Jump to ratings and reviews

خانه‌ای از جنس آب

از وقتی که در این‌جا زندگی می‌کنم، منتظر پرتو نگاه دختری هستم که پیام مهربانی را برایم بیاورد... افسوس که هنوز چنین دختر مهربانی از راه نرسیده است. من از نوازش‌های مادرانه هیچ زنی نصیب نبرده‌ام. «بدبخت‌ترین مرد مردی است که نه مادر دارد و نه خواهر و نه دلبر.» و من بدبخت‌ترین مرد این بیمارستان بزرگ هستم؛ چرا که دیگران دست کم برای یک بار هم که شده، به دیدار دلبر و معشوق خود رفته‌اند، اما از دست من مفلوج و زمین‌گیر چه کار ساخته است؟

88 pages, Paperback

Loading...
Loading...

About the author

شیرزاد حسن

2 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (25%)
4 stars
4 (33%)
3 stars
2 (16%)
2 stars
2 (16%)
1 star
1 (8%)
No one has reviewed this book yet.