Jump to ratings and reviews
Rate this book

روزهای بی‌آینه: خاطرات منیژه لشگری، همسر آزاده خلبان، حسین لشگری

Rate this book
کتاب حاضر زندگی واقعی زنی را واکاوی می‌کند که با عشق و اشتیاق در ۱۷ سالگی پای سفره عقد می‌نشیند، در ۱۸ سالگی طعم مادر شدن را می‌کشد و همان سال آغاز انتظار و چشم‌به‌راهی ۱۸ساله او برای همسر خلبانش است. این زن ۱۴ سال را در بی‌خبری و انتظار سپری می‌کند و پس از اعلام اسارت همسر، سه سال دیگر طول می‌کشد تا دیدار میسر شود. شکاف عمیق ۱۸ساله، انتظار و دور افتادن از هم و تفاوت‌های شخصیتی به وجود آمده در گذر سال‌ها هر دو را وامی‌دارد تا برای شناخت یکدیگر دوباره تلاش کنند. کتاب حاضر روایت زندگی منیژه لشگری همسر یکی از آزادگان جنگ تحمیلی است.
این کتاب شامل خاطرات منیژه لشکری، همسر سرلشکر خلبان، شهید آزاده حسین لشکری، از زندگی‌اش و چگونگی تحمل هجده سال دوری از همسرش در دورۀ اسارت است.
این کتاب به روایت ناگفته‌هایی از جنگ تحمیلی می‌پردازد و چگونگی انتخاب‌های یک زن در نبود همسرش و به دوش کشیدن بار زندگی توسط دختری هجده‌ساله به همراه فرزند چهارماهه‌اش را شرح می‌دهد که روایت آن به‌صورت اول‌شخص و در قالب مستند داستانی است که به دلیل واقعی بودن آن سنگینی بار مستند در این کتاب بیشتر به چشم می‌خورد.
این کتاب، روزهای بی آینه، زندگی واقعی زنی را واکاوی می‌کند که با عشق و اشتیاق در هفده‌سالگی پای سفره عقد می‌نشیند، در هجده‌سالگی طعم مادر شدن را می‌چشد و همان سالْ آغاز انتظار و چشم‌به‌راهی هجده‌ساله اوست: همسر خلبانش مفقودالاثر می‌شود.
این زن چهارده سال را در بی‌خبری و انتظار مطلق سپری می‌کند. پس از اعلام اسارت همسر، سه سال دیگر طول می‌کشد تا دیدار میسّر شود. شکاف عمیق هجده‌ساله، انتظار و دور افتادن از هم و تفاوت‌های شخصیتی به وجود آمده در گذر سال‌ها، هر دو را وامی‌دارد تا برای شناخت یکدیگر دوباره تلاش کنند: حسین لشگری در آستانه چهل و شش‌سالگی است و منیژه سی و شش‌ساله.
احساس غریبگی و درد و رنج بر عشق و اشتیاق جوانی غالب است. زن و مردی که هجده سال یکدیگر را ندیده‌اند و شاهد تغییرات فیزیکی و شخصیتی یکدیگر نبوده‌اند حالا باید همه این هجده‌سال را بشناسند، بر آن عاشق شوند، و زیر یک سقف کنار یکدیگر زندگی کنند.

160 pages, Paperback

First published January 1, 2017

2 people are currently reading
59 people want to read

About the author

گلستان جعفریان

9 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
44 (33%)
4 stars
61 (46%)
3 stars
22 (16%)
2 stars
3 (2%)
1 star
2 (1%)
Displaying 1 - 30 of 44 reviews
Profile Image for حسام آبنوس.
429 reviews332 followers
July 27, 2020
چهار ستاره برای یک ستاره

کتابی از خاطرات همسر شهید لشکری
چهار ستاره برای این اثر به خاطر نثر و حفظ لحن راوی
چهار ستاره به خاطر تصویری که از یک زن به نمایش در آورده
چهار ستاره به این خاطر که در این کتاب شاهد روی دیگر سکه جنگ هستیم
چهار ستاره به این خاطر که کتاب بدون تبلیغات و رانت توانسته به چاپ‌های متعدد برسد
Profile Image for حسین کلاکج.
43 reviews9 followers
November 25, 2020
‏بخش اول کتاب یه عاشقانه‌ی ساده و آرام بود.
حقیقتش چون اسم کوچیک شهید لشگری، حسین بود و کتاب پر از این اسم، حس خوبی از نیمه‌ی اول کتاب پیدا کردم.
اما کتاب روایت روانی داشت و اون بلاها و سختی‌ها و دوری‌ها ناگهان نازل شدن.
مثل شروع جنگ و‌ مثل شروع دوران مفقودالاثری‏.
کتاب با سختی و تغییر منیژه لشگری ادامه پیدا کرد،
جنگ یک زن بلاتکلیف با زندگی...

