اثر مزبور برخلاف ابرام کتاب سوزان و کتاب شوییان وزارت سلیقه قبیله عاری از تفرقه افگنی و مشحون از واقعیت های عینی و تاریخی جامعه ماست که به رغم کاستی های متذکره، ما را در شناخت دقیق جامعه شناشی جامعه مان کمک می کند. در یک کلام، تصویری کردن عنعنات حاکم، بیان نابهنجاریها، نشان دادن تقابل و اصطکاک منافع حاکمان قدرت مطلق از جمله مولفه های است که اثر را پربار و خواننده را به شناخت بیشتر رهنمون می کند.
خیلی خوب بود. مخصوصا داستان «عاشقیبازی». من نسخهی صوتی این کتاب را در راه انتورپ به ارفورت شنیدم و لذت بردم. موسیقیای که بر صوت کتاب افزوده شده، زیر و بم آن را زیادتر کرده و شنونده لذت میبرد. کتاب تلفیق خوبی است از فولکور و داستان و بخشهای از آن در رمان طلسمات که هفت سال بعد از این کتاب به نشر رسید، تکرار شده. تصویر خوبی از حافظه جمعی هزارهها داده شده و به درد پژوهشگرانی میخورد که بخواهند روی این حافظهی جمعی مطالعات مردمشناختی کنند. ظاهرا ارجاعات مکررش به رابطهی پرتنش «اوغان و هزاره» باعث شد که وزارت اطلاعات و فرعنگِ کریم خرم کتاب را پس از نشر در دریا بیاندازد. این ارجاعات مرا مدام مثنی «اوغان و هزاره» سید ابوطالب مظفری میانداخت.