برداشتهایی از طبیعت بیجان و جانبخش، طبیعت جاندار و جانستیز و دنیای پندار استوار بر آن: قطعه شعرهای کوتاه شاعر در دههٔ هشتاد همراه با تصویرهایی چالشگر با خیال که برداشت نقشپردازند از لحظههای بیم و امید زیستن در چنین دنیایی.
کتاب "گوش به زنگ باران" مجموعه قطعات کوتاهِ سپید و اشعار هایکو-مانندِ مجسّمه ساز و شاعر زرتشتی، بیژن اوشیدری، است. در بسیاری از آثار این مجموعه تقابل دوگانه ی تاریکی/روشنایی و نیز نیکی/بدی به نحوی هنرمندانه و واکاوانه ترسیم شده اند. اکثر شعرها در این کتاب تصویرپردازیِ نیرومندی دارند و مسائل شخصی، وقایع تاریخی و رسوم و اساطیر زرتشتی در بُنِ آنها نهفته است.