و در نهایت رسیدن یک زوج به همدیگه.
زن و شوهری که برای هم غریبه شده بودن...

درکش سخت بود، ولی این کتاب زندگی واقعی رو روایت میکرد، شعار زده نبود،
و یک زندگی رو روایت کرد که «خیلی سخت بود...»
Profile Image for مهدیه جاهد.
65 reviews19 followers
July 26, 2020
منیژه دختری کم سن و سال و عاشق پیشه زندگی رویایی و عاشقانه اش وارد جنگ می‌شود و سالها در فراق زندگی اش را می‌سازد تا بعد از هجده سال دوری بالاخره آینه اش را می یابد.
روزهای بی آینه خاطرات منیژه لشگری همسر خلبان شهید حسین لشگری‌ست.
کتاب به معنی واقعی خاطره گویی‌ست. اما سیر داستان بسیار گیرا و به‌جاست. شما وارد جزییات مهم زندگی منیژه میشوید. بی اینکه تعریف اضافی کند بدون اینکه بت بسازد بدون اینکه شعار دهد و بدون اینکه شما چیزی سوای زندگی او ببینید.
من هیچ وقت با رغبت سراغ کتابهایی با مضمون خاطرات شهدا نمیروم چند مورد کتابی هم که خواندم نتوانستند انتظاراتم را براورده کنند. همه چیز شعاری و دور از انتظار است اما گلستان جعفری با قلم حرفه ای و خوش خوانش و منیژه لشگری بی نقاب و با اصل آنچه بوده و هست شما را وارد زندگی زن و مردی میکند که نمیتوانید بدون افتخار کردن به آنها کتاب را ببندید.

و روزهای بی آینه در بین خاطرات همسران شهدا مثال زدنی‌ست.
Profile Image for محمدقائم خانی.
258 reviews94 followers
July 1, 2020
.




دریای جمعیت کنار رفتند و برای من راه باز کردند. خبرنگارها با دوربین هایشان دویدند. روبهروی هم قرار گرفتیم. دست مرا گرفت و گفت: «حالت چطوره؟»
گفتم: «خوبم!»
پیشانی ام را بوسید و یک دفعه سیل جمعیت من و حسین را از هم جدا کرد.


هنگام خواندن این کتاب، بار دیگر به کوچکی خودم پی بردم. به کوچکی خودم و همه آنهایی که فقط حرف می‌زنند و حرف می‌زنند و حرف می‌زنند. ما ورّاج‌ها، هیچ شانه‌ای زیر سنگینی ایرانِ در معرضِ شکستن نداده‌ایم. دیگرانی ایران را در این عصر توحش نگه داشته اند تا اسلامِ مانده در غربت هنوز آشیانه‌ای داشته باشد، هرچند در معرضِ ویرانی. نهایت هنر ما این بوده که بایستیم به تماشای رنج و محنت قهرمانانی چون منیژه لشگری و حسین لشگری، اگر زخم زبان نزده‌ایم و تبر دست نگرفته‌ایم به قصد خرابی. 18 سال جدایی، 18 سال تنهایی، 18 سال اسارت، 18 سال بی‌خبری، 18 سال درد، 18 سال فشار روانی، 18 سال... 18 سال 18 سال...

تنها کاری که از دستم بر می‌آید این است که به احترامشان بایستم و دست ادب بر سینه بگذارم.

.

