What do you think?


هفتهٔ مقدس
Cette Semaine Sainte est celle du 19 au 26 mars 1815. Le débarquement de l'île d'Elbe a eu lieu et «Bonaparte» a déjà dépassé Lyon. Louis XVIII est en fuite. Une indescriptible cohue l'accompagne, une foule de gens qui courent aussi vite qu'ils le peuvent de Paris à Béthune. C'est la Maison du Roi, la cour, les dignitaires, des maréchaux, les troupes qui sont restées loyales.La France, encore une fois, se trouve partagée en deux. Il y a la France du passé qui fuit avec Louis XVIII, et celle du présent, ses aspirations, ses espoirs, qui regarde du côté de Napoléon. L'empereur est-il plus proche de la Révolution, plus proche du peuple que les Bourbons ?Un tel livre, un tel roman est impossible à résumer. C'est le tableau de tout un peuple à un tournant de son destin, c'est l'immense poème épique d'une société saisie au milieu de ses convulsions les plus caractéristiques. C'est une somme poétique, historique, romanesque, l'un des plus beaux livres d'Aragon.
- GenresFrance
840 pages
First published January 1, 1958
About the author
Louis Aragon
281 books338 followersFrench writer Louis Aragon founded literary surrealism.
Louis Aragon, a major figure in the avant-garde movements, shaped visual culture in the 20th century. His long career as a poet, novelist, Communist polemicist and bona fide war hero secured his place in the pantheon of greats.
With André Breton and Phillipe Soupault, Aragon launched the movement and through Paysan de Paris (Paris Peasant), his novel of 1926, produced the considered defining text of the movement.
Aragon parted company with the movement in the early 1930s, devoted his energies to the Communist party, and went to produce a vast body that combined elements of the social avant-garde.
Aragon, a leading influence on the shaping of the novel in the early to mid-20th century, gave voice and images to the art. He, also a critic, edited as a member of the Académie Goncourt. After 1959, people frequent nominated him for the Nobel Prize.
Louis Aragon, a major figure in the avant-garde movements, shaped visual culture in the 20th century. His long career as a poet, novelist, Communist polemicist and bona fide war hero secured his place in the pantheon of greats.
With André Breton and Phillipe Soupault, Aragon launched the movement and through Paysan de Paris (Paris Peasant), his novel of 1926, produced the considered defining text of the movement.
Aragon parted company with the movement in the early 1930s, devoted his energies to the Communist party, and went to produce a vast body that combined elements of the social avant-garde.
Aragon, a leading influence on the shaping of the novel in the early to mid-20th century, gave voice and images to the art. He, also a critic, edited as a member of the Académie Goncourt. After 1959, people frequent nominated him for the Nobel Prize.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 16 of 16 reviews
May 16, 2025
Aragon's extensive work spans the period from Napoleon's return to Louis XVIII's flight. I loved it, but I understand that this book might put some readers off. If you love the Restoration period, I recommend it.
Did Not Finish
August 19, 2022DNF
A história parecia interessante: a divisão da França entre os partidários do rei (Luís XVIII) e Napoleão, que após fugir da ilha de Elba, avança para tomar Paris.
Mas após 58 penosas páginas, decidi que era tempo de desistir. Tenho demasiados livros que quero ler, para dedicar mais tempo a outras 500 e tal páginas cheias de personagens e alusões históricas que me são totalmente desconhecidas, acompanhadas de descrições pormenorizadas das fardas dos diferentes grupos de mosqueteiros e soldados do imperador.
A história parecia interessante: a divisão da França entre os partidários do rei (Luís XVIII) e Napoleão, que após fugir da ilha de Elba, avança para tomar Paris.
Mas após 58 penosas páginas, decidi que era tempo de desistir. Tenho demasiados livros que quero ler, para dedicar mais tempo a outras 500 e tal páginas cheias de personagens e alusões históricas que me são totalmente desconhecidas, acompanhadas de descrições pormenorizadas das fardas dos diferentes grupos de mosqueteiros e soldados do imperador.
