ایرانیان از یک سو ملتی هستند با میراثی بسیار غنی و از سوی دیگر در مرحلهای سرنوشتساز از تاریخ خود قرار دارند. کوشش آنها در دو دههی گذشته در دموکراسیسازی و گسترش مشارکت عمومی دلالت بر این دارد که میخواهند سرنوشت خود را به دست بگیرند و در جهان امروز ایفای نقش کنند. راست این است که برای بازیگری در روند تمدنسازی، نخست باید نسبت به این میراث غنی آگاهی داشت و آن هم به دست نمیآید، مگر به این پرسش که «ایرانی کیست» پاسخی کلان داده شود؛ پاسخی که هم رابطهی او با گذشتهاش را حفظ کند و هم حرکت او به سوی آینده را استوار. این گام در عصر حاضر که ویژگی آن «یک تمدن» (تمدن رایانه و فناوری) و «چند فرهنگ» است و هم ضروری و هم امکانپذیر است. محتوای کتاب مشکلهی هویت ایرانیان امروز کوششی است برای صورتبرداری بیطرفانه از عناصری که این پاسخ کلان را میسازند. با این حال، هویت مقولهای انتزاعی، نامتغیر، ایستا و ابدی نیست. سیر تاریخی «رودخانهی هویت ایرانی» نشان میدهد که دورانهای تولید تمدنی و فرهنگی در تاریخ ایران، ایرانیان به وجهی ابتکارآمیز مناسبات خود با خود، با دیگر همنوعان، با زمان و با مکان خویش را بازآفرینی، بازتعریف و بازسازی کردهاند. مفروض کتاب حاضر این است که هویت بهنگام و برای عصر جهانی شدهی ایرانیان چند بعدی است و بهناچار باید با خمیرمایههای ایران، دین، سنت و تجدد قوام و دوام یابد. گفتارهای کتاب، هم به تحلیل هریک از این لایهها و هم، به بازسازی و تلفیق تازهای از آنها پرداخته است.
چون تخصصی در این بحث ندارم و در جهت یادگیری اون هم حرکت نمیکنم، نمیتونم به این کتاب امتیاز بدم. اما تلاش میکنم کلیتی از ایدهای که نویسنده میخواسته مطرح کنه رو ارائه بدم، تا اگر دوست داشتید مطالعه کنید! ۱: آشنایی با نویسنده ۲: رودخانه هویت ایرانی و دو قرن رکود ۳: عامل اول ایران ۴: دین ۵: سنت ۶: تجدد
(۱) فرهنگ رجایی، استاد علوم سیاسی و رئیس دانشکده علوم انسانی دانشگاه کارلتون شهر اتاوا کاناداست. حوزه مطالعات او سیاست و فلسفه سیاسی شرق و غرب است. رجایی سال ۸۲ با نوشتن کتاب مشکله هویت ایرانیان امروز، تلاش کرد توضیحی از چیستی هویت ایرانیان معاصر ارائه دهد.
(۲) ایده رجایی این است که رودخانه هویت ایرانی در چهار بستر به وجود آمده، ایرانی بودن، دیندار بودن، سنت و تجدد که دو مورد اول در مرکزیت و حکم محتوا و شالوده اصلی هویت و دو بخش دوم در حکم روش آن است.
رجایی توضیح میدهد که ایرانیان در ۲ قرن اخیر، مشغول به خود شده و از ایفای نقش و بازیگری در سطح تمدنی بازماندهاند. برخلاف دوره ودایی، اوستایی و دوره صفوی که ایرانیان به بهترین شکل به بازیگری تمدنی پرداخته بودند! طبق این تبیین، مشکلاتی که ایرانی امروز با آن درگیر است، نه صرفاً از جنس مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که از جنس هویتی است!
پس متخصصین و متعلقین به علوم انسانی باید تلاش کنند تا این چالشها را شناخته و قدمهایی در جهت ارتفاع این موانع بردارند. به همین منظور رجایی توضیح میدهد که استعمال واژه مشکله به همین دلیل است. که مشکله، مسئلهایست که صرفاً یک پاسخ ندارد و دارای سطوح و لایههای مختلفی میباشد.
(۳) در ادامه کتاب، نویسنده محترم در چهار فصل، چهار عنصر بسترساز رودخانه هویت ایرانی را توضیح میدهد. ایران و ایرانی بودن به عنوان اولین خصیصه هویت ساز شناخته میشود که خود دو عامل فردیت عارفانه و تساهل و تعامل را در دل خود دارد.
