بعد از گفتگوی طولانی درباره عشق، الاغ، خودکشی و چربی شکم، پسرعمو بالاخره تصمیم میگیرد جهان را درجا از لوث وجود خودش پاک کند. بنابراین از خر پیاده میشود، به لبه پرتگاه می آید و به صنوبرمراد می گوید: شما شاهد آخرین لحظات زندگی عاشقی هستید که قربانی جوجه کشی از مرغ ها شد.
شهرام شفیعی ، (تصویرگر) غلامعلی مکتبی این داستان به صورت پاورقی در سروش نوجوان منتشر میشد البته با نام قلب خامه ای،متاسفانه سال انتشار رو به خاطر ندارم و بعد کاملا بدون توضیح به صورت ناتمام رها شد و دیگه چاپ نشد تا اینکه بعد از گذشت این همه سال من یادش افتادم و امسال در نمایشگاه کتاب پیداش کردم، الان از اول مشغول خواندنش هستم تا ببینم داستان محبوب نوجوانیم آخرش چطور تموم میشه.
این کتاب رو چند سال پیش خوندم. یادمه تنها دلیلی که بهخاطرش خوندن کتاب رو ادامه میدادم، خندهدار بودنش بود؛ وگرنه خود داستان جذابیت زیادی برام نداشت. اگه دنبال کتاب طنز میگردید بخونیدش بهنظرم. دریافت این کتاب از اپلیکیشن طاقچه: https://taaghche.com/book/104567