مرتضی امیری اسفندقه شاعر و پژوهشگر ادبیات است او متولد ۱۳۴۵ است. اسفندقه بابت سرودههای خود، نامزد یا برنده جایزههایی چون کتاب سال، قلم زرین و کتاب فصل شدهاست. او را از برترین نیمایی سرایان و قصیده سرایان امروز می دانند
از بهترین مجموعه هایی که خوانده ام، پر از احساس، قرص و محکم و متواضع. چیزی شبیه منظره طلوع خورشید از بالای کوه! لطیف و اعجاب برانگیز. مهمانید به پاره ای از یک نیمایی و یک غزل از این مجموعه:
1. وقتی که می گویی کبوتر از لبت ناچار یک بوسه می افتد آواز گنجشک از جیم و شین واژه ی گنجشک می ریزد موسیقی هر واژه انگاری معنای آن واژه است!
2. در جذر و مد حادثه سنگین نبینمت بالا نبینمت من و پایین نبینمت
سر تا به پا دهان پر از نقل خنده باش پیشانی گرفته ی پر چین نبینمت
با روی باز مثل نسیم سحر بخند ای شادی مغازله! غمگین نبینمت
تنهاترین ستاره ی شب های شهر باش در اجتماع خوشه ی پروین نبینمت
دست کسی به شاخه ی سبزت نمی رسد ای میوه ی رسیده! سبدچین نبینمت
دنیا وفا نداشت اگر داشت کرده بود هم دست این عجوزه ی بی دین نبینمت
معشوقه ای فراخور این قرن تلخ باش فرهاد قصه بود، نه! شیرین نبینمت
سرشار از درود و دعا باش نازنین آلوده ی تنفر و نفرین نبینمت
از من چه گفته اند به تو؟ هرچه گفته اند ای دختر سکوت! دهن بین نبینمت
نصف شب است و باز دوباره من و تو آه! ای باد صبح زود! خبرچین نبینمت
تمامی شعرهای این مجموعه _تکرار میکنم، تمامی شعرها_ روان، خوشخوان، محکم و بهمعنای واقعی شعر بود. معلوم بود که شاعر چه از جان شعرها میخواسته. من، هم با او و هم با شعرهایش تکلیفم روشن بود؛ با آنها همراه میشدم و تا پایانش را میخواندم و از توصیفات و تصویرسازیها، چینش کلمات و رعایت قواعد، موسیقی و... لذت میبردم. معلوم بود که شاعرش کاربلد است و شعر را فهمیده و میفهمد. معلوم بود که هم شعرها را خوب خوانده و هم شعر را خوب شناخته است. معلوم بود که پشت بند بند شعرهایش، گنجینهی بزرگی از ادبیات نهفته است. دربارهی نیماییهای این دفتر شعر _یا بهقول خود شاعر نیماییوارهها_ بهشدت معتقدم که از بسیاری از نیماییهایی که اینروزها میخوانم واقعیتر و نیماییتر است. معلوم است که شاعر نیما را درک کرده و توانسته بر سبک و سیاق نیما شعر بسراید و نیما را برایم تداعی کند. با همهی اینها اینطور نبود که بگویم یک شاهکار ادبی خواندم؛ اما خواندنش در یک شب برفی ساکت، روی تراس، با یک لیوان چای دمی، حسابی چسبید و مطمئنم باز هم به سراغش میروم و دوباره و چندباره میخوانمش. خواندن و داشتنش را توصیه میکنم.