این رمان با دیگر آثار مارک دوگن تفاوتی بارز دارد. ییلاق انگلیسی را خیلی ساده میتوان رمانی عاشقانه نامید، ولی نه یک رمان عاشقانهٔ سبک و بیمحتوا. نویسنده در این کتاب، فرازونشیبهای زندگی آدمی را بیان کرده که دچار سرگردانی است. او در عین اینکه همهگونه توقعی از زندگی و لذتهایش دارد، بهدرستی نمیداند دنبال چه میگردد، و این سرگشتگی، دودلی و تردیدهای هملتوار – که در جایی که باید تصمیم بگیرد و عمل کند، وا میماند و موقعی که باید خویشتنداری بهخرج دهد، دست به عمل میزند – به پریشانی و سرگردانی میرسد.
این رمان برنده جایزه گنکور و جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه شده است.
Marc Dugain is a French novelist and filmmaker renowned for his historical and political narratives. His debut novel, La Chambre des officiers (1998), inspired by his grandfather's work with World War I veterans, garnered critical acclaim and won multiple literary awards. Dugain's oeuvre often delves into the lives of prominent figures and events, as seen in works like La Malédiction d'Edgar (2005) and Une exécution ordinaire (2007). Beyond literature, he has directed several films, including adaptations of his own novels, and has contributed to theater and graphic novels. Dugain's storytelling is marked by a deep exploration of power dynamics, historical intricacies, and the human condition.
ییلاق انگلیسی ماجرای زندگی مرد اشرافزدهی میانسالی به نام دلامر را روایت میکند که در ناز و نعمت غرق است، ولی از نوعی بیقراری و خلاء درونی رنج میبرد. مردی که در حوزهی مهمی از زندگی غیرمادی خود - ارتباط با زنان - با نابسامانی و تشویش دست و پنجه نرم میکند، دچار تعلل در تصمیمگیری و ندانمکاریست، روابط عاطفی ناتمام و ناکامل با زنان گوناگون دارد و بهمریختگیهایی از این قبیل من کتاب را صرفا به اعتبار "اتاق افسران" خریدم و با توجه به معرفی پوستکندهی مترجم در پشت جلد، آمادگی روبرویی با داستانی عاشقانه را داشتم. بهرحال توقعم برآورده نشد. در مورد کتاب میتوانم بگویم که عاشقانهی سطحیای نبود، اما داستان خوبی هم نبود سطحی نبود، چون پیرنگ قویای داشت و تا حد زیادی روانشناختی؛ که از قضا بهشدت مورد علاقهی من بود: مردی که عمیقا سردرگم است و نمیداند چه چیزی میخواهد و این ناآگاهی سبب میشود همه چیز را از دست بدهد. مانند فردی که در یک حراجی بزرگ در انتخاب اجناس تعلل میکند و وقتی به خود میآید میبیند چیزی برای او نمانده داستان خوبی نبود چون اولا- شخصیتپردازی پرسوناژهای تکمیلی ضعیف بود و این موضوع به شخصیتپردازی پرسوناژ اول داستان آسیب زده (افکار و اعمال آنها روی دلامر تاثیر مستقیم داشتند و تصمیمگیریهای اساسی دلامر عموما تحت تاثیر زنان داستان بود). دوما- نوشتن چنین داستانی با تاکید بر روی جنبههای روانشناختی شخصیتها در چنین حجم اندکی کار دشواریست که بنظر میرسد نویسنده از عهدهی آن به خوبی بر نیامده. سوما- مرگ یکی از شخصیتها صرفا حربهای برای جذابیت داستان بنظر رسید و چهارم- پایان ضعیفی داشت
امتیاز من به داستان: دو و نیم ستاره
پینوشت: چند صفحه ابتدایی کتاب مشکلات نگارشی زیادی دارد و بنظر میرسد این قسمت به نحوی از زیر نگاه ویراستار، اگر ویراستاری در کار بوده باشد جا مانده است. بخصوص با توجه به این موضوع که کتاب چاپ دوم بود، از ناشر برای چنین سهلانگاریای گلهمندم. نکته دیگر آنکه سانسور در بعضی قسمتها مشهود بود و نسخه انگلیسی کتاب هم نایاب، در نتیجه به عنوان نمونه من تا پایان داستان نتوانستم بطور دقیق شغل یکی از شخصیتها را متوجه شوم. در کل با توجه به اینکه داستان عاشقانهست و قسمتهایی از آن در تخت و هتل و اینجور مکانها میگذرد احتمالا با حجم بیشتری از سانسور روبرو هستیم
مارگ دوگن، رماننویس و کارگردان فرانسوی، کتاب #ییلاق_انگلیسی رو سال دو هزار منتشر کرده. این کتاب در ظاهر رمانی عاشقانه است. اما در واقع نگاهی درونی به زندگی مردی انگلیسی-فرانسویه. . .
