پس روی دست، آن یل شش ماهه را گرفت با یک سوال مختصر اما مفید:آب؟ پاسخ مفصل آمده بود و سه فصل داشت ای وای! از خطوط پر از خون این جواب
تیر سهشعبه ریشه در اعماق «کینه» داشت «نفرین» و «ناروا» و «جدل» شعبههای آن تیر سهشعبه ریشه در اعماق «فتنه» داشت «صفّین» و «نهروان» و «جمل» شعبه های آن
تیر سهشعبه حاصل زخمیست کهنه از آن جنگها که کفر در آن تارومار شد آن جنگها که هرچه یل یکّهتاز بود مقهور نازشست یل ذوالفقار شد
تیر سهشعبه حاصل بذر سه دوره است آن دورهها که «خانهنشین بود ذوالفقار» تا اینکه دید دین شده «وارونه پوستین» پس گفت:«استخوان و گلو مانده، چشم و خار»
پاسخ مفصل آمده بود و سه فصل داشت هر فصل آن هزار کتاب نگفتنی بابا سوال کوچک خود را صریح گفت از آن طرف جواب، جواب نگفتنی