تابه حال بی بی چهارشنبه را دیده اید؟ برای سبزه سفره هفت سین نخود خیس کرده اید؟ تابه حال «بوشاسب»، غول خواب خوار! دست روی چشمهایتان گذاشته و وقت و بی وقت خوابتان کرده است؟ ... دوغدو بعد از سپری کردن آن همه ماجرا با جن حمام و جن بوداده، این بار همه اینها و خیلی چیزهای دیگر را در روزهای اول سال نو دیده و باور کرده است ...
دوغدو اسمی که پدر برایش انتخاب کرده و با اینکه ایرانیست، ظاهر و تلفظی شبیه اسمهای فرانسوی دارد: (دٌوغدو به زبان پهلوی یا دوغذُوا یا دُغدویه همسر پوروشسب و نام مادر زرتشت بودهاست. دُغدویه به معنی دختر یا دوشیزه است. نام دوغدو ریشه هندواروپایی دارد و در انگلیسی به صورت daughter به کار میرود.
این کتاب به گذشته ها می پردازد. گذشته عزیز و پدربزرگ، پدر دوغدو و حتی خود دوغدو. با اینکه بخش های جذابی در گذشته وجود داشت و غول های عجیب و بانمک و گاه ترسناک، پایان کتاب کمی آبکی بود و جذابیت ماجرا کاسته بود.
سرگیجه آور بود.بعضی جاها منطق داستانی رعایت نشده بود.این درست که مخاطب ما کودک است ولی همین کودک مو را از ماست میکشد بیرون به قول پدربزرگ دوغدو.توالی زمانی ها برایم جالب بود.آیا وجود این همه غول و قورباغه واقعا لازم بود؟تعداد شخصیت ها خیلی زیاد بود و بعد از چند صفحه آنها محو میشدند.مثل بی بی چهارشنبه که عملا نقشی در داستان نداشت.در سی صفحه ی آخر کتاب یکدفعه چهار،پنج شخصیت جدید اضافه میشوند.پایان آبکی بود.اینکه نویسنده از دید کودک به بعضی چیزها نگاه کرده بود برایم جالب بود.مثلا این که مادربزرگ واقعا شاخ درمی اورد.ولی این همه داستان تو درتو به نظرم از جذابیت رمان کاسته بود و گاهی ماجرای اصلی حتی گم میشد.در کل امتیاز نیمه ی اول کتاب۴و نیمه ی دوم۲ بود.و به مرور جذابیت غول ها خیلی کم میشد.این همه غول که میخواهند با هم ازدواج کنند.