یونس از خواب پرید. نفس نفس میزد. «تاریک بود، تاریک، ظلمات...» بغل دستیاش خندید. دندانهای پوسیدهاش پیدا شد. «تاریک نیه حج آقا، همه جا روشنه.» مسافران مینیبوس نمیدانستند قرار است چه اتفاقی بیفتد. برف همه جا را پوشانده بود. مه دید را کم کرده بود. چرخهای مینیبوس رنگ پریده، روی برفها خط میکشید. سرعتش کم بود و سر و صدایش زیاد؛
یک: زبان به شدت خوبی دارد و دو سوم ابتدایی این نکته قوت کار است اما به مرور از دست میرود دو: روند قصه و اتفاقات باز هم در دو سوم و نیمه ابتدایی کتاب رضایتبخش است ولی در ادامه افول میکند و نویسنده شخصیتهایی که میتوانسته از ابتدا ذره ذره وارد کند را ناگهان در پایان وارد میکند و خط تازهای برای قصهپردازی باز میکند و این تا حدودی به کار لطمه میزند سه: نویسنده با یک پایان باز خوانندهاش را روبهرو میکند و این هم برای چنین کتابی که موضوعی دینی دارد نقطه شعف محسوب میشود چهار: نویسنده شخصیت اصلی را «یونس» نام نهاده که با توجه به نام یونس و قصه قرآنی این اسم، کارکرد آن در این قصه روشن نیست در صورتی که به نظر میرسد باید یوسف نام شخصیت اصلی میشد زیرا قرابتهایی هم با داستان یوسف در قرآن دارد
یک کتاب دیگر از #علی_آرمین داستان یک سفر تبلیغی به روستایی دورافتاده و پر از خرافات روحانی داستان ما نذر کرده راهی یک سفر تبلیغی سخت شود. سختی های سفر هم از همون شروع مسیر آغاز میشود و ادامه دارد.... اتقدر که بارها روحانی قصه ما قصد بازگشت میکند... کتب لطیف و روان و دوست داشتنی است مثل بقيه ی کارهای نویسنده قشنگ ترین وجه کتاب برای من نمایش رشد بود... رشد اهالی روستا و مهمتر از آن رشد یونس ... شاید یکی از مهمترین مواردی که یک نویسنده باید در کتاب های خود نشان دهد همین رشد است. همین نتیجه و هدف امتحانات الهی همین بزرگ شدن روح آدم ها
به نام یونس مثل سایر رمانهایی که طلاب نوشتهاند غرغرو است. شخصت اول کتاب نق میزند و با آدمها فاصله دارد. اما همین ویژگیهای نامطلوب شرافتمندانه به تصویر کشیده است. دایره بیحوصلگی محدود به شخص است و علی آرمین او را به عنوان نماد و نمایندهای از طلاب و حوزه معرفی نکرده. درواقع ویژگیها و مشکلات به فردیت شخص اول رمان گره خورده. در زمانهای که طلاب نویسنده روشنفکرپسند مینویسند و برای گرفتن رضایت برخی تصویر طلاب را از اخلاق و انسانیت بهدور یا دارای ویژگیهای عجیبوغریب نشان میدهند به نام یونس کتاب ارزشمند و مغتنمی است. گذشته از اینها گرچه کتاب از دین حرف میزند و خواننده انتظار کلیشه دارد اما پایان کتاب قابل پیشبینی نیست. این یکی دیگر از نقاط قوت به نام یونس است.