Why are we so insistent that women and men are different? This introduction to gender provides a fascinating and genuinely readable exploration of how society divides people into feminine women and masculine men. It explores gender as a way of seeing women and men as not just biological organisms, but as people shaped by their everyday social world. Examining how gender has been understood and lived in the past; how it is understood and done differently by different cultures and groups within cultures; Mary Holmes considers the strengths and limitations of different ways of thinking and learning to 'do' gender.Key sociological and feminist ideas about gender are covered from Christine Pisan to Mary Wollstonecraft: from symbolic interactionism to second wave feminism through to the work of Judith Butler. The book illustrates gender with a range of familiar and contemporary examples: everything from nineteenth century fashions in China and Britain, to discussions of what Barbie can tell us about gender in America, to the lives of working women in Japan. This book will be of great use and interest to students to gender studies, sociology and feminist theory.
نمیدانم مشکل از من است یا کتابهای ترجمهشده و مرتبط با موضوع جنسیت که اینچنین تکراری به نظر میرسند. به طور خاص در این کتاب بدون پرداختن به جزئیاتِ منازعات جدی معاصر در باب جنسیت، به شکلی کلی از اینها بحث میشود: آموختن نقشهای جنسیتی و خود جنسیت در فرآیند فرهنگپذیری و جامعهپذیری، روابط جنسیتی در زندگی روزمره، مقاومتهای صورتگرفته در مقابل قشربندیها وتبعیضهای جنسیتی در قالب موجهای اول و دوم جنبش فمینیسم و البته توسط مردم عادی، به علاوهی قدری چاشنی پیشبینیِ تأثیر تکنولوژی بر روی آیندهی جنسیت
شاید برای خیلیا مطالبش تکراری باشه اما بهرحال خوندنش خالی از لطف نیست. هرچند هرچند، ترجمه خیلی بد و انتخاب بعضی کلمات خیلی خیلی عجیب و غریبن و تو بخشایی که راجع به همجنسگراییه مترجم بعضی قسمتهای متن رو کلا به دلخواه خودش تغییر داده یا از پیش خودش چیزی اضافه کرده برای همین اگه بتونین انگلیسیشو بخونین یا انگلیسیشو بذارین کنار دستتون تا جاهاییکه حس کردین عجیب غریبه تطبیق بدین با متن اصلی بهتره.
باتلر معتقد بود جنسیت به شکلی بنیادی افراد را براساس هنجارهای موجود میسازد. در واقع جنسیت این نیست که ما چه شکلی هستیم، بلکه نظامی است که از طریق آن افراد خلق شدهاند. جنسیت تنها توسط ما انجام نمیشود یا تنها توسط دیگران نسبت به ما انجام نمیشود، بلکه جنسیت ما را میسازد و شکل میدهد؛ اما هرگز ما را به طور کامل نمیسازد. از آنجا که هنجارها تاحدی نسبیاند، بنابراین هر فرد تاحدی متفاوت با فرد دیگر وارد این فرایند میشود. جنسیت یک دارایی واقعی نیست که مردان و زنان از آن سهمی داشته باشند، بلکه یک تصور یا صورتی ظاهری است که تنها در ارتباط با آن چگونگی زیستن انسان ممکن میشود.