July 24, 2018
احتیاجی نیست که حرف مو قبول داشته باشی. ممکنه اون به نظر دیگران زشت،معمولی و حتی مبتذل بیاد، ولی تو زشتی اونو نمی بینی،می فهمی چی میگم؟گاهی هم آدم شیفته چیزی میشه که باعث وحشت آدمه.
شاید فقط بر اثر عادت بود، پیش داوری هایی که همه دارند و هیچوقت آنها را جدا مورد بررسی قرار نداده اند،چون مثل هوا در آن غوطه می خوریم،تا موقعی که ناگهان می بینیم یمی به این صراحت منکر آنها می شود...
اکنون پیش روی من جز زمان چیزی نیست.زمانی که نمی گذرد. غیرقابل تحمل است.زمان کشنده. آیا برمی گردند و مرا از پای در می آورند؟
مردان و زنان چیزی جز حامل گذشته خود ، میراث خور یک دوره و مسئول یک رشته اعمال نیستند. البته بذر آینده هم هست.
احترام به همنوع .چیزی چندش آور تر از این نیست که انسان رفتار دیگران را به دلایل رذیلانه ای برای خود توجیه کند.
چیزی هراس انگیزتر از ترس در خواب نیست . در رویا ، ترس هست تا
ترس ناشی از چیست؟ از دروغی که در اندرون ما است، از امیال سرکوفته، ولی نیز ازمالی که دارم،و ممکن است از چنگم در ببرند، ترس از دزد.... آدمی چه رنجی می برد تا بیدار شود
شاید فقط بر اثر عادت بود، پیش داوری هایی که همه دارند و هیچوقت آنها را جدا مورد بررسی قرار نداده اند،چون مثل هوا در آن غوطه می خوریم،تا موقعی که ناگهان می بینیم یمی به این صراحت منکر آنها می شود...
اکنون پیش روی من جز زمان چیزی نیست.زمانی که نمی گذرد. غیرقابل تحمل است.زمان کشنده. آیا برمی گردند و مرا از پای در می آورند؟
مردان و زنان چیزی جز حامل گذشته خود ، میراث خور یک دوره و مسئول یک رشته اعمال نیستند. البته بذر آینده هم هست.
احترام به همنوع .چیزی چندش آور تر از این نیست که انسان رفتار دیگران را به دلایل رذیلانه ای برای خود توجیه کند.
چیزی هراس انگیزتر از ترس در خواب نیست . در رویا ، ترس هست تا
ترس ناشی از چیست؟ از دروغی که در اندرون ما است، از امیال سرکوفته، ولی نیز ازمالی که دارم،و ممکن است از چنگم در ببرند، ترس از دزد.... آدمی چه رنجی می برد تا بیدار شود
September 9, 2016
«Страстная неделя» не является тем образцом исторического романа, на текст которого можно опираться и обогащать знания о прошлом. Описываемые Арагоном события являются его личной интерпретацией, можно даже смело говорить об экзистенциализме. Присутствие автора наглядно, его мысли переплетаются с судьбами действующих лиц и служат цели лучше понять былое. В своих изысканиях Арагон погружается в отдалённые времена и развивает повествование до дней ему близких. И ему есть отчего говорить таким образом. XX век по драматичности ничем не уступал предшествующему столетию, такому же богатому на социальные потрясения.
(c) Trounin
(c) Trounin
July 4, 2026
هفته مقدس اثر لویی آراگون را به دو دلیل می توان «جنگ وصلح» فرانسوی دانست. دلیل اول آن است که تعداد اشخاص زیاد این داستان گرچه از شاهکار تولستوی کمتر است ولی با کمتر اثر دیگری قابل قیاس است و دوم این که این داستان ـ با فاصله چند سال ـ ادامه ماجرای ناپلئون است که تهاجم او به روسیه دستمایه ی تولستوی در خلق جنگ و صلح بوده است.
ناپلئون پس از یک سال تبعید در جزیره الب در هفته مقدس ـ هجدهم تا بیست و پنجم مارس ـ سال ۱۸۱۵ مخفیانه پا به خاک فرانسه گذاشته و به سوی پاریس شتافت. هفته ی مقدس در برگیرنده حوادث منتهی به استقرار ناپلئون در پاریس و فرار لویی هجدهم به انگلستان است.
