Jump to ratings and reviews
Rate this book

کولی با شکلات تلخ

Rate this book
در کتاب ارزشمند جان مارشال ریو در تعریف انگیزه آمده است: انگیزه به رفتار نیرو و جهت و استقامت می دهد. در زندگی من ادبیات به جای انگیزه این کارها را انجام می‌دهد.
ادبیات شکل زیبای خوشبخت شدن است. احتمالا شما هم وقتی کتاب جذابی می‌خوانید یا به سخنرانی پرمغزی گوش می‌دهید، یا بعد از مصرف هر محصول هنری زیبا، دلتان می‌خواهد از خانه بیرون بزنید و کاری کنید: به عابران ناآشنا لبخند بزنید، به کسی کمک کنید و دست آخر در ایستگاه اتوبوس یا روی نیمکتی بنشینید و به رفت و آمد آدم‌ها نگاه کنید و یا حتی با خیره شدن به چراغ‌های روشن خانه‌ها خیال‌پردازی کنید. بعد می‌بینید به ناگاه ایده‌ای که سرگردان و کلافه، ماه‌ها در ذهنتان ولگردی می‌کرد خودش را با رنگ و بویی تازه ارائه می‌دهد و میل عجیبی به شدن از خود نشان می‌دهد.
بله، زیبایی همواره شما را به حرکت وا می‌دارد. داستان‌های این مجموعه هم اینچنین هستند. علاقمند هستند رابطه‌ها را ترسیم کنند. حال در این رابطه‌ها، زن‌ها و رفتارها و افکارشان مهم‌تر هستند. زن‌ها ذاتاً شهرزادهایی هستند که تا همیشه هزار و یکشب‌هایی نگفته دارند. زمانی از ترس جانْ لب به قصه گفتن می گشایند و زمانی دیگر برای شناختن بیشتر خود و شناساندن خود. به‌نظر شما این طور نیست؟
کولی با شکلات تلخ داستان‌هایی از زنان این سرزمین است، با لبخندها و گریه‌ها. بیم‌ها و امیدها و...

104 pages, Paperback

Published April 1, 2016

5 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (12%)
4 stars
2 (25%)
3 stars
2 (25%)
2 stars
1 (12%)
1 star
2 (25%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Mostafaa_torshizy.
11 reviews3 followers
January 28, 2024
به گمانم برچسب داستان آپارتمانی زدن به برخی داستان‌ها توهین به نویسنده و دغدغه‌هایش است. به هرحال هرانسانی احساسی و جهانی دارد حالا یکی ابعاد جهانش به اندازه یک میدان جنگ است و دیگری به قدر آپارتمانی ۷۵متری. مهم ظرافت در نقل احساسات و حوادث است که عمق داستان را می‌سازد.
شیوه نقالی این خانم را دوست داشتم
Profile Image for نشر اسم.
12 reviews64 followers
June 20, 2018
عطا دیگر آن عطای پنج سال پیش نیست. زود خسته می شود. خوابش را به همه چیز ترجیح می دهد. وقتی سردرد می گیرد غذا نمی خورد. از وام گرفتن می ترسد. از بی پولی می ترسد. از اینکه مجبوریم بچه ای داشته باشیم می ترسد! - حتی یک بار وقتی باهم فیلمی را تماشا می کردیم که در آن مردی، زن و دو دخترش را با یک نامه دو خطی برای همیشه ترک کرده بود، گفت: «آخ اگه این مسئله تو ایران مد بشه... دیگه هیچ مردی تو خونه ش نمی مونه.» زن در فیلم مدام به دیگران می گفت دو خط نوشته، فقط دو خط ! بعد از ده سال گذاشت و رفت. زن اعصاب خرد کنی بود. اگر من هم جای شوهرش بودم می گذاشتم و می رفتم. ولی چرا عطا آن حرف را زد؟ معلوم است. برای اینکه او هم دلش می خواهد از زیر بار این همه مسئولیت... این همه؟ کدام این همه؟ من که هیچ اعتراضی ندارم. من که طلا نمی خواهم. بهانه سفر نمیگیرم. نمی خواهم ماشین مان شاسی بلند بشود. نمی خواهم موکت های خانه را بکنم، کف را سرامیک کنم. نمی خواهم هر ماه بروم ماساژ. من که همه اینها را می خواهم، ولی صدایم درنمی آید، مستحقق داشتن این جور شوهری نیستم.
تازه شوهری که بخواهد مثل یک مرد آمریکایی با دو خط نامه زنش را بگذارد و برود به درد لای جرز دیوار هم نمی خورد.
________________

📖 کتاب #کولی_با_شکلات_تلخ
🖋 نویسنده: #سندی_مؤمن
📚 #نشر_اسم
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.