Jump to ratings and reviews
Rate this book

توسکا

Rate this book
سروکله‌ی پروفسور شاندو همیشه اواخر تابستان و اوایل پاییز پیدا می‌شد. جلوی موهایش ریخته بود، اما از پشت سر به شانه‌هایش می‌رسید. به شکلی که وقتی در کوچه و خیابان‌های لنگرود راه می‌رفت، آفتاب بر پیشانی پر از خطوطش چنان منعکس می‌شد گویی بر آیینه‌ی شکسته‌ای می‌تابد یا بر آبی که بر آن تلنگری زده باشند.

264 pages, Paperback

First published January 1, 2013

4 people want to read

About the author

مهدی اخوان لنگرودی به سال ۱۳۲۴ در شهر لنگرود به دنیا آمد. پدرش صاحب کارخانه چای بود. وی دوران کودکی، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در لنگرود گذرانید. ورود به رشته جامعه شناسی دانشگاه ملی، توانایی وی در سرایش ترانه و آشنایی وی با کوروش یغمایی، شکل گیری یکی از ماندگار ترین ترانه های آلترناتیو راک ایران، گل یخ در مقام ترانه سرا رقم خورد. در سال ۱۳۵۱ از دانشگاه ملی ایران در رشته جامعه‌شناسی فارغ‌التحصیل و برای اخذ مدرک دکتری راهی وین شد
خستین دفتر شعرش با عنوان سپیدار در سال ۱۳۴۵ با مقدمهٔ محمود پاینده لنگرودی چاپ شد. از دیگر آثار شعری وی می‌توان به چوب و عاج ۱۳۶۹، آبنوس بر آتش ۱۳۷۰، خانه ۱۳۷۵، سالیا ۱۳۷۸، گل یخ (برگزیده اشعار) ۱۳۷۸ اشاره کرد.

از داستان‌ها و رمان‌های اخوان لنگرودی می‌توان آنوبیس ۱۳۷۴، درمان ۱۳۷۵، پنجشنبه سبز ۱۳۷۵، ارباب پسر ۱۳۷۷، در خم آهن ۱۳۷۹، الا تی تی ۱۳۷۸ و توسکا ۱۳۹۲ را نام برد.

سایر آثار: یک هفته با شاملو[۱] ۱۳۷۳، خدا غم را آفرید، نصرت را آفرید ۱۳۸۰، از کافه نادری تا کافه فیروز ۱۳۹۲، ای دل بمیر یا بخوان (ترجمه اشعار خوان رامون خمینس)۱۳۷۳، ببار اینجا بر دلم (گفتگوی بهزاد موسایی با مهدی اخوان لنگرودی) ۱۳۸۴.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
3 (100%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Shayan.
10 reviews8 followers
May 24, 2018
برای رسیدن به پاسخی مناسب برای «چگونه ننویسیم؟» و یا پیش از این «به عنوان نویسنده به چه چیزهایی فکر نکنیم؟»توسکا بهترین نمونه است.
تقریباً هیچ نقطه اتکایی در رمان موجود نیست. شخصیت‌ها پرداخت‌های ناپخته دارند، پلات‌ها سطحی انتخاب شدند و از همه بدتر؛ تقریباً تمام شخصیت‌ها حقیقی‌ند و خارج از داستان در محدوده جغرافیایی خود داستان زندگی می‌کنند و یا کرده‌اند.
از این رو تقریباً هیچ چیز زاده تخیل نویسنده نیست. به نظر با این فرض که من برای «لنگرود» لات‌کاظم، انجیرکیلو، دکتر مظفری و الخ را دارم تصمیم به نوشتن رمانی «برای مردم شریف لنگرود» کرده و پس از آن تنها با ایجاد ارتباط سطحی بین شخصیت‌ها، ارتباطات را به نثر تبدیل و اسمش را رمان گذاشته که حقاً ارزشی بیشتر از سریال‌های سطحی ترکی نداشت لذا اگر پس از بیست‌سی صفحه رهایش کنید آنچنان چیزی را از دست نداده‌اید.
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.