دوگن به روابط اتفاقی و تاثیرش در زندگی آدمها پرداخته. این نویسنده در این کتاب سعی کرده عقاید ناتورالیستی خودشو به مخاطب نشون بده. از طرفی به مسئله ایمان و عشق به خدا،اشاره کرده بدون اینکه ذرهای اغراق داشته باشه. . .
موشکافی روابط و زیر ذرهبین گذاشتنشون کاریه که اکثر نویسندهها و فیلمسازان انجام میدن ولی با این حال دوگن تونسته علاوه بر حفظ سیر داستانی و ایجاد نقاط عطف بسیار، دوست داشتن رو توصیف کنه. ییلاق انگلیسی، رمانی روانکاوانه است و البته مصداقهای جهانی شدن رو میتونیم در این کتاب بررسی کنیم. . .
دوگن تلاش کرده به دور از نژادپرستی، درباره تکثیر شدن و زادوولد حرف بزنه.در این کتاب درباره زنهایی که از مادر شدن فراری هستند و مردهای عقیم میخونیم. در ییلاق انگلیسی به عمارتی در حوالی کمبریج سفر میکنیم؛ درباره عدم ابزار عشق و در عین حال انتظار برای دوست داشته شدن میخونیم. در نهایت همانند گمشدهای تنها در جهانی ناشناخته؛ مسیر درست رو پیدا میکنیم.
یه رمان شبه عاشقانه یه لرد انگلیسی که نمی دونه در زندگی دنبال چی هست و از زنی سراغ زن دیگری میره
در پایان به علت عقیم بودن یکی از اون زنها رو تلاش می کنه به فرزندی قبول کنه و میراثش مال اون بشه.
داستان ضعیفی که با وجود روایت خوب مشکل داستان داره و با عجله انگار سر هم بندی شده و مثل خیلی از کارها از سانسور رنج می بره. یه جورایی شبیه اون کار موراکامی جنوب مرز، غرب خورشید یه آدم هوسباز و حیران.
کلا نسبت به دو کار قبلی که از مارک دوگن خوندم چیز خاصی نبود نسبت به اتاق افسران و خانواده نفرین شده کندی که در اصل درباره ادگار هوور رئیس خوفناک اف بی آی هست.