(۴) عامل دوم یعنی دین به این مسئله اشاره دارد که ایرانیان در طول سالیان، انسانهای دینداری بودهاند که خدایی واحد را میپرستیدند و همین ویژگی بستر پذیرش اسلام توسط ایرانیان را فراهم کرد. به نظر رجایی این که اسلام به ضرب زور و غارت به ایران وارد شد، نگاهی تقلیلگرایانه و حاصل عدم دید همهجانبه است!
(۵) عامل سوم سنت است. نویسنده ابتدا توضیح میدهد که سنت به خودی خود، امر غیرمعقولی نیست. سنتها مادامی در یک جامعه بقا دارند که کارکرد داشته باشند. این کارکرد داشتن لزوماً به معنای حقیقت داشتن نیست. چنان که ما در کلام و محاوره میگوییم مثلاً خورشید بالا آمد! اما میدانیم که حقیقت این است که خورشید ثابت است و ماییم که در دورانیم! اما همچنان این ساختار جملهبندی در توصیف این پدیده منسوخ نشده. چون که در حقیقت، هنوز این گفتار کارایی دارد! هیچ جامعه و تمدنی بدون سنت نمیتواند به بازیگری بپردازد. زیرا عقبه و گذشته یک ملت ریشه در سنتها دوانده و از طرفی تعصب بیجا و بی منطق نسبت به سنتها هم امر مذمومی است که منجر به سنتیگری میشود و ما را در دام تحجر میاندازد. سنت در شرایطی پویا و روزامد یکی از زمینههای اصلی هویت ایرانی معاصر است.
(۶) و اما آخرین و چالش برانگیز ترین اصل اساسی هویت ایرانی معاصر، تجدد! مسئلهای که از همه مسائل و اصول قبلی نو تر است و اساسأ جایی است که هویت ایرانی در دویست سال اخیر سکوت کرده. تجدد را میتوان مشکله روشنفکری هم نامید. تلاشی برای بهروز بودن و پویا بودن. تلاشی که در جهتی اشتباه به تجدد ستیزی و تجدد زدگی هم میتواند بیانجامد. اگر فرهنگ ایرانی توانست در برابر اسلام قرائت تازه خودش را با حفظ استقلال و بازیگری تمدنی ارائه دهد، در مواجهه با تجدد این مهم به وقوع نپیوسته است و تلاش این دو قرن متفکران ما معطوف به نیل به نوعی تجدد بومی بوده است. اما در نهایت چه باید کرد؟
این خلاصهای از طرح بحث و پاسخ اجمالی فرهنگ رجایی به سوال چیستی هویت ایرانی معاصر بود.
یک مقاله است تا کتاب و نویسنده از هر دری سخنی رانده و چیزهایی بیان می کند که هویت ایرانی امروز چیست ولی در واقع تنها چیزی که بعد از خواندن کتاب دست نمی یابد همین عنوان کتاب است!! مشکله هویت ایرانیان امروز عنوان قشنگی است ولی مطلبی از درون کتاب دریافت نکردم. خواندنش با نخواندش توفیری ندارد که مسئله را پاسخگو نیست. اگر کمتر از یک ستاره بود حتما میدادم.
نثر سخت عدم شیوایی نوشته و همچین نداشتن ساختارمنظنم باعث می شود خواندن این کتاب تبدیل به تجربه ای طاقت فرسا شود البته که در کنار این معایب اطلاعات خوبی در آن درج شده
به طور کلی این کتاب انتظاراتم را آن گونه که باید برآورده نکرد. همانطور که نویسنده اذعان دارد، مسئله هویت یک مُشکله است و بنابراین راه حل واحدی ندارد؛ از این رو هرچند به شخصه راه حل ارائه شده توسّط ایشان را بصیرتزا و تا حدّی کارگشا میدانم، امّا معتقدم که کامل نیست و نیاز به تأمّلات بیشتری در این باب است و به طور حتم این کتاب راه حل نهایی و سخن غایی در این مسئله نیست. با این حال به علاقهمندان توصیه میکنم سخنرانیهای دکتر رجایی (با موضوع "قانون عقل جهانداری" در دانشکده حقوق دانشگاه تهران، با موضوع "ادب سیاست" در گفتگوی اندیشمندانه اتاوا، با موضوع "آسیبشناسی اندیشهورزی در ایران معاصر" در دانشگاه مفید) را مطمح نظر قرار داده؛ چرا که به گمان من بسیار بصیرتزا و پربارتر هستند و همچنین بسیاری از مطالب مهمی که در بافتار موضوع خاص این کتاب به حاشیه رفتهاند، در آن سخنرانیها به طریقی بهتر گشوده شدهاند.
as the author said it's not solid idea but he mentiond good things about iranians and iranian culture ... but at last we want a idea for staring over ... ;)