Profile Image for atashekan ..
27 reviews12 followers
November 11, 2018
چند روز از خواندنش میگذرد اما هنوز قلب و ذهنم با قصه اش درگیر است. دوست دارم یک روز فیلمش ساخته شود و ببینم. دوست دارم کتاب خاطرات خودنوشت حسین لشکری را بخوانم. ..‏
Profile Image for Zahra Dashti.
444 reviews118 followers
July 23, 2020
اگر دنبال سبک زندگی شهدا و جانبازان و ... هستین این کتاب رو نخونید. چون قطعا مایوس می شین. این کتاب داستان تلخ جوانی هست که در اسارت پیر شد. البته این کتاب زندگی منیژه لشگری همسر شهید حسین لشگری رو بیان کرده ولی من بیشتر طمع تلخ زندگی مردی رو چشیدم که وقتی پس از ۱۸ سال از اسارت برگشت، علاوه بر جوانی از دست رفته اش، با چیزهای از دست رفته‌ی زیاد دیگری هم روبرو شد.
همه چیز مختصر و سریع روایت شده اما نکات قابل تامل زیادی داشت، شاید اگر این کتاب در مورد افراد واقعی نبود، حرفهای بیشتری در مورد این نکات می زدم اما الان جز یکی دو مورد خیلی عادی، از بقیه می گذرم. یکی از این نکات جایی بود که منیژه در مورد سختی اینکه زنی خرید بره، خودش بره تعمیرگاه و ... کارهایی از این جنس که اون زمان عموما در خانواده بر عهده مرد بود رو انجام بده. جالبه که الان زمانه ای هست که یک زن معمولی مجبوره غالب این کارها رو بکنه و جامعه هم ازش انتظار داره! این تفاوت که در دو سه دهه رخ داده جالب بود.
مورد بعدی که تلخ هم هست، این واقعیته که زمان، رویدادها و ... آدم ها رو عوض می کنه، آدم هایی که در این چرخش روزگار کنار هم نباشند، حتی اگر محبت و مهر و دلبستگی عمیقی داشته باشند، با همدیگه به نوعی غریبه می شن. گاهی این غریبگی، درد و رنج زیادی داره. مخصوصا که آدم دنبال همون آدم گذشته در آدم فعلی باشه.
اگر بتونید در تلخی های نهفته در این روایت تامل کنید و عمیق بشین، این کتاب رو توصیه می کنم، در غیر این صورت، شاید دست آورد چندانی براتون نداشته باشه.
Profile Image for نفیسه‌سادات‌موسوی.
54 reviews100 followers
October 14, 2020
"خاطرات منیژه لشکری، همسر آزاده خلبان شهید حسین لشکری"، عبارتی که شاید اگر روی جلد کتاب نوشته نمی‌شد مخاطب گمان می‌کرد با یک داستان عاشقانه زاییده تخیل و قلم یک نویسنده کاردرست مواجه است. روایت زندگی پر فراز و نشیب زنی از روزهای پرشور نوجوانی تا سال‌های پایانی عمر. زنی که دو بار صفر تا صدِ دوست داشتن را تجربه می‌کند؛ آن هم بایک مرد.

زبان ساده و صمیمی،ضرباهنگ تند جملات و اتفاقات، پرهیز از حاشیه پردازی و اطناب، پرهیز از اسطوره سازی و شعار پردازی اغراق شده و ۸س صداقتی که از بین گفته‌های راوی به مخاطب منتقل می‌شود، هر کدام بخشی از علت این مسئله هستند که چرا حتی اگر شما علاقه‌مند به دنبال کردن ژانر زندگی نامه و خاطرات شهدا و خانواده‌هایشان نیستید بازهم خواندن این کتاب توصیه می‌شود.

روزهای بی آینه را می‌شود به سه بخش تقسیم کرد:
زندگی منیژه و حسین تا قبل از اسارت حسین، زندگی منیژه در دوران اسارت حسین و زندگی دوباره منیژه و حسین بعد از آزادی حسین.

