چاپ اول این کتاب در دی ماه 1345 در پانصد هزار نسخه در چاپخانه بانک ملی ایران صورت گرفته است.
از متن کتاب: "ما انقلابی را انجام دادیم که بقول آبراهام لینکلن: بدخواه هیچکس نبود، و در عوض خیرخواه همه کس بود. هدف آن تنها یک چیز بود، و آن این بود که حق را آنطور که خواسته خداوند است بمردم بدهیم و در این راه از هیچ قدرتی بجز از خداوند نهراسیم"
فهرست: مقدمه - اصلاحات ارضی - ملی شدن جنگلها و مراتع - فروش سهام کارخانه های دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی - سهیم شدن کارگران در سود کارگاهها - اصلاح قانون انتخابات - سپاه دانش - سپاه بهداشت - سپاه ترویج و آبادانی- خانه های انصاف - نظری به سایر آثار انقلاب ایران - انقلاب ایران و سیاست جهانی ما
(Former) Shah of Iran, Shah of Persia (Persian: محمدرضا شاه پهلوی ; [mohæmˈmæd reˈzɒː ˈʃɒːhe pæhlæˈviː]), ruled Iran from 16 September 1941 until his overthrow by the Iranian Revolution on 11 February 1979. He was the second and last monarch of the House of Pahlavi of the Iranian monarchy. Mohammad Reza Shah Pahlavi held several titles: His Imperial Majesty, Shahanshah (King of Kings, Emperor), Aryamehr (Light of the Aryans) and Bozorg Arteshtārān (Head of the Warriors, Persian: بزرگ ارتشتاران).
The young prince came to power during World War II after an Anglo-Soviet invasion forced the abdication of his father Reza Shah. During his reign, the Iranian oil industry was nationalized under Prime Minister Mohammad Mosaddegh, and Iran marked the anniversary of 2,500 years of continuous monarchy since the founding of the Persian Empire by Cyrus the Great. The Shah's White Revolution, a series of economic and social reforms intended to transform Iran into a global power, succeeded in modernizing the nation, nationalizing many natural resources, and extending suffrage to women.
A secular Muslim himself, the Shah gradually lost support from the Shi'a clergy of Iran, particularly due to his strong policy of modernization, secularization, conflict with the traditional class of merchants known as bazaari, and recognition of Israel. Various additional controversial policies were enacted, including the banning of the communist Tudeh Party, and a general suppression of political dissent by Iran's intelligence agency, SAVAK. Amnesty International reported that in 1978 Iran had as many as 2,200 political prisoners.
Several other factors contributed to strong opposition to the Shah among certain groups within Iran, the most notable of which were the U.S. and U.K. backed coup d'état against Prime Minister Mosaddegh in 1953, clashes with Islamists, and increased communist activity. By 1979, political unrest had transformed into a revolution which, on 16 January, forced the Shah to leave Iran. Soon thereafter, the Iranian monarchy was formally abolished, and Iran was declared an Islamic republic.
به یاد تاریخ میافتادم که چطور روزی ثروت و اقتدار و عظمت این مملکت، دنیایی را خیره میکرد! و روزی دیگر مردم آن رنجور و گرسنه و بیپناه و بیمعوا و اسیر فقر و بیسامانی بودند! چطور روزی شاه سلطان حسین صفوی در پایتخت خودش به دست یک مشت دزد قافلهزن محاصره میشد و به فاصلهی بسیار کوتاه بعد از آن، از همین مملکت مردی مثل نادر بر میخواست و دنیایی را از فتوحات خویش اسیر شگفتی میکرد.
