ديگر مثل قديمها نيست كه هر كس را از خانوادهاش بتوان شناخت. اكنون چنان خصوصيات متفاوتی در ميان فرزندان همچون اختلاف شب و روز جاریست كه گاه فرزند در ظاهر هيچ نشانی از خانواده ندارد. ما كه به سادگی ديگران را به خوب و بد تقسيم میكنيم گاهی فراموش میكنيم آنان را در موقعيتشان ببينيم. يكی خوب است از ديد ما، چون در شرايط بد قرار نگرفته و آن يكی بد، چون در موقعيتی نامساعد بوده است. با همين دلايل افراد يك خانواده را خوب و بد میبينيم، درست يا غلط! اما نبايد فراموش كرد كه در ميان تمام افراد ذات آدمیست كه روزی خود را نمايش و بروز میدهد. حتی در بدترين و سختترين شرايط بالاخره آنچه جوهر اوست برون میريزد زمانی كه ديگر تصورش را نمیكرديم؛
Sogol.book 《موهای بلند او را جمع کرد و چفیه را دور آن بست و در حالی که گره میزد زیر لب زمزمه کنان گفت : گیسوان تو شبیه است به شب اما نه! شب که انقدر نباید به درازا بکشد خودشناسی قدم اول عاشق شدن است وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد عقل یکدل شده با عشق،فقط می ترسم هم به حاشا بکشد هم به تماشا بکشد》 به ساز دلم کتابی خوشخوان اثر خانم شفاعیست که از نشر شادان به چاپ رسیده است و در اولین دورهی جایزهی لیلی ، از بین دویست اثر ، نامش در بین ده اثر برتر مرحله نهایی قرار گرفت. داستان روایتگر زندگی محمد حسین ، پسر بزرگ خانوادهی سنتی و مذهبیِ حاج مصطفی ضرغام است .محمد حسین شبی دختری را از دست رانندهی مزاحم نجات میدهد و ناخواسته اسیر یک ماجرا چالش برانگیز میشود . ماجرایی که برای محمدحسین عشق و غم را همراه دارد و این ماجرا کم کم تمام خانوادهی ضرغام را درگیر میکند. به ساز دلم رمانی عاشقانه و با نثری روان و پر از دیالوگ های دلنشین است. گرچه داستان گنگ شروع میشود و نویسنده میتوانست چند صحنه را ابتدای داستان را حذف کند ، اما بعد از خواندن چند ، داستان ریتم میگیرد و کشش زیادی را برای مخاطب ایجاد میکند. از نقاط قوت کار میتوان به صحنه سازی و داستان پردازی اشاره کرد . داستان از ابتدا فضای مرموزی دارد و معماهای پرکشش سبب میشود مخاطب در پی یافتن پاسخ سوال های خویش که در طول ماجرا برایش پیش میآید ، همراه با عاشقانهای دلنشین و تعلیق بالای رمان ، قدم به قدم با رمان پیش برود تا گرهی معماها باز شود و نویسنده با حوصلهی تمام و در جای مناسب گره های داستان را باز میکند و با چرخش های به موقع ، مخاطب را غافلگیر میکند. کتاب شامل فلش بک هایی به اندازه است . فلش بک هایی که درست درجایی که باید شروع و درجایی که باید تمام میشوند. شخصیت هایی که نویسنده خلق کرده است واقعی و قابل باور و شبیه آدم هایی هستند که بیشترمان در اطرافمان آنها را دیدهایم . با اینکه تعداد شخصیت در داستان زیاد است اما همه مهم و تاثیر گذار هستند. شخصیت های فرعی بیهوده و بیهدف وارد داستان نمیشوند و هرکدام تاثیری بر روند اصلی داستان دارند و با وجود تعدد شخصیت در داستان ، نویسنده توانسته شخصیت پردازی خوب و منطقی و بی نقص ایجاد کند ، به طوری که خواننده حتی با شخصیت منفی کتاب هم میتواند همذات پنداری کند. البته از حجم کتاب به خصوص در ابتدا میشد کاسته شود اما با اینحال داستان از کشش کافی برخوردار است . داستان از دید دانای کل روایت میشود و انتخاب راوی دانای کل بسیار مناسب بوده است. صحنهی پایان داستان هوشمندانه انتخاب شده است و سبب میشود شما با لبخند کتاب رو کنار بگذارید . اگر شما به رمانی با عاشقانهی ناب و پرچالش با چاشنی معما و تعلیق بالا علاقهمند هستید ، مطمئناً از خواندن این رمان لذت خواهید برد .
بازخوانی این کتاب بعد از ۵ سال باعث شد کاملا متوجه این بشم که چقدر سلیقه ام تغییر کرده! هنوزم کتابشو دوست دارم اما .. از داستانهای مذهبی دیگه خوشم نمیاد🫠 نصف کتاب برام اعصاب خوردکن گذشت!