یک سوم ابتدایی کتاب آنقدر شیرین است و آنقدر شیوا روایت شده که خواننده ناخودآگاه با لبخند کتاب را ورق می‌زند. همه چیز به شدت عاشقانه است و در عین حال به هیچ وجه احساس مصنوعی بودن یا اغراق در بیان به آدم دست نمی‌دهد.
در بخش میانی کتاب با چالش‌های پیش‌روی زنی جوان با یک فرزند چند ماهه روبه‌روییم اما نه به شیوه‌های مرسوم. اینجا ما با درگیری‌های درونی و ذهنی این زن جوان کاملاً صادقانه و بدون تلاشی برای پنهان کردن ترس ها و رنج ها و حتی ضعف هایش مواجه می‌شویم؛ مواجهه ای که بدون تلاش برای گرفتن همدردی از مخاطب، کاملاً مخاطب را با خود همراه می‌کند و کاری می‌کند برای تک‌تک تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌هایش پابه‌پای او خوف و رجا داشته باشیم.
و در انتها بخش پایانی و نفس‌گیر کتاب، بخشی که قهرمان ماجرا با کسی که یک عمر برای بازگشتش انتظار کشیده روبه‌رو می‌شود و ناگهان در می‌آورد این مرد برایش غریبه است و درست در حالی که منتظریم کتاب با فرود مشهودی به پایان برسد، شعله‌های محبت از زیر خاکستر فراق بیرون می‌زند و چنان در وجودش زبانه می‌کشد که بعد از بیست سال دوباره از زبان او می‌خوانیم که: "من چقدر این مرد را دوست دارم.."

