یافتن و خواندن چنین آثاری جرقه ی امیدی در تاریکی وضعیت صنعت و اقتصاد کشورمان است ولی حدود بیست سال پس از تالیف این کتاب وقتی به وضعیت فعلی مجموعه ی توصیف شده (شرکت کنتورسازی) مینگریم، با تاسف از آن کورسوهای روشنایی هم دیگر خبری نیست . با اینحال برای افرادی که فکر میکنند آموخته های آکادمیک میتواند در مدیریت و هدایت واحد های اقتصادی کافی باشد خواندن کتاب هایی از این دست لازم است زیرا حوزه ی اقتدار یک مدیر ایرانی حائز هیچ از یک از استانداردهای شناخته شده ی دنیا نیست و تاثیرگذاری در چنین محیطی که با انواع مقاومت های خواسته و ناخواسته ی درونی و بیرونی سازمان مواجه است.