نوشتههای کوتاهی که در این کتاب آمدهاند همانقدر داستانکوتاهند که مقاله یا پژوهشهای روانکاوانه. این قطعات که در قالب اولشخص روایت شدهاند، بیشتر به خاطره شبیهند و گاه آدمی را به یاد سبک اورول و موام در خاطرهنویسی میاندازند. هر یک از فصول کتاب به موضوع خطیری میپردازد، از جمله ماهیت اشتیاق، نقش سرنوشتساز وهم و وهمزدایی از زندگی آدمی، ماجراجویی در تقابل با کوتهفکری، ارزش مهارت و تخصص، ریشه و اجزای قهرمانگرایی و ... نثر بولونینی دلپذیر است و صمیمیتی دلفریب دارد. از همین روست که ظهور مفاهیم روانکاوانه در متن به معنای تحمیل اصطلاحات فنی این رشته نیست، بلکه بیشتر محملی است برای روشنساختن مطلب به روشی خلاق.
[چرا اینقدر نوشتن برام سخته؟ و چرا تلاش مذبوحانه میکنم برای ریویو نوشتن؟ نمیدونم.] اما کتاب مجموعهای از روایات زندگی روزمرهن. درمورد چیزهای خیلی عادی... اما تحلیل روانکاوانه هم دارن. و چون اصطلاحات تخصصی استفاده نکرده، خوندن و درک کردنش خیلی راحتتره. اما به فکر فرو میبرتتون. به احساساتتون بیشتر فکر میکنید. به حس دیدن یک درخت بزرگ. به وطن. به حیوانات. به فقدان... خیلی چیزها.
کتاب چون باد، چون موج شامل ده داستان کوتاه خاطرهگونه از یک روانکاو ایتالیایی هست. چیزی که در مورد این کتاب دوست دارم اینه که چطور روزمرگی مارو که شامل برخورد با اتفاقات، انتخابها، آرزوها و امیال و عادات و... ست، تحلیل روانکاوی میکنه. . برای سادهتر توضیح دادن ژانر داستانی کتاب برگردیم به این سوال که اگر آزاد بودین که هرکاری رو انجام بدین چیکار میکردین؟ یا اینکه اولین خاطرهای که توی ذهنتون میاد چیه؟ حستون نسبت به شهرآبا اجدادیتون چیه؟ اگر بخواین کلکسیونی از وسیلهای جمعآوری کنین چیه؟ جوابهای ما به این سوالات میتونه بر اساس گرههای نامرئی باشه که از ناخودآگاه فعالمون به وجود اومدن. . و خب کاری که یه روانکاو انجام میده همینه؛ به داستانهای ما گوش میده و گرهها رو باز میکنه... . به غیر از این توی این کتاب اصطلاحات فنی نمیبینین همینطور که گفتم داستانه. اخر هر داستانی نویسنده یک استدلال روانکاوانه داره که کتاب رو از کتاب داستانهای معمولی متمایز میکنه.
کتاب متفاوت و قابل توجهی بود، البته به شرطی که با تصور مجموعه داستان کوتاه نرید سراغش. شامل ده تا داستان(؟) کوتاه خاطره گونه که محصول تجارب شخصی یه روانکاو ایتالیایی از مراجعانش بود. داستانها بدلیل گزارش گونه بودنشون، ساده و بدون پیچش بودن ولی بُعد اصلی و قابل تامل این کتاب، نه روند داستانیش، بلکه استنتاجات نهایی نویسنده از وقایع داستانها با تحلیل روانکاوانه بود؛ تحلیل هایی که اکثرن بسیار جالب توجه و خواندنی و تامل برانگیز بودند. ترجمه خوب و روونی هم داشت و مطالب رو تا حد زیادی منتقل میکرد. در مجموع کتابیه که خوندنش رو توصیه میکنم. حتا خوندن چند باره بعضی داستانها و تحلیلهای کتاب هم برای فهم بهتر بعضی نکات توصیه میشه.
در کمال تعحب و بسیار از دور از انتظار دریافتم که من، یکسرکوبشده هستم و سرکوبشدگی شاید بیش از از اینکه یکمفهوم اجتماعی باشد، یک مفهوم روانشناسانه است
اینکتاب، اولين برخورد من با یکروانکاو بود و به راستی تجربهی خوب بود
روزی که کتاب دستم رسید، روانم آن "آها"ی معروف را گفت و اضافه کرد: "اینک پاسخ. بیا یکبار دیگر دست بیاندازیم به گلوگردن آن گره قدیمیه، آن عمیق عمیقه. آنکه سالها زیر خروارها خاک خوابیده بود و تازهتازه داری حفاریاش میکنی که گوشههاییش رخ نمایانده اما هنوز تکهپارههاش را نتوانستهای بجوری و هم بیاوری و گنج را توی دستهات بگیری. آنکه بابتش رنج دوران بردی، خوندل خوردی...مممم... حالا چی کار کنم که یادت از تکهپارههایی که طی سالها جمع کردهای، بیاید؟ آها، ابزار همیشگی من، رویا. همان رویای تکرارشونده این سالها که ازش سر در نمیآوری. درعین حال حرصت را درآورده" شب، خواب معهود را دیدم و صبح کتاب را خواندم و یک *آها* از بن جان. و یک جهش بزرگ در خودشناسی.
بسیار ازم میپرسند و خود از خود میپرسم که چرا انقدر میخوانی؟ ما مسافرهای دنیای درون، گاه تکهپارههای خود را لابلای کتابها مییابیم و *فردیت* خود را هم میاوریم.
Interessante raccolta di racconti dello psicoanalista Bolognini, che si aggancia a ricordi personali, osservazioni cliniche e qualche paziente. Di questo volumetto ricorderò due cose: la memorabile immagine del mulo con sopra un cane e il pastore, e la frase "fottuto parassita", gradita espressione colorita in un testo dal linguaggio altrimenti aulico.