کتاب، کتاب منیژه است اما اگر از حسین نگوییم کم‌لطفی کرده‌ایم. مردی که یک‌بار با محبتی مثال‌زدنی وارد زندگی منیژه شد و او را از دختر نوجوانی سرکش تبدیل به خانم‌ِخانه‌ای تمام و کمال و عاشق کرد و یک بار دیگر وقتی بند بند وجود این زن سی و چند ساله درحال ازهم پاشیدن بود با معجزه محبتش او را به زندگی پیوند داد. مردی که انگار از ابتدا برای دوست داشتن آفریده شده بود.
Profile Image for Ahoo.
42 reviews6 followers
March 16, 2023
از چشم آدم‌هایی که بیرون گود نشستند ( از جمله خودم) جنگ ایران و عراق در حماسه و معنویت و دلاوری و... خلاصه می‌شود؛ آنچنان که حتی ممکن است واقعیت‌های آن آنطور که باید دیده نشوند و آسیب‌های آن هم که به کل نادیده گرفته شوند. روزهای بی‌آینه روایت نبودنِ حسین و بودنِ منیژه است. منیژه نمی‌خواسته قهرمان باشد، نمی‌خواسته اسوه‌ی صبر باشد، نمی‌خواسته الگویی برای دیگران باشد (اگرچه همه‌ی اینها را بوده)؛ احتمالاً او مثل هر زن معمولی دیگری می‌خواسته خانمِ خانه‌ی آرام خودش باشد و کنار همسرش به خوشی سر کند اما جنگ آرزوی همین را هم به دلش گذاشته. روزهای بی‌آینه دست‌کم یک روایت شسته‌رفته از واقعیت‌ها در اختیار ما می‌گذارد. این کتاب روایت گوشه‌ای از جنگی است که اگرچه هنوز هم به نظر من پدیده‌ای فراتر از حساب‌و‌کتاب‌های جهان مادی بوده ا��ا آسیب‌هایی جبران‌ناشدنی از خود به جا گذاشته و این آسیب‌ها را کسانی متحمل شده‌اند که سال‌های سال صبوری کردند و زبان به شکایت نگشودند.
Profile Image for زینب هاشم‌زاده.
162 reviews69 followers
July 27, 2020
.
«ما سه نفر انگار در یک تصادف شدید ضربه سختی خورده باشیم و بعد از ۱۸ سال از کما بیرون آمده باشیم فقط احتیاج داشتیم ساعت‌ها بنشینیم و به یک‌دیگر نگاه کنیم؛ ببینیم از ��حاظ ظاهری چه تغییری کرده‌ایم تا یخمان آب شود و بعد تازه بتوانیم با هم صحبت کنیم. تعجب می‌کردم در آن جماعت انبوه هیچ‌کس این را نمی‌فهمید.»
.
این قصه آنقدر درد دارد که از هرکجا بخواهی تعریف کنی، درد است و درد است و درد...
کتاب روزهای بی‌آینه، خاطرات منیژه لشکری، همسر آزاده خلبان شهید حسین لشکری روایت زنی‌ست که در ۱۶ سالگی ازدواج می‌کند و بعد از دو سال زندگی مشترک با یک بچه‌ی چهار ماهه در همان ابتدای جنگ تحمیلی شوهرش مفقودالاثر می‌شود. از ۱۸ سال انتظار برای بازگشت همسرش، ۱۴ سال از آن در بی‌خبری می‌گذرد. ۱۴ سال انتظار فقط برای شنیدن جمله‌ی «حسین، همسرت، زنده است.»
۱۴ سال با رویای حسین ۲۸ ساله زندگی کرده بود که با عکس‌ها و نامه‌های مردی روبه‌رو می‌شود که اسماً ۴۲ ساله بود اما بر اثر سال‌ها شکنجه و اسارت، به گفته‌ی همسر شهید، شبیه مردی شصت و چندساله بود. همه‌ی عاشقانه‌های آن دوسال زندگی مشترک درگیر دنیای ناشناخته‌ای بود که پس از ۱۸ سال انتظار، با دیدن همسری که قهرمانانه و با صلابت برگشته بود، رنگ باخت.
بعد از ۱۸ سال دوری، مردی که ۱۰ سال از اسارت‌ش را در انفرادی گذرانده بود، برگشته بود. حالا با زنی ۳۶ ساله و پسری ۱۸ ساله روبه‌رو بود. نه او حسین ۱۸ ساله پیش بود نه منیژه اما احساسشان چنان عمیق بود که آن‌ها را با تمام سختی‌ها کنار هم نگه داشت. این یک اغراق برای بیان احساس این دو نفر نیست بلکه حقیقت است. بعد از ۱۸ سال کم‌کم داشتند می‌فهمیدند که بر دیگری در تمام این سال‌ها چه گذشته.
حال و هوای کتاب بسیار عجیب، دردناک و شکننده‌ست. کتابی کم حجم با غمی ماندگار..
دوست داشتم این روایت هیچ‌وقت تمام نمی‌شد.. دوست داشتم در تک تک لحظات کتاب منیژه را در آغوش بگیرم .. این زن و شوهر آدم‌های عجیبی بودند .. خیلی عجیب..
.
.
وقتی آقای مارک، نماینده صلیب سرخ، عکس تو و علی رو دید گفت:
- این پسر توئه؟
گفتم: بله در کلاس سوم تجربی تحصیل می‌کنه.
گفت: جوون برازنده‌ایه! مثل خودت قد بلنده.
مارک دست گذاشت روی تو و گفت:
- و این همسرته؟
گفتم: بله.
گفت «هنوز منتظر بازگشت توئه؟»
با افتخار گفتم «بله»
خیلی تعجب کرد. گفت:
زن جوان و زیبایی مثل اون چطور تونسته هجده سال در بی‌خبری مطلق منتظر بمونه! این باور کردنی نیست! زن‌ها و مردهای ایرانی مثال‌زدنی‌اند.»
Profile Image for شٖ.
28 reviews10 followers
February 1, 2021
جزو معدود کتابهای خاطرات، خصوصا خاطرات جنگ و اسارت بود که دوستش داشتم.
ساده، بی‌تکلف، عاری از واژه‌های پرطمطراق و بت‌سازیهای رایج.
روایت روان از فراز و فرود یک زندگی عاشقانه که به دور از غلو و بزرگنمایی‌های آنچنانی واقعیت زندگی و به قولی، روی دیگر سکه‌ی جنگ و اسارت رو نشان داد.
Profile Image for Sadaf Salehi.
130 reviews39 followers
March 16, 2023
خاطرات همسر یک خلبان جانباز 70 درصد که بعد از 18 سال اسارت به ایران برمیگرده، ولی نه از جنس خاطراتهایی که میخونیم و خونده ایم همیشه... نثر ساده و روان و زیبا، بیان صادقانه و خیلی چیزهای دیگه خوندن این کتاب نسبتا کم حجم رو بسیار جذاب کرده بودن برای من...

«روزهای بی‌آینه (خاطرات منیژه لشکری، همسر آزاده خلبان، حسین لشکری)» را از طاقچه دریافت کنید

https://taaghche.com/book/24509?utm_s...
Profile Image for Sedmorteza.
57 reviews21 followers
January 7, 2022
•••بسم الله•••

وسطای خوندنش تازه داشت دوزاریم میفتاد که با چه کتاب عجیبی طرفم، با خودم گفتم که حیفه این موضوع تو ۱۵۰ صفحه روایت بشه. میشد بیشتر گفت از اون ۱۸ سال کذایی. اما بعدش به این نتیجه رسیدم که اصلا نمیشه اون ۱۸ سال رو شرح داد. نمیشه فهمید. نه اسارت شهید حسین لشکری رو میشه فهمید و نه تنهایی بانو منیژه لشکری.