آراگون این حادثه تاریخی را به قول مترجم، دستاویز نوشتن هفته مقدس قرارداده است که خود مایل نیست آن را اثری تاریخ نگارانه بدانیم. اودر این باره می گوید: « همه این حوادث راستین تاریخی را چنان کاویده ام که گویی هیچکدام از این وقایع در سال ۱۸۱۵ رخ نداده است. سرچشمه این حوادث در من و منحصرا در تجربه من است. این قصه، قصه آزمون من و امروزی است. »
آراگون بیش و پیش از آن که نویسنده با شد، شاعر است. بیان شاعرانه او در فصل دوازدهم، همزمان با اوج گرفتن داستان قوی تر و پررنگ تر می شود . دراین فصل پس از آن که دو افسر سواره نظام، یکی از جبهه امپراتور ـ ناپلپون ـ و دیگری از جبهه پادشاه ـ لویی هجدهم ـ روبروی یکدیگر قرار می گیرند و حادثه ای باعث رم کردن اسب یکی از آن دو و زمین خوردن و مصدو میت شدید او می شود آراگون گاه تمام قد در قامت یک شاعر ظاهر می شود : « ... شانه های آفتاب زلف درختان را نوازش خواهد کرد ... گلهای بنفش در میانه سبزینه کمرنگ جگنها با آن جوانه های فندقی تازه رخ نموده اند...»
هر یک از دو افسر در واقع نماینده بخشی از فرانسه دو پاره شده بین پادشاه و امپراتور اند. از ابتکارات جالب آراگون آن است که این دو افسر پیش از آن، در یک تابلوی نقاشی ، یکی مدل بدن و دیگری مدل سر تصویر افسر سواره نظامی سوار بر اسب بوده اند. جمله ای که افسر وفادار به پادشاه ـ و مدل سر در آن تابلو ـ هنگام سپردن پیکر دشمن مجروح خود به پزشک معالج می گوید، در واقع اشاره ای است به همین تابلو؛ « دکتر اینو عین تن خودم به دست شما می سپارم...»
آن نقاش که خود یکی از شخصیتهای محوری داستان است، « تئودور ژریکو» است؛ نقاش برجسته فرانسوی قرن نوزدهم و از بنیان گذاران مکتب رمانتیسیسم در نقاشی، و آن تابلو اثری است به نام افسر سوار نظام امپراطوری، «The Charging Chasseur» ـ یا چنانچه در کتاب راهنمای موزه لوور آمده است؛ « An officer of the imperial horse guards charging » ـ که ژریکو آن را تحت تاثیر روبنس خلق نموده و با آن در بیست ویک سالگی به شهرت رسیده است.
ژریکو نقاش مشهور اسبها و سوارکاران، دیوانگان و سرهای بریده و به علاوه خالق تابلوی بسیار مشهور و عظیم ـ حدود سی و پنج متر مربعی ـ کلک مدوسا «The Raft of the Medusa » است .
در هفته مقدس لویی آراگون هر از چند گاه، راوی را از دانای کل به اول شخص مفرد (نویسنده) ،یا بالعکس تغییر می دهد . او در فصل دهم با گفتن این جمله؛ « ای داد و بیداد باز می خواهم کاری بکنم که نباید کرد...» به ذکر داستانی از زندگی خود در سال ۱۹۱۹ ـ در سن ۲۲سالگی ـ می پردازد . درآن تاریخ اوبه عنوان پزشک در یکی از بخش اشغالی آلمان ـ توسط فرانسه ـ اقامت داشته است و از آن داستان، می توان دریافت که تحولات روحی تئودور ژریکوی نقاش در خلال داستان هفته مقدس، در واقع روشن کننده تحولی است که لویی آراگون شاعر دادائیست و سوررئالیست را به شخصیتی سیاسی و متعهد تبدیل نموده است.