انقلاب سفید کتابیست که محمدرضا پهلوی در یازده فصل آن را نوشته و به یادگار گذاشته است. شاه فقید در نه فصل ابتدایی به نه اصل انقلاب سفید یا به تعبیری دیگر، انقلاب شاه و مردم میپردازد. او به تفصیل در مورد این اصول و چرایی نیاز آنها در اجتماع سخن میگوید و در دو فصل نهایی به جمع بندی و نگاه از خارج به آنها میپردازد. البته انقلاب سفید در ابتدا دارای شش اصل بود اما در ادامه اصول بیشتری به آن اضافه شد که در این کتاب که به سال ۱۳۴۵ در چاپخانه بانک ملی ایران در تیراژ نجومی ۵۰۰هزار نسخه به فرمان همایونی چاپ و منتشر گردیده، فقط به نه اصل آن پرداخته شده است. از شمارگان کتاب پرواضح است که شاه میخواست کتابش خوانده شود اما این بدان معنا نیست که لازم است در آن دوره خوانده شود. ما نیز باید بخوانیم نه برای آنکه شاه فقید این را میخواست بلکه برای اینکه ایران را بشناسیم. برای شناخت جامعهی ایران باید تاریخ را خواند. باید بسیار خواند. باید از زبان مورخان دورهی قاجار خواند، از زبان مورخان دورهی پهلوی خواند، از زبان مورخان حتی دورهی جمهوری اسلامی خواند چون هیچ مورخ و پژوهشگری نیست که به سویی غش نکرده باشد! این خواننده است که باید بخواند و بخواند تا بتواند بد و خوب را از یکدیگر تشخیص دهد و در مقام قضاوت بنشیند.
من برای معرفی این کتاب ویدئوی مفصلی ضبط کرده و در یوتوب آن را منتشر کردهام. در آنجا هر یک از اصول را نام برده و در مورد آنها صحبت کردهام و همچنین نگاهی مختصر و گذرا به عملکرد محمدرضا پهلوی و پدرش، رضاشاه و خدماتش به ایران و ایرانی پرداختهام. در صورت علاقه میتوانید برای تماشای ویدئو به کانال یوتوب من سر بزنید.
فایل پیدیاف کتاب را در کانال تلگرام آپلود نمودهام. در صورت نیاز میتوانید آنرا از لینک زیر دانلود نمایید. https://t.me/reviewsbysoheil/741
سخنان آریامهر در بخش اصلاحات ارضی در وصف قیام پانزده خرداد (بخشی از انقلاب سفیدِ چاپ شده برای سال پنجم دبیرستان): «بلافاصله اقدامات تخریبی فراوانی حتی همراه با قتل و شرارت آغاز شد که مهمترین آنها بلوای جنوب و غائله نامیمون تهران در خرداد سال بعد بود. این غائله به تحريك عوامل ارتجاع توسط شخصی صورت گرفت که مدعی روحانیت بود ولی اصلا معلوم نبود خانواده وی از کجای دنیا آمده است . در عوض مسلم بود که این شخص ارتباط مرموزی با عوامل بیگانه دارد بطوری که بعداً دیدیم که رادیوهای آوارگان بیوطن حزب سابق توده یعنی حزبی که اصولا با خداشناسی مخالف بود از این شخص بکرات با عنوان آیت الله تجلیل کردند و مقام او را به اصطلاح معروف به عرش رسانیدند ولو اینکه احیاناً تحریکات این شخص از جای دیگری آب میخورد.»
بسیار خواندنی است! نسخه فیزیکی آن را به زحمت از طریق یکی از دوستانم در خیابان انقلاب پیدا کردم. چالشهای موجود و اصول انقلاب سفید از زبان خود ایدهپرداز اصلی آن بسیار شفاف بیان شدهاند. به شخصه اعتقاد دارم گرچه این انقلاب در آن برهه از تاریخ ایران به صورت تئوری بسیار پیشرو بوده، اما در حیطه عمل نقدهایی بر آن وارد است. با این حال به عنوان یک علاقهمند به تاریخ معاصر ایران خواندن آن میتواند روزنههای فکری بسیار شورانگیزی در شما ایجاد کند.
The Shah's White Revolution, a series of economic and social reforms intended to transform Iran into a global power, succeeded in modernizing the nation, nationalizing many natural resources, and extending suffrage to women. This is definitely a biased approach towards the White Revolution as it is written by Shah himself but still very informative and argumentative.