و نکته‌ی دیگه این که چقدر صریح و بی‌پرده و شجاعانه صحبت کرده خانوم لشکری. روحش شاد.

**بعد از خوندن این کتاب، متوجه شدم که کتابی وجود داره به نام «۶۴۱۰» که شامل یادداشت‌های شهید لشکری از دوران اسارته. ۱۸ سال اسارت... لعنتی.
57 reviews1 follower
October 21, 2022
#کتاب #روز_های_بی_آینه از جنس کتابهای #خاطرات_همسران_شهدا ست، ولی سبک کتاب با تمام کتابهای #خاطرات همسران #شهدا قطعا متفاوت است.
شما در این کتاب شاهد زندگی دختر جوانی هستید که به احتمال زیاد با تصورات شما از زندگی یک همسر شهید متفاوت است. اما #واقعی است.
روایت یک زندگی #عاشقانه است، اما صد درصد حقیقی، یک #زندگی_مشترک با همه سختی و شیرینی هایش.
این کتاب قطعا از نوع کتابها و روایات کلیشه ای که جدیدا به خورد جوان و نوجوان این کشور می‌دهیم و خود من هم زمانی از خواندنش لذت می‌بردم نیست. این کتاب روایت یک زندگی عاشقانه واقعی است با همه درد ها و سختی هایش، روایت #صبر است و رضا، روایت عشق است و وفا، که قطعا جوانان کشورم بیش از هر چیز به آن نیاز دارند.
کتاب روایت دختر جوانی به نام #منیژه_لشگری است که در 17 سالگی با عشق ازدواج کرد ودر 18 سالگی مادر شد ولی چند ماه بعد با شروع #جنگ ایران و عراق همسرش که #خلبان #نیروی_هوایی بود به #اسارت گرفته شد و جنگ زندگی جدیدی برای او و همسرش رقم زد. تا اینکه همسرش پس از 18 سال به وطن بازگشت.
ما در این کتاب شاهد اتفاقات و روایات این 18 سال دوری ایشان و همسرشان هستیم، تا بازگشت و ساختن دوباره زندگی و شاهد روایات #خلبان_آزاده_حسین_لشگری از 18 سال اسارت در خاک دشمن... .
این کتاب توسط #انتشارات_سوره_مهر به چاپ رسیده و جز #کتابهای_نقره_ای این انتشارات است. نویسنده کتاب هم خانم #گلستان_جعفریان هستند.

#بخشی_از_کتاب:
بعد از مدتی به این کار معتاد شدم. هر روز یک رنگ و یک مش را روی سرم امتحان میکردم،هی رنگ گذاشتم هی برداشتم و شدم رنگ باز. سالی یکی دو بار به آتلیه میرفتم و عکس میانداختم:این عکس 25 سالگی... این عکس 27 سالگی... این 30 سالگی... میخواستم حسین تغییرات مرا ببیند... هر وقت عکس جدید می‌انداختم، دلم برا خودم می سوخت... با خودم تکرار میکردم:خدایا چقدر عکس میگیرم!

پی نوشت 1:كتاب‌هاي نقره‌اي، کتابهایی هستند كه به دليل استقبال مخاطبان، از چاپ چهارم فراتر رفته‌اند. کتاب من چاپ ده ام هست.
پی نوشت2:صد البته جلد کتاب میتونست خیلی بهتر طراحی بشه...

#معرفی_کتاب
#کتاب_خوب_بخوانیم
#کتاب_خوب_را_خوب_بخوانیم
#روزهای_بی_آینه
#گلستان_جعفریان
#منیژه_لشگری #حسین_لشگری
#خاطرات #هوانیروز #خلبان
#جانباز_شهید #جنگ_ایران_و_عراق
#ازادگان #اسارت #دفاع_مقدس
Profile Image for Parisa A.
43 reviews5 followers
August 3, 2020
روایت متفاوتی نسبت به کتاب‌های دیگه‌ی دفاع مقدس داشت و بسیار جذاب⁦👌🏻⁩ صبر و استواری خیلی زیادی داشتن و ان‌شاءالله روحشون در آرامش باشه.