آراگون در فصل ۱۳ نیت خود را از خلق این اثرخواندنی، حجیم و چند لایه چنین بیان کرده است: « مقصود اول من از نگارش این کتاب آن بود که مقایسه بین دوره های غیر قابل مقایسه را بکوبم و نفی کنم. چیزی ابلهانه تر و مسخره تر از این نیست که گذشته را از روی حال داوری و توجیه کنیم. نادرست تر و خطرناک تر از این کاری وجود ندارد... سرباز سال ۱۸۱۵ با سرباز سال ۱۹۴۰ فرق دارد. حتی اگر دور نما و آشفتگی عقب نشینی شبیه به هم باشند. چون تضاد های آن با تضاد های این فرق دارد، زیرا مفهوم واژه ها از آن دوره به این دوره دگرگون شده است. مثلا در سال ۱۸۱۵ هنوز کاملا عادی شمرده می شد که دست محکومی را قبل از اعدام با تبر ببرند. در آن دوره هنوز در برابر مفهوم ملیت مفهوم دیگری وجود نداشت که با آن معارضه کند... واژه انسانیت بی معنی بود. جنگ فقط وقتی جنایت شمرده می شد که آن را باخته باشند و غیره. »
ناپلئون پس از یک سال تبعید در جزیره الب در هفته مقدس ـ هجدهم تا بیست و پنجم مارس ـ سال ۱۸۱۵ مخفیانه پا به خاک فرانسه گذاشته و به سوی پاریس شتافت. هفته ی مقدس در برگیرنده حوادث منتهی به استقرار ناپلئون در پاریس و فرار لویی هجدهم به انگلستان است.
آراگون این حادثه تاریخی را به قول مترجم، دستاویز نوشتن هفته مقدس قرارداده است که خود مایل نیست آن را اثری تاریخ نگارانه بدانیم. اودر این باره می گوید: « همه این حوادث راستین تاریخی را چنان کاویده ام که گویی هیچکدام از این وقایع در سال ۱۸۱۵ رخ نداده است. سرچشمه این حوادث در من و منحصرا در تجربه من است. این قصه، قصه آزمون من و امروزی است. »
آراگون بیش و پیش از آن که نویسنده با شد، شاعر است. بیان شاعرانه او در فصل دوازدهم، همزمان با اوج گرفتن داستان قوی تر و پررنگ تر می شود . دراین فصل پس از آن که دو افسر سواره نظام، یکی از جبهه امپراتور ـ ناپلپون ـ و دیگری از جبهه پادشاه ـ لویی هجدهم ـ روبروی یکدیگر قرار می گیرند و حادثه ای باعث رم کردن اسب یکی از آن دو و زمین خوردن و مصدو میت شدید او می شود آراگون گاه تمام قد در قامت یک شاعر ظاهر می شود : « ... شانه های آفتاب زلف درختان را نوازش خواهد کرد ... گلهای بنفش در میانه سبزینه کمرنگ جگنها با آن جوانه های فندقی تازه رخ نموده اند...»
هر یک از دو افسر در واقع نماینده بخشی از فرانسه دو پاره شده بین پادشاه و امپراتور اند. از ابتکارات جالب آراگون آن است که این دو افسر پیش از آن، در یک تابلوی نقاشی ، یکی مدل بدن و دیگری مدل سر تصویر افسر سواره نظامی سوار بر اسب بوده اند. جمله ای که افسر وفادار به پادشاه ـ و مدل سر در آن تابلو ـ هنگام سپردن پیکر دشمن مجروح خود به پزشک معالج می گوید، در واقع اشاره ای است به همین تابلو؛ « دکتر اینو عین تن خودم به دست شما می سپارم...»
آن نقاش که خود یکی از شخصیتهای محوری داستان است، « تئودور ژریکو» است؛ نقاش برجسته فرانسوی قرن نوزدهم و از بنیان گذاران مکتب رمانتیسیسم در نقاشی، و آن تابلو اثری است به نام افسر سوار نظام امپراطوری، «The Charging Chasseur» ـ یا چنانچه در کتاب راهنمای موزه لوور آمده است؛ « An officer of the imperial horse guards charging » ـ که ژریکو آن را تحت تاثیر روبنس خلق نموده و با آن در بیست ویک سالگی به شهرت رسیده است.
ژریکو نقاش مشهور اسبها و سوارکاران، دیوانگان و سرهای بریده و به علاوه خالق تابلوی بسیار مشهور و عظیم ـ حدود سی و پنج متر مربعی ـ کلک مدوسا «The Raft of the Medusa » است .
