با مقدمهای از مصطفی ملکیان و سر سخن خودم و چند پیوست ترجمه کرده ام و در نشر نگاه معاصر منتشر شده است.
کتاب،با توجه به بازخوردهایش، انسانساز تلقی شده است.
بازخوردها مدعی اند که " زندگیمان عوض شد یعد از خواندن این کتاب"
اسم کتاب به فارسی:
دارندگی در بسندگی است - اقتصاد جایگزین ثورو
نگاه معاصر
نکتهاین که نویسندهی کتاب چهقدر خوشحال شده بود که کارش به فارسی ترجمه شده.
و قبل از انتشار به من نوشته بود که میشود پول بفرستم و دو نسخه برایم بفرستی.
به ایشان عرض کردم
این وظیفه ی من بود که اگر هم که شده پای پیاده خدمت برسم و کتاب تان را تقدیم کنم.
و البته پست کار را راحت کرد و به دستشان رساند.
این کتاب را با مقدمهای از مصطفی ملکیان و سر سخن خودم و چند پیوست ترجمه کرده ام و در نشر نگاه معاصر منتشر شده است.
کتاب،با توجه به بازخوردهایش، انسانساز تلقی شده است.
بازخوردها مدعی اند که " زندگیمان عوض شد یعد از خواندن این کتاب"
اسم کتاب به فارسی:
دارندگی در بسندگی است - اقتصاد جایگزین ثورو
نگاه معاصر
نکتهاین که نویسندهی کتاب چهقدر خوشحال شده بود که کارش به فارسی ترجمه شده.
و قبل از انتشار به من نوشته بود که میشود پول بفرستم و دو نسخه برایم بفرستی.
به ایشان عرض کردم
این وظیفه ی من بود که اگر هم که شده پای پیاده خدمت برسم و کتاب تان را تقدیم کنم.
و البته پست کار را راحت کرد و به دستشان رساند.
July 10, 2019
Outstanding book!!
A short, well written book on Thoreau`s concept of `Voluntary Simplicity."
Insightful and inspiring. Could not recommend more highly. Thanks.
A short, well written book on Thoreau`s concept of `Voluntary Simplicity."
Insightful and inspiring. Could not recommend more highly. Thanks.
July 2, 2018
http://sarbook.com/product/356642
کتاب «دارندگی بسندگی است»در آستانه روش چگونه زیستن قرار دارند و میتوانند با بکاربستن روشها و اصول این کتاب نه تنها تغییری اساسی در روش انتخاب شغل و زیست فردی خود به وجود آورند بلکه از فرهنگ جاافتادهی سرمایه داری و مصرف کنندگی نیز نجات خواهند یافت و زندگی آرام و بدون دغدغهای را خواهند گذراند. از آنجا که فرهنگ مصرف کنندگی روزبه روز در حال گسترش است و همه کره زمین را از لحاظ از بین رفتن منابع تهدید میکند تغییر در الگوهای زندگی، بسیار مورد توجه قرار گرفته است و نویسنده در
کتاب «دارندگی بسندگی است»در آستانه روش چگونه زیستن قرار دارند و میتوانند با بکاربستن روشها و اصول این کتاب نه تنها تغییری اساسی در روش انتخاب شغل و زیست فردی خود به وجود آورند بلکه از فرهنگ جاافتادهی سرمایه داری و مصرف کنندگی نیز نجات خواهند یافت و زندگی آرام و بدون دغدغهای را خواهند گذراند. از آنجا که فرهنگ مصرف کنندگی روزبه روز در حال گسترش است و همه کره زمین را از لحاظ از بین رفتن منابع تهدید میکند تغییر در الگوهای زندگی، بسیار مورد توجه قرار گرفته است و نویسنده در
Displaying 1 - 26 of 26 reviews






