اما ناگفته های کتاب خیلی زیاد بود و انگار بخش‌های زیادیش حذف شده و گفته نشده، جا داشت بعضی جاها خیلی جزئی‌تر بهش پرداخته بشه و از اون طرف به نسبت تعداد صفحات کتاب، در مورد احوال نوه‌شون خیلی زیاد و طولانی نوشته شده بود.
پ.ن: متن یک سری ایرادات نگارشی داشت که بهتره اصلاح بشه.
Profile Image for Naeemeh Mohebbi.
58 reviews13 followers
July 20, 2020
حتی یک لحظه هم نمیتونم خودمو جای خانم لشکری بذارم ...
Profile Image for Marzieh_khanum.
31 reviews13 followers
July 27, 2020
‏‎دقیقا کتاب به دو قسمت تقسیم میشه
بخش اول که یه رمان عاشقانه هست و چه احساس خوبی رو تجربه میکنی و در حالی که از خوشی لبریزی یهو همه چیز تو یه نقطه متوقف میشه و تو بخش دوم دیگه کمر راست نمیکنی!
Profile Image for Fatemesadat shahravesh.
191 reviews9 followers
August 31, 2021

خاطرات همسر شهید لشکری که بعد از تحمل ۱۸ سال اسارت به ایران برمی گردن و بعد از د۰ سال به علت شدت جراحات دوران اسارت شهید میشن. من خاطره همسر شهید زیاد خونده بودم اما همسر آزاده نه و از این جهت کتاب برام خاص بود. وجه تمایز دیگه کتاب این بود که همسر شهید اهل چادر و نماز شب و ... نبودن. حتی تو عکس هایی که ازشون آخر کتاب چاپ شده کاملا موهاشون مشخصه. وقتی هم که رفته بودن استقبال همسرشون علی رغم اصرار اطرافیان چادر سر نکردن. ولی فشارهایی که در این مدت به خاطر بی خبری بهشون وارد شده واقعا قلب آدم رو به درد می آورد. حتی بعد از بازگشت همسرشونم هم خیلی از مشکلات همچنان ادامه داشته و دیگه هیچی مثل قبل نمی شده. کتاب رو میشه به افراد متاهلی که دید خوبی به دفاع مقدس ندارن و یا به سهمیه و امکاناتی که به خانواده ایثارگران داده میشه اعتراض دارن پیشنهاد کرد. هرچند کتاب می تونست خیلی بهتر و کامل تر باشه اما همین بریده بریده بودن بعضی از اتفاقات هم می تونه گواه خوبی باشه از حال آشفته همسر شهید. همسری که گویا خودشون هم بعد از چند سال از شهادت همسرشون به رحمت خدا می رن.
Profile Image for Farzaneh Zeinali.
18 reviews9 followers
November 24, 2020
یک ستاره کم، برای روایتی که باید خیلی خیلی دراماتیک تر نوشته می‌شد.
Profile Image for Haniyeh Rahmani.
39 reviews4 followers
May 20, 2021
خاطراتی از روزهای سخت خانم منیژه لشکری بود،
بر خلاف تبلیغ های زیادی که شده بود، کتاب خیییلی خاصی نبود ولی خود خاطرات، خاطرات با ارزشی بود.
Profile Image for Zahra.
14 reviews5 followers
October 24, 2020
کتابی کم حجم بود اما غم عجیب داستان، تمام وجود انسان رو در برمی‌گرفت...
Profile Image for Sayyid Ali mar’ashi.
198 reviews4 followers
November 25, 2020
روزهای بی آیینه

در سکوتی منتهی به التهاب، اضطراب و درک واقعیتی متفاوت از آنچه تاکنون از خانواده های جانباز و آزاده خوانده بودم ورق زدن خاطرات این بانوی صبور و رنج کشیده به پایان رسید. در انتها فقط می توان دو جور نتیجه گرفت: خب آخرش چی؟ این عمر رنج کشیده و عشق نافرجام و جوانمرگ شدن ارزش است؟ یا شاید مانند بیشتر مواقع با ترحم، دلسوزی و آه کشیدن های مزورانه خود را همدرد و شریک واگویه های این همسر فداکار کنیم؟

یا باید در جایی، زمانی به هر شکلی مابه ازایی وجود داشته باشد برای تک تک اشک های ریخته شده و چشم های پیر شده، ستون های شکسته و مجروح شده، اعصاب ناآرام و دست های ناتوان شده؟