در هفته مقدس لویی آراگون هر از چند گاه، راوی را از دانای کل به اول شخص مفرد (نویسنده) ،یا بالعکس تغییر می دهد . او در فصل دهم با گفتن این جمله؛ « ای داد و بیداد باز می خواهم کاری بکنم که نباید کرد...» به ذکر داستانی از زندگی خود در سال ۱۹۱۹ ـ در سن ۲۲سالگی ـ می پردازد . درآن تاریخ اوبه عنوان پزشک در یکی از بخش اشغالی آلمان ـ توسط فرانسه ـ اقامت داشته است و از آن داستان، می توان دریافت که تحولات روحی تئودور ژریکوی نقاش در خلال داستان هفته مقدس، در واقع روشن کننده تحولی است که لویی آراگون شاعر دادائیست و سوررئالیست را به شخصیتی سیاسی و متعهد تبدیل نموده است.
آراگون در فصل ۱۳ نیت خود را از خلق این اثرخواندنی، حجیم و چند لایه چنین بیان کرده است: « مقصود اول من از نگارش این کتاب آن بود که مقایسه بین دوره های غیر قابل مقایسه را بکوبم و نفی کنم. چیزی ابلهانه تر و مسخره تر از این نیست که گذشته را از روی حال داوری و توجیه کنیم. نادرست تر و خطرناک تر از این کاری وجود ندارد... سرباز سال ۱۸۱۵ با سرباز سال ۱۹۴۰ فرق دارد. حتی اگر دور نما و آشفتگی عقب نشینی شبیه به هم باشند. چون تضاد های آن با تضاد های این فرق دارد، زیرا مفهوم واژه ها از آن دوره به این دوره دگرگون شده است. مثلا در سال ۱۸۱۵ هنوز کاملا عادی شمرده می شد که دست محکومی را قبل از اعدام با تبر ببرند. در آن دوره هنوز در برابر مفهوم ملیت مفهوم دیگری وجود نداشت که با آن معارضه کند... واژه انسانیت بی معنی بود. جنگ فقط وقتی جنایت شمرده می شد که آن را باخته باشند و غیره. »
September 24, 2025
Un poet care scrie romane istorice, având grijă să-și averizeze potențialii cititori că orice asemănare cu faptele prezentate în roman este doar rodul întâmplării.
Ciudat. Dar acesta este Aragon. Iar un subiect mai ofertant decât Napoleon Bonaparte și cele o sută de zile de speranță după întoarcerea din exilul de pe insula Elba mai greu de găsit...
Ciudat. Dar acesta este Aragon. Iar un subiect mai ofertant decât Napoleon Bonaparte și cele o sută de zile de speranță după întoarcerea din exilul de pe insula Elba mai greu de găsit...
December 12, 2019
Ce fut fastidieux. Pourtant, j'aime lire Aragon et m'intéresse bcp à la période en question dans le livre.
December 26, 2021
Not badly written, but difficult to get into.
May 30, 2022
کار گوه نیخره((((:
July 28, 2024
gros pavé je l’ai lu il y a longtemps mais je me souviens à quel point il a duré, j’en reste dubitative
August 24, 2020
Reçu touffu, labyrinthique, désarçonnant, d’un tournant de l’histoire de France, les Cent-Jours, quand la France ne sait plus si elle doit se fier au Roi, à l’Empereur ou à la Révolution. Les circonvolutions du récit épousent celles des nombreux personnages qui hésitent au fil de la route qui les mènent de Paris à la frontière belge, alors qu’Aragon tente de démêler les ressorts des destinées politiques à hauteur d’homme.
January 6, 2015
Faut être honnête. Livre très décevant. J'ai connu Aragon plus flamboyant. A oublier et vite. Car 650 pages de Pléïade pour raconter (mal) la semaine de la fuite du Roi alors que Napoléon attaque ces 100 jours....l'histoire aurait pu être superbe. Ce n'est pas le cas...
December 30, 2014
Quel pavé!J'ai fait effort pour aller jusqu'au bout de ce roman où seul Géricault donne un peu de chair à l'histoire.
May 8, 2008
gigantic retournement de veste
Displaying 1 - 16 of 16 reviews