ییلاق انگلیسی / مارک دوگن / پرویز شهدی / کتاب پارسه ییلاق انگلیسی، داستانی نه چندان بلند در مورد آدمها و روابط معنوی بینشون. یک روانشناختی کوتاه، تلخ اما شیرین. شاید اگر داستانی بالای ۴۰۰ صفحه بود، فلاکت شخصیتها آدم رو به ستوه میاورد، ولی نویسنده -احتمالا هم به قصد- اونها رو کوتاه بیان کرده بود تا بدون اینکه قلب خواننده زیاد از حد به درد بیاد، حرفهایی رو که میخواد بیان کنه. و توی این کوتاهی، تونسته بود شخصیتها رو به نسبت خوب ارائه بده و همچنین فضایی جالب، فانتزی و رویایی (همراه با اوردن استعاره آمیز اسب ها نسبت به دو شخصیت اصلی کتاب) -در عین واقعیت- بیافرینه. تنها جایی که یکم اذیتم کرد، بخش دوم، گذشتهی هارولد بود که خسته کننده شده بود. به نظر نویسنده بهتر بود به جای اینکه یکهو و بدون وقفه گذشته رو از زبان هارولد بیان کنه، وقفههایی توی اون برای بازگشت به زمان حال ایجاد کنه که سررشتهی داستان از دست خواننده در نره. :وقتی کتاب رو تموم کردم، یاد این تیکه از کتاب تولستوی و مبل بنفش اقتادم فیلیپس و تیلور معتقدند که ما با سبک کردن بار سنگین دیگران -آرام کردن ترسها و پروبال دادن به امیدهایشان-نیرو میگیریم. وقتی همان مهربانی به ما بازگردانده میشود، ما رشد میکنیم، ترسهای خودمان کمتر و امیدهایمان تقویت میشود: "مهربانی... آن نوع نزدیکی و تعلق خاطری را در ما خلق میکند که هم از آن میترسیم و هم در آرزویش هستیم... مهربانی اساساً به زندگی ارزش زیستن میدهد." در کل دوست داشتنی و قابل تامل. ترجمه: یک سری ایراد داشت که بیشتر اونها ویراستاری بود -فکر کنم این نشر ویراستار نداشته باشه- ولی در کل خوب بود.
توصیه میکنم اصلا این کتاب را نخوانید. بر خلاف «اتاق افسران» که به نظرم بی نظیر بود، ییلاق انگلیسی بسیار ضعیف و کم مایه بود. خرده داستان هایی که به رغم تلاش نویسنده هر کدام ساز خودشان را می زدند و به زور در یک قاب گنجیده بودند. شخصیت ها هم که همه تصادفا به هم برخورده بودند و نه معلوم بود از کجا آمده اند و نه ناگهان کجا سر به نیست می شدند.
میدونستم چی انتظار دارم ولی سردرگم میشدم مدام، میتونست یه رمان زرد سکسی خفن بشه ولی هی میزد تو ذوقم، جاهاییم که میخواست یکم رو خط داستانیای که گراشو میده بره جلو، اینقدر شدتش ضغیف بود که... به تصوراتم از داستان سه میدم به واقعیت چیزی که خوندم یک و بیست و پنج صدم
کتاب کوتاه و قشنگی بود. زیاده گویی نداشت اما در عین حال جالب بود. فضای ییلاق ها و املاک انگلیسی رو داشت که شخصیت اصلیش درباره لردی انگلیسی بود که به گذشته اون پرداخته و با حال ترکیب میشه و اتفاقات جالبی رو رقم می زنه. برای من که به فضای اینجور داستان ها علاقه دارم خیلی زیبا بود
کتابهای مارک دوگن شاهکار نیستن،ولی خواندنشان خالی از لطف هم نیست،امیدوارم بی انصافی نباشد ولی برای من مثل تمرین قبل از خواندن یک کتاب سنگین می ماند.کم حجم، روان و ساده
کتاب رو صوتی گوش دادم اول فکر میکردم از سری کتابهای عاشقانه کلاسیک هست که نبود و فهمیدم سال ۲۰۰۰ چاپ شده داستان معمولی بود و بعضی جاها نامفهوم و نثر کشش به اندازه رو نداشت و اگر کتاب رو متنی میخوندم احتمالا نصفه ول میکردم.
شخصیتِ اصلیِ داستان، اشراف زاده ای به اسمِ "هارولد دلامر" هست که در زندگیِ شخصیش با همسرِ انعطاف ناپذیرش، "ساندرا" دچارِ مشکل شده و تلاش میکنه این مسئله رو از طریقِ زن های دیگه حل کنه.
With ‘Campagne anglaise’, his second book, Marc Dugain gives a clear indication how strong a story teller he would become. International historical settings and personal complicated drama are present but clichés too, alas. The ending puts the balance straight, up to a point.