به جرات می توانم بگویم این خاطرات تابو شکنی خوبی بود برای تمام خاطراتی که با هاله ای مقدس (نه اینکه بخواهم تمام خاطرات دیگر را تخطئه کنم) پوشیده شده و اجازه مقایسه زندگی ما با فرشتگان زمینی رزمنده را نمی دادند. همسر تیمسار لشکری اصلا چادر نمی پوشند و به تعبیر مذهبی ها اصلا حجاب شان هم کامل نیست. اما مگر می توان این نقصان بیرونی را تعمیم داد و دست آخر از بزرگی، آزادگی و یک عمر رنج و محنت که کشیده اند حرفی به میان نیاورد؟

حدس من این است که دامنه افرادی که با این مجموعه خاطرات ارتباط برقرار خواهند کرد بیشتر از دیگر جنس خاطرات اسارت باشد چراکه واقع نمایی و ذکر شجاعانه جزئیات زندگی این بانوی سرافراز با تمام نقائص و مشکلات همان چیزی است که می تواند روی دیگر جنگ و تبعات چندین ساله پس از آن را نیز نشان دهد و تعدیل کننده دیگر خاطرات از دوران اسارت باشد که پیشتر مطالعه کرده ام.

در پایان وظیفه خود می دانم که از شما دوست گرامی دعوت کنم تا فاتحه ای نثار روح تیمسار لشکری کنیم.
Profile Image for Saba_s76.
6 reviews
August 1, 2020
کتاب، متن روانی داره. خیلی سریع تمومش میکنید، چون راوی شما رو با خودش همراه میکنه و مدام مثل خودِ منیژه منتظر خبرهای خوبید. با این تفاوت که منیژه گاهی خسته میشد از انتظار و براش غیرقابل باور میشد شنیدن خبرهای خوب. اما ما در آینده نشستیم و میخونیم و میدونیم وقتی فصل هفتم از اسارت حسین آقا حرف زده میشه، مطمئنیم که هنوز شهید نشده و وقتی تو فصل آخر از بیمارستان رفتنش میگه، یعنی پایان همیشگی ماجرا... اما کسی که لحظه لحظه این انتظار رو زندگی کرده کجا و مایی که بعد از تمام این روایت‌ها تازه پای خوندنش میشینن کجا...
Profile Image for Fateme Ghasemirad.
142 reviews
October 8, 2020
کتابی متفاوت از خاطرات همسران شهدا،خوبه که یاد بگیریم تفاوت هارو ببینیم و دست از نگاه یک جانبه برداریم
روزهای بی آینه درکنار اینکه قدرت و صبر و عشق یک زن رو به تصویر کشید،بهم نشون داد که قهرمان ها هم خسته میشن،زجر وافسردگی رو تجربه میکنن و عاری از اشکال نیستند اما ایستادگی شون از اونا قهرمان میسازه
9 reviews
July 6, 2020
کتاب خیلی خوبی بود. من که چند ساعته خوندم کلشو
آدم برای چند لحظه خودشو جای خانم لشگری بذاره بد نیست. شرایط بسیار سختی رو از دوری همسرشون تجربه کردن. اون حس همدردی چند ساعته من با ایشون؛ در مقابل تجربه و سختی های چند ساله شون واقعا هیچه...
چه روزای سختی براشون بوده که هیچ کسی حالا حالاها طاقت نمیاره
Profile Image for Mohadaseh.
20 reviews2 followers
August 4, 2020
ساده، روان، بی‌تکلف مشخصه‌هایی که در چند صفحه اول به خوبی نمایان است.
اما جدای از نثر و نگارش خود خاطرات عجیب شیرین است و به دل می‌نشیند و البته درگیرتان می‌کند می‌چسبد بیخ گلوی خواننده تا اشکش را دربیاورد.
Profile Image for Amir mohammad.
32 reviews2 followers
June 4, 2019
روزهای تنهایی خود خانم لشگری خیلی کوتاه توصیف شده بود ولی بازهم خیلی خوب تنهایی رو نشون داده بود.
لحظه ملاقات هم عالی بود.
27 reviews1 follower
September 16, 2020
این کتاب چیزی کم نداشت. نثر روون و عالی با حفظ لحن گوینده و داستانی که واقعا لازم بود شنیده بشه.
Displaying 1 - 30 of 44 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.